بررسی روزنامه های صبح تهران؛ یکشنبه نهم بهمن

صفحه اول آرمان حق نشر عکس ARMAN
Image caption تیتر و عکس صفحه اول آرمان

روزنامه های امروز صبح تهران همچنان در عنوان های اصلی خود از ماجرای ارز و طلا نوشته و ابراز امیدواری کرده اند که سیاست جدید بانک مرکزی به صف ها پایان دهد در حالی که گزارش های همین روزنامه ها نشان می دهد هنوز بازار آرام نشده است. انتقاد شدید از سیاست های اقتصادی دولت و فشار بر مردم از جمله مضامین تکراری این روزنامه هاست که در عین حال تندروها را سرزنش کرده اند که با گسیل دادن جوانان احساساتی به سفارتخانه بریتانیا مقدمات فشارهای جدید را به وجود آوردند.

دولت بی اعتنا به مجلس، طرحی برای آینده هاشمی

"مکتب ایرانی، فرصت طلبی است" عنوان اصلی شرق است، مردمسالاری در تیتر اول خود خبر داده به دلیل عدم حضور نمایندگان دولت "جلسه مشترک اقتصادی دولت و مجلس تشکیل نشد" و "طرح عباس عبدی درباره هاشمی" مهم ترین گزارش روزگار است.

سروش فرهادیان در گزارش اصلی شرق نوشته: آب معدنی به اندازه کافی؛ هر نفر یک بطری. صندلی هم به اندازه وافی؛ هر نفر حتی بیش از یک صندلی. می‌شد راحت نشست. نماینده مجلس هم به شاخص. از روسای کمیسیون‌های اقتصادی بگیرید تا رییس و نایب‌رییس مجلس و رییس مرکز پژوهش‌ها. نمایندگان دولت اما نه به تعداد کافی که حتی به اندازه رسمی شدن جلسه هم نبودند؛ دریغ از یک نفر. این تصویر جلسه روز گذشته مجلس و دولت برای بررسی بازار ارز و طلا و وضعیت اقتصادی کشور است. آمدن یا نیامدن؛ موضوع اصلا و ابدا این نیست، موضوع فقط "نیامدن" است و بس؛ موضوع جلسه‌های اقتصادی مجلس و دولت.

به نوشته این گزارش از مجلس اصرار که بیایید به صرف بررسی اقتصاد دورهم باشیم و از دولت انکار که نیازی به توضیح نمی‌بیند. آن هم نه انکار علنی. جلسه تعیین می‌شود. قرار ملاقات تنظیم می‌شود. مجلس آماده می‌شود. نمایندگان جمع می‌شوند. ثانیه‌ها هم لاجرم می‌گذرد، هرچه بیشتر کندتر. اما خبر می‌رسد که دولتیان نمی‌آیند. نمایندگان هم وسایل‌شان را جمع می‌کنند و از شانس‌شان گله می‌کنند و دست دردست هم می‌روند. خدمات مجلس شیرینی و بشقاب روی میزها را جمع می‌کند. اقتصاد کشور هم راه خودش را می‌رود و بس.

شرق نوشته موضوع نشست‌ها همان است که بود؛ موضوع این روزهای بیشتر مردمانی که در این سرزمین زندگی می‌کنند. جهش‌های دلار و زمینگیری ریال. بالا رفتن قیمت‌ها و کاهش توان خرید. طلا هم که راه خودش را می‌رود. قیمت در هر اونس یک سنت بالا برود، بازار و بازاریان ایران نمی‌گذرند؛ می‌گویند طلا در بازار جهانی بالا رفته و ما هم هماهنگیم با دنیا. قیمت در هر اونس هم که ثابت باشد تا تقی به توقی بخورد، قیمت سکه بالا می‌کشد. حالا می‌خواهد رییس‌جمهوری آمریکا یک برگ کاغذ را میانه تعطیلاتش امضا کرده باشد که در آینده بانک مرکزی جمهوری اسلامی تحریم شود یا چند ناو آمریکایی عزم خلیج فارس کنند، یا آنکه اتحادیه اروپا پرونده هسته‌ای ایران را بررسی کنند یا وزیر خزانه‌داری آمریکا به شرق دور برود تا چشم‌بادامی‌ها را قانع کند نفت ایران را نخرند یا کمتر بخرند. تجربه ثابت کرده تغییر محل برگزاری میزبانی‌های اقتصادی مجلس هم تاثیری بر دولت ندارد.

