بررسی روزنامه های شنبه تهران – ۳۰ مهر

اکثر روزنامه های اول هفته تهران با چاپ عکس ها و گزارش هائی از مرگ سرهنگ قذافی در مقالات خود آن را باعث عبرت دیکتاتورها دانسته، و از مخالفان جمهوری اسلامی به عنوان دیکتاتورهائی که در نوبت سقوط هستند یاد کرده اند. تحلیل مشترک همه روزنامه ها اشاره به دیکتاتور بودن قذافی است اما درباره نقش نیروهای ناتو نظرهای متفاوتی ابراز شده است.

از میان مسائل داخلی، گزارش های مربوط به تورم و افزایش بیکاری موضوع اصلی است در حالی که گزارش هائی درباره اختلاس بزرگ و پرونده آن نیز در صفحات اقتصادی به چشم می آید.

جهان صنعت از قول وزیر نیرو نوشته "بزرگ تر از من باید قربانی هدفمندی یارانه ها شود"، دنیای اقتصاد از گزارش "فضای کسب‌و‌کار ایران و جهان" نوشته و تهران امروز از "بازگشائی پرونده خاوری این بار در کانادا" خبر داده است.

"فرجام دیکتاتور" تیتر اول شرق است، "پایان یک توهم" عنوان اصلی اعتماد، جام جم از "شادی لیبی در مرگ سرهنگ" نوشته، فرهیختگان از "پایان سرهنگ" خبر داده، "حامیان دیروز قذافی مدعیان امروز لیبی" گزارش اصلی کیهان است، روزنامه جمهوری اسلامی هم از "هلاکت قذافی و جشن مردم لیبی" نوشته و سیاست روز از "رازهائی که سرهنگ به گور برد".

حاتم قادری در مقاله اصلی شرق نوشته مشکل قذافی این بود که وضعیت یک کشور و ملتی را به خواست‌های بعضا رمانتیک و وهم‌گرایانه خود گره زد و برای خود اعتباری دست‌وپا کرد که به‌تدریج اسیر آن اعتبار شد. اسیر اعتبار خودشدن تعبیری بود که نویسنده‌ای با همدلی درباره «ناصر» سلف قذافی اما این‌بار در مصر، به‌کار برده بود. البته میان ناصر و قذافی اختلاف به اندازه مصر و تاریخ و فرهنگش از یکسو و لیبی و توانمندی تاریخی-فرهنگی‌اش از دیگرسو است.

به نوشته این استاد دانشگاه طبعا برای قذافی این مساله رویای شیرینی بود که ده‌ها سال همچون قیصر –خدایگانی- بر یک سرزمین حکومت کند و بعضا قدرت‌های غربی را به چالش بکشد و طرح‌های ریز و درشتی برای پول نفت در سر داشته باشد و خود را یکی –اگر نگوییم وجودی منحصربه‌فرد- از کسانی ببیند که راهگشای جوامع فقیر و تحت سیطره قدرت‌های غربی و همدستان داخلی آنها به سوی استقلال و پیشرفت است.

نویسنده مقاله شرق آرزو کرده که مردم لیبی به جای مرگ دیکتاتورهایشان آنها را در جایگاه پاسخگویی ببینند و مهم‌تر آنکه این پاسخگویی از سر کین‌جویی و نفرت نبوده باشد که از سر تامل در وضع بشر به شکل عام و مردمانی همانند لیبی به شکل خاص باشد. ملت‌ها حاکمان مرده نمی‌خواهند، دولتمردان زنده و پاسخگو می‌خواهند اما رویای دوم که رویای غریب‌تری است اینکه قذافی آنقدر شهامت و شجاعت و همچنین فراست داشت که در میانه نردبان قدرت بایستد و خود را در معرض نقد بگذارد و دیگران را در گردش و صورت‌بندی مناسب تولید و توزیع قدرت سیاسی-اقتصادی و... سهیم گرداند. با این چشم‌انداز آرزوانه، لیبی و لیبیایی‌ها به مردان و زنان هوشمند و شجاع‌تری نیاز دارند.

محمدعلی سبحانی در مقاله ای در شرق نوشته با یک نگاه به گذشته و نظاره‌ای به آینده می‌توان به عمق فاجعه‌ای که حکومت‌های خودکامه بر ملت‌هایشان تحمیل می‌کنند، پی‌برد. در همین هشت‌ماه گذشته بنا به اقوال مختلف ده‌ها هزار نفر از مردم در مقابله نظامی توسط یکدیگر کشته شده‌اند. صدها مرکز اقتصادی چه توسط نیروهای هوادار قذافی و چه به واسطه هواپیماهای ناتو تخریب و نابود شده‌اند.

