شکنجه در زندان‌های ایران؛واقعیت یا اتهام

دولت و مسئولان ایران تاکنون بارها زندان‌های ایران حق نشر عکس rahana
Image caption دولت و مسئولان ایران تاکنون بارها خبر آزار و شکنجه زندانیان سیاسی را تکذیب کرده‌اند

اذیت و آزار و شکنجه زندانیان سیاسی در ایران موضوعی است که پس از انقلاب بارها مطرح شده است و زندانیان سیاسی بارها تجارب مختلفی از آزار و شکنجه در هنگام بازداشت و دوران بازجویی و گذراندن محکومیت خود نقل کرده‌اند. اما تمامی این سخنان از سوی مسئولان قضایی و دولتی ایران رد شده و افرادی که این سخنان را مطرح می‌کنند متهم به تخریب چهره نظام اسلامی می‌شوند.

پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران و اعتراض‌های مردمی به نتیجه آن و سرکوب بسیاری از این منتقدان و معترضان تعداد زیادی بازداشت شده و پس از مدتی نیز به زندان محکوم شدند. برخی از این زندانیان به شکل گروهی یا فردی نامه‌هایی را خطاب به مسئولان ایران نوشتند و در آن از شکنجه‌ها و بدرفتاری زندانبانان سخن گفتند.گروهی نیز در مصاحبه‌هایی که با رسانه‌ها داشتند از تجربه برخوردهای خشن بازجویان و شکنجه‌ها مسائلی را بیان کردند.

سلمان سیما یکی از دانشجویانی است که در ۲۲ خردادماه سال ۱۳۸۹ برای سومین بار بازداشت شد. او در خصوص تجربه‌ دوران بازجویی و نحوه رفتار بازجوها به بی بی سی فارسی گفت:" حدود شش ساعت زیرزمین یک مدرسه محبوس بودم و سرانجام ما را به بند دو الف سپاه آورند. در ابتدای کار برخوردشان بسیار بد بود. من هم از همان لحظه تصمیم به اعتصاب غذای خشک گرفتم. پس از پایان بازجویی مقدماتی به زندانبان و مامور همراهم اعلام کردم که اعتصاب غذا کرده‌ام."

به گفته آقای سیما او به اعتصاب غذایش ادامه داده و پس از اولین تماس تلفنی پس از چهار روز متوجه می‌شود که خانواده و دوستانش پیگیر پرونده او هستند و موضوع بازداشت او رسانه‌ای شده است. آقای سیما در خصوص دوره اعتصاب چنین گفت :"تا مرز کما رفته بودم و یادم هست همان زندان‌بان و مامور قوی هیکلی که شب اول مرا زده بود و می‌گفت اعتصاب کن تا بمیری، این بار در بالای سرم حاضر شده بود و صدایش هنوز در گوشم هست که می‌گفت:"عزیزم با چه طعم آب میوه دوست داری اعتصاب غذایت رو بشکنی؟"

در حالی که آقای سیما به صراحت از اعتصاب غذایش سخن گفته،غلامحسین اسماعیلی رئیس سازمان زندان‌ها در مصاحبه‌ای که در مردادماه سالجاری با خبرگزاری مهر داشت در مورد اعتصاب غذا در زندان‌های ایران گفت:"جریان اعتصاب غذا بیش از اینکه واقعی باشد امری تبلیغاتی است و افرادی به دنبال بهره‌برداری از این جریان هستند و در بسیاری موارد زندانی نه اعتصاب کرده نه قصد اعتصاب غذا دارند. ما در درون زندان اعتصاب غذا به آن صورت که رسانه‌های بیگانه می‌گویند نداریم . گاهی زندانی در هنگام تقسیم غذا اذعان می‌کند که در اعتصاب است. گاهی هم عملا از دریافت غذا امتناع می‌کند دلیل آن هم اعتصاب نیست چون ممکن است زندانی روزه یا بیمار باشد و یاخودش خوراک مورد نظرش را از فروشگاه زندان تامین کرده باشد."

هدی صابر، روزنامه‌نگار و از فعالان ملی مذهبی نیز که در زندان اوین بود، در اعتراض به مرگ هاله سحابی دست به اعتصاب غذا زد و در بیمارستان جان سپرد.هاله سحابی،از فعالان سیاسی و اجتماعی، که برای شرکت در مراسم تشییع جنازه پدرش، عزت‌الله سحابی، در مرخصی از زندان به سر می‌برد، در ماه خرداد و پس از درگیری با ماموران امنیتی در این تشییع جنازه، درگذشت .

ضرب و شتم زندانیان

حق نشر عکس mehr
Image caption آقای اسماعیلی شکنجه در زندان‌های ایران را "دروغ شاخدار"می‌داند

غلامحسین اسماعیلی، رئیس سازمان زندان‌ها همچنین در خصوص شکنجه و بدرفتاری در زندان‌های ایران گفته که "شکنجه در زندان‌های ایران یکی از دروغهای شاخ‌دار است. در زندان‌های جمهوری اسلامی ایران شکنجه معنا و مفهوم ندارد و این از افتخارات زندانها است."

او اضافه کرده "شکنجه در زندان‌هایی انجام می‌شود که توسط پلیس اداره می‌شود و زندانی دائما در حال بازجویی است ولی در ایران زندان‌ها توسط پلیس و قاضی اداره نشده و به صورت مستقل زیر مجموع سازمان زندانها وتحت نظارت قوه قضائیه است."

