فروپاشی در مسکو، هوشیاری در تهران

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption آیت الله خمینی میخائیل گورباچف را دعوت به پایان دادن به سیاست های ضد مذهب شوروی کرده بود

چهار ماه پس از آغاز اجرای قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل در سال ۱۳۶۷ که به جنگ ۸ ساله ایران و عراق پایان داد، آیت الله روح الله خمینی رهبر جمهوری اسلامی، نامه ای به میخائیل گورباچف رهبر شوروی نوشت و از او خواست تا به سیاست های ضد مذهب در شوروی پایان دهد و کسانی را برای تحقیق درباره اسلام به قم بفرستد.

این نامه در آن زمان یک تلاش تبلیغاتی از سوی رهبری ایران تلقی شد که می خواست شکست در آرمان های ایدئولوژیکی جنگ و نوشیدن «جام زهر» پذیرش صلح را از نظر تبلیغاتی جبران کند.

اما جنبه دیگر ماجرا آشکار شدن توجه خاص رهبران ایران به تحولات درونی در شوروی آن زمان و همسایه قدرتمند شمالی و همیشه شک برانگیز ایران بود.

انقلاب سال ۱۳۵۷ با شعار «نه شرقی و نه غربی پیروز» شد اما آنچه از شعار نه شرقی بیش از هر امر دیگر در جمهوری اسلامی در عمل دنبال شد نه مبارزه با شوروی که مبارزه با مارکسیسم و طرفداران مارکسیسم در ایران در منازعه داخلی قدرت بود.

روحانیونی که پس از انقلاب بهمن ۵۷ در ایران حاکم شده بودند، پس از یک دوره مبارزه ملایم با چپ ها در فاصله سال های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ به تدریج به سرکوب خشونت آمیز گروه های چپ روی آوردند و شدید ترین سرکوب ها را در قبال گروه های چپ پیش بردند که مستقل از سیاست خارجی شوروی به ادامه مبارزه مخفیانه و مسلحانه علیه جمهوری اسلامی باور داشتند.

حق نشر عکس .
Image caption ادوارد شواردنادزه (نفر اول از سمت چپ) وزیر خارجه شوری پاسخ میخائیل گورباچف را در جماران تهران به آیت الله خمینی تسلیم کرد

همزمان با گسترش جنگ که در فضایی از جنگ دیپلماتیک ایران و غرب و تحت تاثیر فضای ناشی از اشغال سفارت آمریکا پیش می رفت ایران به تدریج دریافت که برای ادامه جنگ باید به سوی شوروی و متحدان اش روی بیاورد تا بتواند از این راه سلاح لازم را برای ادامه جنگ تامین کند.

به تدریج در جبهه های ایران تفنگ پر قدرت اما سنگین ژ ۳ جای خود را در دستان بسیجی ها و پاسداران به مسلسل سبک کلاشینکوف داد که زمانی دست یابی به آن رویای کارگران انقلابی چپگرا در سراسر جهان بود.

در آسمان هم به تدریج یورش های هوایی نیروی هوایی ایران که متکی به هواپیما های اف ۴ آمریکایی بود و در آغاز جنگ، برگ برنده نظامی ایران به نظر می رسید جای خود را به هواپیماهای دفاعی و موشک هایی داد که از لیبی و کره شمالی دو متحد استراتژیک شوروی به سپاه پاسداران تحویل داده می شد.

در دوران جنگ و در شرایط ادامه تحریم ایران توسط آمریکا، حکومت ایران در صورت چراغ سبز همسایه شمالی، از نظر سیاسی و نظامی ناچارا می توانست بیش از پیش به شوروی متکی شود. اما این یک روی سکه بود.

روی دیگر سکه آن بود که ‍شوروی همزمان متحد عراق بود. در واقع رهبران ایران دریافته بودند که سیاست شوروی یک سیاست دوگانه است. شوروی هم می خواست روابط خود را با جناح های چپگرای حاکم بر حزب بعث عراق حفظ کند و هم می خواست از گرایش و تکیه ایران به غرب جلوگیری کند.

این احتیاط تنها سیاست شوروی نبود، ایران هم سیاست احتیاط آمیزی در پیش گرفته بود.

با به پایان رسیدن جنگ و کاهش نیاز ایران به شوروی، آیت الله خمینی به نظر بار دیگر موقعیت را برای به راه انداختن رقابت ایدئولوژیک با شوروی مناسب دید.