به نظر نویسنده این مقاله، ناتو به زودی اعلام خواهد کرد که ماموریت نظامی‌اش در لیبی پایان یافته. به خودی خود جامعه لیبی را تحت‌تاثیر قرار داده و مشکلات و مسایلی را به دنبال خواهد داشت و در آینده جامعه‌ای که با جنگ، حکومت قبلی را سرنگون کرده هزینه و زمان بیشتری را نیاز دارد که ساختارهای جدیدی بنا کند، حکومت دلخواه مردم خود را تشکیل دهد و کینه‌ها و نفرت‌هایی که در جنگ داخلی نصیب ملت‌ها ‌شده تا سال‌های سال به همراه تحولات سیاسی و اجتماعی نقش منفی خود را ایفا خواهد کرد.

'قهرمانی که به رسوائی کشید کارش'

بهروز بهزادی در اعتماد نوشت روزی که امپریالیست اراده کرد که نام خلیج فارس را تغییر دهد و آنچه امروز تحریکات عربی درباره خلیج فارس است از زبان همین سرهنگ قذافی برخاست. سرهنگ همچنین چند باری نیز تهدید کرد که هواپیماهای خود را به جزایر تنب و ابوموسی می‌فرستد ولی مثل همه کارهایش به شعار بسنده کرد. ماجرای امام موسی‌صدر را نیز همه ایرانیان به نوعی می‌دانند که البته به زودی باید روشن شود.

سردبیر اعتماد یادآور شده که سرهنگ در شرایطی ظهور کرد که کشورهای عربی و به ویژه لیبی احتیاج به قهرمان داشتند و کودتای او علیه ملک‌ادریس پادشاه لیبی به او نام قهرمان داد.در همین دوران سراسر کشورهای عربی را دیکتاتورها اداره می‌کردند که سرهنگ قذافی یکی از آنها ولی در هیئت قهرمان لیبی لقب گرفته بود. وی گرچه لقب قهرمان لیبی را سال‌ها یدک کشید و از مزایای قانونی آن بهره برد، ولی با یک مشکل اساسی یعنی دوری از مردم رو به رو شد؛ مشکلی که اکثر دیکتاتورها با آن رو به رو می‌شوند.

مهران کرمی هم در اعتماد نوشته لیبی در میان کشورهای عربی از نظر ساخت اجتماعی هنوز کشوری کاملا قبیله‌یی و با تفکر بادیه‌یی است و قذافی هم جز ستمی که بر این مردم روا داشته، در نظر آنها بیش از آنکه رهبر کشور باشد، رییس یک قبیله شکست خورده است. خوی مردم بدوی به خوی انسان‌های نخستین نزدیک‌تر است و لباس تمدن نپوشیده، بنابراین عمل به غرایز و یاساهای قبیله‌یی بر حرکت در چارچوب قانونی و موازین بشر مدرن، چربش دارد. رفتار حسنی مبارک، رییس‌جمهور سابق مصر و معترضان او را در یک کشور با تمدن چند هزارساله با آنچه در لیبی گذشت، اگر بخواهیم مقایسه کنیم، پاسخ به دست می‌آید.

نویسنده اعتماد مقایسه کرده که در مصر همه مراحل انقلاب در زیر دوربین تلویزیون‌های ماهواره‌یی لحظه به لحظه، به تصویر کشیده‌شد و شترسواران هم نتوانستند دولا دولا نافرمانی مدنی مردم را در میدان تحریر سرکوب کنند، اما در لیبی از همان روز نخست کار به موشک و هواپیما کشید و به‌روز‌ترین جنگ‌افزارها چه آسان به استخدام بربریت درآمد. قذافی از خوی و خصلت مخالفان و همینطور طرفدارانش اطلاع کاملی داشت و از قضا خود، چنین ویژگی‌هایی را به بهترین وجه نمایندگی می‌کرد. او حتی اگر در آغاز هم دستگیر می‌شد، با زبان تلخ و گزنده‌یی که داشت، کارش با مخالفان به این نقطه می‌رسید. او با درک همین ویژگی بود که تا دم مرگ ایستاد و یگ گام به عقب ننشست، چون مرگ را فرجام کار خود می‌دانست، چه در آغاز چه در پایان.

