حذف احزاب از حیات سیاسی ایران، وحدت ملی یا استبداد؟

اکبر هاشمی رفسنجانی حق نشر عکس hashemirafsanjani.ir
Image caption سخنان آقای هاشمی رفسنجانی را عده‌ای نتیجه تجربه او می‌دانند و عده‌ای دیگر ضرورت وضعیت امروز او

اکبر هاشمی رفسنجانی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در ایران، در نشستی با اعضای شورای مرکزی و داوری حزب اسلامی کار، فعالیت آزاد و مسئولانه احزاب و رسانه‌ها را "بهترین و مؤثرترین ابزار نظارت بر عملکرد دولت‌ها و حکومت‌ها" ارزیابی کرد و گفت: "در حال حاضر احزاب شناسنامه دار می‌توانند بهترین کمک به حکومت‌ها باشند".

آقای هاشمی رفسنجانی با اشاره به مجاز بودن حزب‌های سیاسی در قانون اساسی ایران "تربیت انسان‌های توانمند، ارائه برنامه‌های مؤثر با گرایش‌های گوناگون و نظارت بر عملکرد حکومت‌ها" را از کارکردهای احزاب سیاسی دانست که "نظام‌ها و حکومت‌ها را از ضربه‌های مضر و نابودکننده مصون نگه می‌دارند".

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران در زمانی از نقش‌ها و ضرورت وجود حزب سیاسی در جامعه سخن می‌گوید که نه فقط حزب‌های گرایش‌های غیرخودی و غیرحکومتی، که در همان نخستین سال‌های جمهوری اسلامی ممنوع و سرکوب شدند، که حزب‌های اصلاح طلبان مذهبی چون جبهه مشارکت اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز پس از اعتراض به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری ممنوع، حزب اعتماد ملی در عمل از هر نوع حضوری محروم و یکی دو حزب میانه رو کم نفوذ چون حزب مردمسالاری، عدالت و توسعه و حزب اسلامی کار نیز به محفل‌های کم رونق و غیرفعال بدل شده اند.

حذف نهاد حزب از حیات سیاسی جامعه ایرانی به سرکوب و ممنوع شدن حزب‌های غیرخودی و حزب‌های اصلاح طلبان مذهبی محدود نیست و جناح‌های در قدرت اصول گرا و محافظه کار نیز از تاسیس حزب‌های پاسخگو و با برنامه مشخص خودداری کرده و تشکل‌های سیاسی خود را در قالب ائتلاف‌های قدرت چون جبهه پایداری، جبهه ایستادگی، جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و جمعیت آبادگران ایران اسلامی شکل داده اند.

حزب موتلفه اسلامی، تنها حزب ایرانی که در سی سال گذشته ممنوع یا منحل نشده است، نیز به حضور حاشیه ای در کنار اصول گرایان نسل دوم قناعت کرده و به شاخصه‌های شناخته شده حزب در جهان نزدیک نیست.

دو نهاد جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون مبارز، که سابقه اولی به چندین دهه و سابقه دومی به حدود ۲۵ سال می‌رسد، همچون نهادهای جامعه مدرسین حوزه علیمه یا جامعه مهندسین، از شکل، قالب، برنامه و پاسخگوئی حزبی پرهیز کرده و برای خود نقش، سهم و کارکردهائی فراتر از احزاب سیاسی قائل اند.

غیبت حزب‌های سیاسی در سی و یک سال عمر جمهوری اسلامی هرگز به اندازه چند سال اخیر محسوس نبوده و رقابت‌های انتخاباتی مجلس در حالی به اوج می‌رسد که نه فقط حزب‌های وابسته به اصلاح طلبان مذهبی، که حتی تشکل‌های یکی از فراکسیون‌های جناح اصول گرا، فراکسیونی از هواداران رئیس جمهور که در رسانه‌های حکومتی "گروه انحرافی" لقب گرفته اند، نیز تحمل نشده و این فراکسیون نیز با حدی از سرکوب رو به رو است.

