گفت‌وگو با مشاور سابق پنتاگون درباره تهدیدهای نظامی علیه ایران

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

طی چند روز اخیر خبرهایی به رسانه ها درز کرده که نشان می دهد اسرائیل، آمریکا و بریتانیا گزینه حمله نظامی به تاسیسات هسته ای ایران را در دست بررسی دارند. محمد منظرپور، خبرنگار بی بی سی فارسی در واشنگتن، مصاحبه ای در این باره با رابرت کاپلان، عضو سابق هیات سیاست گذاری وزارت دفاع آمریکا کرده که متن آن در پی می آید:

این گزارش هایی که درباره حمله نظامی به ایران منتشر می شود، تا چه حد مستند است؟

فکر می کنم این روزها بیشتر ممکن است چنین حمله ای رخ بدهد. یا مثلا در اوایل یا نیمه های سال ۲۰۱۲. فکر می کنم ظرف شش تا ۹ ماه آینده احتمال حمله بیشتر شود. اما نمی توان گفت که حمله قریب الوقوع است. کارکرد این گزارش ها بیشتر این است که فشار بر ایران زیاد بشود. اما این گزارش ها یک چیز مشخص و واقعی را هم نشان می دهد و آن این که دولت ها دارند به این گزینه وحشتناک نزدیک می شوند که باید چنین کاری (حمله نظامی) بکنیم.

باراک اوباما تلاش می کند نیروهای آمریکایی را هر چه سریعتر از عراق خارج کند و حتی تعهدات نظامی به افغانستان راکاهش دهد، آیا رئیس جمهوری با چنین مختصاتی حاضر است وارد یک جنگ منطقه ای دیگر با ایران شود؟

جواب ساده اش این است که بگوییم نه. این رئیس جمهوری است که به جنگ ها پایان می دهد، نه این که بخواهد جنگی را شروع کند. با شرق آسیا وارد تعامل می شود و ... اما من با این حرف ها موافق نیستم. اول این که این همان رئیس جمهوری است که به طور سازمان یافته در مرز افغانستان و پاکستان بدنبال قتل رهبران اصلی القاعده بوده است. پس این رئیس جمهور بطور کاملا روشن و واضحی نشان داده که حاضر است برای منافع آمریکا کشتار راه بیندازد. او همچنین به مداخله نظامی در لیبی کمک کرد. اگر فکر کند ایرانی ها در آستانه دستیابی به ظرفیتی هستند که بتوانند سلاح هسته ای تولید کنند، این می تواند موجی از واکنش های بعدی را راه بیندازد. در آن صورت ممکن است مقام های عربستان سعودی از پاکستانی ها بخواهند تعدادی از کلاهک های هسته ای شان را در این کشور مستقر کنند و بعد بحران در جنوب آسیا و خاورمیانه شعله ور بشود که خب این باعث می شود تا منطقه به سطح جدیدی از بی ثباتی برسد و بعد آمریکا وادار بشود تا شاید یک ناو هواپیمابر دیگر به خلیج فارس بفرستد، و بسیاری پیامدهای بد دیگر. برای همین ممکن است در آن هنگام رئیس جمهوری اجازه دهد چنین حمله ای صورت بگیرد.

رسانه های اسرائیلی خبر از تلاش بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر، برای همراه کردن هیئت دولت با اقدام نظامی علیه ایران داده اند. بنظر شما آیا آمریکا جنین اقدامی را تایید می کند؟

اول غافلگیر می شوم اگر ببینم آمریکا به چنین حمله ای چراغ سبز نشان بدهد. فکر می کنم اگر انجام چنین حمله ای اجتناب ناپذیر باشد، خودِ آمریکا یک ائتلاف مثلا با بریتانیا تشکیل دهد و یا خودش این کار را انجام دهد. از طرف دیگر اگر فکر کنند که حمله اسرائیل قریب الوقوع است و هیچ راهی برای منصرف کردن اسرائیل وجود ندارد، در آن صورت آن ها ترجیح می دهند حمله موفقیت آمیز باشد. برای همین، به اسرائیلی ها کمک می کنند. این موضوع که نیروهای آمریکا تا دو ماه دیگر کلا از عراق خارج می شوند انجام حمله را محتمل تر می کند. چون اسرائیلی ها می توانند از آسمان عراق استفاده کنند بدون آنکه گناهش بر گردن آمریکا بیافتد. و نیروهای آمریکایی هم دیگر در عراق نیستند که ایران بخواهد در صورت حمله اسرائیل با آنها درگیر بشود. مسئله تبادل زندانیان بین فلسطین و اسرائیل هم شرایط را برای حمله مهیاتر می کند. آنها می خواستند قبل از حمله این سرباز جوان را از دست فلسطینی ها نجات بدهند. چون اگر اسرائیل به ایران حمله می کرد دیگر محال بود بشود گیلعاد شالیط را از دست حماس نجات داد.

اگر فرض کنیم که اسرائیل تهدیدش را عملی و به ایران حمله کند به نظر شما آیا همانطور که منتقدین می گویند، این باعث تقویت حکومت در ایران نمی شود؟

اسرائیلی ها به دو موضوع فکر می کنند: یکی به توصیه ای که غرب به آنها کرد قبل از این که در سال ۱۹۸۱ به تاسیسات هسته ای عراق در جنوب بغداد حمله کنند و یکی هم به توصیه ای که در سال ۲۰۰۷ یعنی وقتی که می خواستند به تاسیسات هسته ای ساخت کره شمالی در جنوب سوریه حمله کنند، دریافت کردند. در هر دو صورت توصیه ها اشتباه بود و اسرائیل درست می گفت. غرب می گفت اگر حمله کنید حتی اگر رآکتور را بطور کامل منهدم کنید، فقط می توانید دستیابی صدام حسین به سلاح هسته ای را حدود یک سال عقب بندازید. اما با این حمله در عمل برنامه هسته ای عراق کلا متوقف شد. در مورد سوریه هم همین را گفته بودند. حالا که خیزش کشورهای عرب زبان به دمشق رسیده باز معلوم شد که توصیه غرب اشتباه بوده است. برای همین، در تحلیل های اسرائیل حالا درجه ای از تکبر و خودپسندی وجود دارد. این که دو بار توانسته ثابت کند دیگران اشتباه می کردند و او راست می گفته است. شاید اسرائیل این بار به خودش بگوید: باشد، می گویید فقط دو سه سال عقب می افتد. باشد ایرادی ندارد. بگذار دو سه سال عقب بیافتد. چون چه کسی می داند تا دو سه سال دیگر چه می شود. ممکن است انقلاب سبز دوباره راه بیافتد. و ممکن است حکومت بعدی ایران با یک برنامه هسته ای دیگر مثل حکومت فعلی این قدر خطرناک نباشد.

مطالب مرتبط