بررسی روزنامه های صبح تهران؛ شنبه ۸ بهمن

حق نشر عکس shargh
Image caption کارتون روز: هادی حیدری، شرق

روزنامه های صبح اولین روز هفته تهران در عنوان های اصلی خود از تصمیم های تازه بانک مرکزی برای مهار نرخ سکه طلا و ارز نوشته اند و در مقالاتی نسبت به موثربودن این تصمیم ها ابراز نومیدی کرده اند. پاسخ به رییس دولت که در مورد خارج شدن نرخ ارز از مهار، رسانه ها را مقصر دانسته بود، پیشنهاد بستن شیر نفت به روی اروپائیان از دیگر مباحثی است که در این روزنامه ها می توان خواند.

روزنامه جمهوری اسلامی از قول برژینسکی دبیر پیشین امنیت ملی آمریکا نوشته "آمریکا مانند شوروی در حال فروپاشی است"، سیاست روز خبر داده "سرنگونی آل خلیفه ایستگاه بعدی بیداری اسلامی" است و "دانشمند شهیدی که ولایت فقیه خط قرمزش بود" تیتر گزارش اصلی کیهان است.

خودمان شیر نفت را ببندیم

رضا زندی در مقاله ای با عنوان "فلکه نفت را ببندیم" در شرق نوشته در شش ماه باقیمانده تا موعد تحریم، اگر اعتصابات اپیدمی‌شده در نیجریه، بار دیگر «عود» کند، عراق «متشنج» شود یا بحرانی به جان کشورهای نفت‌خیز دیگر بیفتد، آیا اروپا تحریم نفتی ایران را اجرا خواهد کرد؟! وقتی قیمت نفت بالاتر از آنچه که «باید» باشد، پاسخ مثبت به این سوال از عهده وزرای اروپایی برنخواهد آمد. در آن روزگار اگر خودمان. جلوی صادرات نفت را گرفته باشیم چه کنیم؟ آن وقت آیا ما باید عقب‌نشینی کرده و فلکه را باز کنیم؟!

این کارشناس نفتی در مقاله خود تاکید کرده اگر درآمد نفتی ایران برای سال‌جاری ۹۰ میلیارد دلار برآورد شده است حدود یک پنجم آن از صادرات نفتی به پالایشگاه‌های اروپایی حاصل می‌شود. مردان اقتصاد اروپا اگر ناگزیر به رعایت تصمیمات سیاسی شده‌اند اما، الزاما با آن موافق نیستند. چرا که برای استفاده از سایر نفت‌ها در پالایشگاه‌هایشان باید هزینه کنند. آن هم در دوره بی‌پولی اروپا.

به نظر مقاله شرق: تاریخ دوباره تکرار شده است. اگر رفتارمان هوشمندانه باشد، تحریم اروپا، سخت‌تر از تحریم نانوشته ژاپنی‌ها در دوران جنگ نیست. پس فعلا می‌توانیم «شیر فلکه نفت اروپا» را نبندیم و نقشه بازارهای دیگر را بکشیم.

کیهان در سرمقاله اش پیشنهاد کرده که مجلس با تهیه طرحی سه فوریتی،دولت را مکلف به توقف صادرات نفت به کشورهای امضاکننده تحریم اتحادیه اروپا کند که بازتاب دهنده عزم ملت ایران نیز خواهد بود و دولت با اجرای فوری این مصوبه وجه حاکمیتی را به نمایش بگذارد و این به خودی خود این نکته را اثبات می کند که «ایستادن در برابر فشار غرب» یک مسئله جناحی و یا بخشی از حاکمیت نیست

به نظر کیهان افرادی طی ماه های گذشته به مستندسازی داعیه غرب در مورد ایران مشغول بودند. رها شدن مهار قیمت ها در ایران طی هفته های گذشته از این مسئله حکایت می کرد همه می دانند اساسا دلار در موقعیتی نیست که در کشوری بتواند رشد داشته باشد. چرا در کشوری که کمترین تأثیر را از بحران های بین المللی پذیرفته و رئیس جمهور بارها اثر بحران مالی بین المللی بر اقتصاد ایران را ناچیز خوانده و واقعاً هم همینطور است، دلار طی ۴ هفته به حدود دو برابر قیمت رسید؟ در حالی که قیمت واقعی دلار در ایران حتما کمتر از ۵۰۰ تومان است.

