بازداشت‌شدگان آمریکایی؛ جاسوس یا کوهنورد؟

جاشوا فتال و شان باوئر حق نشر عکس Reuters
Image caption رئیس جمهوری ایران از احتمال آزادی قریب الوقوع دو جوان آمریکایی زندانی در ایران خبر داده است

رئیس جمهوری ایران اعلام کرده است که جاشوا فتال و شان باوئر، دو جوان آمریکایی که بیش از دو سال پیش به اتهام ورود غیرقانونی به خاک ایران در منطقه مرزی با کردستان عراق بازداشت شده بودند، احتمالا به زودی با سپردن وثیقه از زندان آزاد خواهند شد.

جاش فتال، شان بائر و سارا شورد در تاریخ ۹ مرداد سال ۸۸ در ناحیه مرزی بین ایران و عراق دستگیر و در تاریخ ۳۱ مردادماه جاری در دادگاه بدوی توسط قاضی صلواتی به هشت سال زندان محکوم شدند.

این حکم سنگین، که با اعتراض وکیل متهمان به دادگاه تجدیدنظر رفت، این سئوال را پیش آورد که شواهد اتهامات آنها چه بود؟ سرانجام آنها چه خواهد شد؟ و این پرونده چه نتیجه ای برای دستگاه های امنیتی و قضایی ایران در بر خواهد داشت؟

از برکلی تا اوین

این سه جوان آمریکایی که سفر به کشورهای مختلف جهان را برای کار و یا فعالیت های بشردوستانه در کارنامه خود دارند، هیچگاه گمان نمی کردند که سفر به نقطه حساس مرزی آبشار احمدآوا، آنها را راهی اوین، بدنام ترین زندان ایران کند.

شان باوئر ۲۸ ساله، از سال ۲۰۰۸ با سارا شورد ۳۲ ساله در دمشق زندگی می کرد. او روزنامه نگاری آزاد بود که پیش از این عکس ها و مطالبی در نشریات مختلف آمریکا و دیگر کشورها منتشر کرده بود.

یک روزنامه نگار کانادایی که به خاطر گزارشهایش از کشورهای مختلف خاورمیانه شهرت دارد، مدتی پس از دستگیری این سه تن به من گفت که مدتی قبل از دستگیری، "شان" از سوریه در ای میلی از او خواسته بود که اگر ایده ای برای نوشتن گزارش در آن مناطق دارد به او بگوید. خانواده "شان" می گویند که او هنگام دستگیری برای نشریه ای کار نمی کرده و قرار نبوده در مورد ایران مطلبی تهیه کند.

جاش، دوست این دو نیز برای دیدار دوستان خود به سوریه سفر کرد و این سه به همراه دوست دیگری برای تفریح وارد منطقه مرزی در کردستان عراق شدند. در سابقه هر سه نفر می توان میل به جهانگردی و آشنا شدن با فرهنگ های مختلف را مشاهده کرد. اما کوهنوردی در منطقه ای که برخی قسمت های آن مین گذاری شده و یکی از مناطق حساس مرزی ایران و عراق به شمار می رود، چه برای گردش و چه از روی کنجکاوی، "شان" را به مسیری هدایت کرد که شاید بزرگترین داستان زندگی اش را از سفری ناخواسته به تهران بنویسد.

هر سه آمریکایی فارغ التحصیل دانشگاه برکلی ایالت کالیفرنیا هستند، دانشگاهی که محمدجوادلاریجانی، رئیس ستاد حقوق بشر قوه قضائیه و مصطفی چمران، از انقلابیون ایرانی که در جریان جنگ با عراق کشته شد در آن درس خوانده بودند. در این بین "شان"، رشته "مطالعات صلح و جنگ" که زیر شاخه رشته مطالعات بین المللی است را در سال ۲۰۰۷ در مقطع کارشناسی تمام کرد. رشته ای که در آن دانشجویان تربیت می شوند برای کار کردن در سازمان های توسعه ای، رسانه ها، سازمان ملل، سازمان های غیردولتی مرتبط با صلح و عدالت و مواردی از این دست.

