دربار صفوی و نمایشگاهی در نکوهش مردانگی

حسین عدالتخواه نقاش ایرانی مقیم استانبول حق نشر عکس BBC World Service

چند روزی مانده به پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به دنیا آمده. هجده سالش بود که به گفته خودش به"دیوانگی اش" پی برده. درس طراحی را در لندن تمام کرده. می گوید فانتزی می کشد، من اما هنرش را به "نوع دیگر بودن" تعریف می کنم. برهنه می کشد، از تاریخ می گوید اما به روز.

حسین عدالتخواه نقاش ایرانی مقیم استانبول را در این شهر ملاقات کردم، در حاشیه ششمین نمایشگاه بین المللی هنرهای معاصر و مردمی استانبول. نمایشگاهی که در آن از نقاشی گرفته تا مجسمه، تا فیلم و مفاهیم ترکیبی، چهار روز صف کشیده بودند. از ۲۴ نوامبر تا ۲۷ نوامبر ۲۰۱۱ میلادی در سالن روملی، نمایشگاه بزرگ شهر استانبول.

در بین آثار مختلف نمایش داده شده در نمایشگاه هنرهای معاصر و مردمی استانبول، آثار حسین عدالتخواه برق می زند. آویخته شده اند به دیوار اما سخت می شود آنها را صرفا نقاشی دید. ترکیبی هستند از نقاشی، برجستگی های مجسمه وار و کاشی کاری. دلیل تمایز علاوه بر نوع کار، سوژه ها هستند. در هر سه کاراکترهایی وجود دارند شبیه به پادشاهان صفوی با دستار و سبیل های نوک تیز.

چیزی که بیش از همه جلب توجه می کند ترکیب چهره هایی قدرتمند از تاریخ ایران است با کاراکترها و نشان های کارتونی این روزها. شاه شهیر آن دوران را فرض کنید، عریان که گوش و دم میکی ماوس را دارد با دستاری به سر و سبیلی چخماقی که آب نبات رنگی را دست گرفته است. اما ویژگی مهم تابلوها این است که در طراحی هیچ کدام اعضای جنسی پوشانده نشده اند. می گوید وقتی مشغول کار بوده، کودک درونش قلقلکش داده تا از قدرت و مردانگی، چهره ای بازیگوش بسازد و اضافه می کند که "من همیشه می گویم رسالت هنری ام این است که یک سری مفاهیم را بی آبرو بکنم، چیزهایی که قبحش باید شکسته شود، مهم بوده اند اما احمقانه. مثل قدرتمندی که بر پایه مردانگی استوار شده مثلا در پادشاهان صفوی. خواستم تا مردانگی شان را بی هویت کنم."

در تمسخر مردسالاری

حسین عدالتخواه در مجموعه آثاری که در نمایشگاه هنرهای معاصر استانبول به نمایش گذاشته، مردسالاری ایرانی را هدف قرار داده، آن را بخشی از فرهنگ ایران می داند که به نظرش باید اصلاح شود. برای او پادشاهان صفوی که "عورت بیرون انداخته اند" نماد مرد سالاری ایرانی هستند.

او می گوید: این بخشی از فرهنگ ایران شده که همه چیز بر مدار مردانگی می گردد، مرد بودن به خوب بودن تعریف می شود. مردانگی در تاریخش با تاب سبیل اثبات شده، به خاطر اینکه عضو جنسی مردانه داری، مرد محسوب می شوی، نه به خاطر اینکه تو مردی تاثیرگذار و بزرگ در طول زمان و تاریخ هستی. اگر به عمق همین مرد نمادین ایرانی برویم، مردی که برای راه افتادن کارهایش، جنسیتش را برتر می داند تا مثلا بتواند تار سبیلش را گروی پیشرفت کارش بگذارد، کودکی می بینی ساده لوح که چندان برتری در تصمیم گیری ندارد. این کودک را من با گوش های میکی ماوس یا آب نبات های لولیپاپ نشان دادم که در کنار قدرت مردانه و شاهانه شخصیت هایم بنشیند و مفهومی را که می خواهم القا کنم.