علی بیگدلی در اعتماد نوشته معمر قذافی در ابتدا و پیش از آنکه مرزبندی‌های مربوط به بلوک چپ و راست جهانی برهم خورد و سرنوشت جدیدی بر دنیا حاکم شود حکومت خود را بخشی از اردوگاه سوسیالیسم می‌دانست. جهت‌گیری‌های حکومت او نیز به ضد غرب بود و موفق شد نفوذ و تاثیر بسزایی در کانون‌های تروریستی جهانی به دست آورد و به همین خاطر تروریسمی که توسط نمایندگان او در سراسر جهان اتفاق می‌افتاد، ماهیت حکومتش را از یک حکومت عادی ضد امپریالیستی به یک دولت تروریست تغییر داد.

به نوشته این استاد دانشگاه مجموع این عوامل دست به دست هم دادند تا تاریخی جدید برای فعالیت و مداخلات ناتو فراهم شود. به واقع دخالت ناتو در لیبی نخستین دخالت مستقیم و همه‌جانبه این نیرو در کشورهای عربی به حساب می‌آید. در اثر این دخالت‌ها نیز بسیاری از زیرساخت‌های لیبی تخریب شده است و حتی اخبار روز گذشته نیز حاکی از آن بود که حملات جنگنده‌های ناتو به بخش‌هایی از لیبی همچنان ادامه دارد.

حق نشر عکس l
Image caption کارتون جمال رحمتی، اعتماد

محمدعلی مهتدی در اعتماد نوشته به جاست که گفته شود نیروهای ناتو باید بلافاصله لیبی را ترک کرده و تعیین سرنوشت این کشور را به دست مردم بسپارند. همان‌گونه که در تونس انقلابیون موفق شدند با تشکیل مجلس موسسان بخشی از خواسته‌های خود را به پیش برند، انقلابیون لیبی نیز می‌توانند با تشکیل این مجلس و اهتمام بر نوشتن قانون اساسی به آنچه از طی خیزش علیه قذافی در نظر داشتند جامه عمل پوشند.

نویسنده اما ابراز نگرانی کرده که با این وجود تصور می‌شود که نیروهای ناتو به این سادگی‌ها دست از لیبی برنخواهند داشت، چرا که این کشور سرشار از منابع غنی نفتی است و به علت نزدیکی به اروپا می‌تواند در آینده تامین‌کننده بخش زیادی از نفت این قاره باشد. مجموع این مولفه‌ها چنین نشان می‌دهد که حضور اعضای ناتو در لیبی به عنوان مانعی در برابر اراده ملت لیبی تداوم خواهد داشت.

'قذافی از هر نوکری برای غرب بهتر بود'

کیهان در سرمقاله خود نوشته به میزانی که واقعیت صحنه لیبی با آنچه در خیال غرب می گذرد، فاصله زیادی دارد، نتیجه کار هم با آنچه غرب به آن دل بسته است، فاصله زیادی دارد. قذافی بیش از هر شخصیت وابسته به غرب به اسلام گراها سخت گرفت و بیش از هر رهبر حلقه به گوش عرب، منافع ملتش را قربانی رضایت غرب کرد. ماجرای عقب نشینی سریع رژیم قذافی از ساخت نیروگاه های هسته ای که ملت لیبی به آن نیاز مبرم دارد و بار زدن همه تجهیزات هسته ای کشورش و ارسال به آمریکا، پرداخت غرامت به خانواده کشته شدگان غرب در هر حادثه ای که کشته شده باشند و همکاری با غرب در چسباندن واژه تروریزم به جهان اسلام، بخشی از ماهیت وابسته معمر قذافی بود.

به نوشته این روزنامه این البته چندان عجیب نیست چرا که قذافی اساسا یک عنصر اصیل نبود، سیطره خاندان قذافی بر اقتصاد، سیاست و سیستم امنیتی لیبی و شخصی شدن منابع مردم این کشور نشانه روشنی از حقارت این فرد بود. چنین حقارتی طبعا برای غرب مطلوب بود و از این رو رهبران اروپا بارها پس از دوشیدن لیبی از طریق معمر بر دست های او بوسه زدند و او را در ادامه راه حمایت کردند.