در حالی که بخش عمده ای از روزنامه های تهران گفته های هاشمی رفسنجانی را درباره انتخابات آینده نقل کرده اند که گفته است فرد و گروهی را برای این انتخابات در نظر ندارد و روزنامه های محافظه کار با ابراز نگرانی از ابلاغ نشدن حکم فرهاد دانشجو منتخب برای ریاست دانشگاه آزاد نوشته اند که بزودی به هاشمی رفسنجانی برای امضای این حکم مهلتی داده خواهد شد، روزگار از عباس عبدی خواسته طرحی درباره آینده سیاسی رییس جمهور پیشین و اولین رییس مجلس جمهوری اسلامی ارائه دهد.

عباس عبدی سردبیر روزنامه تعطیل شده سلام در یادداشت خود به یاد آورده که درست یک روز پیش از انتخابات مجلس ششم یادداشتی نوشت که روز بعد از انتخابات در روزنامه صبح امروز منتشر شد و در آنجا با بررسی احتمالات بدترین گزینه رای ۲۵ درصدی بود که به معنای پایان دوران سیاسی ایشان در عرصه عمومی خواهد بود و چندی بعد هم مجددا این سخنان را تکرار کردم، ولی ظاهرا در جهت عکس آن عمل شد و در نتیجه با حضور ایشان در انتخابات سال ۸۴ و رفتن به دور دوم مواجه شدیم که در آنجا هم تحلیل مفصلی کردم که چرا ایشان در دور دوم رای نخواهد آورد، که آن نیز شنیده نشد، و کار به جایی رسید که در انتخابات بعدی و به صورت مجازی پای آقای را هم برای رای آوری؛ مجددا هاشمی را به ویژه در مناظره ها به میان کشیدند تا بلکه رای آوری خود را از طریق تقابل با ایشان تضمین کنند.

این جامعه شناس و روزنامه نگار در مقاله خود در روزگار تاکید کرده: آنچه من درباره وضعیت سیاست عمومی ایشان گفتم گرچه شنیده نشد ولی فقط یک وجه ماجرا بود. ایشان در وجه دیگر سیاست، یعنی در عرصه پالیتی (ساختار و نخبگان قدرت و سیاست، به ویژه روحانیت) کماکان صاحب نقش و نفوذ بود، و میتوانست در آنجا نقش اصلی خود را ایفا کند، زیرا همه بازی قدرت در عرصه و افکار عمومی و در ورزشگاه ۷۰ میلیون نفری انجام نمیشود. بخشی از جریان سیاست نیز در سطح پالیتی روان و جاری است.

به نوشته روزگار متاسفانه طی چند سال اخیر ایشان در این سطح از سیاست نیز جایگاه بالفعل خود را تا حدی از دست داده است، هر چند این جایگاه را به صورت بالقوه در اختیار دارد، ولی فعلیت آن کمرنگ شده و ممکن است در آینده کم رنگتر هم بشود، و یکی از دلایل این امر، اصرار ایشان به حضور در عرصه عمومی و بازی در ورزشگاه ۷۰ میلیونی بود. آیا این بدان معناست که برای ایشان در آینده هیچ جایگاهی قابل تصور نیست؟ پاسخ به این پرسش بستگی دارد که چه انتظاری از ایشان داشته باشیم.

به نوشته عباس عبدی اگر تصور شود که ایشان میتواند در عرصه سیاست عمومی، ایفای نقش کند و احتمال موفقیتی داشته باشد، به دلایل گوناگون خیال خام و باطلی است. اگر تصور شود که در ساختار فعلی قدرت و نخبگان میتواند بازسازی شود و ایفای نقش کند، بازهم تصور درستی نیست، و احتمال وقوع آن کم است. تنها نقشی که برای آقای هاشمی قابل تصور است و از نظر تاریخی نقش بسیار مهمی هم خواهد بود، کوشش برای ایفای نقش کاتالیزور سیاسی جهت پیوند دادن میان دو سطح پالیتی و عرصه عمومی قدرت خواهد بود، در موقع مناسبی که دیر یا زود فرامیرسید.

