داستان ناتمام حزب توده ایران

حزب حق نشر عکس pic
Image caption آرم حزب توده ایران

حزب توده ایران که در مهرماه ۱۳۲۰ و تنها یک ماه پس از سقوط رضاشاه، در دوران بازگشت به قانون اساسی مشروطیت تشکیل شد، در نیم قرن پس از آن چنان نقشی در سپهر سیاسی ایران ایفا کرد که قضاوت درباره آن بدون نگاه و بررسی کنش سیاسی جامعه ایرانی در چند دهه اخیر ممکن نیست.

شاید هیچیک از کسانی که۷۰ سال پیش این حزب را بنیان گذاشتند، گمان نمی‌بردند که این تشکل، تبدیل به گسترده‌ترین حزب سیاسی در تاریخ معاصر ایران شود و در مقاطع تاریخی حساس ایران، چنین نقش بارزی را ایفا کند.

گستردگی و نفوذ حزب توده در آغاز حیات خود آن را به جدی‌ترین نمونه فعالیت جمعی سیاسی در ایران تبدیل کرد و دو شکست تراژِیک آن در جنبش ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی، تبدیل به مثالی ‌بارز از شکست تجربه مدرنیته ایرانی در برابر دربار و مذهب، دو حامل دیرینه سنت، شد.

اما این تجربه مدرن سیاسی آنگاه دچار چالش بیشتری شد که حزب به اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی گرایش پیدا کرد و آن را همچون بسیاری دیگر از کمونیستهای سراسر جهان بهشت کارگران نامید.

در دوران جنبش ملی کردن نفت، حزب توده با اعلام اینکه محمد مصدق در پی جایگزین کردن امپریالسیم نو ظهورآمریکا به جای امپریالیسم از رمق افتاده انگلیس است، تا مقطع تاریخی ۳۰ تیر ۱۳۳۱ به مخالفت با او پرداخت و تنها پس از قیام سی تیر بود که به همکاری اکراه آمیز با دولت او روی آورد.

اما موضع انفعالی حزب در روز ۲۸ مرداد و روزهای پس از آن با توجه به نفوذ گسترده این حزب و سازمان افسران نظامی هنوز در هاله ای از ابهام است.

دستگیری تعدادی و فرار عده ای دیگر از رهبران و لو رفتن سازمان نظامی آن در یک سال پس از کودتا حزب را تا فروپاشی کامل به پیش برد. رهبران جان به در برده سال‌های متمادی بیرون از مرزهای ایران، بدون تاثیرگذاری بر تحولات و بی امید بازگشت، به سر بردند. تعدادی از کادر‌ها و افسران سازمان نظامی به جوخه‌های اعدام سپرده شدند و کادرهای جدیدی هم که به حزب ‌پیوستند در دام سازمانهای امنیتی کشور افتادند و تا مقطع پیروزی انقلاب ۵۷ برای بیش از دو دهه، حزب فعالیت چندانی نداشت.

دهه ۴۰ و ۵۰ زمان ورود نسل جدید کنشگران سیاسی به جنبش‌های چریکی چون فدائیان خلق و مجاهدین خلق بود که انتقادات فراوانی به عملکرد پیشینیان خود چون جبهه ملی و حزب توده داشتند و برای عمل سیاسی خود راه مبارزه مسلحانه را در پیش گرفته بودند.

با آمدن توده ها به خیابان‌ و سقوط حکومت پهلوی رهبران سکنی گزیده در آلمان شرقی با شور و شوق به ایران بازگشتند و برخلاف جنبش ملی شدن نفت این بار تمام و کمال در کنار حکومت تازه تاسیس پس از انقلاب ایستادند و نقطه اشتراک خود را دشمنی با ایالات متحده آمریکا خواندند.

اما رهبران "جمهوری اسلامی" این همراهی یکسویه را برنتافتند و بی نیاز از آن با کمونیست‌هایی که حامل "افکار الحادی" بودند، بر سر یک سفره ننشستند.

پس از حذف دیگر گروههای سیاسی نوبت حزب توده رسید. رهبران و کادرهای حزب روانه زندان شدند تا اندکی بعد تعدادی از آن‌ها که بیش از یک ربع قرن در زندانهای پهلوی مقاومت کرده و زندان کشیده بودند در اعترافات تلویزیونی حاضر یا به جوخه‌های اعدام سپرده شوند.

حزب توده ایران در پی سرکوب‌های مخالفان جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ بار دیگر تا مرز فروپاشی کامل پیش رفت اما میراث باقی مانده از آن به عنوان یکی از معدود تجربه‌های حزبی ایرانی، نه تنها در عرصه سیاسی بلکه در عرصه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی برجای مانده است و توده‌ای بودن و توده ای ماندن حکایت از یک نوع خاص کنش و گفتار دارد.

این حزب شاید تنها تجربه مدنی و سیاسی جامعه ایرانی است که گستردگی و نفوذ آن در میان توده‌های مردم، از طبقات متوسط و روشنفکر تا کارگر و حتی اشرافی، شگفت‌آور بوده است.

حال و پس از ۷۰ سال، بازخوانی گوشه‌های گفته و ناگفته این تجربه می‌تواند همچون آینه‌ای، راوی گوشه ای از گذار پر فراز و فرود جامعه ایرانی در قرن گذشته باشد.

اما این خوانش تاریخی دچار لکنت است چون هنوز بسیاری از اسناد و مدارک مربوط به آن دوران و فعالیت‌های حزب توده در آرشیوهای دولتی ایران و روسیه، خاک می‌خورند و هر از چند گاهی تنها نمونه‌های محدودی از آن‌ها، آن هم دستچین شده منتشر می شود.

در این میان بسیاری از سران حزب بدون جاگذاشتن حتی تک صفحه‌ای از خاطرات و تجربیات خود رفته‌اند و آنان هم که مانده‌اند، با اکراه و سختی سخن می‌گویند یا سکوت کرده اند.

در مجموعه مطالبی که در صفحه ویژه هفتاد سالگی حزب توده منتشر می شود تلاش کرده ایم که در حد مقدورات خود فرصتی فراهم آوریم برای بیان دیدگاه‌ها و نظرات مختلف و متفاوت تا از منظری تاریخی گوشه‌هایی از این تجربه سیاسی در معرض دید مخاطب امروزی قرار گیرد.