نگاهی دیگر: تضاد تحریم و تلاش برای دموکراسی در ایران

تحریم ها حق نشر عکس AFP
Image caption طرفداران تحریم ها قبول دارند که این سیاست بیشتر به مردم ایران ضربه می زند تا حکومت ایران

سرکوب خشونت آمیز مردم ایران به وسیله حکومت جمهوری اسلامی و این باور که تغییر در این کشور تنها با فشار داخلی امکان پذیر نخواهد بود، باعث شده است بار دیگر موضوع اعمال تحریم های اقتصادی به عنوان ابزار تغییر در این کشور مورد توجه قرار گیرد.

طرفداران تحریم قبول دارند که اعمال این محدودیت ها به مردم ایران بیشتر از حکومت این کشور آسیب می زند، ولی این گونه تدابیر را با شیمی درمانی مقایسه می کنند.

طرفداران تحریم می گویند برای درمان غده سرطانی که به گفته آنها جمهوری اسلامی است، مردم این کشور باید خود را برای سختی های بیشتر آماده کند.

از لحاظ احساسی می توان افزایش توجه به تحریم را درک کرد، چرا که مقاومت مسالمت آمیز مخالفان با خشونت بیش از اندازه حکومت مواجه شده است.

در دنیایی که روز به روز به سوی جهانی شدن پیش می رود و معیارهای حقوق بشر و حاکمیت قانون از اهمیت بیشتری برخوردار می شود، اجازه دادن به جمهوری اسلامی برای سرکوب بیشتر شهروندانش غیرقابل قبول می کند.

در غیاب راه حلی فوری و موثر که به طور عمده ناشی از عدم نفوذ جهان خارج بر حکومت ایران است، تمایل به تحریم قابل فهم می شود، به خصوص اگر راه جایگزین چیزی نباشد جز عدم اقدام در برابر حکومت ایران.

اکبر گنجی در مقاله ای که در سایت بی بی سی فارسی منتشر شد، تاکید دارد که به رغم اینکه از لحاظ احساسی اعمال تحریم می تواند موفقیت آمیز تلقی شود، ولی این کار به جای کمک به پیشبرد دموکراسی در ایران به آن آسیب خواهد زد.

آقای گنجی در مطلب خود فهرستی از شواهد مدقن در نفی تحریم را برشمرده است. به عنوان مثال، او نشان می دهد که تحریم ها با ضعیف کردن طبقه متوسط به طور مستقیم به دموکراسی خواهی مردم ضربه وارد خواهد کرد.

حق نشر عکس BBC Persian
Image caption تریتا پارسی: در سال هایی که با کنگره آمریکا تعامل داشته ام، شاهد اعمال ده ها مورد تحریم علیه کشورهای مختلف مانند ایران بوده ام

علاوه بر عوامل مورد اشاره آقای گنجی، عوامل دیگری را می توان در رابطه با واقعیت های سیاسی کشور تحریم کننده، یعنی ایالات متحده برشمرد.

به عنوان کسی که بیشتر از ده سال با سازمان ملل متحد و کنگره ایالات متحده همکاری کرده است، به طور مستقیم اجرای تحریم های مختلف به وسیله شورای امنیت و قوه مقننه حکومت آمریکا را مشاهده کرده ام.

برای درک بهتر ایرادهای نظام تحریم در ابتدا باید با روند اجرای آن و در مورد ایالات متحده، مسیر دشوار لغو آن آشنا شد.

در سال هایی که با کنگره آمریکا تعامل داشته ام، شاهد اعمال ده ها مورد تحریم علیه کشورهای مختلف مانند ایران بوده ام.

اما در این مدت تنها تعداد معدودی از تحریم های وضع شده، حتی در صورتی که کشور مورد تحریم همه شرایط ایالات متحده را برآورده کرده باشد، لغو شده است.

به عنوان مثال، تحریم های اعمال شده علیه عراق به وسیله ایالات متحده و سازمان ملل متحد تا اواخر سال ۲۰۱۰ به طور کامل لغو نشدند، هر چند که صدام حسین ۷ سال قبل از آن سرنگون شده بود و همان زمان جورج بوش از پایان موفقیت آمیز عملیات در این کشور خبر داده بود، جمله ای که جنجال برانگیز شد.

اما به رغم آغاز به کار دولت منتخب در عراق، تحریم های این کشور به طور خودکار لغو نشدند.

این موضوع درباره لیبی هم صدق می کند. حتی بعد از اینکه رژیم قذافی به طور کامل تسلیم شد و برنامه اتمی خود را از بین برد، لغو تحریم های این کشور به چند سال وقت نیاز داشت.

بخشی از این تاخیر ناشی از این است که تحریم ها به وسیله کنگره، قوه مقننه آمریکا، وضع می شود و ربطی به دولت این کشور یا قوه مجریه آن ندارد.

تحریم های اعمال شده به وسیله کنگره، تنها به وسیله نمایندگان آن لغو می شود. اما وظیفه مذاکره با دولت ها و رسیدن به توافق با آنها با دولت ایالات متحده است.

کنگره آمریکا بارها تحریم هایی را برای تحکیم محدودیت های وضع شده به وسیله کاخ سفید علیه ایران تصویب کرده است که هدف از آن محروم کردن رئیس جمهوری از امکان لغو آنها در صورت موفقیت مذاکرات با این کشور بوده است.

