تحریم انتخابات؛ اسمی ممنوع برای اقدامی ناگزیر؟

محمد خاتمی حق نشر عکس AP
Image caption محمد خاتمی، رئیس جمهوری پیشین ایران، خواهان آزادی زندانیان سیاسی و باز شدن فضای رسانه‌ای در این کشور شده بود

با نزدیک شدن به زمان ثبت نام نامزدهای نمایندگی نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، به نظر می رسد که اصلاح طلبان سرانجام به جمع بندی قطعی در مورد این انتخابات دست یافته اند و هرچند به صراحت نامی از "تحریم" انتخابات نمی برند، اما عملا هواداران خود را به تحریم فرامی خوانند.

در تازه ترین و صریح ترین اقدام، شورای هماهنگی راه سبز امید، تشکل نزدیک به میرحسین موسوی و مهدی کروبی، رهبران مخالفان دولت در ایران، انتخابات مجلس آینده را "غیر قانونی و ناعادلانه" اعلام کرده و شرکت در این "نمایش انتخاباتی را مغایر با مصالح ملت و کشور" ‌دانسته است.

این شورا که در خارج از ایران مستقر است، در بیانیه ای که در آستانه آغاز ثبت نام از نامزدهای نمایندگی نهمین دوره مجلس شورای اسلامی منتشر کرده، آورده است:" اینک آشکار شده که قصد حاکمیت از برگزاری انتخابات مجلس نهم نه فراهم آوردن بستری برای مشارکت واقعی مردم در سرنوشت خویش و راهیابی نمایندگان واقعی مردم به مجلس، بلکه نمایشی تبلیغاتی برای ادعای حاکمیت مردم سالاری است. هرگونه بازیگری و ایفای نقش در این نمایش به معنای مشارکت در بی اعتنایی آشکار به مبارزه قهرمانانه ملت برای برخورداری از حق انتخابات آزاد و منصفانه وهزینه‌های سنگینی است که در این راه متحمل شده است."

مهلت یک هفته ای ثبت نام نامزدهای نمایندگی مجلس از روز شنبه، سوم دی ماه آغاز خواهد شد.

در بیانیه مذکور، به "شخصیت های سیاسی و اجتماعی" توصیه شده که نامزد نمایندگی نشوند و همزمان "فعالان سبز به آگاهی بخشی به اقشار مختلف جامعه در باره ماهیت این نمایش انتخاباتی در هر جمع و نهاد و محفل و منطقه و محله‌ای" فرا‌خوانده شده اند.

شورای هماهنگی راه سبز امید تاکید کرده است که این بیانیه پس از رایزنی‌های گسترده با بخش‌های مختلف جنبش سبز، بررسی و اطلاع از مواضع و دیدگاه‌های احزاب و تشکل‌های مستقل منتقد و به ویژه آگاهی از نظرات آقایان کروبی و موسوی تدوین و منتشر شده است.

هفته گذشته، شورای هماهنگی جبهه اصلاحات اعلام کرد که این شورا در انتخابات مجلس لیست انتخاباتی ارایه نخواهد داد و از کسی نیز حمایت نمی کند.

در پی آن، شماری از چهره های شاخص اصلاح طلب نیز بار دیگر همین موضع را تکرار کردند و گفتند که اصلاح طلبان نامزدی در انتخابات نخواهند داشت و از کسی حمایت نخواهند کرد.

بحث در باره اصل مشارکت و نیز چگونگی حضور در انتخابات مجلس شورای اسلامی، در چند ماه گذشته یکی از محورهای اصلی مباحثات در میان طیف متنوعی از فعالان سیاسی بوده است که پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ تحت عنوان جنبش سبز در عرصه سیاست ایران فعال بوده اند.

