بسیج تازه سپاه برای نبرد فرهنگی در تهران

محسن کاظمینی و محمدعلی جعفری حق نشر عکس FARS
Image caption سرتیپ محسن کاظمینی توسط سرلشکر محمدعلی جعفری به فرماندهی سپاه تهران منصوب شده است

سخنان سرلشکر محمد علی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران و سرتیپ محسن کاظمینی، فرمانده جدید سپاه محمد رسول الله تهران بزرگ، نشان داد که جایگزینی اخیر فرمانده سپاه تهران نه تنها یک جا به جایی سازمانی، که گامی است در اجرای مرحله جدیدی از طرح های تازه سپاه که در کنار کارکردهای همیشگی امنیتی، نظامی و سیاسی، عرصه فرهنگ را هدف گرفته است.

فرمانده کل سپاه پاسداران با انتقاد از «وضعیت نامطلوب فرهنگی تهران» و با اشاره بدان که «وضع امروز تهران از نظر اسلامی و انقلابی خوب نیست» اعلام کرد که در انتصاب فرمانده جدید سپاه تهران بزرگ «تاکید بیش تر ما بر مسائل فرهنگی است».

پیامدهای فرهنگی و سیاسی رشد کمی طبقه متوسط ایرانی در تهران و چند شهر بزرگ ایران در دو دهه گذشته، این شهرها را از منظر سپاه پاسداران به «خطر امنیتی» برای نظام بدل کرده اند.

تهران و چند شهر بزرگ و پرجمعیت ایران فعال ترین بسترهای جنبش اعتراضی پس از انتخابات ریاست جمهوری بودند و شمار آرای نامزدهای غیراصولگرا در این شهرها، بر اساس آمارهای رسمی اعلام شده، بر نامزدان اصولگرا برتری داشته و به گفته فرمانده کل سپاه «موضوع اصلی تهران بزرگ در دو سال گذشته مسايل امنيتی بود» اما در مرحله کنونی، مرحله پس از سرکوب جنبش اعتراضی، «اهداف فرهنگی به موازات مسايل سياسی-امنيتی در تهران و آمادگی برای مقابله با جنگ نرم» به مساله اصلی سپاه در تهران بدل شده و این تحول، در گزینش و انتصاب فرمانده جدید سپاه تهران نقش بالائی داشته است.

فرمانده کل سپاه در جلسه معرفی فرمانده جدید سپاه تهران «جنگ نرم» را «يک تهديد اساسی برای كشور» دانست و اعلام کرد که سپاه برای مقابله با آن « بايد يک قدرت نرم ايجاد» کند.

از نگاه فرمانده جدید سپاه تهران نیز «در تهران بزرگ با مسائل فرهنگی و اجتماعی فراوانی رو به رو هستیم» و «بیش از 90 درصد امكانات سپاه تهران بزرگ در خدمت سازوكار جنگ نرم قرار گرفته است».

فرمانده کل سپاه با تاکید بر آن که این نهاد «صرفا يک سازمان نظامی نیست» بلكه «يک سازمان امنيتی، فرهنگی، سياسی و نظامی است»، اعلام کرد که حضور سپاه در عرصه فرهنگ «در دهه سوم انقلاب» پررنگ تر شد، از جمله به این دلیل که «رهبری» از سپاه خواست تا «به جنگ نرم و عرصه های فرهنگي» وارد شود. او گفت «در آينده بيش از هر زمان ديگری بودجه و امكانات ما وارد عرصه فرهنگی» خواهد شد.

فرهنگ مطلوب و نامطلوب از منظر سپاه

تعریف «فرهنگ» در اصطلاح شناسی نهادی امنیتی و نظامی چون سپاه پاسداران با تعریف جاافتاده این واژه متفاوت است، اما سخن فرمانده سپاه در باره «نامطلوب بودن وضعیت فرهنگی تهران»، دست کم در دو عرصه، با پژوهش ها و تحلیل های ناجانبدار نیز هماهنگ است.

