نگاهی دیگر: مرگ گفتمان احیا شده

احمدی نژاد، خامنه ای حق نشر عکس Khamenei.ir
Image caption با گذشت حدود دو سال از انتخابات ۸۸، مشخص شد آنچه که رهبر جمهوری اسلامی و حلقه یاران نزدیک او، از آن به عنوان "احیای گفتمان انقلاب" نام می بردند، چیزی نبود جز حذف اصلاح طلبان از مناصب حکومتی

هنوز چند ماه از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد نگذشته بود که بسیاری از کارشناسان اقتصادی و سیاسی، اظهار نگرانی در خصوص عملکرد دولت نهم را آغاز کردند و در هر فرصتی نسبت به پیامد های درازمدت و حتی کوتاه مدت آن هشدار دادند.

اما آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی و همه "چشم دوختگان به دهان رهبری" در برابر اظهار نگرانی ها به حمایت از محمود احمدی نژاد می پرداختند. حتی بخشی از اصولگرایان که حاضر نبودند به حمایت چشم و گوش بسته از دولت متهم شوند نیز در برابر نابسامانی ها، سکوت پیشه می کردند وانتقادات اصلاح طلبان از دولت را به رسمیت نمی شناختند.

با گذشت دو سال از ریاست محمود احمدی نژاد بر دولت و به موازات آشکار شدن برخی نابسامانی ها در عملکرد دولت، اصلاح طلبان و کارشناسان مستقل بر حجم انتقادات و اعتراضات افزودند.

حامیان دولت هم متقابلاً روش های خشن تری برای مقابله با منتقدان در پیش گرفتند. آنها عده ای را مأمور کردند با "‌وحشت آفرینی و تهدید منتقدان"‌ حتی الامکان از علنی شدن انتقادات، جلوگیری و مانع افزوده شدن بر تعداد کسانی شوند که جرئت اعتراض علنی داشتند.

نطق شدید اللحن الیاس نادران که روز سی ام خرداد ماه ۸۵ در مجلس هفتم ایراد گردید، اگر چه ظاهرا پاسخگویی به نامه پنجاه اقتصاددان معترض بود اما نگاهی به متن آن نشان می داد او وظیفه "آغاز ارعاب منتقدان" را به عهده گرفته است.

به گزارش خبرگزاری فارس، الیاس نادران با اشاره به آنچه که آن را هجمه های سازمان یافته علیه دولت نهم می نامید، گفت:"زخم خوردگان از جریان اصولگرایی، ویژه خواران بریده دست از بیت المال و موج سواران مدیریت اقتصادی ۱۶ سال گذشته که خود را تازه به دوران رسیده نمی دانند و بارها و بارها آزمون شکست خورده سیاست های نولیبرالی را در این کشور تجربه کرده اند؛ اکنون اصل اصولگرایی و جریان خدمتگزار صادق را به چالش می کشند."

پس از آن هم عده ای از هواداران دولت، همین ادعا را تکرار کردند که "همه منتقدان اقتصادی دولت، کسانی هستند که دستشان از رانت خواری های بزرگ، کوتاه شده است."

اما زمان زیادی طول نکشید تا اعتراضات ضد دولتی به درون جناح محافظه کار - یا اصولگرایان - نیز راه یابد.

البته نزدیک شدن انتخابات مجلس هشتم و لزوم "مخالف خوانی" برای جلب اعتماد اکثریت مردم به جناح اصولگرا نیز در تغییر لحن آن جناح نسبت به دولت، بی تأثیر نبود. ضمن آنکه رفتار گروه هوادار محمود احمدی نژاد، بسیاری از حامیان سابق او را نگران می ساخت که او در اندیشه حذف اصولگرایان سنتی از مجلس و جایگزین ساختن عوامل خود به جای آنان است.

تغییر نحوه تعامل اصولگرایان با یکدیگر، بلافاصله در تغییر ادبیات حامیان اولیه محمود احمدی نژاد با یکدیگر متجلی شد و اکثریت مردم در جریان آن قرار گرفتند.

در فضای جدید، تندخوترین حامیان اولیه محمود احمدی نژاد - از جمله الیاس نادران- در کنار احمد توکلی و تعداد دیگری از عناصر سرشناس طیف موسوم به اصولگرایان قرار گرفتند و شدیدترین انتقادات را متوجه دولت و رئیس آن کردند.

