پژواک: اصلاح طلبان و پرسشی به نام حجاب اجباری

همزمان با اوج گرفتن دوباره برخوردها در ایران با شهروندانی که به بی حجابی یا بدحجابی متهم می شوند به مسئله حجاب و رابطه آن با قدرت سیاسی در جمهوری اسلامی و مواضع منتقدان و مخالفان دولت می پردازیم.

در هفته های اخیر اگرچه اجرای طرح عفاف و حجاب و برخی اختلاف نظرها بر سر نحوه برخورد با شهروندان را دست کم در گفتار در میان مسئولان بلندپایه جمهوری اسلامی آشکار کرد اما همزمان به این بحث نیز دامن زد که موضع اصلاح طلبان منتقد جمهوری اسلامی و مخالفان دولت که عمدتا تحت عنوان جنبش سبز شناخته می شوند دربرابر حجاب اجباری چیست یا چه باید باشد؟

در برنامه اين هفته پژواک، اين موضوع در گفت وگوی جمشيد برزگر با مسیح علی نژاد و سراج الدین میردامادی، دو روزنامه طلب نزدیک به اصلاح طلبان، بررسی می شود.

آقای میردامادی، بحث برخورد با کسانی که ایران از آنها بعنوان بی حجاب یا بدحجاب نام برده می شود بحث تازه ای نیست، از آغاز انقلاب، یا پس از پیروزی انقلاب، این برخوردها همواره مشاهده شده است. در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی همین بحث وجود داشت و تا امروز هم ادامه پیدا کرده است. اما کمتر دیده شده است یا شاید اصلا دیده نشده است که درواقع اصلاح طلبان به طور مشخص درمورد مسئله حجاب و این نوع برخوردها موضع گیری بکنند. شما علت آن را در چه می بینید؟

سراج الدین میردامادی: مقوله حجاب اجباری، آنچه که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به اجرا گذاشته شد، بارها از سوی اصلاح طلبان هم به نقد کشیده شده است و به طور مشخص آقای کروبی، یکی از دو کاندیدای اصلی اصلاح طلبان، در ایام تبلیغات انتخاباتی خودش بارها و بارها به این مسئله اشاره کرد، و بسیاری از اصلاح طلبان با مسئله حجاب اجباری مخالفت کردند و این مسئله جدیدی نیست.

اما این که خود مسئله حجاب و چارچوب دینی آن ریشه های اعتقادی اسلامی آن از ابعاد فقهی آن گرفته تا تا ابعاد معرفت شناسانه، مقوله دیگری است که باز کم و بیش نواندیشان دینی بویژه افرادی مثل آقای محمد مجتهد شبستری و آقای یوسفی اشکوری و دیگر افراد نزدیک به تفکر دکتر شریعتی که باز در همین حوزه عمومی نیروهای اصلاح طلب و روشنفکر جامعه ایران هستند هم در این خصوص مباحثی داشته اند و چالش هایی را وارد کردند و دیدگاه های نوگرایانه را در برابر نیروهای سنتی که متن محور هستند و براساس فقه و احادیث نظر می دهند را هم ما داشتیم.

این مبحثی نیست که طرح نشده باشد، اما این موج جدید و این نوع برخوردی که دولت دهم انجام می دهد از مقوله دیگری است که در ادامه بحث به آن خواهم پرداخت.

خانم علی نژاد، آیا شما موافق هستید با آنچه که آقای میردامادی گفتند؟ یعنی فکر می کنید که مواضع اصلاح طلبان بعنوان یک نیروی سیاسی دربرخورد با مقوله ای بعنوان حجاب و حجاب اجباری که بهرحال ابعاد سیاسی هم دارد بعنوان مثال با خواسته های فعالان جنبش زنان منطبق است؟

مسیح علی نژاد: باید بدون تعارف خدمت شما عرض کنم که اصلاح طلبان اساسا وارد این مبحث نشده اند. طبیعتا فکر نمی کنم سوال شما درمورد مبنای فقهی و اعتقادی بحث حجاب به لحاظ فلسفه حجاب و ریشه های دینی آن باشد. گمان من این است که سوال شما این است آیا از جایگاه سیاسی و این که اصلاح طلبان در قدرت بودند مشخصا دیدگاه خودشان را راجع به حجاب اجباری مطرح کردند یا نه.