اتهام جاسوسی و زمزمه معاوضه

اما برای دستگیرکنندگان ایرانی ماجرا شکل دیگری داشت. در فروردین سال ۸۹ حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات ایران به خبرنگار شبکه پرس تی وی گفت: "تهران مدارک مستندی در اختیار دارد که این سه تبعه آمریکایی با سرویس های اطلاعاتی در ارتباط بوده اند". وی ادامه داد که "این مدارک به زودی در اختیار رسانه ها قرار خواهد گرفت".

خانواده این سه آمریکایی بلافاصله موضوع جاسوسی را رد و آن را بی اساس خواندند، اما درخرداد همان سال حیدر مصلحی در حاشیه جلسه هیئت دولت موضوع دیگری را مطرح کرد که ابعاد جدیدی به نگهداری این سه تن در زندان و طرح اتهام جاسوسی داد؛ وزیر اطلاعات درپاسخ به سوال خبرنگاری که موضوع "معاوضه" زندانیان را مطرح کرد گفت: "در رابطه با آن سه آمریکایی، جاسوس بودن آنها مشخص است و در مورد اینکه تبادلی صورت بگیرد بحثی در این راستا انجام نشده است".

خانواده های سه زندانی از دولت ایران خواسته بودند فرزندانشان را به خاطر مسائل انسان دوستانه آزاد کنند. اما آقای مصلحی با گفتن اینکه "انتظار این است که آمریکایی‌ها که ادعای دفاع از حقوق بشر دارند از این اقدامات بشردوستانه انجام بدهند تا بحث به مسائلی مانند معاوضه برسد" تا حدود زیادی روشن کرد که دستگیرکنندگان ماجرا را ازچه زاویه ای دنبال می کنند.

حق نشر عکس AFP
Image caption سارا شورد با میانجی گیری پادشاه عمان و با سپردن وثیقه آزاد و از ایران خارج شد

دستگیری سه آمریکایی در ایران درست سه هفته پس از آزادی ۵ مامور ایرانی که در دفتر نمایندگی کشور در شهر اربیل کردستان مشغول به کار بودند صورت گرفت. این پنج تن که دولت ایران آنها را دیپلمات و دولت آمریکا آنها را اعضای سپاه پاسداران که برای «امنیت آمریکا خطرناک» بوده اند خواند، در یک حمله شبانه توسط کماندوهای آمریکایی به محل اقامت آنها دستگیر شدند. آمریکا ظاهرا در مدت سی ماه بازداشت این پنج تن هیچ سند و مدرک خاصی برای اثبات ادعای خود ارائه نکرد. دستگیری سه آمریکایی و موضع گیری وزیر اطلاعات ایران این شائبه را تقوبت کرد که رابطه غیردوستانه دو کشور و رفتار آمریکا در قبال ۵ ایرانی دستگیر شده در عراق می توانست به عنوان دلیلی برای مقابله به مثل و قدرت نمایی سپاه پاسداران به آمریکایی ها در منطقه قلمداد شود.

امیدهای آقای مصلحی و بازداشت کنندگان برای معاوضه سه آمریکایی با ایرانی هایی که احتمالا در آمریکا در بازداشت بودند (هیچگاه نامی در این زمینه به صورت رسمی مطرح نشد) شاید زمانی قوت گرفت که هشت جاسوس روسی با چهار نفری که توسط مسکو به جاسوسی برای غرب متهم بودند در فرودگاه وین معاوضه شدند. این بزرگترین معاوضه جاسوس از زمان جنگ سرد به این سو به شمار می رفت. با این حال، این محاسبه یک مساله مهم را نادیده می گرفت و آن اینکه کسی آمریکا را متهم نکرد که آن هشت نفر را بی دلیل به جاسوسی متهم کرده است و مبادله جاسوسان هم بین کشورها سابقه دارد.

اما در مورد سه جوان آمریکایی، کسی جاسوس بودن آنها را نپذیرفت.

