تهدید نظامی اسرائیل علیه ایران، پرسش ها و نکته ها

آیا خبرهای اخیر درباره تهدیدهای نظامی علیه ایران جدی است؟ آیا حمله احتمالی اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران قریب الوقوع است؟ واکنش های بین المللی به چنین حمله ای چه خواهد بود؟ نتیجه حمله نظامی احتمالی به ایران چه خواهد بود و ایران تا چه حد می تواند با چنین تهدیدی مقابله کند؟

این سئوال هایی است که در روزهای اخیر و در پی موضع گیری های تازه سیاستمداران، نظامیان و رسانه های کشورهای مختلف درباره برنامه هسته ای ایران، مطرح می شود. اما تا چه اندازه می توان به این سئوال ها پاسخی روشن و صریح داد؟

این راهنما به دنبال پاسخ هایی برای پرسش های مربوط به سناریوها و شرایطی است که درباره وقوع یا عدم وقوع چنین حمله ای مطرح هستند. روی سئوال ها کلیک کنید:

چرا اسرائیل ایران را به حمله تهدید می کند؟

چرا باید تهدید اسرائیل را جدی گرفت؟

نگاه آمریکا به حمله اسرائیل علیه ایران چیست؟

واکنش ایران چگونه خواهد بود؟

محدودیت های عملی برای نابود کردن برنامه هسته ای ایران چیست؟

چرا اسرائیل ایران را به حمله تهدید می کند؟

حق نشر عکس digital Globe
Image caption مقامات اسرائیلی تاکید کرده اند که قبل از رسیدن ایران به "نقطه غیر قابل بازگشت" در برنامه هسته ای آن کشور باید کاری کرد

دولتمردان اسرائیل با استناد به سیاست های ضد اسرائیلی جمهوری اسلامی ایران در طول سالهای پس از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران، معتقدند که حاکمان جمهوری اسلامی همواره بدنبال ضربه زدن به اسرائیل هستند و قصد خود برای نابودی اسرائیل و "محو کردن اسرائیل از نقشه کره زمین" را هم پنهان نکرده اند. آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران شعارهای "راه قدس از کربلا (عراق) می گذرد" و "اسرائیل باید از بین برود"را مطرح کرد.

محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران پس از پایان دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی که بیشتر چهره ای متمایل به تنش زدایی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بود، بارها در داخل و مجامع بین المللی با بیان و تکرار بحث "محو اسرائیل از نقشه" و انکار هولوکاست (کشتار یهودیان بدست آلمان نازی) به آغاز جنگی لفظی با اسرائیل و طرفدارانش کمک کرد.

ایران "آرمان فلسطین" را یکی از محورهای اصلی انقلاب و اصول خود قرار داده است. از نظر جمهوری اسلامی ایران، اسرائیل در سال ۱۹۴۸ پس از یک سری توطئه ها و کمک کشورهای غربی از جمله بریتانیا، به شکلی اجباری به نقشه خاورمیانه تحمیل شد و ملت فلسطین و دیگر کشورهای عربی از ایجاد این کشور مصنوعی صدمات زیادی دیدند.

سیاست ایران در دوران قبل از انقلاب بر شناسایی دوفاکتو (غیر رسمی) موجودیت اسرائیل استوار بود و روابط تهران-تل آویو در شرایط خوبی قرار داشت. این سیاست در فردای انقلاب اسلامی دستخوش چرخشی ۱۸۰ درجه ای شد.

حمایت و کمک ایران به پیدایش و حیات گروه های مسلح حزب الله و حماس و دیگر گروههای مبارزه کننده با اسرائیل در طول سه دهه گذشته، دولتمردان تل آویو را به این نتیجه رسانده که تهران جدیت خود برای اقدام علیه اسرائیل را در عمل نشان داده و مسلح شدن ایران به سلاح هسته ای خط قرمز حیاتی بی چون و چرای اسرائیل است.

بر همین اساس دولتمردان اسرائیلی در بحث برنامه هسته ای ایران همواره تاکید کرده اند که باید قبل از رسیدن ایران به "نقطه غیر قابل بازگشت" در برنامه هسته ای،کاری کرد، حال به تنهایی یا به کمک آمریکا و دیگران.

بالا

چرا باید تهدید اسرائیل را جدی گرفت: سوابق حملات پیشدستانه

حق نشر عکس SIPA PRESS. REX FEATURES
Image caption صدام حسین نسبت به حمله اسرائیل در سال ۱۹۸۱ واکنشی نشان نداد

اسرائیل در طول تاریخ تشکیل خود چندین بار به حملات فرامرزی یکجانبه علیه برنامه های هسته ای کشورهای مستقل دست زده است.

