سپاه پاسداران و حضور نامحدود در همه زمینه ها

سپاه پاسداران حق نشر عکس Mehr
Image caption سرلشکر جعفری: "سپاه دیگر بازوی مسلح و توانمند رهبری نبوده بلکه به عنوان بازوی غیر مسلح ایشان نیز محسوب می شود"

سرلشکر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفته است آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی هیچ محدودیتی برای حوزه عملکرد سپاه قائل نیست.

به گزارش سایت "سپاه نیوز" سرلشکر جعفری در یک جلسه معارفه در تبیین نقش این نیرو گفته است: "با توجه به گستردگی سپاه پاسداران و اتصال بسيج به آن و عرصه های مختلفی که انقلاب اسلامی با آن روبروست، سپاه ديگر بازوی مسلح و توانمند رهبری نبوده بلکه به عنوان بازوی غير مسلح ايشان نيز محسوب می شود."

وی افزوده که آیت الله خامنه ای برای سپاه نقش نامحدودی در عرصه حکومت جمهوری اسلامی قائل است چرا که به گفته وی رهبری جمهوری اسلامی "هيچگونه محدوديتی را برای سپاه در انجام ماموريت در ابعاد مختلف انقلاب اسلامی قائل نشده اند".

سپاه تام الاختیار

در حال حاضر سپاه پاسداران خود را در تمامی عرصه ها صاحب حق ورود و حضور می داند. علت این امر از نظر فرماندهان سپاه و نمایندگی های ولی فقیه در نیروهای چندگانه سپاه بدان دلیل است که آن نیرو فقط نیرویی نظامی برای دفاع از مرزها و تهدیدات امنیتی نیست. همین دیدگاه که به گفته سرلشکر جعفری، دیدگاه رهبری جمهوری اسلامی ایران هم هست، باعث شده تا از آموزش و پرورش گرفته تا وزارت نفت و خارجه و دیگر سازمان ها سپاهیان حضوری در پیش و پس صحنه مدیریت آنها داشته باشند.

دهها سپاهی در مجلس لباس نمایندگی پوشیده اند و شمار قابل تاملی از وزرای دولتین آقای احمدی نژاد هم سپاهی سابق یا حال بوده اند. نقش سپاه پاسداران در مسائل پس از انتخابات سال 1388 هم در گوشه و کنار دنیا دیده شد. عرصه پروژه های اقتصادی هم با تشدید تحریم های بین المللی بر علیه ایران یکی پس از دیگری به سپاه پاسداران واگذار شده است که بخشی از آن برای سپاه به عنوان یک نهاد دارای وجوه بازرگانی و اقتصادی شاید مطلوب نظر بوده باشد ولی حاکی از خالی شدن دست حاکمان جمهوری اسلامی از گزینه های داخلی و بین المللی هم هست.

سوال این است که چرا آیت الله خامنه ای چنین دیدگاهی نسبت به سپاه دارد. زبان آیت الله خامنه ای همواره به تمجید از سپاه سخن گفته و میزان اتکایی که وی در همه زمینه ها بر سپاه دارد توضیح دهنده این نکته خواهد بود که چرا وی به گفته آقای جعفری محدودیتی برای فعالیت های سپاه قائل نیست.

اما دلایل ریزتر این اتکا روی سپاه مجموعه ای از عوامل مختلف است. بخشی از این دلایل نگاه شخصی و نیاز آیت الله خامنه ای به سپاه و صحنه سیاست در ایران است که وی نشان داده به شکلی اقتدارگرایانه تر در صدد اداره آن است. این اتکا زمانی بیشتر شده که محمود احمدی نژاد که در طول کابینه اول و اوایل کابینه دومش چهره ای مطلوب نظر رهبری بود، پس از یک سری تحولات که مستقیم با رهبری اصطکاک پیدا کرد از جایگاه سابق پایین آمده است.

سپاهیان ارشد بارها هشدار داده اند که جریان فتنه (پس از انتخابات) مهار شده و جریان انحرافی (اشاره به اطرافیان آقای احمدی نژاد) اکنون منبع تهدید محسوب می شوند که به زعم برخی برای انتخابات پیش روی مجلس نقشه کشیده اند. در چنین شرایطی طبیعی است که آیت الله خامنه ای باز هم به سپاه به عنوان بازوی نظارتی و عملیاتی خود نگاه کند. این دقیقا همان نکته ای است که سردار جعفری بدان اشاره صریحی کرده است : "سپاه ديگر بازوی مسلح و توانمند رهبری نبوده بلکه به عنوان بازوی غير مسلح ايشان نيز محسوب می شود."

