نگاهی دیگر؛ مغایرت عملیات خرابکارانه مخفی با معیارهای اخلاقی و حقوقی

انفجار پادگان سپاه در ملارد حق نشر عکس
Image caption ایران گمانه‌زنی‌ها در مورد دست داشتن موساد در انفجار پادگان سپاه در ملارد را تکذیب کرده است

در فضای رسانه ای ایران و جهان به نقل از یک مقام غربی این فرضیه مطرح شده است که عملیات خرابکارانه اسرائیل عامل اصلی انفجار هفته پیش پادگان سپاه بوده است. ایران این ادعا را رد کرده است و شواهد قابل اتکایی برای راست آزمایی آن هم مطرح نشده است، لذا اعتبار آن فقط در حد یک گمانه در بین گمانه‌های دیگر است.

اما این حدس فرصتی است تا اصل عملیات خرابکارانه مخفیانه مورد ارزیابی قرار بگیرد. این نوع عملیات که ماهیت امنیتی و اطلاعاتی دارد مورد توجه ویژه سازمان‌های اطلاعاتی قدرت‌های جهانی در دهه‌های گذشته بوده و میراث دوران جنگ سرد محسوب می‌شود. تاثیرات روانی عملیات پنهانی خرابکارانه، اعتماد و امنیت در مجموعه هدف را متزلزل می‌سازد و فرایند تعقیب اهداف را کند می‌کند.

این نوع عملیات خارج از چارچوب قوانین بین المللی انجام می‌شود وجاهت قانونی ندارد. از این رو عملیات خرابکاری از زاویه مدافعان ساختار حقوق بین الملل و با توجه به ضوابط پذیرفته شده نظم جهانی مورد مخالفت جدی بوده است. کسان دیگری این عملیات را چون جنبه تخریبی دارد و بخصوص باعث کشتن افراد می‌شود، از منظر اخلاقی هم زیر سئوال برده اند.

البته مدافعان این نوع عملیات، این استدلال را رد می‌کنند و می‌گویند که چنین روش‌هایی، در مقایسه با جنگ، تبعات و مخاطرات کمتر و توان بازدارندگی بیشتری برای جلوگیری از برنامه‌های مخرب دارند که می تواند به تلفات انسانی زیاد منجر شود. به عبارت دیگر اگر چه این روش شر است ولی جلوی شر بزرگ تری را می‌گیرد.

این استدلال قابل تامل است، اما کماکان ایراد اخلاقی را بر طرف نمی سازد. ممکن است برنامه هایی که آماج هدف خرابکارانه قرار می‌گیرند، هیچگاه در عمل حالت تهاجمی نگیرند و ماهیت دفاعی خود را حفظ کنند. در واقع عملیات خرابکارانه مخفی نوعی قصاص قبل از جنایت است. اما مواردی چون کشتن بن لادن وجود دارد که به لحاظ روش شناختی با معیار‌های قابل قبول بین المللی و اصول اخلاقی مغایرت دارد ولی از منظر نتیجه گرایی، تاثیر مثبتی در کاهش خطر تروریسم و به خطر افتادن جان شهروندان غیر نظامی دارد. این تفاوت‌ها قضاوت اخلاقی در مورد این نوع عملیات را دشوار می‌کند.

"عدف شفافیت" وجه دیگری از عملیات مخفی خرابکارانه است که به گفته منتقدان با اصول اخلاقی ناسازگار است.

چالش دیگر، دشواری سنجش درستی اطلاعاتی است که عملیات خرابکارانه بر اساس آن صورت می‌گیرد. معمولا جاسوس‌های دو جانبه منبع اصلی دریافت اطلاعات برای این نوع عملیات هستند. نمونه‌های متعددی وجود دارد که چگونه عملیاتی سازمان‌های اطلاعاتی بزرگ دنیا بر اساس اتکا به اطلاعات غلط، ناکام مانده‌اند و بعضا باعث رسوایی شده‌اند.

همچنین کاربرد عملیات خرابکارانه به دلیل نظارت پذیری کم و اعمال آن به شیوه مخفی ریسک زیادی دارد و تبعات منفی و پسامد‌های پیش‌بینی ناپذیر آن می‌تواند بر منافعش چیره گردد. از سوی دیگر به کار بردن این روش‌ها علیه حکومت‌های ستیزه جو، آنها را به تلافی جویی تشویق می کند و می‌تواند به عنوان توجیهی برای اعمال تروریستی مورد استفاده قرار گیرد.

تاثیرات مثبت خرابکاری‌های پنهانی در مواردی کوتاه مدت بوده و در عوض عوارض منفی دراز مدت آن به ثبات جهانی یا منطقه‌ای آسیب زده است.

از منظر عینی، اجرای موفق عملیات تخریبی پنهان و رسوخ نیروهای جاسوسی خارجی، امنیت ملی کشورها را به خطر می‌اندازد و تبعات منفی درازمدت در تضعیف زیر ساخت‌های امنیتی و دفاعی آنها دارد.

اما در بروز چنین عوارضی، هم مسئولان کشورهایی که با اقدامات نسنجیده و هراس انگیز، از خود چهره تهدید کننده امنیت و ثبات بین المللی ترسیم می‌کنند، نقش دارند و هم عواملی که با عملیات خرابکارانه خود نوعی از بازی غیر منصفانه را اجرا می‌کنند که در نهایت بازار سیاه فعالیت‌های امنیتی را رونق می‌بخشد.

این روش‌ها بیشتر از آنکه با خطوط دیپلماسی و مناسبات ضابطه‌مند و شفاف همگرا باشند در تعارض با آن قرار می‌گیرند. دیپلماسی نیازمند اعتماد است اما روش‌های خرابکارانه مخفی بی اعتمادی را رواج می‌دهند. در نتیجه بنیان روابط خارجی کشور‌ها به سمت ناپایداری میل می‌کند.

تاریخ معاصر دنیا بخصوص پس از جنگ جهانی دوم نشان می‌دهد که نیروهای قدرتمند دنیا از این روش‌ها برای پیشبرد اهداف سیاسی و منافع خاص خود در شرایطی استفاده کرده اند که لزوما متناسب با تهدید‌ها و یا برای مقابله با به مخاطره افتادن حقوق مشروع و امنیت ملت‌ها نبوده است.

با توجه به این مباحث و چالش‌ها برخی از نیرو‌های امنیتی و سیاسی در جهان و بخصوص غرب خواهان پایان بخشی به عملیات خرابکاری مخفی شده اند و این روش‌ها را با توجه به سپری شدن دوران جنگ سرد، منسوخ شده بشمار می‌آورند.

ماجرای هنری استیمسن وزیر امور خارجه آمریکا در سال ۱۹۲۹ شاید روشنگر باشد که بخش معروف "اتاق سیاه" در وزارتخانه خود را که مسئول رمز گشایی از نامه‌های محرمانه دولت‌های خارجی بود بست با این توجیه که "یک انسان شریف نامه فرد دیگر را نمی خواند".

البته وقتی در جنگ جهانی دوم وزیر دفاع شد تغییر نگرش داد و استراق سمع و کسب اطلاعات از طریق جاسوسی را جایز دانست. حال باید دید توازن بین ایده آل‌ها و واقعیت‌ها می‌تواند خرابکاری‌ها و عملیات خرابکارانه مخفی را بمثابه برخی از روش‌ها که دوران آنها سپری شده است راهی بایگانی کند یا خیر.

مطالب مرتبط