خلاصه این که به نظر کیهان غرب اینک در کمین لیبی نشسته است. عدم وجود نیروهای فائقه در لیبی و همگرا نبودن مخالفان قذافی، قطعنامه سازمان ملل که بطور ضمنی لیبی را در ذیل بند ۷ منشور سازمان ملل قرار داده و تهاجم ناتو به آن را موجه جلوه داده است، وابستگی چهره هایی نظیر محمود جبریل که از مارس- اسفند ۸۹- داعیه نخست وزیری دولت انتقالی دارد، غرب را در این راه وسوسه کرده است.

یک نقطه مشترک دیگر برای دیکتاتورها

فضل الله یاری در سرمقاله ابتکار نوشته هنوز تصاویر تحقیر کننده بیرون آوردن صدام حسین دیکتاتور خونریز عراق از قعر گودالی در یکی از روستاهای نزدیک به زادگاهش از ذهن ها بیرون نرفته که، تصاویر دیگری از گودال کثیف و بدبوی محل پنهان شدن «سرهنگ معمر محمد عبد السلام آبومنیار القذافی» دیکتاتور دیوانه لیبی در رسانه ها منتشر شد. مردی که بیش از چهار دهه با حرکات عجیب و غریب و هوس های بچه گانه اش بر مردم لیبی حکم راند به گونه ای که بسیاری از مردم همه سال های زندگی خود را در سایه حکومت وی تجربه کرده اند.

به نوشته این مقاله اگر شکنجه و کشتار زیردستان و همزمان خود را منجی آن ها خواندن، در سال های حکومت داری روش یکسان دیکتاتور هاست. اگر برباد دادن سرمایه های مادی و معنوی کشورها، پای ثابت سیاست ورزی آن ها شده است. اگر لجاجت و اصرار بی جا بر تصمیمات خودسرانه و نپذیرفتن انتقادات درکارنامه همه این دیکتاتورها نوشته شده. اگر تایید وضعیت موجود تنها خواسته آن ها از زیردستان وکارگزاران خود بوده است و ده ها ویژگی مشترک دیگر دیکتاتورها را به هم شبیه کرده است، یک عنصر دیگر نیز در حال اضافه شدن به زندگی نامه آن هاست:«گودال».

حق نشر عکس l
Image caption صفحه اول ابتکار

'عبرت بگیرید'

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود نوشته این از ویژگی‌های دیکتاتورهاست که هرچه بیشتر با عوامل عبرت‌آموز مواجه می‌شوند، لجبازی آنها بیشتر می‌شود و خود را به سقوط حتمی نزدیک‌تر می‌کنند. قذافی، آن روز که در نهایت غرور و خودخواهی با امام موسی صدر برخورد قهرآمیز می‌کرد، به فکر لحظه مرگ ذلت‌بار روز پنجشنبه ۲۸ مهر ۳۳ سال بعد نبود. وی آن روز که گروه گروه مردم کشور خود را به جرم حق‌خواهی به خاک و خون می‌کشید و به زندان می‌انداخت، به فکر روزی نبود که گرفتار آتش خشم مردم خواهد شد. این بیماری مهلک، در غفلت از خدا ریشه دارد.

به نوشته این روزنامه به مرگ ذلت‌بار قذافی، اگر از این زاویه، که حتمی ‌بودن سنت الهی و غیرقابل تغییر بودن آنست نگاه کنیم، به این نتیجه خواهیم رسید که این واقعه قطعاً آخرین واقعه از این قبیل در منطقه نخواهد بود. چه بسا دیکتاتور بعدی که به این سرنوشت دچار می‌شود، علی عبدالله صالح باشد که این روزها فریاد مظلومیت مردم یمن از ظلم و بیداد او گوش فلک را کر کرده، ولی شاه بحرین و عربستان و اردن و سایر دیکتاتورها هم در نوبت هستند. قرآن کریم، در صدد بیان همین واقعیت است که می‌فرماید: فاعتبروا یا اولی الأبصار!

'مردم آمریکا فریب نمی خورند'

سیاست روز در مقاله ضد آمریکائی خود نوشته آمریکا و ناتو با دوری از حضور نظامی مستقیم در خاک لیبی و استفاده از حملات هوایی و موشکی با توجه به شرایط ایجاد شده در کشورهای خود و اعتراضات گسترده مردم، قصد جلوگیری از گسترش اعتراضات و جنبش‌های مردمی کشورهای خود را داشتند.

به نظر این مقاله هرچند حملات هوایی و موشکی ناتو و آمریکا به خاک لیبی به اذعان آنها در سرنگونی دیکتاتور نقش داشته است، ‌اما بررسی این حملات نشان می‌دهد که اکثر مکان‌های مورد اصابت حملات ناتو، مراکز و تاسیسات و کارخانه‌ها و پالایشگاههای نفتی این کشور بوده است.

