نگاهی دیگر؛ خبرنگاران آمریکایی، محمود احمدی نژاد و جنبش سبز

حق نشر عکس no credit
Image caption فرید زکریا در گفتگو با آقای احمدی نژاد درباره ماجرای عزل حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات توسط او و ابقای آقای مصلحی توسط رهبر ایران نیز سوال کرد

با گذشت شش سال از دوره ریاست محمود احمدی نژاد بر دولت ایران و در حالی که تا کنون هیچ خبرنگار مستقل ایرانی موفق به گفتگوی اختصاصی با وی نشده است، او بار دیگر در خواست یک خبرنگار آمریکایی ـ فرید زکریا ـ را برای گفتگو پذیرفت تا مشخص شود مشکلش با گفتگوی اختصاصی نیست بلکه آنچه آقای احمدی نژاد از آن پرهیز می کند، گفتگو با خبرنگاران مستقل ایرانی است که به دلیل درگیری مستمر با مسائل مرتبط با ایران، امکان "مچ گیری" از رئیس دولت ایران را دارند و او نمی تواند با پاسخ های غیر مرتبط یا فرافکنانه، سؤال کننده را به مسیری ناخواسته هدایت نماید.

گفتگوی اخیر فرید زکریا با محمود احمدی نژاد دارای نکات قابل تأملی بود که طرح بعضی نکات یا رد برخی ادعاهای آقای احمدی نژاد ـ که در برخی موارد به راحتی امکان پذیر بود ـ می توانست بر جذابیت آن گفتگو بیفزاید.

شاید اشکال اساسی این گفتگو و سایر مصاحبه های اختصاصی آقای احمدی نژاد با شبکه های غیر ایرانی در آن باشد که مصاحبه گران، موضوعات مختلفی را برای طرح با رئیس دولت ایران در ذهن دارند و همین تعدد سوژه ها که باید در زمانی کوتاه مطرح شوند، تمرکز طولانی مدت بر یک سوژه را با دشواری مواجه می کند.

در واقع، این حربه ای است که در سالهای اخیر مرتباً مورد بهره برداری رئیس دولت ایران قرار گرفته است. او معمولاً مصاحبه با رسانه های پر مخاطب غربی را به زمانی موکول می کند که سوژه های متعدد وپرسش های متنوع در ذهن مخاطبان و رسانه ها وجود دارد.

این تعدد سوژه و پرسش، چالش بر سر یک موضوع را غیرممکن می سازد و در بعضی موارد ناتوانی مصاحبه گر در به چالش کشیدن آقای احمدی نژاد را به ذهن مخاطبان القا می کند. از سوی دیگر اغلب مصاحبه کنندگان خارجی، اطلاعات بسیار محدودی نسبت به مسائل داخلی ایران دارند یا از اجزاء آن مسائل بی خبرند، در نتیجه قدرت مانور آنها در برابر آقای احمدی نژاد بسیار محدود است. عامل سوم در عدم موفقیت برخی از گفتگو گران خارجی در به چالش کشیدن رئیس دولت ایران، توانایی آقای احمدی نژاد در پافشاری بر مسائل غیر واقعی است به طوری که گاه، مصاحبه گران را برای لحظاتی در حیرت و ناباوری فرو می برد و همین امر، باز هم به کمک آقای احمدی نژاد می آید.

عوامل سه گانه فوق، از مهم ترین دلایلی است که باعث شده آقای احمدی نژاد، مصاحبه با رسانه های خارجی را به گفتگو با خبرنگاران ایرانی ـ که اطلاعات دقیق از جزئیات حوادث و سیاست های ایران دارند ـ ترجیح دهد. برای مثال، در مصاحبه اخیر آقای احمدی نژاد با فرید زکریا، نکته ها و ابهام هایی بود که اگر یک خبرنگار مستقل ایرانی طرف گفتگو بوید، اجازه نمی داد بی پاسخ بمانند.

یک ـ نخستین نکته که در بعضی مصاحبه های قبلی آقای احمدی نژاد هم وجود داشت تناقض گویی های او در مورد تأثیر تحریم ها بر اقتصاد ایران بود.

او وقتی با این سخن فرید زکریا مواجه شد که ترکیه در موقعیت اقتصادی و صنعتی بهتری نسبت به ایران قرار دارد در پاسخ به تحریم هایی اشاره کرد که در سی سال گذشته بر علیه ایران اعمال شده در حالی که ترکیه هیچگاه از این نوع تحریم ها، صدمه ندیده است.

اگر به جای خبرنگار انگلیسی زبان سی ان ان، یک خبرنگار هوشمند ایرانی در برابر رئیس دولت ایران نشسته بود، لیست بلند بالایی از اظهارنظرهای مکرر آقای احمدی نژاد را یاد آوری می کرد که ترجیع بند همه آنها، "تأثیر مثبت تحریم ها بر پیشرفت ایران در همه عرصه ها از جمله عرصه های اقتصادی" بوده است.

