آیت الله خامنه ای؛ مرد فضاهای خالی

آیت الله علی خامنه ای حق نشر عکس khamenei.ir
Image caption آیت الله خامنه ای برای کسب قدرت عجله نداشته، اما هرگز از نردبان قدرت یک پله هم پایین نیامده است

آنچه آیت الله خامنه ای را از بسیاری از رهبران و حاکمان تاریخ معاصر ایران متمایز می کند، نگاه منطقی و عملگرایانه او به سیاست است. آیت الله خامنه ای بر خلاف بسیاری از رهبران ایران مرد عکس‌العمل های آنی نیست.

در مراسم خصوصی و عمومی تنها موارد معدودی گزارش شده که او کنترل خود را از دست داده و تصمیمی گرفته باشد که با دوراندیشی سیاسی او ناسازگار است. او در دوران رهبری از انجام مصاحبه های سیاسی با رسانه ها اجتناب کرده و تنها دو بار حاضر شده به مصاحبه تلویزیونی تن دهد: یک بار درباره فواید کتابخوانی و یک بار درباره فواید کوهنوردی.

علی خامنه ای با مطالعه تاریخ ایران و منطقه، دانسته است که در نظام‌های بی‌ثبات سیاسی که کوچکترین اشتباه به مرگ سیاسی افراد می‌انجامد، بهترین تدبیر پی گرفتن مشی محافظه کارانه است. زندگی سیاسی علی خامنه ای نشان می‌دهد که او هیچ وقت شتابی برای گرفتن قدرت نداشته است، اما به خاطر پرهیز از تندروی، هیچ گاه هم مجبور نشده از نردبان قدرت حتی یک پله پایین آید.

مرز دوست و دشمن برای علی خامنه ای مرز روشنی است و او در برخورد با مخالفانش غالبا برخوردی قهرآمیز دارد، اما زمان زیادی لازم است تا دشمنی کسی برای او به اثبات برسد.

نهادسازی در فضاهای خالی

علی خامنه ای از جوانی تا امروز با ذهنی مشاهده‌گر و برنامه‌ریز توانسته نقاط خالی سیاست ایران را پیدا و پر کند و از این طریق قدرت خود را روز به روز افزایش دهد. علی خامنه ای مرد فضاهای کشف نشده یا خالی مانده است. مردی که در فضاهای خالی سیاست ایران، نهادهایی ساخته که سال‌ها بعد ستون‌های قدرت او شده اند:

۱) در سال‌هایی که آیت الله خمینی روحانیون را از ورود به امور اجرایی سیاست نهی می‌کرد، علی خامنه ای به همراه چند روحانی دیگر، حزب جمهوری اسلامی را تاسیس کرد تا توانایی روحانیت را در اجرای امور بروکراتیک به رهبر و دیگر سیاستمداران ثابت کنند. این حزب که در سال‌های بعد تبدیل به سکوی پرتاب او به مجلس و البته کاخ ریاست‌جمهوری شد.

۲) در سال‌هایی که روحانیون تمایلی به ورود به مسایل نظامی نداشتند، علی خامنه ای با ورود به وزارت دفاع و شورای عالی دفاع، رابطه ای محکم با ارتش پیدا کرد. این سرمایه‌گذاری سال‌ها بعد او را از دیگر روحانیون پایتخت‌نشین که جنگ را با تلفن مدیریت می‌کردند، پیش انداخت.

۳) علی خامنه ای در سال‌های رئیس‌جمهوری‌اش، تشریفاتی بودن مقام خود را با شناسایی نقاط ضعف نظام نظارتی ایران جبران کرد. او طرح تاسیس وزارت اطلاعات را به مجلس برد و با انتقال نزدیکان خود از ارتش و حزب جمهوری اسلامی به این نهاد، نفوذ خود را در نظام سیاسی ایران عملا افزایش داد. بسیاری معتقدند که این وزارتخانه در رساندن آقای خامنه ای به مقام رهبری نقشی تعیین کننده داشت.