در ۸ مرداد ۸۹، باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، با صدور بیانیه ای اعلام کرد: "می خواهم کاملا روشن باشم: سارا، شان و جاش هرگز برای دولت آمریکا کارنکرده اند. آنها تنها افرادی با فکر باز و ماجراجو هستند که بهترین های آمریکا و روح انسانی را عرضه می کنند. آنها معلم، هنرمند و مروجان عدالت اجتماعی و محیط زیست هستند".

سارا شورد شهریورماه همان سال پس از اینکه موضوع احتمال ابتلای وی به بیماری سرطان مطرح شد با سپردن وثیقه ای ۵۰۰ هزار دلاری و با میانجی گری پادشاه عمان آزاد شد و به آمریکا بازگشت. دولت آمریکا در همه این مراحل اگر چه نظاره گر بود اما هیچ گاه وارد معامله با دولت ایران نشد. تلاش مقامات دولت ایرانی برای وارد کردن آمریکا به این پرونده عملا پس از سخنان اوباما به بن بست کامل خورد. در خرداد ماه امسال یکی از دیپلمات های وزارت امور خارجه آمریکا در پاسخ به این سوال من که آمریکا چه اقدامی برای آزادی دو آمریکایی باقی مانده در تهران انجام خواهد داد گفت که دولت متبوعش هیچ اقدامی جز حمایت اخلاقی نمی تواند بکند. او گفت که هیچ دلیلی ندارد که دولت آمریکا به خاطر سه جوانی که به خاطر ماجراجویی در مرز ایران دستگیر شده اند امتیازی به دولت ایران بدهد.

سارا شورد زمانی آزاد شد که چند روز پس از آن محمود احمدی نژاد راهی نیویورک بود. آزادی وی به نحوی صورت گرفت که این گمان تقویت شود که رئیس دولت ایران بانی این آزادی بوده است. اما به نظر می رسد اختلافی که گفته می شود بعضی مقامات قوه قضائیه ایران با دستگاه های بازداشت کننده سه جوان آمریکایی داشته اند و نگرانی مسئولان ایرانی از بیماری سرطان خانم شورد، در کنار فشار افکار عمومی جهانی، در آزادی او موثر بود، هر چند آقای احمدی نژاد بیشترین بهره تبلیغاتی را از آن برد.

تاخیر در دادگاه و پایان یک 'پروژه امنیتی' احتمالی؟

تلاش خانواده های زندانیان آمریکایی در بسیج افکار عمومی، فشار سازمان های حقوق بشر، درخواست شخصیت های معروفی همچون محمدعلی کلی، نوام چامسکی و مهمترین شخصیت های اسلامی آمریکا در کنار کم تحرکی دولت آمریکا، نهایتا گرداندگان پرونده سه آمریکایی را به برگزاری دادگاه سوق داد.

ابتدا زمان دادگاه ۱۵ آبان ماه و پس از آن ۱۷ بهمن ۸۹ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تعیین شد. هر دو بار برگزاری دادگاه به دلایلی به تاخیر افتاد. اما پس از تاخیر چندباره به دلایل مختلف -از جمله عدم حضور سارا شورد- داگاه تشکیل شد و روز یکشنبه ۳۰ مرداد دادستان تهران اعلام کرد که دادگاه بدوی، جاش فتال و شان باوئر را به تحمل هشت سال زندان محکوم کرده است.

حکم هشت سال زندان برای دو آمریکایی، یادآور حکم هشت سال زندان برای رکسانا صابری، روزنامه نگار آزادی بود که در دی ماه سال ۸۹ بعد از سپری کردن چند ماه حبس در دادگاه بدوی به هشت سال زندان محکوم شد. با این حال حکم وی در دادگاه تجدید نظر به دو سال حبس تعلیقی و ۵ سال محرومیت کار در ایران کاهش یافت و علیرغم اینکه مسئولان قوه قضاییه گفته بودند که وی اتهامات خود مبنی بر جاسوسی را پذیرفته است، او بعد از برگزاری دادگاه تجدید نظر و در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ماه از زندان آزاد شد و ایران را ترک کرد.