اگر متوجه سوال شما شده باشم، باید بگویم اتفاقا این تنها موردی بود که من همواره این انتقاد را داشتم، حالا من بعنوان یک روزنامه نگار اصلاح طلب که در رونامه های اصلاح طلب هم کار می کردم. به لحاظ این که وقتی شما با توده مردم و با نسل جوان جامعه ارتباط برقرار می کنید نمی توانید این سوال را از سیاستمداران طرح نکنید که دغدغه شما چیست و درواقع موضع سریع و شفاف شما چیست. متاسفانه هیچ پاسخی در این زمینه داده نشده است و پاسخی که من بعنوان یک روزنامه نگار می توانم بگویم این است که آنها نگرانی ها و دغدغه های همیشگی خودشان را داشته اند که ممکن است از طرف بخش های محافظه کار حاکمیت مورد قضاوت قرار بگیرند.

کمااینکه بعنوان مثال وقتی آقای خاتمی همان بحث دست دادن به یک زن در ایتالیا مطرح شد شما شاهد آن موج وحشتناکی بودید که علیه ایشان ایجاد شده است. بنابراین چنین دغدغه هایی همواره اصلاح طلبان را در حاشیه نگه داشت تا موضع گیری نکنند تا مبادا، به همان تعبیر خودشان، منتقدان آنها بخواهند کفن پوشان وارد خیابان بشوند و اعتراض بکنند. البته به این هم انتقاد وارد است که حالا به قول آقای میردامادی در مباحث بعدی به آن خواهیم پرداخت.

خانم علی نژاد، با توجه به صحبت هایی که کردید، شما فکر می کنید این درواقع یک موضع گیری تاکتیکی است، یعنی اصلاح طلبان به این خاطر وارد این بحث نمی شوند که بیشتر تحت فشار قرار نگیرند، بخاطر این که مسئله حجاب از نگاه محافظه کاران حاکم یک خط قرمز است که بهرحال عبور از آن تکلیف هر دو طرف را کاملا روشن می کند. آنها به این دلیل که زیر ضربه بیشتری قرار نگیرند وارد بحث نمی شوند، یا این که فکر می کنید اصولا یک مبانی جدی تر و عمیق تری وجود دارد و این یک استراتژی برای اصلاح طلبان در داخل جمهوری اسلامی است؟

مسیح علی نژاد: طبیعتا من نمی توانم به نمایندگی از اصلاح طلبان حرف بزنم. اما دیدگاه خود من این است که نگرانی از موضع گیری های جریان محافظه کار باعث می شود که به لحاظ تاکیتکی این موضع گیری را بکنند. کمااینکه در پرسش های متعددی که من در یک مصاحبه اختصاصی با آقای خاتمی و آقای کروبی و آقای رفسنجانی مشخصا درمورد حجاب اجباری داشتم. فکر می کنم درواقع مصاحبه های پشت پرده ای که انجام شده بود خیلی اختلاف نظری وجود نداشت، اما شرایط و زمان را مناسب طرح این موضوع نمی دانستند. بنابراین خیلی راحت بخواهم بگویم همان هراس است، هراس از قضاوت، هراس از طرد شدن، و حتی هراس از برخوردهای امنیتی است که باعث می شود آنها را وادار به سکوت می کند. حالا می گویم بحث نقد من به این سکوت را هم شاید در بقیه بحث توضیح بدهم.