محمد صفری در مقاله سیاست روز تاکید کرده این که آمریکا سعی دارد این پیروزی را به نام خود تمام کند نشان دهنده این امر است که اکنون آمریکا شاهد اعتراضات گسترده در این کشور است و با مصادره کردن سرنگونی دیکتاتور لیبی شاید بتوان دولتمردان آمریکا را هر چند در مدت کوتاهی از زیر فشارهای مردمی بیرون آورد، اما مردم آمریکا دیگر با این گونه سیاست ها آشنا هستند و فریب آن را نخواهند خورد. چون طبق وعده الهی خود سران کشورهای غربی به ویژه آمریکا در تیررس قیام‌های مردمی برای سرنگونی قرار دارند و به جای این که به خوش خیالی بپردازند باید در انتظار وعده و سنت پروردگار باشند.

'اهمیت زیادی نداشت'

جعفرقنادباشی در سرمقاله تهران امروز نوشته هرچند گفته می‌شود که با مرگ قذافی تاریخ معاصر لیبی یک برگ بسیار مهمی را در خود ثبت کرد اما در حقیقت باید گفت که حادثه کشته شدن وی در دو روز قبل یک مسئله دارای اهمیت سیاسی زیادی نبود چرا که مرگ سیاسی قذافی عملاً دو ماه پیش‌تر از امروز به‌وقوع پیوست در همان زمانی که طرابلس پایتخت این کشور و نماد قدرت قذافی به‌ دست انقلابیون سقوط کرد و قذافی فرار را بر قرار ترجیح داد.

نویسنده با نظر انقلابیون لیبیایی که روز کشته شدن قذافی را روز آزادی لیبی نامیده‌اند موافق نیست چرا که نوشته آزادی در زمانی رخ می‌دهد که یک کشور از یوغ استبداد داخلی یا استعمار خارجی نجات یابد. ما در لیبی شاهدیم این عمل دو ماه پیش‌تر از امروز صورت گرفته بود. لذا به جای به‌کار بردن روز آزادی لیبی از دست قذافی باید گفت یک تبهکار فراری که سابقه ۴۲ سال حکومت بر این کشور را داشت، به قتل رسیده است. یک مسئله دیگر در اثبات فقدان مشروعیت قذافی و نیز کیفیت گرایش مردم به وی به هویت اطرافیان و محافظان قذافی در دو ماه اخیر باز می‌گردد که اکثرشان سیاه پوست بودند.

'مردم را ندید'

مردم سالاری در سرمقاله خود نوشته قذافی حتی فیلسوفان و نظریه پردازان مشهوری را از جای جای جهان خرید تا برای توجیه تفکر بیمار او نظریه بسازند، رسانه های معروف را باپول واداشت تا برایش کسب اعتبار کنند، اما از قدرت لایزال مردم اش غفلت کرد، تا آنجا که می بینیم، به مرگش به جشن نشسته اند! یک صاحب نظر در علوم ارتباطات تعریف می کرد که یک شرکت روابط عمومی که سال ها از قذافی پول می گرفته و قرار داد داشته تا تصویر مثبتی از او در اروپا ایجاد کند و ظاهرا به توفیقاتی هم نائل شده بود، در جریانات یک سال اخیر لیبی از شاهزاده تبعیدی قبلی هم پول گرفته بود و قرارداد داشت که او و خاندانش را ترویج کند تا پرچم شاهنشاهی ۴۲ سال پیش به اهتزاز در آید و او با تکنیک های رسانه ای چنین کرده بود.

به نوشته این مقاله این شرکت در برابر اعتراض اخلاق مداران حرفه روابط عمومی که قبول این دو قرارداد با اخلاق حرفه ای معارض است، از خود دفاع کرده که: قرارداد من با قذافی برای ترمیم چهره او و حکومتش در اروپاست ولی قرارداد با شاهزادگان پادشاهی قبل، برای ترمیم چهره آنها در داخل لیبی است.