وکیل پرونده شان باوئر و جاش فتال بعد از برگزاری جلسه دادگاه بدوی آنها به من گفت که نماینده دادستان در دادگاه شاهدی مبنی بر اینکه موکلانش در فعالیت های جاسوسی دست داشته اند ارائه نکرد. به همین دلیل احتمال کاهش قابل توجه در میزان مجازات در نظر گرفته شده در حکم اولیه جدی است.

به نظر می رسد که آن دسته از دست اندرکاران امور امنیتی در ایران که تلاش داشتند دولت آمریکا را به ماجرا وارد کنند و در قبال آزادی جوانان آمریکایی، امتیاز علنی و برجسته ای بگیرند، این تلاش را بی نتیجه یافته اند.

'قمارناشیانه' درمدیریت یک پرونده امنیتی؟

هم اکنون پرونده سه آمریکایی در حالی پس از ۲۷ ماه اندک اندک به روزهای پایانی خود نزدیک می شود که در طی این مدت جمهوری اسلامی در خارج از مرزهای خود بارها به دلیل سیطره دستگاه های امنیتی بر دستگاه قضایی در رسانه ها و مجامع جهانی مورد انتقاد قرار گرفته و تصویری که از قوه قضاییه ایران ارائه شده، در بر گیرنده نفوذ بیش از حد دستگاه های اطلاعاتی امنیتی در آن و بی توجهی به حقوق زندانیان، فقدان سیستم آیین دادرسی عادلانه و در نهایت فقدان نظارت بر عملکرد ضابطان قضایی- یانیروهای اطلاعاتی- است.

با توجه به این عوامل، می توان گفت که هزینه منفی تبلیغاتی ماجرای بازداشت سه جوان آمریکایی به اندازه ای بود که محاسبه دستگاه های امنیتی برای استفاده از آن را به قماری ناشیانه تبدیل کرد.

این ماجرا در عین حال تصویری تمام عیار از وضعیت زندانیان سیاسی در ایران ارائه کرد و نقاط ضعف نظام قضایی ایران و رابطه آن با دستگاه های امنیتی و سپاه پاسداران را سطح بین المللی عیان کرد.

طی روزهای آینده آقای احمدی نژاد احتمالا طبق سنت چندسال گذشته خود برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک خواهد آمد و در غیاب رهبرانی چون فیدل کاسترو و معمر قذافی، حتی بیشتر از گذشته مورد توجه رسانه ها قرار خواهد گرفت. او بی تردید باید با خبرنگاران کشورهای غربی و آمریکا مواجه می شد که بابت حضور این دو آمریکایی در ایران از او سئوال می کردند.

ممکن است اراده غیر قضایی موثر در پرونده جوانان آمریکایی بازداشت شده در ایران، به همین دلیل این روزها را برای پایان دادن به این پرونده انتخاب کرده باشد، چرا که طولانی تر شدن این پرونده باعث می شود که افکار عمومی و رسانه های جهان در زمان حضور احتمالی آقای احمدی نژاد در نیویورک هر چه بیشتر به موضوع نقض حقوق بشر در ایران توجه کنند.

با این حال به نظر می رسد که آن گروه از عوامل امنیتی و قضایی که در این پرونده به "جاسوس سازی" روی آورده بودند، در نهایت در این بازی هم نتیجه ای مشابه پرونده های رکسانا صابری، مازیار بهاری و هاله اسفندیاری به دست آوردند.

خانم صابری، آقای بهاری و خانم اسفندیاری در طی این سالها به اشکال و بهانه های مختلف بازداشت و از جمله به جاسوسی متهم شدند، اما به محض خارج شدن از ایران کتاب خاطرات خود را نوشتند و زوایای بسیار تلخی از عملکرد دستگاه قضایی و امنیتی ایران بازگو کردند.

مطالب مرتبط