آقای میردامادی، به نظر شما چطور است؟ آیا فکر می کنید مسئله واقعا در حد یک تاکتیک است که درواقع برای جلوگیری از اعمال فشارهای بیشتر در یک رویارویی سیاسی، یا این که بهرحال برای اصلاح طلبان هم مسئله حجاب در جامعه ابعادی عقیدتی دارد؟

سراج الدین میردامادی: من تاکید دارم که باید به قول علما محل نزاع را مشخص کرد و به طور معین بحث را پیش برد و از کلی گویی پرهیز کرد. الان که ما داریم بحث می کنیم آیا داریم هشت ساله دوره اصلاحات را بحث می کنیم یا داریم دوره جنبش اعتراضی را بحث می کنیم؟

آقای میردامادی، هم در دوره اصلاحات بهرحال نیروی انتظامی برخورد می کرد و قوه قضاییه برخورد می کرد، در آغاز هر تابستانی موج جدیدی از برخوردها با جوانان و شهروندان و بویژه زنان مشاهده می شد، در همان زمان این بحث وجود داشت. در دوران جنبش اعتراضی بهرحال همواره گفته شده است که جنبش زنان بخش قابل توجهی از جنبش سبز را تشکیل می دهد و بهرحال یک همسویی لااقل در بخشی از مطالبات وجود دارد. آیا متقابلا این از سوی اصلاح طلبان هم دیده می شود؟ فرض کنید مشخصا به بحث حقوق زنان پرداخته شده است اما به طور مشخص در مورد حجاب چطور؟

سراج الدین میردامادی: در دوره هشت ساله اصلاحات آنچه که در اختیار اصلاح طلبان بود یک مثلثی را تشکیل می داد که حالا اضلاعی از این مثلث در طول این هشت سال بودند و یا در مقطعی نبودند. و سه ضلع این مثلث، دولت و مجلس و افکار عمومی و مطبوعات بود، درواقع افکار عمومی و مطبوعات را یک ضلع می گیریم، دولت را یک ضلع می گیریم، و مجلس را یک ضلع می گیریم، که خوب در بخشی از آن مجلس پنجم بود که متعلق به جریان مخالف دولت بود که بعدا مجلس ششم آمد و مدتی به یاری دولت آمد.

درنتیجه اصلاح طلبان امکان فراتری از این سه ضلع نداشتند، مضافا بر این که مصوباتی که در مجلس می گذشت همیشه با سد و مانع بزرگی به نام شورای نگهبان مواجه می شد. از آن طرف درمورد برخوردهای نیروی انتظامی فرمودید، چون من خودم در همان مقطع در وزارت کشور بودم، نیروی انتظامی در دوره ای که آقای عبدالله نوری وزیر کشور بود همه خوب به خاطر دارند که فرماندهی او توسط مقام رهبری تفویض نشد. در دوره ای که آقای موسوی لاری هم وزیر کشور بودند هم می شود گفت این کار نصف نیمه انجام شد و عملا به نوعی اختیار و سیاستگذاری در نیروی انتظامی که باید عملا در اختیار وزیر کشور باشد به وزارت کشور دولت اصلاحات واگذار نشد.

در جریان جنبش اعتراضی هم، من فکر می کنم، در کلیت حقوق زنان، خانم زهرا رهنورد و دیگران مباحث بسیار خوبی را ایجاد کردند. اما من فکر می کنم در جنبش اعتراضی اخیر بهتر بود که بویژه طرح مطالبات کلان از سوی رهبران اعتراضات مطرح بشود و طبعا مطالبات خرد و ریز می تواند در درون آنها طرح بشود. وقتی که آقای موسوی و کروبی از حقوق اساسی مردم و از آزادی ها در عرصه عمومی و آزادی ها در زندگی خصوصی شهروندان سخن گفتند طبعا این مسئله مخالفت با حجاب اجباری هم در دورن آن می گنجد و انتظار از رهبران اعتراضات نیست که در همه مطالبات به طور ریز و مشخص و لیست شده وارد بشوند. طبعا سخنوران و روزنامه نگاران و تحلیلگران و اندیشمندان هستند که باید این مطالبات را ریز و مشخص بکنند.