ایران که در زمان جنگ با عراق با هجوم تبلیغاتی رقبای عرب خود روبرو بود به تدریج و بار دیگر به سیاست تاثیرگذاری با افکار عمومی مسلمانان جهان به عنوان ابزاری علیه غرب بازگشت. نمونه دیگری از این سیاست در آن زمان برجسته کردن اعتراض های صورت گرفته به انتشار کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی در میان مسلمانان مصر و پاکستان توسط آیت الله خمینی بود.

بازتاب دیگری از این سیاست را هم می توان در مکاتبه میان آیت الله خمینی و گورباچف دید. آیت الله خمینی در آن نامه نوشته بود:

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption گورباچف در پاسخ خود به رهبر ایران بیش از آن که توجهی به مجادله ایدئولوژیکی آیت الله خمینی نشان دهد، از این فرصت برای یاد آوری مناسبات استراتژیک شوروی استفاده کرد

«هر چند ممکن است حیطه تفکر و تصمیمات جدید شما تنها روشی برای حل معضلات حزبی و در کنار آن حل پاره‌ای از مشکلات مردمتان باشد، ولی به همین اندازه هم شهامت تجدیدنظر در مورد مکتبی که سالیان سال فرزندان انقلابی جهان را در حصارهای آهنین زندانی نموده بود قابل ستایش است. و اگر به فراتر از این مقدار فکر می‌کنید، اولین مسأله‌ای که مطمئناً باعث موفقیت شما خواهد شد این است که در سیاست اسلاف خود دایر بر «خدازدایی» و «دین‌زدایی» از جامعه، که تحقیقاً بزرگترین و بالاترین ضربه را بر پیکر مردم کشور شوروی وارد کرده است، تجدیدنظر نمایید.»

آیت الله خمینی در این نامه اشاره ای به کشتار مردم افغانستان توسط نیروهای شوروی نکرده بود اما به گورباچف هشدار داده بود که مبادا این تغییرات را به سوی فرو ریختن نظام بسته شوروی و به روشنی به سوی غربی شدن پیش ببرد: «مشکل اصلی کشور شما مساله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست.»

گورباچف بیش از آن که در پاسخ خود توجهی به مجادله ایدئولوژیکی آیت الله خمینی نشان دهد، از این فرصت برای یاد آوری مناسبات استراتژیک شوروی استفاده کرد: «ما از خاتمه جنگ ایران و عراق با صراحت حسن استقبال می‌کنیم، برای همکاری با شما جهت استحکام صلح در خاورمیانه و نزدیک و تمامی جهان آمادگی داریم. حضور وسیع نظامی در خلیج‌فارس مورد نگرانی ما است. منظورم حضور نظامی کشورهای خارج از منطقه است. این پدیده بسیار خطرناک است و باید آن را به اتمام رساند.»

برخلاف آیت الله خمینی، گورباچف مساله افغانستان را یادآور می شود: «ما می‌خواهیم با موفقیت در امر حل و فصل عادلانة مناقشه افغانستان نیز با شما همکاری خوبی داشته باشیم، بگذاریم که مردم افغانستان سرنوشت خود را خودشان بدون دخالت از خارج تعیین نمایند.»

به راحتی می توان در لحن گورباچف صراحت سخن گفتن یک ابر قدرت شمالی را با یک نظام تضعیف شده دید. این مکاتبه حدود ۴ سال پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی انجام گرفته است. در زمانی که هنوز خوش خیال ترین رهبران جنگ سرد در آمریکا هم نمی توانستند فروپاشی شوروی را تصور کنند.

در برابر این در خواست ها، آقای گورباچف به آیت الله خمینی ادامه حمایت خود از رژیمش را وعده داده است: «انقلاب شما انتخاب ملت شما بوده است و ما از این همیشه پشتیبانی کرده و می‌کنیم.»

این در واقع همان سیاستی بود که رهبری حزب توده، حزب متحد شوروی در ایران، پیش از دستگیری رهبرانش و سرکوب و غیر قانونی اعلام شدن فعالیت هایش خود را ملتزم به دنباله روی از آن می دانست.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران و ولادیمیر پوتین نخست وزیر فعلی روسیه

پس از پاسخ رسمی آقای گورباچف، ادوارد شوواردنادزه، وزیر امور خارجه وقت شوروی، وعده دوم را هم یادآوری کرده است: «یک نکته دیگر از پیام آقای گورباچف اینکه ایشان اظهار آمادگی می‌کنند برای گسترش همکاری های اقتصادی و همکاری در زمینه‌هایی که ما قبلا همکاری های خوبی داشته بودیم.»

همکاری های خوبی که آقای گورباچف به آن اشاره می کند روند رو به رشد همکاری های امنیتی و تسلیحاتی است که از سال های پایانی جنگ توسط سپاه پاسداران سازمان داده شده بود.