نویسنده مردم سالاری تاکید کرده: منظورم این است که قذافی هر کاری که فکر کنید برای استیلای افسانه ای خود کرد، منابع لیبی را تاراج کرد، حساب های بانکی خود را در خارج از لیبی پرکرد، وابستگان و اطرافیان خود را بر جان و مال مردم لیبی حاکم کرد، مزدور از داخل و خارج لیبی در اطراف خود گرد آورد، کاخ های افسانه ای نفوذ ناپذیر با کانال های چند ده کیلومتری فرار و انواع و اقسام اسلحه و... و... برای خود فراهم ساخت، اما از مردم غفلت کرد و آنها را نادیده گرفت و مخالفان را به زندان شکنجه انداخت، وقتی مردم به ستوه آمدند مقابلش برخاستند و در کمتر از یک سال حساب های بانکی اش مسدود شد، قدرت افسانه ای اش فرو ریخت و با خفت و خواری، همچون همه مستبدان و دیکتاتورها در مقابل واقعیت یعنی مردم زانو زد.

آهای چرخ نیلوفری

محمد حسین روانبخش در ستون طنز مردم سالاری نوشته معمر قذافی آنقدر در مقابل مردم مقاومت کرد تا نهایتا از لوله فاضلاب بیرون کشیده و کشته شد. واقعا در مقایسه باید گفت که صدام خیلی خوشبخت تر بود، بن علی و حسنی مبارک هم به مراتب خوشبخت تر از معمر قذافی بودند. قذافی اما از همان آغاز قیام مردم گویی با خودش این ترانه را زمزمه می کرد که "من و این همه خوشبختی محاله "! برای همین هم در مقابل مردم قرار گرفت... تا پنج شنبه گذشته و لوله فاضلاب و تیر خلاص.

نویسنده با اشاره به سرنوشت نادر شاه افشار نوشته پایان داستان این جور دیکتاتورها همیشه همین جوری است، یعنی ممکن است متن داستان دیکتاتورها با هم تفاوت داشته باشد اما پایان داستان همیشه همینجوری است، یعنی به یک گردش چرخ نیلوفری دیگر نه قذافی می ماند، نه سیف الاسلامش، نه معتصمش، نه بقیه آنهایی که جمع می شدند و...

طنز نویس مردم سالاری در انتها نوشته همه می دانند که با هیچ وسیله ای از جمله زور و سرنیزه نمی شود جلوی گردش چرخ نیلوفری را گرفت. این چرخ نیلوفری را نه می شود دستگیر کرد، نه می توان تبعید کرد... نه امکان دارد که تهدید کرد، نه هیچ جوری از موضعش کوتاه می آید، نه با تبلیغات چند تا شبکه عقب افتاده رادیو تلویزیونی می شود سرکوبش کرد، نه با فحش دادن در میتینگ های سفارشی می توان منصرفش کرد... آهای چرخ نیلوفری ، تو چقدر شبیه بعضی آدم هایی !

گوینده 'الهی شکر'

ابراهیم رها در ستون طنز اعتماد از سقوط و کشته شدن سرهنگ قذافی اعلام حمایت ملایم کرده و درباره علت این ملایمت نوشته تلویزیون ایران این خبر را که تمام جهان خیلی شدید آن را پوشش دادند، یک جور ملایمی به پوشش‌اش پرداخت! گوینده خبر نقل به مضمون، اینجوری حرف می‌زد: «والله، راست و دروغش گردن راوی! اینجور که می‌گن سرهنگ معمر قذافی کشته شده... نه، اجازه بدین... می‌گن زنده‌اس، آخیش!... نه، آها، گویا زنده دستگیرش کردن... بعد مرده.... یعنی بد کشتنش... آخی!...» راستش اینکه ما ابتدا می‌خواستیم فریاد بزنیم هورا هورا هورا. اما خوب که اخبار خودمان را دنبال کردیم به تدریج به این نتیجه رسیدیم که نگوییم آها آها و با خودمان بشکن نزنیم و به خودجنبانی نیز دست نیازیم!

بخش دیگر نوشته طنزنویس اعتماد این است که: ما از نامعلوم بودن وضعیت پسر قذافی، سیف هم اعلام حمایت می‌کنیم. راستش در این مورد هم ابتدا تلویزیون ایران گفت او را زخمی و دستگیر کرده‌اند یا دستگیر و زخمی کرده‌اند یا اینکه اول... و بعد زخمی و دستگیری اتفاق افتاده... اما بلافاصله گفتند اخبار ضد و نقیض است و معلوم نیست. یکجوری این خبر را خواندند که گمانم گوینده زیر لب الهی شکر هم گفت!

کارتون روز

حق نشر عکس l
Image caption پایان قذافی، هادی حیدری، شرق

مطالب مرتبط