جنگنده های نیروی هوایی اسرائیل در ژوئن ۱۹۸۱ راکتور هسته ای در حال تکمیل عراق در منطقه موسوم به اوسیراک در نزدیکی جنوب شرق بغداد را بمباران کردند. عراق با کمک فنی فرانسه بخشی از برنامه هسته ای خود را پیش برده بود و راکتور اوسیراک در مراحل نسبتا پایانی ساخت و تکمیل بود. صدام به این حمله واکنش نظامی نشان نداد. به گفته شماری از مورخین نظامی، صدام حسین بدنبال این حمله، به مخفی و زیر زمینی کردن برنامه هسته ای اش روی آورد.

عراق با ارتش نسبتا مجهزی که داشت یکی از نگرانی های برنامه ریزان نظامی در اسرائیل بود. دستیابی عراق به سلاح هسته ای برای تل‌آویو خط قرمزی آشکار بود و از همین رو در سال ۱۹۸۱ عملیاتی با اسم رمز اوپرا (Opera) با پرواز جنگنده ها و بمب افکن های اسرائیلی به اجرا گذاشته شد.

سوءظن نسبت به فعالیت رژیم صدام حسین بخاطر انباشت سلاح های میکروبی و ادامه فعالیت روی برنامه هسته ای ادامه یافت.

استفاده گسترده عراق از سلاح های شیمیایی علیه نظامیان و غیرنظامیان ایرانی در جنگ هشت ساله باعث شد تا خطرات گسترش سلاح‌های کشتار جمعی در دست رژیم هایی مانند عراق که نیت و اراده استفاده از این سلاح ها را دارند، خاورمیانه را وارد فضای جدیدی کند.

حق نشر عکس AFP
Image caption آژانس بین المللی انرژی اتمی در گزارش اخیر خود به وجود ابعاد نظامی در برنامه هسته ای ایران اشاره کرده است

پس از سوء محاسبه مرگبار صدام در حمله به کویت و اشغال آن کشور در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی، جامعه بین المللی و بویژه آمریکا، روی خلع سلاح عراق شکست خورده متمرکز شدند. در نهایت سوء ظن نسبت به تلاش صدام برای بدست آوردن سلاح های کشتار جمعی تا آنجا پیش رفت که ایالات متحده آمریکا پس از حملات یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ و ساقط کردن رژیم طالبان در افغانستان روی عراق متمرکز شد و در سال ۲۰۰۳ در قالب یک ائتلاف و بدون کسب چراغ سبز سازمان ملل متحد به آن کشور حمله کرد.

دومین حمله ای که اسرائیل علیه یک هدف هسته ای انجام داد باز در خاورمیانه و این بار در سوریه در ششم سپتامبر ۲۰۰۷ بود که در عملیاتی با اسم رمز باغ میوه (Orchard) صورت گرفت. سوریه وجود یک مرکز هسته ای در نقطه مورد حمله اسرائیل را رد کرد ولی امسال آژانس بین المللی انرژی هسته ای سازمان ملل متحد در گزارشی رسمی اعلام کرد که سایت مورد حمله یک راکتور هسته ای بود.

به غیر از دو مورد یاد شده، اسرائیل همواره در جنگ های خود با کشورهای عربی همسایه از استراتژی حمله پیشدستانه در مواقع مناسب استفاده کرده است. حتی در موارد غیر جنگی هم اسرائیل برای مقابله با آنچه تهدیدی علیه منافع خود دیده دست به اقدام نظامی زده است. به عنوان مثال در ژوئیه ۱۹۷۶ اسرائیل دست به اقدام نظامی کماندویی در فرودگاه انتبه در اوگاندا زد. هدف از آن عملیات آزاد کردن مسافران یک هواپیما بود که ربوده شده و به فرودگاه انتبه برده شده بود.

با توجه به موارد فوق، از جنبه نظری و تاریخی، احتمال حمله یکجانبه اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران همواره یک احتمال قوی بوده است، هر چند اسرائیل برای دست زدن به این اقدام باید ملاحظات فراوانی را در نظر بگیرد. مهم ترین ملاحظات عبارتند از نظر آمریکا، واکنش ایران و نگاه افکار عمومی داخل اسرائیل.