من فکر می کنم در این یک سال اخیر در خصوص مطالبات زنان در جنبش اعتراضی سخنان بسیار مترقی و خوبی مطرح شده است و چشم اندازها و امیدهای زیادی را ایجاد کرده است.

خانم علی نژاد، این سوال را به شکل دیگری از شما می پرسم. آقای میردامادی معتقدند که اصلاح طلبان در زمانی که قدرت را در قوه مجریه و برای مدتی هم در قوه مقننه در مجلس در اختیار داشتند ابزار لازم را برای پیشبرد برنامه خودشان نداشتند. حالا بحث این که درواقع این برخوردها از سوی چه گروه ها و چه کسانی انجام می شد به جای خود، اما آیا شما هم فکر می کنید باید این را فقط در این حوزه دید، یعنی در حوزه عمل، یا این که اساسا از سوی اصلاح طلبان موضع گیری درقبال بحث حجاب و اجباری بودن حجاب صورت نگرفت، یعنی آنها بطورکلی وارد این بحث نشدند؟

مسیح علی نژاد: من خوشحالم که آقای میردامادی خیلی منصفانه دیدگاهی را مطرح کردند که به واقع در فضای داخلی ایران حقیقت دارد، چون مجلس اصلاحات و دولت اصلاحات به جز افکار عمومی در نهادهای قضایی و در فضای تبلیغاتی مثل رسانه های ملی اختیاری نداشتند که بخواهند به لحاظ عملی کاری بکنند.

ولی همه بحث من و حرف من این بوده است که ما حتی به لحاظ نظری هم ندیدیم که اصلاح طلبان بیایند خیلی صریح و شفاف و بی پرده و بی هراس بگویند که با حجاب اجباری مخالف هستند، کمااینکه به اعتقاد من اصلاح طلبان واقعا این اعتقاد را دارند که حجاب اجباری هم توهین به دینداران است و هم توهین به کسانی که اعتقادی به پوشش مذهبی ندارند.

اما درمورد این مسئله که گفتند مانع هست، باید بگویم همیشه مانع وجود دارد و این نمی تواند بازدارنده باشد به این دلیل که اگر اختیارات دولت اصلاحات کم بوده است همان اختیارات آن اجازه را به احمدی نژاد داده است که هر کاری را بخواهد انجام می دهد. مطمئنا حمایت رهبری و دستگاه قضایی و رسانه های ملی پشتوانه قوی برای ایشان خواهد بود. ولی به گمان من نباید پشتوانه افکار عمومی را نادیده بگیریم. در چنین شرایطی که شما نگاه بکنید در جنبش اعتراضی کسانی که بیرون آمدند و نسلی که بیرون آمدند از آقای موسوی و خانم رهنورد و آقای کروبی حمایت کردند طبیعتا اختلافات، حالا بگویم شاید ظاهری زیادی هم دارند، اما اعتماد کردند، به آقای موسوی و به آقای کروبی و به خانم رهنورد درواقع اعتماد کردند که همان طور که آقای میردامادی می گویند به یک سری از مباحث کلان رای داده بشود تا بتوانند اهداف خرد و آرمان های خودشان را در دل این جنبش پیگیر باشند.

ما حداقل نمی توانیم از این جایگاه برای سران و رهبران جنبش اعتراضی تعیین تکلیف بکنیم که چه چیزی را در الویت قرار بدهند، اما می شود تاکید کرد که قرائت جنبش اعتراضی، جنبش سبز، باید متناسب با زنی باشد که پا به عرصه گذاشت و برای اولین بار است که "ندا" یا حالا کسان دیگری که در این جنبش هستند، شما می بینید آقای میرحسین موسوی بعنوان نخست وزیر امام می رود زیر عکسی، بعنوان شهید، می نشیند که روسری بر سر ندارد، اما هرگز بی احترامی نمی کند و آن را به رسمیت می شناسد. حتی بعد از دیدار آقای کروبی عکس مثلا همسر آقای پناهی بدون پوشش اجباری منتشر می شود این نشان می دهد که سران جنبش احترام می گذارند و این تکثر را پذیرفته اند. بنابراین این نمی تواند توقع خیلی زیادی باشد که از جنبش بخواهیم که حداقل در این مورد مشخص روی این قضیه موضع گیری خیلی صریح تری بکنند و دغدغه و هراسی از قضاوت ها یا برخوردهای امنیتی نداشته باشند، چون هر چیزی که باید از دست می دادند را درواقع این روزها از دست داده اند.