برخلاف آمریکا، تحریم های اتحادیه اروپا بر ضد ایران به وسیله شاخه اجرایی آن وضع می شود و این امکان وجود دارد که آنها را بدون نیاز به تصویب مجالس ملی و به سادگی لغو کرد.

اگر تحریم ها بتوانند حکومت جمهوری اسلامی را سرنگون کنند که سناریویی نامحتمل است، حکومت دموکراتیک نوپای این کشور مجبور خواهد بود که زیر بار سنگین تحریم های بین المللی فعالیت کند. این گفته که تحریم ها بلافاصله پس از سقوط جمهوری اسلامی لغو خواهند شد، گمراه کننده است.

در حقیقت، نیروهایی که در کنگره آمریکا برای اعمال تحریم بر ضد ایران تلاش می کنند، هیچ گاه از استقرار دموکراسی به عنوان هدف یا معیار لغو آن نام نبرده اند.

نیروی اصلی برای اعمال تحریم های جدید علیه ایران کمیته روابط عمومی اسرائیل و آمریکا، آیپک است که یکی گروه های لابی گر با نفوذ است که از آن به عنوان لابی اسرائیل در آمریکا نام برده می شود.

آیپیک تلاش خود را برای اعمال تحریم علیه ایران از سال ۱۹۹۴ آغاز کرد تا مانع از گفت و گو میان ایالات متحده و این کشور شود، زیرا نگران بود هرگونه گشایش در روابط تهران و واشنگتن به منافع امنیتی و راهبردی اسرائیل آسیب بزند.

این نگرش چرخش قابل توجهی نسبت به موضع اسرائیل در رابطه با ایران در دهه ۱۹۸۰ بود. این کشور در آن دوره زمانی به آمریکا فشار می آورد تا با ایران مذاکره کند، به این کشور اسلحه بفروشد و به مواضع کینه توزانه جمهوری اسلامی علیه اسرائیل توجه نکند.

اما با تغییر جغرافیای سیاسی جهان در دهه ۱۹۹۰، فروپاشی شوروی و سرنگونی صدام حسین، نگرش اسرائیل به ایران و تلاش برای بهبود روابط آن با آمریکا به عنوان یک تهدید راهبردی تغییر کرد.

همان طور که در کتابم " اتحاد خائنانه؛ معاملات پشت پرده ایران، اسراییل و آمریکا" عنوان کرده ام، هدف از تحریم ها ایجاد شبکه ای از موانع بر سر راه گفت و گو میان ایران و ایالات متحده و تحکیم انزوای جمهوری اسلامی با هدف محروم کردن این کشور از توانایی به چالش کشیدن موازنه قدرت در منطقه و تسلط نظامی اسرائیل بود.

از آنجایی که امنیت اسرائیل به حفظ موازنه قدرت موجود که به نفع آن است، بستگی دارد و از آنجایی که انزوای یک جمهوری اسلامی غیردموکراتیک آسان تر است، دولت یهودی نگران عواقب منفی تحریم ها بر دموکراسی خواهی در ایران نیست و حتی آن را یک مزیت می پندارد.

این باور که اسرائیل طرفدار برقراری دموکراسی در کشورهای خاورمیانه است و ریشه اختلاف های آن با جهان عرب، وجود حکومت های استبدادی در آن است با دفاع دولت بنیامین نتانیاهو از حکومت دیکتاتوری حسنی مبارک در مصر، نگرانی آن از بهار عربی و مناقشه فزاینده آن با دولت دموکراتیک ترکیه به پایان رسید.

دیپلمات های اسرائیلی در واشنگتن در اوائل ژوئن ۲۰۰۹ به طور واضح نشان دادند که این کشور ترجیح می دهد محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ایران بر میرحسین موسوی پیروز شود، چرا که تشدید انزوای جمهوری اسلامی در صورت سر کار آمدن عناصر میانه رو سخت تر خواهد بود.

این موضوعی حیاتی است که باید به ذهن سپرده شود، چرا که لغو تحریم های ایران بدون توافق لابی های قدرتمندی که در پی وضع آنها بوده اند، رخ نخواهد داد.

با توجه به سابقه طولانی تنش در روابط ایالات متحده و جمهوری اسلامی به نظر نمی رسد حتی اگر رژیم ایران سقوط کند، کنگره بتواند به سرعت تحریم های این کشور را لغو کند.

در بهترین حالت، شاهد روندی طولانی، حداقل هفت ساله، خواهیم بود که طی آن نیروهای طرفدار تحریم در کنگره امتیازهای سنگینی را از حکومت جدید ایران دریافت خواهند کرد.

نیروهای دموکراسی خواه طرفدار تحریم ها باید درباره آنچه که برای به دست آوردنش تلاش می کنند بیشتر احتیاط کنند زیرا یک حکومت نوپای دموکراتیک در ایران به سادگی زیر بار تحریم هایی که برای جمهوری اسلامی وضع شده اند، خرد خواهد شد.

بی بی سی: تریتا پارسی مولف و رئیس شورای ملی ایرانیان آمریکا - نایک (NIAC) – است. این سازمان سازمانی غیر انتفاعی است که به استناد سایت رسمی اش، با هدف تامین زیرساخت های مورد نیاز برای ایجاد ارتباط بین سازمان ها و مردم ایران و آمریکا تلاش می کند.

مطالب مرتبط