بالا

نگاه آمریکا به حمله اسرائیل علیه ایران چیست؟

ایالات متحده آمریکا و کشورهای متحد غربی اش در اصل با خواسته اسرائیل برای توقف و کند شدن برنامه هسته ای ایران موافقند. مشکل دولت اسرائیل که هر از چند گاهی صحبت از اقدام یکجانبه علیه تاسیسات هسته ای ایران می کند آن است که به گفته ناظران، حرف آخر در این رابطه را رئیس جمهوری آمریکا می زند نه نخست وزیر و فرماندهان ارتش اسرائیل.

جورج بوش، رئیس جمهوری سابق آمریکا در برابر خواست اسرائیلی ها برای حمله به برنامه هسته ای ایران مقاومت کرد ولی ایران را در کنار عراق و کره شمالی در فهرست "محور شرارت" در جهان قرار داد.

جورج بوش و دولتش بیشتر نگران تبعات حمله به تاسیسات هسته ای ایران بودند چرا که ده ها هزار سرباز آمریکایی در دو سوی ایران در خاک افغانستان و عراق حضور داشتند که می توانستند هدف راحتی برای پس لرزه های حمله به ایران باشند.

باراک اوباما که با شعار اعمال تغییر در سیاست های واشنگتن و ترمیم وجهه آسیب دیده آمریکا در جهان به قدرت رسید، با مشکلات عدیده‌ای برای دست زدن به حمله علیه ایران روبروست. با این حال، بحث حفظ امنیت و بقای اسرائیل چنان اهمیت و وزنی در نگاه و سیاست های آمریکا دارد که بزرگترین مشکلات و موانع هم ممکن است نتوانند جلوی اقدام علیه برنامه هسته ای ایران را بگیرند.

با تمام اینها به نظر می رسد که دولت آمریکا نمی خواهد که با اقدام یکجانبه اسرائیل در موقعیتی قرار بگیرد که یک جنگ ناخواسته در منطقه ای حساس روی دستش گذاشته شود. اما از طرفی تمام نگاه ها و نگرانی ها متوجه سرعت و گستره حرکت برنامه غنی سازی اورانیوم و دیگر فعالیت های احتمالی هسته ای در ایران است.

گزارشی که آژانس بین المللی انرژی اتمی در آن به وجود ابعاد نظامی برای برنامه هسته ای ایران اشاره کرده، زمینه بالا رفتن ضریب احتمال حمله یکجانبه به تاسیسات ایران حداقل در حوزه رسانه ای و جنگ لفظی را فراهم کرده است.

با تمام این تفاصیل، وجود بحران گسترده اقتصادی در دنیا، بویژه منطقه یورو در قاره اروپا، بالا بودن قیمت نفت و احتمال افزایش شدید قیمت حامل های انرژی، در کنار وضع نامناسب اقتصاد آمریکا و وجود بیش از ده میلیون بیکار و تجربه و خستگی از دو جنگ در عراق و افغانستان، و استمرار حضور نیروها و اتباع آمریکایی در این دو کشور می توانند جزو عواملی باشند که فضای یک سال مانده به انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا را به فضایی دشوار برای اتخاذ تصمیم حمله ناگهانی به تاسیسات هسته ای ایران تبدیل کرده اند.

با این حال تحلیلگران هسته ای و برنامه ریزان نظامی این احتمال را از نظر دور نمی دارند که همه گزینه ها همچنان روی میز هستند.

بالا

واکنش ایران چگونه خواهد بود؟

حق نشر عکس AP
Image caption ایران یکی از پیشروترین برنامه های موشکی را در منطقه داراست

مقام های جمهوری اسلامی ایران از عالی ترین مقام، آیت الله علی خامنه ای، رهبر حکومت گرفته تا سیاستمداران و فرماندهان عالی رتبه نظامی همواره هشدار داده اند که به هر گونه حمله علیه برنامه هسته ای ایران پاسخی "دندان شکن" خواهند داد.

ایران که طولانی ترین جنگ قرن بیستم را به مدت هشت سال با عراق تحت رهبری صدام حسین در کارنامه خود دارد، به لحاظ جمعیت، ثروت و نیروی انسانی یکی از قطب های اصلی قدرت در خاورمیانه است.

ایران با توجه به تمرکز و سرمایه گذاری روی خودکفایی نظامی، به انواع سیستم های تسلیحاتی مجهز است و یکی از پیشروترین برنامه های موشکی منطقه را دارد. موقعیت ژئوپلتیک (جغرافیای سیاسی) و استراتژیک ایران (تسلط به تنگه هرمز، محل عبور چهل درصد از مصرف نفت خام جهان) از دید هیچ کس پوشیده نیست.