اختلاف میان محمود احمدی نژاد و حامیان واقعی یا دستوری به جایی رسید که در اواخر سال ۸۷ حمایت بخشی از اصولگرایان از کاندیدایی به غیر از محمود احمدی نژاد در انتخابات دهم ریاست جمهوری، به عنوان یک احتمال قوی در برخی رسانه ها مطرح شد.

البته با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات و به ویژه با حمایت علنی رهبر جمهوری اسلامی از محمود احمدی نژاد در سخنرانی اوایل بهار ۸۸ در کردستان، آشنایان با عرصه سیاسی ایران به خوبی متوجه شدند که رهبری به هیچ وجه حاضر به پذیرش نتیجه ای از انتخابات نخواهد شد که مفهوم آن "نه" به حمایت های او از محمود احمدی نژاد است.

اما در گوشه و کنار، همچنان انتقاداتی متوجه محمود احمدی نژاد و دولت او می شد. در مقابل، گروهی از اصولگرایان که به رسانه های پُر خرج حکومتی و تریبون های بی شمار نزدیک به رهبری دسترسی داشتند، همچنان به حمایت های بی منطق خود از رئیس دولت ادامه می دادند.

آنها مدعی بودند در"دولت سوم تیر" و به دست "معجزه هزاره سوم"، گفتمان انقلاب اسلامی "احیا" شده و لذا بایستی به هر نحو ممکن، تداوم فعالیت این دولت را تضمین کرد.

البته با گذشت دو سال از نمایش انتخاباتی ۸۸، مشخص شد آنچه که رهبر جمهوری اسلامی و حلقه یاران نزدیک او، از آن به عنوان "احیای گفتمان انقلاب" نام می بردند، چیزی نبود جز حذف اصلاح طلبان از مناصب حکومتی. بهترین دلبل برای اثبات این ادعا، اظهار نگرانی مکرر اصولگرایان از گسترش فساد اقتصادی در میان دولتی ها و تأکید ایشان بر افزایش نفوذ "جریان انحرافی" در دولت محمود احمدی نژاد و تکرار این ادعاها در تریبون هایی بود که تا چند ماه قبل از آن، موظف به حمایت از محمود احمدی نژاد و دولت او بودند.

البته، همزمان با این تغییر لحن نسبت به دولت دهم، همچنان ادعای "احیای گفتمان انقلاب" در دولتِ بعد از دولتِ اصلاحات مورد پافشاری قرار می گرفت.

حق نشر عکس ISNA
Image caption در دوره "روابط تغییر یافته اصولگرایان و احمدی نژاد" ادعاهای زیادی علیه دولت در تریبون های نزدیک به رهبری مطرح شد

اصولگرایانی که تا چندی قبل از آن نگران تبدیل انتخابات سال ۸۸ به رفراندوم "نه" در برابر حمایت رهبری از محمود احمدی نژاد بودند، این بار با چراغ سبز رهبری پرچم دار طرح ادعاهایی علیه "یاران احمدی نژاد" شدند که حتی در شدید ترین حملات اصولگرایان علیه دولت محمد خاتمی، با این جدیت مطرح نشده بود.

در دوره "روابط تغییر یافته اصولگرایان و احمدی نژاد" ادعاهای زیادی علیه دولت در تریبون های نزدیک به رهبری مطرح شده که "انحراف در دیپلماسی خارجی، سوء استفاده های کلان مالی، به کارگیری امکانات و اموال دولتی برای اعمال نفوذ در انتخابات، دخالت دادن اجنه وارواح خبیثه در تصمیم گیری های دولتی، زیرپاگذاشتن مبانی دینی، تلاش برای حذف روحانیت از حکومت و نهایتا ادعای بی نیازی به ولایت فقیه، مهم ترین آنها بوده است.

نگاهی به تنوع این اتهامات و حجم گسترده آن، که همچنان با ادعای "احیای گفتمان انقلاب" در این سال ها تلفیق می شود، نشان می دهد از نگاه "اصولگرایانِ ولایتمدار،‌ تنها تغییر خوشحال کننده سال های اخیر در عرصه سیاسی ایران، حذف اصلاح طلبان از مجلس و دولت بوده و گرنه به زعم ایشان، جریان های انحرافی مالی، سیاسی، و فرهنگی و نیز حامیان دیپلماسی خارجی غیر انقلابی" نه تنها از عرصه مدیریت کشور حذف نشده اند، بلکه بر میزان نفوذ آنها افزوده شده تا جایی که حتی رئیس دولت را مسحور خود ساخته اند.