کشف پشت صحنه ها و ادامه صف ها

آرمان و حمایت از "کشف پشت صحنه آشفتگی بازار ارز و طلا" نوشته اند، "فرود و فراز بازار سکه از زبان رییس بانک مرکزی" گزارش اصلی کیهان است، ابتکار از "شناسایی عوامل اخلال در بازار سکه و ارز" خبر داده و "معاملات غیرقانونی در بازار ارز" تیتر اول تهرانامروز است.

حق نشر عکس jahane sanat
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جهان صنعت از تکرار صف های طولانی

ﻣﺴﻌﻮﺩ ﻣﻬﺎﺟﺮ در سرمقاله اقتصاد پویا سئوال کرده "مردم پس انداز می کنند که چه کنند" و نوشته ﺑﺮﺍﺳـﺎﺱ ﺁﻣﺎﺭ ﺑﺎﻧک ﻣﺮﻛﺰﻯ، ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻳـﺮﺍﻥ ۴۷ ﺩﺭﺻﺪ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺧـﻮﺩ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ! ﺑﺮﺍﺳـﺎﺱ ﻫﻤﻴﻦ ﺁﻣﺎﺭ، ﺑﻪ ﺣﺠﻢ ﭘﺲ ﺍﻧﺪﺍﺯﻫﺎ ﺍﻓﺰﻭﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﻳﻦ ﺑﺪﺍﻥ ﻣﻌﻨﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺳﺎﻳﺮ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺳﺎﻛﻦ ﺑﺮﺭﻭﻯ ﺍﻳﻦ ﺳﻴﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺗﻮﺍﻥ ﻣﺎﻟﻰ ﺁﺗﻰ ﺧﻮﺩ ﻣﻰ ﺍﻧﺪﻳﺸﻨﺪ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻴﺰ ﭘﻨﺪﺍﺷﺖ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺎ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺳﺎﻳﺮ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﺧﻮﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﭼﻪ ﻓﺮﻗﻰ ﻫﻢ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ؟

به نوشته این مقاله ﺍﻳﻦ ﺳـﻬﻢ ﺍﺯ ﭘﺲ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺴﺘﻤﺴﻜﻰ ﺑﺮ ﺭﺍﺣﺘﻰ ﺧﻴﺎﻝ ﻭ ﺁﺳـﻮﺩﮔﻰ ﺫﻫﻦ ﻫﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﻣﻌﻀﻠﻰ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭﻣﺎﻥ ﻣﺒﺪﻝ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻋﻨﻮﺍﻥ - ﻧﻘﺪﻳﻨﮕﻰ ﺳـﺮﮔﺮﺩﺍﻥ - ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﺎﻡ ﻣﻰ ﺑﺮﻳﻢ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻛﺎﺳـﻪ ﻛﻮﺯﻩ ﻫﺎﻯ ﻧﺎﺑﺴـﺎﻣﺎﻧﻰ ﻃﻼ ﻭ ﺍﺭﺯ ﻭ ﻣﺴـﻜﻦ ﻭ ﻣﺴـﺘﻐﻼﺕ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﭘﺎﻯ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﻰ ﻧﻮﻳﺴﻴﻢ. ﻳﻌﻨـﻰ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺟـﺎﻯ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﻯ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺑﺨﺶ ﺑﻴﺸـﺘﺮﻯ ﺍﺯ ﺩﺭﺁﻣﺪﻫﺎﻳﺸـﺎﻥ ﺭﺍ ﻛﻨﺎﺭ ﻣﻰ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ ﺗﺸـﻮﻳﻖ ﻛﻨﻴﻢ، ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻛﻠﻤﺎﺕ ﻭ ﺟﻤﻼﺕ ﺍﻫﺎﻧﺖ ﺁﻣﻴﺰ ﺑﻪ ﺳﻮﺩﺍﮔﺮﻯ ﻣﺘﻬﻢ می کنیم ﻭ ﻣﻰ ﺭﻧﺠﺎﻧﻴﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﻯ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﻤﻰ ﺁﻭﺭﻳﻢ ﻛﻪ ﺳﻴﺴـﺘﻢ ﺑﺎﻧﻜﻰ ﻧﺎﻛﺎﺭﺁﻣﺪ ﻣﺎ ﻧﻤﻰ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻛﺸﻮﺭ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺑﮕﻴﺮﺩ.

به نوشته اقتصاد پویا ﺩﺭ ﺳـﺎﻝ ﻫﺎﻯ ﺩﻭ ﺳـﻪ ﺩﻫﻪ ﺍﺧﻴﺮ ﺭﻭﺣﻴﻪ ﻛﺎﺳـﺒﻜﺎﺭﺍﻧﻪ ﺍﻯ که ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺩﻭﻟﺘﻲ ﺩﺭ ﭘﻴﺶ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﻴﺰ ﺳـﺮﺍﻳﺖ کرده. ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺯﻣﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﭼﺮﺗﻜﻪ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺗﺪﺭﻳﺞ ﻛﻠﻴﻪ ﻣﻮﺳﺴﺎﺕ ﺧﺪﻣﺎﺗﻰ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺳـﻮﺩﺁﻭﺭﻯ ﻭﺍﺩﺍﺷﺖ، ﺑﻪ ﻧﺎﭼﺎﺭ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻭﺭﻃﻪ ﻛﺸﻴﺪﻩ ﺷﺪﻧﺪ ﻛﻪ ﺭﻭﻯ ﻗﻴﻤﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﭘﻮﻟﺸﺎﻥ ﺣﺴـﺎﺏ ﻛﻨﻨﺪﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺑﺎﻧﻜﻰ ﻭ ﺩﻭﻟﺖ ﺭﺍ ﻧﻴﺰ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻛﻨﻨﺪ.

احمد حاتم یزدی در مقاله ای در روزگار نوشته طی ماه گذشته با هجوم سرمایه های سرگردان به بازار ارز و طلا و آشفتگی لجام گسیخته بازار این دو، بیش از هر زمان دیگری لزوم وجود بازارهایی برای کنترل و مدیریت سرمایه های سرگردان مردم احساس شد؛ بازارهایی که به راحتی نقدینگی جامعه را با ابزارهای مناسب به سوی خود جذب کرده و از هجوم این منابع به بازارهای مختلف و آشفتگی و تلاطم در این بازارها جلوگیری کنند. بورس از جمله بازارهای مناسب برای سرمایه های سرگردان مردم است که میتواند در شرایط افزایش نقدینگی در جامعه با اعمال سیاستهای صحیح و مناسب بخشی از سرمایه ها را به خود جذب و از هجوم به بازارهای دیگر همچون طلا و ارز جلوگیری کند.

به نوشته احمد حاتم یزدی مدیر سابق بانک صادرات در این مقاله آشفتگی بازار طلا و ارز در طول یک ماه گذشته به خوبی نشان داد بورس ایران فاقد جذابیت برای جذب سرمایه های سرگردان مردم است چراکه اگر این توانایی در بورس وجود داشت بخشی از التهابات بازار طلا و سکه به خوبی کنترل میشد. نکته قابل توجهی در ارزیابی شرایط کنونی و عدم ایفای نقش مناسب بورس در این واقعیت نهفته است که بورس ایران نیز در طول چند سال گذشته با رشد حبابی و غیرواقعی روبه رو بوده و این خود موضوع مهمی است که توانایی آن را در جذب سرمایه های مردم کاهش داده است.

در ادامه مقاله روزگار پایین بودن میزان سود سهام در این بازار از مقبولیت آن در میان سرمایه گذاران کاسته است به صورتی که سود سهام بهترین و قویترین شرکتهای حاضر در بورس به زحمت به ۱۵ درصد میرسد در حالی که سود بازارهایی همچون طلا و ارز به مراتب بیشتر از این مقدار است و این به صورت طبیعی جذابیت این بازار را در چشم مردم کاهش داده است.