انتخابات: یک موضوع، سه رویکرد

هرچند به نظر می رسد که در واپسین لحظات، گروه های مختلف سرانجام به نوعی اجماع رسیده اند، اما در ماه های اخیر، سه گرایش عمده در این میان قابل بازشناسی از یکدیگر بوده است:

گرایش اول، طیف رادیکال تر جنبش سبز و کسانی را در بر می گیرد که بیشترین فاصله را با کلیت نظام جمهوری اسلامی دارند. از نگاه این گروه، با تجربه برگزاری انتخابات "مهندسی شده" که مبتنی بر اقدامات حذفی و کنترلی شدید از سوی حاکمیت بوده و به ویژه نحوه برگزاری و اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، جنبش سبز باید به طور کلی ایده شرکت در هر نوع انتخابات در این شرایط را فراموش کند.

از این منظر، شرکت در انتخاباتی که نه آزاد است و نه عادلانه، تنها این امکان را به حاکمیت می دهد که با استناد به مشارکت مردم، از مشروعیت مردمی خود سخن بگوید، بدون آنکه جنبش تحول طلب و آزادی خواه کوچک ترین بهره ای از آن ببرد.

گرایش دوم، که در برگیرنده چهره های شاخص دوران اصلاحات و کسانی است که بر وفاداری خود به مبانی نظام جمهوری اسلامی تاکید می کنند، ایده تحریم پیشاپیش انتخابات را رد و در مقابل، بر مشارکت مشروط در انتخابات تاکید می کند.

از نگاه گرایش دوم، اصلی ترین راه گذار به دموکراسی و یا دست کم در کوتاه مدت اصلاح نظام، از صندوق های رای می گذرد؛ بنابراین، باید به شیوه های گوناگون از طرح مطالبات و بیان شروط گرفته تا مذاکره با جناح حاکم و هشدار دادن به آنان نسبت به عواقب وخیم رویکردهای جاری برای کل نظام جمهوری اسلامی، حاکمان را متقاعد کرد که از برگزاری انتخاباتی مهندسی شده، نمایشی و فرمایشی بپرهیزند و با برآوردن شروطی نظیر آزادی زندانیان سیاسی، رفع سانسور از رسانه ها و مطبوعات و تضمین آزادی فعالیت احزاب و گروه های سیاسی، شرایط را برای برگزاری انتخاباتی آزاد و عادلانه فراهم سازند.

گرایش سوم، طیف حاشیه ای در میان اصلاح طلبان و کسانی را در بر می گیرد که رویکرد انتقادی به مراتب ملایم تری نسبت به وضعیت کنونی اتخاذ کرده اند.

این گروه، با این استدلال که انتخابات یک فرصت و حق مسلم است از ضرورت شرکت در انتخابات به رغم انتقادهای موجود به نحوه برگزاری آن سخن می گویند.

پایگاه اجتماعی هر کدام از این سه گرایش، میزان حضور چهره های شاخص و شناخته شده در هر کدام از آنها، و نیز روند تحولات سال های اخیر در جمهوری اسلامی و منطقه عملا از همان ابتدا موجب شده که گرایش آخر، اهمیتی حاشیه ای بیابد و بحث ها عمدتا حول محور استدلال های دو گرایش نخست شکل گیرد.

تحریم؛ واژه ای با معنای مشخص

با این همه و با گذشت زمان، و به ویژه به دلیل واکنش منفی و تند جریان حاکم به پیشنهادها و شروط کسانی چون محمد خاتمی، به تدریج دیدگاه های گرایش نخست مقبولیت و گسترش بیشتری یافت تا آنجا که در نهایت، طرفداران ایده مشارکت مشروط، با این استدلال که حاکمیت هیچ پاسخ مثبتی به خواسته های آنان نداده است، اعلام کردند که به ناگزیر در انتخابات شرکت نخواهند کرد.

اتخاذ این موضع، اگرچه پیامد عملی یکسانی برای هر دو گرایش دارد و به معنای دور ماندن اصلاح طلبان و در معنای وسیع تر کلمه هواداران جنبش سبز از صندوق های رای خواهد بود، اما همچنان فاصله معناداری را بین این دو گرایش حفظ خواهد کرد.