امروزه هر خبرنگار ایرانی، جملات متعددی از رئیس دولت های نهم و دهم در ذهن دارد که در همه آنها " ادعای افزایش سرعت پیشرفت ایران در دوره آقای احمدی نژاد علیرغم افزایش تحریم ها در همین دوره " به چشم می خورد.

یک خبرنگار ایرانی که به زبان آقای احمدی نژاد با او گفتگو کند می تواند از او سؤال کند که جمله " آنقدر قطعنامه تحریم صادر کنید تا قطعنامه دانتان پاره شود" توسط چه کسی بیان شده است؟

دو ـ خبرنگار سی ان ان، هنگام ورود به دفتر ریاست جمهوری، بازرسی های سخت گیرانه در خیابان های اطراف دفتر ریاست جمهوری و کثرت تعداد محافظان آقای احمدی نژاد ـ حتی در منطقه حفاظت شده ـ را دیده بود. پس، هنگامی که آقای احمدی نژاد از آمادگی خود برای تردد در خیابان های هر یک از کشورهای دنیا به همراه رؤسای دولت های غربی و البته بدون حضور محافظ سخن گفت خبرنگار می توانست از او بپرسد "آیا شما حاضرید یک بار به همراه خبرنگار سی ان ان و بدون حضور محافظان پرشمار خود، در خیابان های تهران تردد کنید؟"

حق نشر عکس no credit
Image caption 'آقای احمدی نژاد از گفتگوی اختصاصی با خبرنگاران مستقل ایرانی پرهیز دارد'

پیشنهاد آقای احمدی نژاد برای نظر سنجی عملی به جای نظر سنجی های علمی به منظور کشف میزان محبوبیت رئیس دولت ایران در میان ملت های منطقه و مقایسه آن با محبوبیت رؤسای جمهور دولت های مخالف جمهوری اسلامی، بزنگاه دیگری بود که اگر یک خبرنگار ایرانی در مقابل آقای احمدی نژاد نشسته بود می توانست او را به چالش بکشد واز او بپرسد "آیا حاضر است همین نظر سنجی عملی را در ایران برای مقایسه محبوبیت واقعی رؤسای دولت و سران جنبش سبز انجام دهد؟"

سه ـ فرید زکریا برای آنکه به آقای احمدی نژاد نشان دهد کاهش نفوذ و قدرت او در حاکمیت ایران، برای همه جهانیان آشکار شده، ماجرای عزل وزیر اطلاعات توسط رئیس دولت و ابقای حیدر مصلحی توسط رهبر را به رخ آقای احمدی نژاد کشید و او در مقابل ادعا کرد اینگونه مسائل در تمام دنیا وجود دارد.

آقای احمدی نژاد برای مستند جلوه دادن این ادعا، از فرید زکریا سؤال کرد "مگر آقای اوباما هرکاری دلش بخواهد می تواند انجام دهد؟" او در هنگام ارائه این پاسخ، بسیار خوشحال بود که به جای خبرنگار سی ان ان، یک خبرنگار مسلط به امور ایران و مطلع از اختیارات قانونی ارکان حاکمیت ایران در برابر او قرار ندارد زیرا در آن صورت با این پاسخ عادی خبر نگار مواجه می شد که آنچه رئیس دولت ایران در حال حاضر از اعمال آن عاجز است کارهای"دلبخواهی" او نیست بلکه اختیارات مصرح قانونی است.

مثلاً او در حال حاضر اجازه ندارد از اختیار موضوع اصل ۱۳۶ قانون اساسی ـ اختیار عزل وزیران ـ استفاده کند در حالی که هیچکس در آمریکا نمی تواند اوباما را از اعمال اختیاراتی که به موجب قانون اساسی آمریکا به او محول شده، باز دارد .

چهار ـ وقتی فرید زکریا درخواست ملاقات با میرحسین موسوی را مطرح کرد آقای احمدی نژاد به استقلال دستگاه قضایی ایران از دولت اشاره کرد. یک خبرنگار مسلط به امور ایران بلافاصله می توانست نکاتی را به رئیس دولت ایران یادآوری نماید.

نخستین نکته، اشاره به ادعای کذبی بود که حدود یک ماه پیش از مصاحبه اخیر توسط آقای احمدی نژاد مطرح شد. او در سفر اخیر خود به نیویورک، به صراحت ادعا کرد که "موسوی و کروبی آزاد هستند." خبرنگار باید به آقای احمدی نژاد می گفت که "باتوجه به سخن اخیر شما در نیویورک، از شما می خواهم امکان ملاقات من با این دو نفر را فراهم کنید."