عباس حکیم زاده، یکی دیگر از دانشجویانی که در سالهای اخیر چندین بار بازداشت شده در خصوص تجربه بازداشتش در سال ۱۳۸۸ به بی بی سی فارسی گفت:"چندماه مانده به انتخابات بازداشت شدم تا حدود یک ماه بعد از انتخابات نیز به دستور قضایی شعبه امنیت دادسرای انقلاب تهران در بازداشت بودم و بعد از آزادی درگیر روال و سیر قضایی پرونده بودم به همین دلیل از نزدیک با قاضی علی‌اکبر حیدرفر و قاضی حداد (حسن زارع دهنوی) از نزدیک ملاقات داشتم."

آقای حکیم زاده از دیدارش با آقای حیدری فر چنین گفت:" روی صندلی نشسته بود و بازجو دستم را گرفت و کشید، سرم را به زور تراشیده بودند و چشم‌بندی که بسیار محکم بسته شده بود وارد یکی از اتاقهای بازجویی شدم، بازجو پشت سرم ایستاد و گفت" می‌شینی روی صندلی، چشم بندت را در ‌می‌آوری و فقط به حاج آقا نگاه می‌کنی." چشم بند را برداشتم و آقای حیدری بازپرس پرونده روبرویم نشسته بود، سوالاتی که جنبه تفهیم اتهام داشت از من پرسیده شده مثل ارتباط با منافقین جوابم منفی بود ولی بازجو ازپشت سر در جواب هر سئوال قصه‌ای تعریف می کرد، در نهایت آقای حیدری که در حال یادداشت بود گفت چیزی نگفتی که به درد ما بخورد."

آقای حکیم زاده ادامه می دهد" بازجو در همان زمان گفت جلوی قاضی پرونده بهت می گویم تقاضا کردیم که دستمان را در مورد تو باز بگذراند دستمان کاملا باز است. حیدری فر سکوت کرد. متنی که قاضی نوشته بود را خواستند امضا کنم و انگشت بزنم مجال چون و چرا و یک بار خواندن متن نبود. از فردای آن شب نیز شروع به تجربه 'دست بازشان'کردم."

این دانشجو که در سال ۱۳۸۷ نیز زندانی بوده است در خصوص ملاقاتش با قاضی حداد گفت:" از هر دری سخنی مطرح شد تا بحث به آزار واذیت در زمان بازداشت رسید، پرسید مگر چه کارتان کردند؟ یکی توی صورتتان بزنند که اسمش نمی‌شود شکنجه، من هم گفتم شما خوب می‌دانید که بیش از یک سیلی بوده است در جواب گفت وقتی مسئول پرونده به نکته‌ای می‌رسد و برایش مسجل می‌شود ولی شما مقاومت می‌کنید و چیزی که باید را نمی‌گوئید خوب او هم مجبور است شدت عمل نشان دهد."

آقای سیما نیز خاطره‌ای از یکی از همبندانش نقل می‌کند:" در بند دو الف سپاه مدتی با سلمان سیما هم بند بوده است، گفت "وقتی زیر بار خواسته بازجویان نرفتم، من را تا سر حد بیهوشی کتک زدند و در حالیکه نمی‌توانستم بر پاهایم بایستم مرا کشان کشان به جایی انداختند که به آن' سگ‌دونی' می گفتند.سگ‌دونی محلی است که هیچ نوری ندارد و در آن تنها به اندازه ای جا هست که بتوانی زانوهایت را بغل کنی و بنشینی.در این محل دریچه خیلی کوچکی برای تهویه هوا تعبیه شده است.بنا به گفته این زندانی گمنام در روز دوم یا سوم انتقال او به سگ دانی این زندانی از استنشاق بازدم خودش بیهوش شده است."

اما این‌گونه روایت‌ها تنها محدود به زندانیان مرد نیست، زندانیان سیاسی زن زندان اوین نیز در نامه‌ای که در اوایل خردادماه سالجاری منتشر شد، از شرایط نامناسب خود سخن گفته‌اند. در بخشی از این نامه که پیشتر در سایت‌های جرس و کلمه منتشر شده با اشاره به شیوه بازجویی آمده است:"به طور کلی یکی از روشهای بازجویان در خصوص برخی از بازداشت شدگان استفاده از کلمات خشن جنسی است. به این صورت که با مطرح کردن مسائل جنسی تلاش می‌شود مقاومت فرد بازداشت شده را بشکنند."

در این نامه با اشاره به اینکه طبق قانون شکنجه علیه متهم جهت اعتراف ممنوع است آمده که در بازداشت‌گاه های وزارت اطلاعات و سپاه اعمال شکنجه از جمله روش های معمول برای اعتراف است. "سیلی زدن، تو سری، پرتاب اشیا یا صندلی به سوی متهم و ضرب و شتم با مشت از روشهای مورد استفاده در شکنجه است."

اما که غلامحسین محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضائیه و وزیر پیشین اطلاعات ایران در همان زمان ضمن تکذیب بدرفتاری بازجوها، اعمال شکنجه در زندان و بازداشتگاه‌ها را غیر ممکن دانسته بوده است.

مطالب مرتبط