درواقع، تغییر نحوه تعامل با دولت، به این مفهوم است که ولایتمداران به عنوان قوی ترین و پُرنفوذترین بخش جریان اصولگرایی، حساب دولت محمود احمدی نژاد را از "جریان احیاگر گفتمان انقلاب" جدا کرده اند.

درست در اوج این جداسازی های آشکار، عده ای از اصلاح طلبان، دعوت "غیر رسمی و مشکوک" بخش ظاهرا معتدل اصولگرایان را جدی گرفته اند و خود را برای شرکت در انتخابات مجلس نهم آماده می کنند یا آنکه شرایطی برای حضور در انتخابات، مطرح می نمایند.

این در حالی است که واکنش رهبر جمهوری اسلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران وعناصر اصلی در دفتر رهبری نشان می دهد که "دعوت مشکوک" از اصلاح طلبان، تنها با هدف درگیر کردن ذهن بخش هایی از جامعه با موضوع انتخابات صورت گرفته است و هیچ اراده ای برای پذیرفتن مجدد اصلاح طلبان در حاکمیت وجود ندارد.

حتی اگر بنا بر بعضی مصلحت اندیشی ها یا با برخی انگیزه های دیگر، مصالحه موقت با بخش هایی از اصلاح طلبان در دستور کار حاکمیت قرار گیرد، بخش سرکوبگر سپاه که رهبری ادامه حکومت خود را مدیون آنهاست به او اجازه مصالحه نخواهند داد.

اما اگر کسانی هنوز به سخنان "ظاهر فریب" برخی اصولگرایان مبنی بر "آمادگی برای پذیرش مجدد اصلاح طلبان در حاکمیت" ‌باور دارند، باید به این نکته بیندیشند که "بازگشت اصلاح طلبان به حاکمیت، چه مفهومی برای عناصر افراطی و نیروهای سرکوبگر دارد ؟"

آنها در شش سال اخیر به بهانه های گوناگون، شادمانی خود را از "خانه نشینی یا زندانی شدن اصلاح طلبان" ابراز داشته اند، زیرا به ادعای ایشان، این حذف، منجر به "‌احیای گفتمان انقلاب" شده است.

اظهارات ماه های اخیر اصولگرایان ولایتمدارهم نشان می دهد که خوشحالی یا تظاهر آنها به خوشحالی، تنها معطوف به همان حذف است و نه مرتبط با نیروهایی که ‪کرسی های خالی اصلاح طلبان را تصرف کرده اند

در چنین شرایطی، موافقت با حضور مجدد اصلاح طلبان در قدرت، به معنای تن دادن به مرگ گفتمانی است که در شش سال اخیر، ادعای احیای آن، سرگرم کننده افراطی ترین حامیان حکومت بوده و فضا را برای متنعم شدن گروه دیگری آماده کرده است.

به نظر می رسد که حاکمیت فعلی، هیچ چاره ای جز حفظ این دو گروه از حامیان خود ندارد؛ زیرا از دست دادن آنها به معنای مرگ کامل حاکمیت خواهد بود. ضمن آنکه حتی تصور بازگشت اصلاح طلبان به حکومت، بخش سرکوبگر حکومت - که بابت اقداماتش در دوسال اخیر، پاداش های کلان سیاسی و اقتصادی به چنگ آورده اند- را به شدت وحشت زده خواهد ساخت و آنها را نسبت به ادامه همراهی کامل با کسانی که از سوی منتقدان کودتاگر شناخته می شوند، مردد خواهد کرد.

به همین دلیل می توان گفت رأس حاکمیت ، حتی به فرض تمایل، قادر به همراهی مجدد با اصلاح طلبان نخواهد بود؛ اگر چه دلایل فراوان، حاکی از عدم تمایل "رأس نظام" برای بازگشت از مسیری است که در سال های اخیر توسط نظام طی شد.‌

به همین دلیل است که منتقدان بر این باورند که بهتر است اصلاح طلبانی که اظهار تمایل آنها برای شرکت در انتخابات، موجب امیدواری حاکمیت به منحرف شدن ذهن مردم از واقعیت کشور شده، قدری به این نکته بیندیشند و بیش از این درعرصه ای نقش آفرینی نکنند که نتیجه آن سلب اعتماد عمومی از اصلاح طلبان و تقویت موضع حاکمان فعلی است .