سرمقاله کیهان تاکید کرده کاهش شدید قیمت ارز و سکه طی روزهای گذشته- پس از موضعگیری دولت علیه افزایش قیمت ها- هم جالب توجه بود. در روز تصویب تحریم نفت ایران در اتحادیه اروپا بعضی این نظریه را مطرح می کردند که این افزایش قیمت ناشی از اقدام این اتحادیه می باشد و بعد نتیجه می گرفتند که این تحریم دیگر از آن تحریم های بی خاصیت نیست اما شیب تند کاهش قیمت ها در روزهای سوم، چهارم و پنجم پس از تحریم نشان داد که افزایش اخیر قیمت ها هیچ ربطی به تحریم ها نداشته است.

دانشگاه آزاد، هاشمی، جاسبی و دانشجو

حق نشر عکس roozegar
Image caption تیتر و عکس صفحه اول روزگار

سلیمان محمدی در گزارش اصلی روزگار نوشته: فرهاد دانشجو یکی به میخ میزند یکی به نعل. کمتر از "حضرت آیت الله هاشمی" از رئیس هیات امنایش اسم نمیبرد، اما میگوید اگر او هم حکمش را ندهد، جای دیگری میدهند. اینکه گفته میشود گزینه محبوب احمدی نژاد نبوده را قبول ندارد اما معتقد است با مخالفت احمدی نژاد هم آرای او در شورای عالی انقلاب فرهنگی از ۲۴ رای ۲۳ تا میشد. میگوید نه در طیف هاشمی است، نه در طیف احمدی نژاد، اما دستش در دست هر دو اینها؛ عروسک هیچ کدامشان هم نیست.

به نوشته مصاحبه کننده روزگار: از ابتدای دو ساعت و نیم گفت وگو تلاش میکند شأن همه طرفین را رعایت کند، اما وقتش که میشود یادآوری میکند که هاشمی اگر خواست میتواند مخالفت کند، مهم این است که مخالفتش رای بیاورد، احمدی نژاد هم که یک رای بیشتر نیست. برخلاف آنچه دوست دارد، شوخ طبعی اش کمی عریانتر از آن چیزی است که باید باشد؛ در همان بدو ورود با لبخندی پیروزمندانه تعارف میکند "پسته رفسنجان" بخوریم.

صادق زیباکلام در سرمقاله روزگار نوشته همه شواهد حکایت از آن دارند که جناب هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد حکم وی را امضا خواهد کرد و به این ترتیب فرهاد دانشجو بر کرسی بزرگترین واحد آموزشی کشور و یکی از بزرگترین دانشگاههای دنیا تکیه خواهد زد. در یک نگاه کلی، چه ارزیابی از مدیریت ۲۹ ساله دکتر عبدالله جاسبی و متقابلا چه چشم اندازی از مدیریت جدید این دانشگاه میتوان داشت؟

این استاد دانشگاه پرسیده آیا مدیریت اصولگرایان بر دانشگاه آزاد سبب آن خواهد شد تا یکی دو سال دیگر ما بگوییم خدا را شکر که مدیریت اعوان و انصار هاشمی رفسنجانی در قالب دکتر جاسبی پایان یافت و پیشرفت و ترقی دانشگاه آزاد ظرف این یکی دو سال انسان را وامیدارد تا بگوید که ای کاش این تغییر و تحول خیلی زودتر اتفاق میافتاد. یا برعکس، یکی دو سال دیگر ما خواهیم گفت صد رحمت به مدیریت دکتر جاسبی و افسوس زمانی را بخوریم که سایه هاشمی رفسنجانی بر سر دانشگاه آزاد بود؟