آقای میردامادی، ظاهرا شما بر این باور هستید که ضرورتی ندارد که چنین صراحتی در این خصوص در شرایط فعلی دیده بشود. فکر می کنید بهرحال همان طور که خانم علی نژاد گفتند مسئله به نیمی از جمعیت کشور مربوط می شود و بهرحال این مواجهه قدرت عریان با شهروندان در این خصوص به طور مشخص دیده می شود. شما فکر می کنید که وقتی که این بحث درواقع در چنین سطحی فراگیر است آیا اصلا ضرورت دارد بعنوان یک اولویت اصلی در خواست ها و مطالبات مطرح بشود، یا به دلایلی باید این را فعلا مسکوت گذاشت و در همان سطح کلیاتی که گفتید بحث را پی گرفت؟

سراج الدین میردامادی: ما چون داریم این را در قامت یک جنبش اعتراضی بحث می کنیم و دست رهبران اعتراضات در برابر حاکمیت از ابزارهای فشار خالی است و جز افکار عمومی و توده هایی که حالا در مقطعی می توانستند فاز اعتراضات خیابانی را برای عقب راندن حاکمیت و طرح مسالمت آمیز مطالبات خودشان به منصه ظهور بگذارند و بعد از یک مقطعی هم چنین امکانی عملا سلب شد. در این فرایند جنبش اعتراضی به نظر می رسید که رهبران اعتراضات باید خیلی با ظرافت و با زکاوت عمل بکنند و باید تلاش می کردند و به درستی این را فهمیدند که وارد یک بن بست ها یا جایگاه هایی که حاکمیت می توانست آن را بعنوان فریب ایجاد بکند و رهبران اعتراضات را به آن سمت هل بدهد.

به نظر من رهبران اعتراضات به درستی عمل کردند و تلاش کردند که مطالبات کلی و حقوق اساسی را در عرصه عمومی و خصوصی مردم مطرح بکنند و وارد ریز این مطالبات نشوند که همین وارد ریز شدن مطالبات می توانست خودش وارد شدن به بن بست هایی باشد که عملا تقابل و تضاد را در داخل جامعه ایجاد می کرد و آن هارمونی جنبش و آرایشی که می توانست حاکمیت را به عقب براند را می توانست تضعیف بکند. من فکر می کنم آنها کار درستی کردند و البته به مرور در سطوح دیگری روزنامه نگاران و اندیشمندان و سخنوران و روحانیون نواندیش این کارها را کرده اند و می کنند.

من به خاطر دارم که آقای یوسفی اشکوری در کنفرانس برلین در سخنرانی خودشان به همین مسئله اشاره کردند که ایشان هم جزو نیروهای ملی-مذهبی و نیروهای نزدیک به نیروهای اصلاحات بودند. جرقه این بحث در همان سال ها زده شد و موافقان و مخالفان زیادی حتی در داخل خود جبهه اصلاحات داشت. من فکر می کنم که شروع خوبی بود و بعدها دیگران هم در فاز تئوریک آن و هم چنین در فاز اجرایی اعمال حجاب اجباری هم این مباحث را مطرح کردند. اما فکر می کنم رهبران اعتراضات ضرورتی نداشت که در ریز این مسائل وارد بشوند.