تمایل آیت الله خامنه ای به نهادسازی در سال‌های رهبری او هم دیده می‌شود. شخصی که از نظر محبوبیت مردمی، درجه علمی و مقبولیت سیاسی از رهبر پیشین ایران، آیت الله خمینی، فاصله زیادی دارد، در طول سال‌ها با برنامه‌ریزی منظم توانسته است جایگاه خود را به عنوان تنها تصمیم گیرنده امور کشور تثبیت کند.

وقتی آیت الله خامنه ای به رهبری انتخاب شد، انتظار عمومی این بود که او هم مانند آیت الله خمینی در جماران ساکن شود، اما آقای خامنه ای برای خود دفتری جدید در کنار دفتر رئیس جمهوری بنا کرد و عملا نظارت بر قوای سه گانه و نهادهای مهم حکومتی را که همگی در همسایگی او بودند آغاز نمود. علی خامنه ای خلا مشروعیت سیاسی و مذهبی خود را با نهادی پر کرد که امروز به دفتر رهبری مشهور است؛ نهادی عظیم که بیش از چهار هزار کارمند در آن مشغول کار هستند.

علی خامنه ای و بحران

شیوه مدیریتی علی خامنه ای در مقابله با بحران های سیاسی شیوه ای دو سویه است. علی خامنه ای ابزار همدلی و سرکوب را (که در ادبیات سیاسی شیعه به جاذبه و دافعه حاکم مشهور است) به طور همزمان و هماهنگ برای حل چالش های سیاسی به کار می گیرد.

اگر به سه بحران اصلی رهبری او نگاه کنیم (یعنی سخنرانی تند آیت الله منتظری علیه او در سال ۱۳۷۶، تظاهرات دانشجویان در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و تظاهرات اعتراضی بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸) می بینیم که آیت الله خامنه ای در حالیکه سرکوب مخالفان را آغاز کرده بود، سعی می کرد در جمع هوادارانش چهره ای همدلانه از خود نشان دهد. او در سخنرانی هایی که بعد از آغاز بحران ها داشت، در جمع هوادارانش گریست و حتی به نقص جسمانی خود اشاره کرد تا همدلی هوادارانش را برانگیزد.

دو فاز رهبری

آیت الله خامنه ای در دوران رهبری اش با سه رئیس جمهور سر و کار داشته است. در همه این موارد رابطه میان دولت و رهبر ایران در دوره چهار ساله اول رابطه ای محافظه کارانه بوده و در دوره دوم رئیس جمهوری اکبر هاشمی، محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد ماهیتی تقابلی پیدا کرده است.

دوره رهبری آیت الله خامنه ای را هم شاید بتوان با اغماض به دو دهه ده ساله تقسیم کرد: در دهه اول علی خامنه ای با تکیه بر عوامل اطلاعاتی و مردانی که با خود از وزارت اطلاعات به بیت رهبری آورده بود، برخوردهای پشت پرده و مخفیانه را آغاز کرد و کوشید بحران ها را از طریق چانه زنی و لابیگری حل کند.

دهه دوم هنگامی آغاز شد که قدرت آیت الله خامنه ای تثبیت و رقیبان او به شدت تضعیف شده بودند. در این سال‌ها تکیه علی خامنه ای بر عوامل نظامی بیشتر شد و برخوردهای پشت پرده به برخوردهای علنی و قهری تغییر کرد.

این مسیری است که همه حاکمان ایران در صد سال گذشته کم و بیش در پیش گرفته اند.

در صد سال گذشته از میان پنج حاکم ایران، تنها یکی (آیت الله خمینی) در کشور خود مرده است و دیگران (محمدرضا شاه و رضا شاه پهلوی و احمد شاه و محمد علی شاه قاجار) یا از ایران گریخته اند و یا تبعید شده اند و در نهایت در خارج از کشور خود درگذشته اند.

سرنوشت آیت الله خامنه ای کدام خواهد بود؟ او در دو سه سال اخیر با یکی از بزرگترین جنبش های اعتراضی در تاریخ معاصر ایران رو به رو شده که نوک پیکان حمله شان او را هدف گرفته است؛ اما در گفتار و رفتار آیت الله خامنه ای نشانی از سازشکاری دیده نمی شود.

او بارها به طور علنی گفته است که تا آخرین نفس مقابل مخالفانش خواهد ایستاد.

مطالب مرتبط