پژوهش های مستقل و گزارش های رسمی دولتی از افزایش کمی و گسترش دامنه پدیده هایی چون اعتیاد، روسپی گری، فساد اقتصادی، بهره کشی اقتصادی و جنسی از کودکان در کل جامعه و به ویژه در «تهران بزرگ»، خبر داده و از تاثیر منفی فرهنگی و درهم ریختگی نظام ارزشی بر افزایش کمی و گسترش دامنه این پدیده ها سخن می گویند.

در کنار این پدیده ها، که به فرهنگ عمومی برمی گردند، شاخصه هایی چون تیراژ ناچیز کتاب، نرخ بسیار پائین مطالعه، گرایش پرقدرت لایه های مرفه و متوسط شهرنشین به ارزش ها و الگوهای کلیشه ای تولید انبوه و "هنر ـ کالا" و افت چشمگیر خلاقیت های نظری و ادبی و هنری نیز نمودارهای آسیب شناسی بحران فرهنگی به شمار می روند.

اما آن چه فرمانده کل سپاه «وضعیت نامطلوب فرهنگی» می نامد، بر اساس تجربه عملی گذشته، متون نظری و «برنامه های سپاه پاسداران برای مهندسی فرهنگی جامعه»، نه به این پدیده ها که به قلمروهای دیگری معطوف است و مواردی چون گرایش لایه های مهمی از جامعه به ارزش ها، مفاهیم و اندیشه های غیرحکومتی و غیرمکتبی، تمایل بخش مهمی از جامعه به فرآورده های هنری و ادبی غیرمکتبی، کشش لایه های موثری از جامعه به دموکراسی و ارزش های دموکراتیک و به مکتب های نظری و نحله های هنری و ادبی برآمده از مدرنتیه و «فرهنگ غربی» را در بر می گیرد.

رواج آن چه در گفتار رسمی «بدحجابی» خوانده می شود، گسترش امکان برقراری رابطه میان زنان و مردان، میهمانی های جوانان لایه های متوسط و مرفه و پوشش و آرایش متنوع نیز وجهی دیگر از تعریف فرهنگ را از نگاه سپاه شکل می دهند.

بر این مبنا تعریف سپاه از «وضعیت نامطلوب فرهنگی» نه به پدیده هایی چون نرخ پائین مطالعه یا گرایش روزافزون به هنر-کالای تولید انبوه، بلکه به رونق و رواج شاخص هایی بر می گردد که نظام ارزشی مکتبی، فرهنگ تک صدائی حکومتی و غیبت دموکراسی را به چالش می طلبند.

فرهنگ، عرصه ارتقاء آزاد آگاهی یا میدان جنگ

اما عرصه عمل و تاثیر سپاه در عرصه فرهنگ، حتی اگر تعریف نظامی سپاه از فرهنگ و داوری فرمانده کل آن در باره «وضعیت نامطلوب فرهنگی» درست باشد، به وجه منفی و سلبی معطوف و محدود شده و عرصه تولید و وجه ایجابی را در بر نمی گیرد.

سپاه پاسداران عرصه فرهنگ را «میدان رزم»، تاثیر و تبادل فرهنگ ها را «جنگ نرم» و فرهنگ های متفاوت را «دشمنانی» تلقی می کند که به فرهنگ مطلوب سپاه هجوم آورده و با «تهاجم فرهنگی» و «جنگ نرم» آماج های سیاسی و امنیتی چون براندازی نظام اسلامی را هدف گرفته اند.

از این منظر همه فرهنگ های غیرحکومتی، از هنرـ‌کالای کلیشه ای تولید انبوه تا آثار باارزش، از ارزش های کلیشه ای تا ارزش های متعالی، دشمنان مهاجمی هستند که باید نابود شوند و بر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که جامعه، صحنه نبرد و میدان جنگ، را از دشمنان، فرهنگ های نامطلوب، پاکسازی و فضا را برای استقرار و تسلط نیروهای خودی، فرهنگ مطلوب حکومتی، آماده کند تا تنوع و رنگارنگی فرهنگی به فرهنگ تک صدائی بدل شود.