اگر من به جای فرید زکریا بودم به آقای احمدی نژاد می گفتم "اگر شما اجازه دخالت در اقدامات قوه قضائیه را ندارید با کدام حق قانونی، به قوه قضائیه هشدار دادید که کابینه، خط قرمز شماست و قوه قضائیه حق ندارد به سراغ آنها برود؟" نمونه دیگری که می توانست میزان صحت ادعای آقای احمدی نژاد در خصوص "عدم دخالت در اقدامات قضائی" ‌را آشکار سازد اعتراض علنی و تریبونی آقای احمدی نژاد به حکم دو سال پیش بر علیه مسئول امور رسانه ای دفتر ریاست جمهوری، محمد جعفر بهداد بود که به اتهام نشر اکاذیب به حبس محکوم شد.

یک خبرنگار ایرانی که سخنان متعدد آقای احمدی نژاد در شش سال اخیر را در حافظه داشت قطعا ً‌از آقای احمدی نژاد می پرسید "اگر رئیس دولت، حق دخالت یا اظهار نظر در خصوص اقدامات قضایی را ندارد، او به چه حقی در یک سخنرانی عمومی، حکم مناسب نسبت به اتهامات سید حسین موسویان، مذاکره کننده هسته ای در دولت خاتمی را اعدام دانست و قوه قضائیه را به کوتاهی در آن مورد متهم کرد؟"

البته این احتمال وجود داشت که آقای احمدی نژاد در پاسخ بگوید من در همه آن موارد، فقط نظر خود را گفتم و در کار دستگاه قضایی دخالت نکردم. در آن صورت، خبرنگار می توانست از آقای احمدی نژاد بخواهد نظر صریح خود را درباره بازداشت نه ماهه میرحسین موسوی و مهدی کروبی نیز که هنوز هیچ مرجع رسمی قضایی، مسئولیت آن را نپذیرفته، اعلام کند .

البته در مورد همین مصاحبه، نکات دیگری هم وجود داشت که زکریا می توانست به آنها بپردازد. اینها که نوشتم برای انتقاد از خبرنگار سی ان ان نیست بلکه برای آن است که نشان دهم خبرنگاران خارجی از پیچیدگی های فراوان مسائل ایران در سال های گذشته آگاه نیستند و تنها خبرنگارانی می توانند به پاسخ دقیق نسبت به مسائل ایران برسند که اطلاعات کافی از تحولات ایران و منش های شخصی مقامات ایرانی داشته باشند.

این مسئله به خصوص در دوره آقای احمدی نژاد که پافشاری بر مسائل خلاف واقع واثبات نشده، به امری رایج تبدیل شده، باید بیش از گذشته مورد توجه خبرنگاران باشد.

به عبارت شفاف تر، هیچکس جز خبرنگاران و فعالان رسانه ای ایرانی که در عرصه پرسش گری در ایران آب دیده شده اند، نمی توانند بر تاریک خانه سیاست ایران، نور بتابانند.

در چنین شرایطی، خبرنگاران غربی که از ولع رئیس دولت ایران برای گفتگو با رسانه های خارجی و امتناع قطعی او از مصاحبه با خبرنگاران ایرانی با خبر هستند می توانند با بهره گیری از هم فکری خبرنگاران ایرانی، آقای احمدی نژاد را به چالش بکشند و او را وادارکنند به جای فرار از جواب گویی و فرافکنی ، به پاسخ گویی حقیقی تن دهد.

شاید چند سالی دیگر، خبرنگاران آمریکایی هم با نسخه برداری از اظهارات خانم کلینتون بگویند "فعالان رسانه ای ایران، از ما کمک نخواستند." حقیقت آن است که به دلیل شفاف نبودن مرزهای میان همکاری و دخالت، و نیز به دلیل تجربیات منفی از دخالت های منفعت طلبانه برخی دولت ها در کشورهای دیگر، بسیاری از وابستگان به جنبش سبز، هر نوع نزدیکی به دولت های خارجی را قبیح می شمارند. گروهی دیگر هم که ممکن است مذاکره با دولت های خارجی برای تبیین مواضع معترضان ایرانی را قبیح نشمارند، در حال حاضر برای جلوگیری از متهم شدن، حاضر به نزدیکی به بعضی کشورها و دولت ها نیستند.

اما در مقابل، زمینه برای همکاری روزنامه نگاران و رسانه های ایرانی و غربی، آماده تر است: حتی ایرانیانی که هر نوع کمک خواهی از دولت های خارجی برای پیشبرد اهداف جنبش سبز را مردود می شمارند، در مورد خبرنگاران و رسانه ها، نظر متفاوتی دارند. آنها نه کمک کردن به خبرنگاران و رسانه های آمریکایی را قبیح می شمارند و نه کمک خواستن از آنها را مخل استقلال خود می پندارند.

پس اکنون که زمینه برای برپایی گفتگویی صریح میان خبرنگاران ایرانی و رئیس دولت ایران فراهم نیست، این وظیفه برعهده خبرنگاران غیرایرانی است که برای انجام رسالت خود در مورد ایران، دست یاری به طرف هم صنفان ایرانی دراز کنند و دست یاری آنها را بفشارند.