نویسنده سرمقاله روزگار تاکید کرده این دانشگاه در حقیقت مدل و الگویی است که بر اساس آرمانها و ایده آل های آقای هاشمی رفسنجانی از توسعه شکل گرفت. همان ایده آل هایی که ایشان در دو دوره ریاست جمهوری وی بعد از جنگ سعی کردند در سطح کلان کشور پیاده کنند اما نتوانستند و مخالفت اصولگرایان یا جناح راست با آن برنامه ها عمال مانع از تحقق ایرانی شد که آقای هاشمی میخواست بعد از جنگ ایجاد کند. به کمک جاسبی و همکارانش او توانست مدل و الگویی را که از توسعه در ذهن داشت در یک مقیاس کوچکتر در دانشگاه آزاد که اختیار بیشتری در آن داشت پیاده کند. بنابراین در یک ارزیابی کلی، دانشگاه آزاد هر چه هست، خوب، بد، زشت و زیبا، در حقیقت معلول پارادایم هاشمی رفسنجانی از توسعه و پیشرفت است.

همه چیز با حساب و کتاب بود

پرویز اسماعیلی سرمقاله مردم سالاری را به پاسخ به ادعای مشاور رسانه ای رییس جمهور اختصاص داده که نوشته خانه نشینی رئیس جمهور در قضیه عزل وزیر اطلاعات نه ۱۱ روز، بلکه تنها ۷ روز بوده است. و این کار آقای احمدی نژاد هوشمندانه و دارای «حساب و کتاب» بوده «تا هجمه ها را به سوی رهبر معظم انقلاب خنثی کند»!

مردم سالاری پرسیده دولتی که خانه ملت را در راس امور نمی داند و اجرا نکردن قانون را حق خود دانسته; اما دولت خود را قانونمندترین دولت تاریخ نامیده، با «حساب و کتاب» بود، همان دولت که رئیسش نوید تحقق اهداف چشم انداز ۲۰ ساله را تنها در ۵ سال می داد ولی آن را کناری نهاد و حالا فقط ۶ درصد آن را اجرا و اقتصادمان را «دولتی تر و دستوری تر» کرده است؟

در ادامه مقاله آمده انحلال سازمان های برنامه و بودجه، اصرار رئیس جمهور به عدم اجرای کامل قانون هدفمندی یارانه ها، بالابردن یکباره و هفتصد درصدی نرخ حامل های انرژی، رساندن سونامی نقدینگی به فراتر از چهار صد هزار میلیارد تومان و خروج آن از شریان های مالی کشور و نیز ندادن سهم بخش تولید از یارانه ها; سهام عدالت که از ابتکارات پر سر و صدای دولت بود و اکنون سرو صدایی از آن نیست، آیا با حساب و کتاب بود؟.

و خلاصه این که: مردم این روزها ریال می دهند تا دلار بگیرند; اما رئیس جمهور چندی پیش گفت «دلار۹۰۰ تومان هم نمی ارزد و این کاغذ پاره را با ۵۰ تومن چاپ می کنند و به ملت ها صد هزار تومن می فروشند»، حتما با «حساب و کتاب» بوده است. آشفتگی اقتصادی و ایجاد نگرانی عمومی در این مقطع زمانی، بزرگترین فرصت سازی برای دشمن بود. نشانه قدرتمندی اقتصاد، قدرتمندی پول ملی است. ظاهرا دولت طرح دیگری هم دارد، کاستن از صفرها و تغییر واحد پول ملی، این ها هم حتما با «حساب و کتاب» است.

کجا داریم می رویم

پوریا عالمی در نخستین شماره اعتماد که بعد از سه ماه از توقیف موقتش منتشر شده در ستون کاناپه خود با عنوان "یعنی داریم کجا می‌رویم؟" قصه اتوبوس دریائی را نوشته که در آب های خلیج فارس غرق شد و عده ای کشته شدند چرا که امدادرسان ها هم مجهز نبودند.

یکی از نتایجی که طنزنویس اعتماد از ماجرا به دست آورده این است که : به نظر ما نیروهای امداد خودشان به نیروی امداد نیاز دارند. پیشنهاد می‌کنیم مثل پلیس که پلیس + ۱۰ دارد، یک "امداد + ۱۰" هم راه بیفتد که حواسش به خود امدادی‌ها باشد که در عملیات نجات شست مبارک پای چپ‌شان نرود به چشم مبارک راست‌شان. با تشکر.