استراتژی ایران در پاسخ به حمله قدرت های بزرگ (مثل آمریکا) و کوچک (مانند اسرائیل) بر اصل نبرد نامتقارن استوار است و رهبران ایران همواره تاکید کرده اند که در صورت حمله به کشورشان، منافع دشمن در سراسر جهان را هدفی مشروع برای پاسخگویی متقابل می دانند.

ایران در جنگ با عراق در حوزه جنگ موشکی علیه اهداف شهری و نیز در جریان جنگ نفتکش ها در حوزه نبردهای دریا-محور تجارب زیادی اندوخته است. توجه اصلی نیروهای مسلح ایران در فضای کنونی هم بر ترکیبی از سلاح های پیشرفته تر در کنار جنبه کمی و عددی استوار است.

در همین راستا، جمهوری اسلامی ایران توجه زیادی بر دو پروژه موشکی خود متمرکز کرده است: موشک های زمین به زمین مانند سری موشک های شهاب، زلزال و دیگران و پروژه موشک های ساحل به دریا از سری کرم ابریشم یا موشک های کلاس کروز.

برد موشک های کلاس شهاب که قدرت حمله به اهدافی در فاصله ۲۰۰۰ کیلومتری را دارند، اسرائیل را در حوزه تیررس ایران قرار می دهد.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption تسلط ایران بر تنگه هرمز، محل عبور چهل درصد از مصرف نفت خام جهان بر کسی پوشیده نیست

از سوی دیگر و در چارچوب نبرد نامتقارن، ایران سرمایه گذاری وسیعی روی گروههای چریکی و شبه منظم مانند حزب الله لبنان کرده است. تجربه جنگ ۳۳ روزه میان اسرائیل و حزب الله لبنان نشان داد که راکت ها و احتمالا موشک های پیشرفته تری که حزب الله لبنان در اختیار دارد می تواند در صورت حمله به ایران، جبهه ای نگران کننده بر علیه اسرائیل بگشاید.

اسرائیل همچنین تجربه حملات موشکی به شهرهایش توسط ارتش صدام حسین در دهه ۱۹۹۰ را دارد. تجربه ای که در حجمی جدی تر و گسترده تر توسط ایران قابل تکرار است. با آنکه اسرائیل سرمایه گذاری زیادی روی توسعه سیستم های ضد موشکی مانند آرو -پیکان- کرده است، عبور چند موشک شهاب از تور دفاعی اسرائیل کافی است که موجی از وحشت در سراسر اسرائیل ایجاد کند.

قرار گرفتن تنگه هرمز در معرض تهدید جدی انسداد و پهنه گسترده خط ساحلی ایران در جنوب که کشتی های نظامی و غیر نظامی را در تیررس قرار می دهد، یک نگرانی عمده است. هر گونه حمله نظامی به تاسیسات هسته ای ایران بطور طبیعی باید این مساله را در نظر بگیرد که این حمله، هر قدر موردی و به اصطلاح ضربه ای جراحی گونه باشد، قابلیت ایجاد جبهه ای بسیار طولانی در حوزه خلیج فارس را دارد.

در نظر داشتن تاکتیک حملات موج گونه تعداد زیادی قایق های تندروی توپدار و موشک انداز هم تکرار روزهای جنگ نفتکش ها در خلیج فارس خواهد بود که برای فرمانده هر ناو و شناوری در خلیج فارس یک کابوس است.

حضور نیروهای نظامی آمریکا در عراق و افغانستان هم گستره ای نگران کننده برای سیاستمداران آمریکایی است که بشدت نگران پاسخ تهران در قالب مسلح کردن عوامل پیکارجو در کشورهای دو سوی ایران هستند.

برد موشکی ایران که پایگاه های آمریکا در کشورهای مجاور ایران در خاورمیانه را در تیررس خود دارد هم نگرانی جدی دیگری است که طراحان هرگونه حمله به برنامه هسته ای ایران مد نظر قرار می دهند.

کلیه این موارد باعث می شود تا دست زدن به اقدام نظامی علیه برنامه هسته ای ایران مستلزم نابود کردن توان پاسخگویی نظامی این کشور هم باشد، امری که دست کمی از براه افتادن یک جنگ تمام عیار با گستره ای نامحدود و بشدت بی ثبات کننده برای منطقه خاورمیانه و دیگر نقاط نخواهد داشت.

از همین روست که در آمریکا و دیگر کشورها نسبت به پیامدهای بی ثبات کننده حمله به ایران هشدارهای جدی مطرح می شود.