خانم علی نژاد، دیدگاهی که آقای میردامادی از آن دفاع می کند از سوی شماری از فعالان جنبش زنان مورد انتقاد قرار گرفته است. انتقاد اصلی آنها این است که طرح چنین خواسته ای بعنوان یکی از خواسته های اصلی یا یکی از حقوق اساسی زنانی که بهرحال معتقدند که باید در انتخاب پوشش خودشان آزاد باشند، به این معنا قلمداد شده است که این خواسته اساسی همواره در سایه منازعات سیاسی یا به دلایل سیاسی به تعویق افتاده است. آیا شما فکر می کنید چنین اتفاقی افتاده است، یعنی این استدلال نوعی به تعویق انداختن برآورده شدن یکی از خواسته های زنان می دانید؟

مسیح علی نژاد: قبل از این که به پرسش شما پاسخ بدهم مایلم که یک مقدمه کوتاه درمورد صحبت های آقای میردامادی بگویم که خیلی منطقی نیست که ما بیاییم بگوییم این خواسته خیلی جزئی است و ریز است. نیمی از جمعیت ایران را زنان تشکیل می دهند و این که ما بیاییم مطالبات زنان را خرد تلقی بکنیم به نوعی دلخوری ایجاد می کند و خیلی هم نمی خواهم حالا مثل تیمی که آقای احمدی نژاد دارد رفتار پوپولیستی می کند و از موضوعاتی دفاع می کند تا بتواند رای جمع بکند. طبیعتا آقای موسوی و آقای کروبی برای این که بتوانند نظر مساعد بخش هایی از جامعه را جلب بکنند شعارهایی که مبنای منطقی و اجرایی نداشته باشد نمی دهند. شما حجاب نیمه را فقط در ایران دارید، در کشورهای اسلامی مثل لبنان یا ترکیه اساسا حجاب نیمه اصلا مفهومی ندارد.

همان حجاب نیمه وقتی توهین به زنان باحجاب هم محسوب می شود، پس می توانیم بگوییم که همه این نیمه جمعیت ایران دارند بخاطر این سیاست غلطی که در جمهوری اسلامی وجود دارد درواقع زجر می کشند. و توقعی که از رهبران می رفت عملا این نبود که وارد بشوند و بیانیه بدهند و بگویند فردا زنانی که در جنبش اعتراضی به حجاب اعتقادی ندارند بیایند روسری خودشان را دربیاورند و ایفای نقش بکنند. فقط بحث این بوده است که حداقل موضع گیری شفاف درمورد حجاب اجباری داشته باشند که برای حاکمیت بهانه و مستمسک شده است که بخواهد برخوردهای خشن امنیتی بکند.

اما درمورد سوال شما، فکر می کنم تا حدودی این گلایه وارد است چون همان طور که می دانید این بحث را زنان هم مطرح می کنند که در اوایل انقلاب هم همین بوده است و همیشه به زنان گفته بودند کنار بایستید، وقتی انقلاب پیروز شد شما به مطالبات خودتان دست پیدا خواهید کرد. الان هم بهرحال این گمان وجود دارد که جنبش سبز هم می خواهد بعد از پیروزی تازه درمورد مطالبات واقعی زنان تصمیم گیری بکند. اما من چنین چیزی را خیلی واقعی نمی بینم، چنانچه خود خانم رهنورد پیشنهاد دادند که یک تیمی از زنان به طور مشخص برای آسیب شناسی ابعاد مختلف آسیب هایی که زنان جامعه دارند تحمل می کنند تشکیل بشود تا بتواند همه آن مطالبات مترقی زنان جامعه را به جنبش سبز اطلاع بدهد. درواقع او هم این باور را دارد و بخش های زیادی از جامعه این باور را دارند که جنبش سبز و جنبش زنان یک ارتباط ارگانیک و جدایی ناپذیر دارند و درواقع این دو مکمل هم هستند و اگر جنبش زنان مطالبات خودش را در دل جنبش سبز تعریف شده و مشخص نبیند به نوعی دلسردی ایجاد می کند.