در پایان ستون آمده: به این سوی چراغ قسم، سال ۱۲۹۶ هم که به خاطر جنگ جهانی و اشغال ایران توسط انگلیس، در کشور قحطی شده بود نهایتا مردم همدیگر را خوردند اما به هم کمک می‌کردند و این‌طوری به خاطر حقوق نگرفتن یا مستهلک نشدن کشتی ۴ میلیاردی مشغول تماشای غرق شدن دیگران نمی‌شدند. یعنی داریم کجا می‌ریم؟

پاسخ به رییس دولت

شرق از "دستور ارزی در محک بازار" نوشته، "تدابیر تازه بانک مرکزی برای تثبیت نرخ ارز" گزارش اصلی جهان صنعت است و حمایت در عنوان اصلی خود نوشته "اجرای نظام نظارتی جدید ارز".

حق نشر عکس jahan
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جهان صنعت

محمود جامساز در مقاله ای در روزگار نوشته رئیس جمهور، اتفاقات اخیر بازار سکه و ارز را متوجه عملکرد برخی رسانه ها، سیاسیون و دلالان ساخت اما سخنی از نقش سیاستگذاران دولتی در بروز این اتفاقات بر زبان نیاورد. این در حالی است که نوسانات اخیر در بازار سکه و ارز به یکباره اتفاق نیفتاده و نتیجه فعل و انفعلاتی بوده است که در یک پروسه زمانی به وجود آمده.

به نظر نویسنده این مقاله علل این اتفاقات هم داخلی است و هم خارجی. علل خارجی همین تحولات متعددی است که در مورد بانکها به ویژه بانک مرکزی.. اتحادیه اروپا درباره عدم خرید نفت اخیرا از ایران تصویب کرد. علل داخلی هم نتیجه سیاستهای اقتصاد دولتی اعم از مالی و پولی است. سیاست پولی به هر حال باید از طریق بانک مرکزی مستقل اعلام شود با هدف ثبات اقتصادی، تسریع در رشد اقتصادی و حفظ ارزش پول ملی و تراز پرداختها. اما طی این سالها همواره شاهد این بوده ایم که سیاستهای پولی بانک مرکزی نه تنها در جهت تقویت پول ملی سیر نکرده بلکه در جهت تضعیف آن حرکت کرده و سبب شده قدرت خرید پول ملی روز به روز تحلیل رود و مردم نسبت به ثبات آن بی اعتماد شوند. طبیعتاً کاهش قدرت خرید مردم محصول تورم است.

مقاله روزگار به این جا رسیده که: یکی از مهمترین علل ظهور آن عدم انتظام مالی دولت در اجرای بودجه های سالیانه است که به کسری بودجه های بسیار باال منجر شده است. جبران کسری بودجه اگر از ناحیه استقراض از بانک مرکزی باشد باعث افزایش نقدینگی میشود و تحت تاثیر ضریب فزاینده نقدینگی تورم را تشدید خواهد کرد. تشدید تورم سطح عمومی قیمتها را بالا میبرد و مردم مجبورند برای خرید یک واحد مصرف پول بیشتری را نسبت به گذشته پرداخت کنند. تورم در واقع نوعی مالیات پنهان است که قدرت خرید مردم را میرباید.

فرامرز قراباغی در سرمقاله تهران امروز در جواب رییس دولت که پس از مدت‌ها سکوت درباره آشفتگی بازارهای مالی و پولی و گرانی ارز و سکه طلا، بالاخره به سخن آمد و رسانه‌ها را مقصر وضعیت پیش آمده دانست نوشته این ادعا، در حداقل احتمال، دست‌کم گرفتن شعور عمومی است چرا که تولید و توزیع سکه طلا و پیش‌فروش آن و نیز کنترل بازار ارز، در دست بانک مرکزی است. اگر رسانه‌ها کاری کرده‌اند تنها گزارش واقعیت بوده است نه به قصد تاثیرگذاری بر افکار عمومی به نفع خویش که به قصد آگاه‌سازی اذهان عموم از وضعیت موجود.