ترکیب مرید و مرادی و ساختار و نگاه ایدئولوژیک سپاه پاسداران و بحث ولی فقیه باعث شده تا سپاه پاسداران جایگاهی برای آیت الله خامنه ای قائل باشد که برای هیچ سیاستمدار و روحانی دیگری قائل نیست.

در حال حاضر یک پرسش استراتژیک تحلیلگران مسائل ایران هم می تواند این باشد که در فردای نبود آیت الله خامنه ای عملکرد و نگاه سپاه به سیاسیون و روحانیون چگونه خواهد بود و سپاه آیا نگاه کنونی اش به آیت الله خامنه ای را به فرد دیگری منتقل خواهد کرد یا خیر. نظر به این که چنین شخصیت سازی در عرصه حکومت جمهوری اسلامی تاکنون حداقل به صورت آشکار صورت نگرفته، پاسخ به پرسش یاد شده را بسیار دشوار می کند.

دیدگاه به اصطلاح ولایی سپاهیان به آیت الله خامنه ای وضعیتی ایجاد کرده است که سپاه به صورتی همه جانبه در اختیار خواست های اوست. به غیر از نقش های استراتژیک نظامی مانند پیشبرد و حفاظت از برنامه هسته ای ایران و صنایع موشکی و امثال آن، نقش های امنیتی اضطراری و حساس بسرعت به سپاه پاسداران سپرده می شوند.

حتی کنترل و حفاظت فیزیکی شخصیت هایی مانند میر حسین موسوی و مهدی کروبی که بدون محاکمه قضایی در حصر خانگی قرار داده شده اند بر عهده سپاه است. سپاه پاسداران برای آندسته از چهره های اصلاح طلب مانند محمد خاتمی هم برای حضور احتمالی در عرصه سیاست و انتخابات پیش رو نوعی شرط گذاری کرده است.

نکته اصلی: تفاوت دیدگاه دو رهبر

این وضعیت طبیعتا در کشوری که حیطه عمل رهبری در آن پس از فوت آیت الله خمینی روز بروز بیشتر شده، گویای نیازی است که آیت الله خامنه ای برای پیشبرد سیاست هایش به سپاه پاسداران دارد. از همین رو استدلال طرفداران دیدگاه آیت الله خمینی که ورود نظامیان به عرصه های سیاسی را ممنوع کرده بود، در معادلات کنونی اندک شانسی برای به کرسی نشستن ندارد.

نکته اینجاست که دیدگاه آیت الله خمینی با دیدگاه آیت الله خامنه ای تفاوت های اساسی دارد. از نظر سپاهیان و جناح همسو با آیت الله خامنه ای بحث اقتضائات زمان خیلی از مسائل را در نظام اسلامی ایران نسبی می کند. اینکه آیت الله خمینی گفته است "همه دنیا که دنبال این هستند که ارتششان از امور سیاسی کنار باشد، آنها یک چیزی می‌فهمند که می‌گویند این را. ما که می‌خواهیم که سپاه و ارتش جندالله باشند و دسته‌بندی نداشته باشند و جهات سیاسی را کنار بگذارند، برای اینکه اگر جهات سیاسی و مناقشات سیاسی در سپاه رفت و در ارتش رفت، باید فاتحه این ارتش و سپاه را ما بخوانیم."

اما طرفداران حضور سپاه در سیاست و همه حوزه های زندگی سیاسی و اجتماعی ایران از خود آیت الله خمینی هم نقل قول می کنند که او هم برای سپاه نقش ویژه در سیاست قائل بود. مثلا علی لاریجانی رئیس مجلس ایران گفته است "چندی پیش افرادی گفتند سپاه علاوه بر قوه دفاعی و فرهنگی در اقتصاد نیز حضور پیدا کرده و این نوعی بلوکه کردن است و من همانجا به یاد سخن امام خمینی افتادم که هنگامی که برخی به ایشان گفتند سپاه به دنبال کودتا است گفتند اگر سپاه کودتا کند خوب است."

بنیانگذار جمهوری اسلامی در کوران دهه 1360 دلایل قابل قبول تری برای باز گذاشتن دست سپاه در همه زمینه ها داشت ولی به اذعان بسیاری از ناظران، ترجیح داد سپاه را از سیاست دور نگاه دارد. آیت الله خمینی با ادبیات صریح خود خواهان ماندن سپاهیان در پادگانها بود.