می خواهم یک پاراگراف کوچک هم باز بکنم درمورد این که درمورد مطالبات گفتند خرد شدن، اینجا دیگر بحث کمپین مثلا حمایت از کارگران یا دانشجویان یا صنف های دیگر نیست. کمااینکه آنها هم در دل جنبش جا دارند. اینجا فقط بحث یک جنسیتی در جامعه است که بعنوان شهروند درجه دو محسوب می شود و فکر می کنم که این توقع خیلی زیادی نیست.

آقای میردامادی، بهرحال این مطالبات وجود دارد و خانم علی نژاد می گویند که جنبش زنان و جنبش سبز ارتباط ارگانیک و پیوسته ای دارند، ولی خوب بهرحال از نظر شما جنبش سبز و اصلاح طلبان بعنوان یک نیروی سیاسی ملاحظاتی را دارند، در این رویارویی سیاسی که با رقیب دارند. آیا فکر می کنید موضع گیری مستقل از سوی جنبش زنان و طرح این مطالبات می تواند برای یک نیروی سیاسی بعنوان جنبش سبز یا اصلاح طلبی مشکلی ایجاد بکند، یا این که جنبش سبز درواقع می تواند جنبش زنان را در این مورد بخصوص به این سمت سوق بدهد که مطالبات خودش را به طور مستقل مطرح کنند و پیش ببرد؟

سراج الدین میردامادی: من فکر می کنم که بهرحال رهبران جنبش اعتراضی و رهبران جبهه اصلاحات تلاش می کنند که گوناگونی اعتقادی و طبقاتی و فکری و ایدئولوژیک را در جامعه ایران بویژه در خود زنان جامعه ایران در نظر بگیرند و تلاش بکنند که یک اجماع حداکثری را در میان جامعه و بویژه در خود زنان ایجاد کنند و بخش های بیشتری را پشت سر جنبش اعتراضی برای تقاضای مطالبات حداکثری و مطالباتی که بتواند بخش بیشتری از جامعه را راضی نگه دارد، با این روش است که رهبران اعتراضات پیش می روند و مطالبات کلان و کلی را بیشتر در برابر جریان حاکمیت طرح می کنند و طبعا سایر مطالبات را هم طرح می کنند و دنبال می کنند همچنان که کرده اند، ولی بهرحال آنها در اولویت های بعدی قرار می گیرد.

واقعا هیچ تحقیقی دقیق و روشنی و هیچ بررسی علمی وجود ندارد که در داخل خود زنان که کدام یکی از مطالبات زنان اولویت بیشتری دارد و کدام یکی اولویت کمتری دارد. بسیاری از زنان معتقدند که امروز مثلا حق حضانت یا تبعیض هایی که برای زنان در عرصه حقوق خانواده می شود ای بسا اهمیت بیشتری دارد و اولویت بیشتری دارد تا مسئله حجاب. اما تبعیض هایی که مثلا در زمینه قضایی و جزایی و حقوقی بویژه حقوق خانواده نسبت به زنان اعمال می شود آنها را بیشتر آزار می دهد و طبعا آنها بیشتر باید مطرح بشود. خانم رهنورد و دیگر زنان نزدیک به جنبش اعتراضی و زنان اصلاح طلب هم روی این مسائل کار کرده اند و کمپین هایی داشتند و حرف های زیادی در این زمینه زده شده است و باز هم روی این مسئله کار خواهد شد.

*

برنامه رادیویی پژواک به بررسی رویدادها و مباحث مختلفی در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران اختصاص دارد. شما می توانید این برنامه را هر پنج شنبه شب در نیمه دوم برنامه جام جهان نما بشنوید. این برنامه همچنین جمعه شب ها تکرار می شود و شما می توانید آن را از وبسایت ما نیز بشنوید و از طریق همین سایت دیدگاه ها و نظرات خود در باره برنامه یا سخنان میهمانان برنامه را برای ما به این نشانی بفرستید:

pezhwak@bbc.co.uk

مطالب مرتبط