غیبت حزب و ساختارهای سیاسی و فرهنگی

حزب‌های سیاسی روان شناسی جمعی لایه‌های گوناگون مردم را در قالب برنامه و شعور جمعی بیان و خواست‌های متفاوت لایه‌های گوناگون جامعه را در برنامه‌های خود منعکس می‌کنند.

حزب سیاسی حاصل ارتقاء فرهنگ دموکراتیک در جامعه است و به نوبه خود برای ارتفاء این فرهنگ موثر است.

در دموکراسی‌ها سهم هر طبقه، لایه و گرایش در حکومت و قدرت بر اساس آراء حزب‌های وابسته بدان‌ها تعیین می‌شود.

اما تحقق کارکرد‌های حزب سیاسی تنها در موقعیتی ممکن است که مفاهیمی چون چرخش قدرت سیاسی بر اساس رای، رقابت آزاد و منصفانه حزب‌ها، تحمل مخالف، مشارکت، تقسیم قدرت و همکاری بر اساس شمار آراء و برنامه‌ها در فرهنگ جامعه کل، در روان شناسی و شعور جمعی و در بافت و ساختار حکومت جاافتاده و نهادینه شده باشد.

پژوهشگران عواملی چون دوام استبداد سیاسی، تکوین نیافتن طبقه‌ها و لایه‌های جامعه ایرانی در اقتصاد مبتنی بر توزیع درآمدهای نفتی، غیبت فرهنگ دموکراتیک در جامعه، دولتی بودن احزاب سیاسی و... را از دلایل ناکامی حزب در ایران می‌دانند.

اغلب قدرتمندان جمهوری اسلامی در سی سال گذشته حضور و فعالیت حزب‌ها را مخل "وحدت ملی" تلقی کرده و این تلقی به ویژه به دوران جنگ ۸ ساله ایران و عراق و اکنون که تنش جامعه بین المللی با ایران در مورد فعالیت اتمی بالا گرفته، پررنگ تر شده است.

قانون اساسی، محدویت‌ها و موانع

بر اساس اصل ۲۶ قانون اساسی ایران "احزاب، جمعیت‌ها، انجمن‌های سیاسی و صنفی وانجمن‌های اسلامی یا اقلیت‌های دینی شناخته شده آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی واساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچکس را نمی‌توان ازشرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت".

شرایطی که درقانون اساسی برای حزب‌ها آمده است مفاهیمی کلی و تعمیم پذیرند.

شرط تقید به "موازین اسلامی" در قانون اساسی گرایش‌های غیر اسلامی را از تاسیس حزب محروم می‌کند.

تعریف "اساس جمهوری اسلامی" در قانون اساسی روشن نیست، اما برخی "ولایت مطلقه فقیه" را اساس جمهوری اسلامی می‌شمارند و منتقدان و مخالفان این اصل را از حق تاسیس حزب محروم می‌کنند.

شرط "وحدت ملی" نیز شرطی مبهم است و هر انتقادی از سیاست‌های خارجی، دفاعی و امنیتی دولت را می‌توان "مخل وحدت ملی" تلقی کرد.

قانون احزاب و کمیسیون ماه ۱۰

قانون احزاب "التزام عملی و نظری به ولایت فقیه" را از شرایط "موسسان" حزب ها می‌داند.

بر اساس ماده ۱۰ این قانون کمیسیونی مرکب از "نماینده دادستان کل کشور، نماینده شورای عالی قضایی، نماینده وزارت کشور و دو نماینده به انتخاب مجلس شورای اسلامی" بر حزب‌های سیاسی نظارت داشته و ثبت و به رسمیت شناخته شدن حزب ها به موافقت این کمیسیون، مشهور به کمسیون ماده ۱۰، مشروط است.