هنگامی که امروز، ۲۴ سال پس از آن نامه و ۲۰ سال پس از فروپاشی شوروی به این نامه نگاه می کنیم می شود دید این توافقنامه، همچنان مبنای روابط ایران و همسایه شمالی است، با این تفاوت که همان مختصر جنگ ایدئولوژیک هم در کار نیست و ایران به راحتی می تواند کشتار مسلمانان در روسیه و چین را هم نادیده بگیرد.

روسیه پس از فرپاشی نتوانست ادامه حضور خود در عراق را حفظ کند و تقریبا به از دست دادن موقت افغانستان رضایت داد اما در برابر آن متحد قدرتمند و مهمی مانند ایران را جایگزین آن کرد.

جایگزینی ایران به عنوان متحد خاورمیانه ای روسیه به جای متحدان سنتی شوروی تنها جایگزینی یک کشور با دو کشور دیگر در چارچوب جنگ منافع با غرب نبود بلکه نشانه ای از یک روند تازه در سیاست خارجی روسیه هم بود.

روسیه می توانست متحدی به دست آورد که بتواند جنگ ایدئولوژیک اسلام با کمونیسم را به جنگ بنیادگرایی اسلامی با غرب تبدیل کند.

نخستین شیرینی این ترتیبات تازه را شوروی در قالب سفارش های تازه به کارخانه های اسلحه سازی شوروی و روسیه برای بازسازی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی از ایران گرفت.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption محمود احمدی نژاد و دیمیتری مدودف روسای جمهوری ایران و روسیه

همزمان با این تجدید سازمان مناسبات استراتژیک ایران و روسیه آنچه در ایران رخ می داد از رونق فضای تجارت آزاد در سال های پیش از فروپاشی شوروی متاثر بود. بارز ترین تاثیر این تحول بین المللی در فضای داخلی ایران دوره ای است که به نام «دوران سازندگی» در ایران نامیده می شود.

سیاستی که در دومین دوره ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی با هدف آزاد سازی اقتصاد و تجارت در ایران و کاستن از شدت انحصار های دولتی به شکل موثری دنبال شد.

اما این سیاست در ایران بر اساس تجربه رخ داده در شوروی به تدریج آیت الله علی خامنه ای رهبر تازه جمهوری اسلامی را نگران کرد.

روحانیون تهران دیده بودند که چگونه برنامه آزاد سازی اقتصادی و اجتماعی رهبران کرملین به فروپاشی ابر قدرت کمونیستی منجر شد. این تجربه مشترک روحانیون تهران و گروهی از افسران کا گ ب بود که در آن زمان باید با شورش های در حال گسترش در کشورهای شرق اروپا مقابله می کردند.

درست در زمانی که دیوار برلین فرو ریخت و جمعیت خشمگین با شعار های ضد روسی به سفارت شوروی در برلین شرقی حمله بردند ولادیمیر پوتین درمیان افسرانی بود که باید اسناد را برای نیفتادن به دست مردم در آتش می سوزاندند.

آیت الله علی خامنه ای و ولادیمیر پوتین فراتر از تغییر روسای جمهور در ایران و روسیه در سال های اخیر همکاری های اقتصادی و نظامی و امنیتی دو کشور را نزدیک نگه داشته اند و با توجه به تجربه فروپاشی شوروی، همکاری نزدیک امنیتی را برای کنترل هرگونه شورش علیه نظام حاکم بر ایران دنبال کرده اند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption سیاست دولت اکبر هاشمی رفسنجانی، بر اساس تجربه رخ داده در شوروی به تدریج آیت الله علی خامنه ای رهبر تازه جمهوری اسلامی را نگران کرد

به این ترتیب عملا در سال های پس از فروپاشی شوروی، ایران به عنوان یک متحد به تداوم سیاست خاورمیانه ای و جهانی روسیه کمک کرده است. سیاستی که تا حد زیادی بر بنیاد سیاست خارجی دوران شوروی استوار بوده است.

می گویند دل به دل راه دارد. بی دلیل نیست که حیدر مصلحی وزیر اطلاعات ایران که آیت الله خامنه ای (پس از پذیرش استعفای او از سوی محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران) شخصا او را در مقامش ابقا کرده بیش از همتایان روسی خود نگران است و عصبانی شده که چرا مقامات روسی به هشدار های وزارت اطلاعات ایران برای مقابله با شورش های پس از انتخابات اخیر پارلمانی در روسیه توجه نکرده اند.