اعلام تحریم انتخابات، به معنای حضور فعالانه در منازعه است. در مقابل تلاش حاکمیت برای افزایش میزان مشارکت مردم در انتخابات در عین کاستن از هزینه های محتمل این مشارکت، فراخواندن فعالانه مردم به تحریم، ساز و کاری است برای نشان دادن قدرت بسیج هواداران. به سخن دیگر، خلوت بودن حوزه های رای گیری، معنایی جز آن ندارد که رای دهندگان بیشتری، غایبان در لیست های انتخاباتی را برگزیده اند.

به همین دلیل، تحریم روی دیگر سکه رقابت های انتخاباتی است و ورود به چنین عرصه ای معنای مشخص با پیامدها و هزینه های خود را خواهد داشت.

چهره های شاخص گرایش دوم، مانند محمد خاتمی، محمد موسوی خوئینی ها، مجید انصاری و... در روزهای اخیر اگرچه گفته اند که اصلاح طلبان در انتخابات شرکت نخواهند کرد، اما همزمان تاکید کرده اند که این امر به معنای تحریم انتخابات نیست.

محمد خاتمی در همین زمینه گفته است: "اصلاح طلبان نمی توانند و نباید در انتخابات نامزد و فهرستی داشته باشند؛ البته این به معنای تحریم انتخابات نیست. دل بستگان به اصل انقلاب هیچ گاه انتخابات را تحریم نمی کنند."

حضور در داخل کشور و تلاش برای پرهیز از دادن دستاویزی تازه به حاکمیت برای گسترش دامنه محدودیت ها و سرکوب فعالان سیاسی اصلاح طلب، یا آن گونه که شورای هماهنگی جبهه اصلاحات اعلام کرده، "برنامه ریزی کاملا ظریف و هوشمندانه، به طوری که اجازه سوء استفاده، بهانه جویی و فرصت طلبی را ندهد"، می تواند یکی از دلایل اصلی در خودداری از به کارگیری اصطلاح "تحریم انتخابات" و فراخواندن همگان به تحریم تلقی شود.

اما حتی شورای هماهنگی راه سبز امید نیز که اعضایش در خارج از کشور مستقر هستند، با آنکه عملا هم از شخصیت های سیاسی و اجتماعی خواسته که در انتخابات نامزد نشوند و هم فعالان جنبش سبز را به "بسط آگاهی در جامعه و افشای ماهیت نمایش انتخاباتی" فراخوانده و شرکت در انتخابات را مغایر مصالح ملت و کشور دانسته، همچنان از به کارگیری اصطلاح تحریم خودداری کرده است.

به نظر می رسد علاوه بر برخی مصلحت سنجی ها برای در امان ماندن از اقدامات تلافی جویانه حاکمیت و جلوگیری از گسترش دامنه برخوردهای امنیتی و قضایی، تعهد به حرکت در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی و وفاداری به اصل و کلیت نظام یکی از مهم ترین دلایلی است که موجب شده تا به رغم وداع با صندوق های رای و ساز و کار انتخابات، دست کم در تشریح و بیان مواضع از خط قرمزی به نام "تحریم" عبور نشود.

این حزم اندیشی، اما بی هزینه نیست و بخش فزاینده ای از هواداران جنبش سبز را ناامید می کند؛ زیرا آنها در این اتخاذ موضع، نوعی از بی اعتنایی به اصول و خواسته های بنیادین معترضان و در بهترین حالت نوعی تناقض را مشاهده می کنند که موجب تشتت در صفوف معترضان و تضعیف آنان در مقام تاثیرگذاری بر روند حوادث می شود.

منتقدان رادیکال تر جمهوری اسلامی، خواستار آنند که صف بندی ها شفاف تر شود و نیروهای خواستار دگرگونی های بنیادین، آشکارا مسیر خود را به تمامی از هر نوع فرآیند حاکمیت ساخته جدا کنند؛ امری که به نظر می رسد دست کم طیفی از رهبران و چهره های کلیدی دوران اصلاحات هنوز آماده پذیرش آن و عملی کردنش نیستند.

مطالب مرتبط