در این کمیسیون هیچ نماینده‌ای از نهادهای غیردولتی و جامعه مدنی حضور ندارد و دست قوه قضائیه و قوه مجریه در مواقفت یا مخالفت با درخواست تاسیس حزب و در منحل و ممنوع کرن حزب ها باز است.

تجربه یا نیاز؟

سخنان آقای هاشمی رفسنجانی در باره ضرورت حضور حزب در حیات سیاسی جامعه را می‌توان حاصل تجربه‌های یکی از با سابقه ترین دولتمردان نظام تلقی کرد، اما منتقدان او با اشاره به ممنوعیت و سرکوب حزب‌هائی چون نهضت آزادی به دوران قدرت و ریاست جمهوری او در این گفته‌ها نه چون پندی از سر تجربه که چون توصیه‌هایی بر اساس موقعیت کنونی او می‌نگرند.

صحنه سیاسی ایران اکنون و جز در یکی دو مورد از حزب خالی شده است، اما اشاره دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام به ضرورت حضور و فعالیت حزب سیاسی، با هر انگیزه ای، یکی از نیازهای مبرم جامعه ایران را بیان می‌کند.

یک قرن تجربه ناکام

به گفته اغلب پژوهشگران، حضور و فعالیت حزب سیاسی در تاریخ معاصر ایران تداوم نداشته و نهاد حزب، به رغم بیش از یک قرن سابقه، به یکی از مولفه‌های نهادینه شده در جامعه ایرانی بدل نشده است.

تاریخ حزب‌های سیاسی در ایران به دوران مشروطه و به تاسیس حزب هائی چون حزب اجتماعیون عامیون، حزب اعتدالیون، حزب دموکرات، حزب اتفاق و حزب ترقی، بر می‌گردد.

به دوران پهلوی اول حزب سیاسی ممنوع بود اما در دهه سی حزب‌های وابسته به جبهه ملی و حزب توده حضوری چشمگیر داشتند.

رقابت محدود دو حزب دولتی ملیون و مردم به دوران پهلوی دوم تحمل نشد و محمد رضا شاه با تشکیل حزب فراگیر رستاخیز آن را به تنها حزب کشور بدل کرد.

از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ تا انقلاب اسلامی همه گرایش‌های مذهبی و غیرمذهبی غیردولتی به تشکیل سازمان‌های سیاسی مخفی مجبور شدند.

در سال‌های پس از انقلاب، حزب جمهوری اسلامی، نخستین تجربه جمهوری اسلامی در تاسیس حزب، به رغم عضویت دولتمردان قدرتمند در آن منحل و حزب خلق مسلمان، که بر گرد آیت الله شریعتمداری تاسیس شده بود، سرکوب و ممنوع شد.

در سال‌های دهه ۶۰ اغلب حزب‌ها و سازمان‌های سیاسی ممنوع، منحل و سرکوب شده و حتی نهادی چون نهضت آزادی، حزبی که رئیس آن مهندس مهدی بازرگان نخستین نخست وزیر جمهوری اسلامی بود، نیز ممنوع و غیرقانونی اعلام شد.

در دومین دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی حزب کارگزاران پدید آمد و نهادهائی چون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در جبهه چپ اسلامی و حزب موئلفه اسلامی در جناح راست به حیات خود ادامه دادند هرچند از فعالیت‌های گسترده حزبی محروم بوده یا توان و تمایل این گونه فعالیت‌ها را نداشتند.

با پیروزی آقای محمد خاتمی جبهه مشارکت اسلامی پدید آمد و با خروج آقای مهدی کروبی از تشکیلات روحانیون مبارز حزب اعتماد ملی شکل گرفت.

افزایش شمار حزب‌های ثبت شده در وزارت کشور در دوران ۸ ساله ریاست جمهوری محمد خاتمی چشم گیر بود هرچند اغلب حزب ها در چند سال اخیر ممنوع یا منحل شدند.

مطالب مرتبط