بالا

محدودیت های عملی برای نابود کردن برنامه هسته ای ایران

ایران با درس گرفتن از حمله اسرائیل به راکتور اوسیراک در عراق و در نظر داشتن احتمال حمله یکجانبه علیه برنامه هسته ای اش، مراکز هسته ای خود را در یک نقطه متمرکز نکرده است. اصفهان، اراک، نظنز، تهران، قم و دیگر شهرهای ایران هر کدام میزبان بخشی از برنامه هسته ای آن کشور هستند.

از طرفی بخش های حساس برنامه هسته ای ایران عمدتا زیر زمین ساخته شده اند. اسرائیل در مقاطع مختلف سیستم های تسلیحاتی از آمریکا دریافت کرده است که قابلیت حمله به اهداف زیر زمینی را دارند. با این وجود حساسیت ایران روی زیر زمینی کردن تاسیساتش در عمل به اتخاذ روش هایی منجر شده که کارشناسان نظامی را هم به دشوار بودن حمله قاطع و موثر به اجزای برنامه ایران با پرسش مواجه کرده است.

برخی گفته اند شاید به استفاده از بمب های ویژه و حتی بمب های هسته ای تاکتیکی (موسوم به بمب های هسته ای کوچک) نیاز باشد. اما مشکل این گونه سیستم های تسلیحاتی تلفات زیاد و تشعشعات هسته ای است که بر جای می گذارند.

ایران در طول چند سال اخیر تلاش کرد از روسیه سیستم پیشرفته ضدهوایی موسوم به اس ۳۰۰ را خریداری کند. این معامله در اثر فشارهای آمریکا و اسرائیل دچار تنگناهایی شد و مسکو در نهایت با استناد به قطعنامه های شورای امنیت که فروش برخی اقلام تسلیحاتی به ایران را ممنوع کرده از تحویل سیستم اس ۳۰۰ خودداری کرده و پول پرداختی را به ایران بازگرداند.

با این حال، ایران تلاش کرده که با استفاده از سیستم های دیگری که در اختیار دارد، در کنار استفاده بهینه از نیروی انسانی برای ایجاد یک شبکه انسانی دیده بانی بر کارآمدی شبکه دفاع هوایی خود بیفزاید. ادعاهای ایران در توانمندی ساخت سیستم های پیشرفته دفاع هوایی همانند اس ۳۰۰ توسط کارشناسان دفاعی چندان جدی گرفته نمی شود، اما ناگفته پیداست که طرف مهاجم نمی تواند بیش از حد روی توانایی عبور از پدافند و تور راداری رقیب حساب کند.

تجربه سقوط هلیکوپترهای آمریکایی در جریان عملیات طبس برای آزاد کردن گروگان های آمریکایی در ایران بخوبی نشان از آن داشت که هر حمله، هر قدر دقیق برنامه ریزی شده باشد، باز هم از ناحیه عوامل طبیعی و احتمالات و همچنین توانایی های پنهان رقیب آسیب پذیر خواهد بود.

از این رو، اگر حمله به تاسیسات هسته ای ایران یک چالش عمده برای دولتمردان اسرائیل یا آمریکاست، وارد کردن ضربه ای کاری و واقعا موثر به آن هم چالشی بزرگ است که بسرعت با چالش واکنش ایران به چالشی بسیار بزرگتر تبدیل می شود.

اسرائیل با یا بدون همراهی آمریکا، توان تکنولوژیک عبور از تور دفاع هوایی ایران و کسب برتری در حوزه جنگ راداری را داراست، اما فاقد توانایی برای استمرار چند روزه حملات تا رسیدن به نقطه نظر مطلوب در عقب راندن برنامه هسته ای ایران است، چرا که اسرائیل نمی تواند دشواری انجام حملات بعدی و حساسیتی که بخاطر عبور چندباره از حریم هوایی کشورها برای رسیدن به ایران ایجاد خواهد شد را نادیده بگیرد.

با در نظر گرفتن این نکات، می توان نتیجه گرفت که هدف قرار دادن تاسیسات هسته ای ایران به راحتی حمله به راکتور هسته ای عراق یا سوریه نیست چرا که بغداد و دمشق عملا به حمله اسرائیل پاسخی ندادند در حالی که احتمال واکنش جدی در مورد ایران به مراتب بیشتر است.

ابهام درباره احتمال موفقیت حمله، واکنش احتمالی ایران و موجی که در جامعه بین المللی به راه خواهد افتاد، حمله به تاسیسات ایران را به بیرون آوردن یک غول از شیشه شبیه می کند، غولی که بازگرداندن آن به درون شیشه اولیه تقریبا محال خواهد بود.

بالا

مطالب مرتبط