وی در ارتباط با نظر دادن و موضع گیری سپاه در قبال تحولات سیاسی آن زمان گفته بود "برای سپاهی‌ها جایز نیست که وارد بشوند به دسته‌بندی و آن طرفدار آن یکی، آن یکی طرفدار آن یکی، به شما چه ربط دارد که در مجلس چه می‌گذرد؟ در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند که بین سپاهی‌ها هم باز صحبت هست. خوب! انتخابات در محل خودش دارد می‌شود، جریانی دارد، به سپاه چه کار دارد که آنها هم اختلاف پیدا کنند؟ برای سپاه جایز نیست این. برای ارتش جایز نیست این. سپاهی را از آن تعهدی که دارد، از آن مطلبی که به عهده اوست باز می‌دارد و همین طور ارتش را."

نقطه ضعف های سپاه

حق نشر عکس other
Image caption با تحولات اخیر در روابط آیت الله خامنه ای و آقای احمدی نژاد، حساسیت سپاه در مسائل سیاسی بیشتر شده است.

با آنکه سپاه پاسداران امروزه همه کاره بنظر می رسد اما این بدان معنا نیست که این نیروی سیاسی - نظامی خالی از نقطه ضعف نیست. همین حالت همه کاره بودن برای سپاه پاسداران هزینه های بالقوه و بالفعل زیادی بهمراه داشته و خواهد داشت.

یک نکته آن است که سیاستمداران این قابلیت را پیدا می کنند که هر از گاهی بخشی از مشکلات را معلول سپاه پاسداران بدانند. به عنوان نمونه مهدی کروبی در دوران ریاستش بر مجلس شورای اسلامی بحث اسکله های غیرقانونی را مطرح کرد که اشاره به سپاه داشت و در نهایت هم به این نقطه نظر رسید که بگوید "کشور به طور انحصاری در اختیار سپاه و بسیج است".

یا اشاره گزنده محمود احمدی نژاد به سپاه پاسداران (که البته با بیانیه ریاست جمهوری بنوعی پس گرفته شد) که در بحث قاچاق کالا در یک کنفرانس از عبارت "برادران قاچاقجی ما" استفاده کرد که اشاره ای به سپاه پاسداران و فعالیت های گسترده اقتصادی اش در عرصه واردات تلقی شد. سپاه این موضع گیری را انحرافی و پاک کردن صورت مساله دانست.

اما از نظر عملیاتی، مهم ترین نقطه ضعف های حضور کنونی سپاه در همه عرصه ها در جای دیگری است: روحیه و جنگ فکری بین خود سپاهیان بر سر مسائل سیاسی (که پس از انتخابات شدت گرفته است) و آسیب پذیر شدن سپاه در نزد افکار عمومی که مشکلات جامعه به شکل قابل درکی متوجه سپاه دانسته شود. این وضع بر توان سپاه در حوزه نظامی و دفاعی هم اثر مستقیم خواهد گذاشت. از نظر لجستیکی هم سپاه پاسداران با گماردن نیروهایش به کارهای عمرانی، اقتصادی و پروژه های نفتی و هسته ای دچار حالتی خواهد شد که امکان مانور در حوزه های نظامی و دفاعی اش مانند یک نیروی صرفا متمرکز در حوزه نظامی نخواهد بود.

در شرایطی که موج انقلاب در کشورهای عربی در حالتی دومینووار رژیم های متعددی را به زیر کشیده و مهم ترین متحد جمهوری اسلامی ایران، بشار اسد در سوریه، در گرداب بحرانی با چشم انداز احتمالی لیبی دست به گریبان است، نگرانی سپاهیان فشار مضاعفی را روی منابع آن نیرو وارد کرده است.

این سخن در حالتی که سپاه از دید برخی ناظران در شکل و شمایل یک تشکیلات کاملا مستقل و حتی دولت در دولت عمل می کند، شاید دور از ذهن بنظر برسد. اما تجربه عراق و دیگر کشورهایی که بطور گسترده روی نظامیان متکی بوده اند نشان داده که تخصیص بیش از حد نیروهای نظامی در حوزه های سیاسی و امنیتی و غیره در مقاطع حساس و رزمی ناگهان خود را به رخ می کشند. اگر چنین نبود کشورهایی با ارتش های بزرگتر و مجهزتر از سپاه پاسداران هم از نیروهای نظامی خود به شکلی فراگیر استفاده می کردند.

دشوار بتوان حالتی را تصور کرد که نقش سپاه پاسداران در جمهوری اسلامی کمتر شود، آن هم در فضایی که فشارهای درونی و بیرونی روی سیستم منحنی صعودی در پیش گرفته اند، سپاه پاسداران هم چاره ای جز همراهی با این منحنی نخواهد داشت. این وضع بنوبه خود بر شکاف های درونی سپاه که پس از انتخابات خود را تا حدودی نشان داد، خواهد افزود.