اما عرصه فرهنگ، از فرهنگ متعالی تا فرهنگ برآمده از تولید انبوه، از آثار با ارزش تا هنرـ‌کالا، عرصه خلق و تولید، جهان مبادله و فضای تاثیر متقابل است و رقابت یا تنوع فرهنگ ها نیز نه بر حذف و پاکسازی یک دیگر، که بر خلاقیت و تولید و تبادل شکل می گیرد.

سرنوشت تبادل فرهنگی را تولید، خلق، غنای آثار و همگنی فرآورده های فرهنگی با نیازهای واقعی و یا کاذب جامعه رقم می زنند و حذف و سانسور و سرکوب راه را بر افت فرهنگی، چه فرهنگ مطلوب چه فرهنگ نامطلوب، هموار می کنند.

از منظر سپاه پاسداران «پاکسازی منطقه از دشمن» و حذف تنوع فرهنگی از جامعه، موثرترین شیوه «مقابله» با تنوع فرهنگی و فرهنگ های متفاوت است.

حذف و سرکوب فرهنگی، در اوج موفقیت، صحنه جامعه را از تنوع فرهنگی تهی می کند، اما هیچ فرهنگی، از جمله فرهنگ مطلوب سپاه، در صحنه خالی از رقبا و تهی شده از تنوع، ارتقاء نیافته و در جامعه نفوذ نمی کند.

لایه های گوناگون جامعه نیز در پذیرش و درونی کردن یا در دفع و اخراج ارزش ها و فرهنگ ها، نه بر حذف و سرکوب که بر نیازهای واقعی یا کاذب و سطح و عمق آگاهی خود عمل می کنند.

تسلط ارزش ها و فرآورده های هنرـ‌کالایی تولید انبوه بر لایه های مهمی از جوامع بشری، نه فقط در جوامع مصرف کننده ای چون ایران که حتی در مراکز تولید انبوه هنرـکالا در آمریکا و اروپای غربی نیز

نه بر حذف و نابودی فرهنگ های دیگر، که بر تولید، جذابیت سطحی یا عمیق و همخوانی با نیازهای واقعی یا کاذب رخ داده است.

سپاه در عرصه فرهنگ، موفقیت ها و ناکامی ها

شیوه های اصلی «مهندسی فرهنگی سپاه پاسداران»، حذف، سانسور و سرکوب، در نابود کردن یا کاستن از خلاقیت های فرهنگی موفق بوده و کارایی ها و موفقیت خود را در افت فرهنگی ایران در سه دهه اخیر به اثبات رسانده اند.

اما این شیوه ها، به رغم همه تلاش ها و سرمایه های هنگفت مالی و انسانی، نتوانسته اند جای خالی تنوع فرهنگی را با « فرهنگ مطلوب» حکومت و سپاه پر کنند و لایه های مختلف مردم نیز، به فراخور نیازهای واقعی و کاذب، امکانات، حد و سطح آگاهی و شعور اجتماعی خود، راه های برون رفت از فرهنگ تک صدائی را یافته و کوشیده اند تا به منابع فرهنگ مطلوب خود دست یابند.

پیروزی و شکست در جنگ سایبری

موفق ترین عرصه حضور سپاه در فرهنگ، «جنگ سایپری» یا مقابله با اینترنت و فرستنده های ماهواره ای است چرا که در این عرصه سرمایه برای خرید تکنولوژی های تخریب نقشی مهم دارد.

اما اقدامات سپاه، «ارتش سایبری ایران» و سایر نهادهای مشابه، در این عرصه نیز به فیلترینگ و هک سایت ها، کنترل امنیتی اینترنت، ارسال پارازیت بر فرستنده های فارسی زبان خارج از کشور و تولید صدها سایت «مطلوب» اما بی مخاطب محدود شده و در این عرصه نیز نشانی از تولید جایگزین برای سایت های فیلتر و هک شده و فرستنده هایی که آماج پارازیت اند، در دست نیست.

کلان شهر تهران، به دلیل ساختار پیچیده و متنوع ساکنان خود عرصه تنوع فرهنگی و رشد سیاسی است و همین تنوع ساختاری برنامه های سپاه را برای یک دست کردن فرهنگی این کلان شهر با ناکامی مواجه می کند.

مطالب مرتبط