حسین عدالتخواه معتقد است معضل جوامع را باید درست دید و درک کرد و به همان صراحت بیان کرد، او خود را منتقد اجتماعی می داند که به هنر پناه آورده: من از سیاست ذره ای نمی فهمم اما جامعه را چرا. در همان جامعه به دنیا آمدم، زندگی کرده ام و مرد شده ام. نوع مرد سالاری ایرانی را خوب می دانم. درکم از مردانگی ایرانی همین است که می بینید. می توانم بفهمم تصمیم های مردانه برتری که ندارند هیچ، گاهی چنان جنس محورند که عقل نقشی در آنها ندارند، این همان چیزی است که سعی کردم نشان بدهم. مردانی مست از قدرت ناشی از جنسیت اما در درون تو خالی.

نمایش برهنگی

در کارهایش مشخص است، خودش هم می گوید و دیگران هم می دانند، حسین عدالتخواه از نمایش و برهنگی ابایی ندارد، بدن های عریان و اعضای جنسی که پنهان نشده اند... آنها را دستمایه ای می داند برای القای صریح مفاهیمش و معتقد است مفاهیم جنسی را همه در پستوی خانه هایشان نگه می دارند اما نمی توانند انکار کنند: "هیچ کس را در کره زمین پیدا نمی کنید که منکر لذت جنسی باشد منتهی در خفا لذت بخش بوده... خوب وقتی همه ما به موقعش فکر و ذکرمان آنجاست. چرا باید راز نگهش داریم. من این بخش از وجودم را علنی کرده و می کنم و به هیچ عنوان این هدف را ندارم که از نظر بصری، لذت ایجاد بکنم تا بخواهم به صرف نمایش برهنگی، عده ای را جلب کنم."

مویز زیلبرمن از مدیران گالری چند ملیتی که آثار هنری عدالتخواه، توسطش به این نمایشگاه راه پیدا کرده می گوید صراحت بیان حسین عدالتخواه شیفته اش کرده: ما از تمام دنیا آثار هنری را می خریم. اتفاقا با هنرمندان ایرانی داخل ایران هم کار می کنیم. هنر ایران ریشه در پنج هزار سال تمدن و تاریخ این کشور دارد اما برای من حسین، چیز دیگری است. تکنیکش در استفاده از چند هنر، از نقاشی گرفته تا کاشی کاری، حیرت آور است. انتقادهایش ساده اند و قابل درک. جنسیت حرف اول را در کارهایش می زند. گاهی داستان هایی مطرح می شود از نقش جنسیت در تصمیم گیری های افراد بزرگ تاریخ که وقتی همه را پشت هم قرار می دهی ممکن است به این نتیجه برسی که جنسیت و سکس حرف اول را می زند.

او می خندد و ادامه می دهد که: این عمده ترین دلیل برای "بی ادبی" من است. کارهای من را خیلی ها "بی ادب" می دانند اما باور کنید نمایش صریح اعتقادات، مذموم نیست.

'عشق شهرت'

حسین عدالتخواه، در نمایشگاه با کوهی از سوال های بازدید کنندگان عمدتا ترک روبرو است. مدیر گالری زیلبرمن در در پاسخ به این که آیا آثار آقای عدالتخواه بین بازدید کنندگان نمایشگاه طرفدار دارد، سری تکان می دهد و می گوید که حسین، هنر ایرانی را به زبان جهانی صحبت می کند، همین باعث می شود که مفاهیمش قابل درک باشند. طبیعی است وقتی بتوانی با مخاطبت حرف بزنی، طرفدار پیدا می کنی. حسین از پر طرفدار ترین هنرمندان گالری ماست.

هنرمندی که از استانبول گرفته تا تهران و دوبی، تا برلین، لندن و نیویورک، نمایشگاه می گذارد و با وجود “نوع دیگر بودن” هنرش خوب می فروشد، به اندازه کافی مشهور است، خودش اما می گوید ابایی ندارد که اعتراف کند، بیش از اینها تشنه شهرت است: من همیشه عاشق شهرتم. خیلی زیاد. ترسی هم از بیان این آرزوی پست ندارم. شهرت به من کمک خواهد کرد که حرفهایم بهتر شنیده شود، صدایم را بلندتر می کند، پس دوستش دارم و دنبالش هستم.