به نوشته این مقاله: احمدی‌نژاد به علل و ریشه‌های آشفتگی پیش آمده اشاره نکرد اما اقتصاددانان و کارشناسان پیش‌بینی می‌کردند که‌کاهش دستوری نرخ سود بانکی و روند و سیاست‌های مالی و پولی بانک مرکزی، نتیجه‌ای جز التهاب و آشفتگی و گرفتار آمدن در چنبره بحران خود ساخته، نخواهد داشت. رفتاری که بانک مرکزی در پیش فروش سکه در پیش گرفته احتمال ربوی و تنزیلی بودن این رفتار را تقویت می‌کند. در واقع سوء تدبیر و سوء مدیریت اقتصاد کلان و بازارهای مالی و پولی و فلزات بهادار، منجر به کاهش اعتماد عمومی به حفظ ثبات ارزش پول ملی شد.

حق نشر عکس a
Image caption ارز و پول ملی، کارتون علی کاشی مردمسالاری

به نوشته سرمقاله تهران امروز شمار بسیاری از افراد چه دارا و چه ندار، با هر چه که نقدینگی داشتند به سوی بانک‌ها هجوم بردند تا با خرید سکه طلا، ارزش پول خود را حفظ کنند و از قافله عقب نمانند. این گمان نزد بسیاری از افراد شکل گرفته بود که داشتن پول نقد و حتی سپرده‌گذاری در بانک‌ها، به معنای زیان دیدن است. در چنین شرایطی، بانک مرکزی به جای آنکه سیاست‌هایی را در پیش بگیرد که بازارها را ثبات بخشد و افکار عمومی را آرامش دهد، به تکانه‌های مالی پیش آمده دامن زد. اکنون جای پرسش است که رسانه‌ها باید بار سوءتدبیر و سوء مدیریت بانک مرکزی و مدیران تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر را به دوش بکشند؟

خودکشی نکن گلم

گیسو کمندی در ستون طنز روزگار با سردبیر چت کرده، سردبیر پرسیده: سردبیر: خبری ازت نیست، زنده‌ای گیسو؟ و او جواب داده : اگر تصادف جاده‌ای نکنم، اگر هواپیمام سقوط نکند، اگر با داروی وارداتی آرژانتینی توی بیمارستان بیهوشم نکنند که بعدش به هوش نیایم، اگر قطارم از ریل خارج نشود، اگر کشتیم غرق نشود، اگر آلودگی هوا نفسم را نگیرد، اگر اول مرا نربایند [...]، اگر در میدان کاج چاقو نخورم، اگر اسید بهم نپاشانند، اگر همسایه گودبرداری نکند و ما نشست نکنیم، اگر مترو یک‌دفعه کف خیابان را سوراخ نکند و من نروم تو، اگر […]، اگر […]، آن وقت خوبم. یعنی الان خوبم ها. ولی استرس دارم همه‌اش.

در همین موقع یک مقام ناآگاه وارد صحنه شده و نوشته: داری سیاه‌نمایی می‌کنی ها. برای همین به‌تان میدان نمی‌دهم. میدان که نمی‌دهم آنتن هم نمی‌دهم. یک بار دیگر از این حرف‌ها بزنی رژیم غذایی‌ات را عوض می‌کنم و فقط باید آب خنک بخوری.

گیسو: گفتی آب خنک یادم آمد استرس برخورد با اجسام هم دارم همیشه. یعنی جسم سخت که می‌بینم قلبم تند تند می‌زند.

یک مقام ناآگاه: الان قصد داری نشر اکاذیب کنی که تشویش اذهان عمومی کنی که سیاه‌نمایی کنی که آب بریزی به آسیاب دشمن که تنور دارد گرم می‌شود را سرد کنی که اقدام برای تبانی کنی که تبانی برای اقدام کنی که به این‌ها هم اقرار می‌کنی.

مطالب مرتبط