با تیترها

ابتکار در ستون بازی با تیترها نوشته:

- اسماعیل کوثری: اصولگریان یا وحدت کنند یا لااقل تخریب نکنند [آخه وحدت نمی‌کنن که تخریب راحت‌تر باشه]

- میرتاجالدینی: این هفته، لایحه را به مجلس میفرستیم [ممکنه هم ناخن‌مون درد کنه، بره برای هفته بعد]

- احمدی‌نژاد دوباره پدربزرگ شد [سلام بابایی! چی؟ عزیزم، یک میلیون تومان نوزادان مثل بقیه چیزا]

- بانک مرکزی: مردم مشکلات تامین ارز را گزارش دهند [ تا سه سوت حلش کنیم]

اقتصادی که رنج می دهد و نویدی ندارد

"سمت و سوی بورس تا پایان سال" گزارش اصلی دنیایاقتصاد است، اقتصادپویا از "ﺗﻮﺍﻓﻖ ﺩﻭﻟﺖ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﺳﻮﺧﺖ ﺗﺮﺟﻴﺤﻰ ﺑﻪ ﺻﻨﺎﻳﻊ ﺩﺭ ﻓﺎﺯ ﺩﻭ" نوشته، جامجم از "آغاز رقابت بانک ها برای جذب سپرده ها" خبر داده و جهانصنعت مهم ترین خبر خود را به "اعلام وضعیت هشدار در صنعت برق" داده است.

حق نشر عکس jame jam
Image caption کارتون محمود آزادنیا، جام جم

مردم سالاری در سرمقاله خود با اشاره به وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور پرسیده آیا آن جوانان پر احساسی گناهکارند که با سوء استفاده از احساسات پاکشان، آنها را به سفارت انگلیس بردند و بلندگو بر دست و دهان گشاده و چشم تعقل بسته، دولت و دستگاه دیپلماسی کشور را در موضع انفعالی نشاندند و سبب شدند که اجماع جهانی علیه ما صورت گیرد، اجماعی که پیامدش همین درهم ریختگی اقتصاد ماست و معلوم هم نیست که این قافله لنگ ما تا به حشر هم خواهید لنگید یا... آیا کسانی آتش بیار وضع موجودند که بدون هماهنگی و صلاحدید از تریبون های مختلف خارج از چارچوب دستگاه سیاستگذاری کشور سخن می گویند و منافع ملی ما را به مخاطره می اندازند و هزینه سنگینی را بر دوش آزرده این ملت می گذارند؟

در ادامه این مقاله آمده آیا آن قطاری مقصر است که ترمز بریده، راه به ناکجا آباد می برد؟ یا گناه از بی استعدادی دنیاست که نمی خواهد طرح و برنامه و مدیریت را از ما اقتباس کند؟ یا گناه را به پای آن نهادی باید نوشت که از توان نظارت و سوال و استیضاح خود استفاده نمی کند و گاه و بیگاه به مصلحتی می اندیشد که به مصلحت ملت نیست.

به نوشته مردم سالاری وزیری که می گفت اگر حباب ارز و طلا ترکید، گله نکنید و از استیضاح به سلامت جست. حالا این حباب، چنان محکم شده که تیر بانک مرکزی و اقتصاد و دارایی هم بر آن کارگر نیست و تا بر سر همه ما خراب نشود، نمی ترکد؟ آیا مردم مقصرند که در هوای پرسوز زمستانی، پشت در بانک ها به امید برق سکه های چشم نواز، شب را به صبح می آورند. یا رئیس محترمی، که امروز همه امور را اصلاح کرده و به سامان آورده، از سر بی نیازی و با افتخار بگوید که اگر امروز از من بخواهند که بروم با طیب خاطر خواهم رفت، که دین خود را ادا کرده ام و آثاری گرانقدر، جهت نمونه برداری آیندگان به یادگار نهاده ام و نهاده ایم.

مصطفی ایزدی در مقاله ای در شرق با احتساب متوسط جمعیت کشور و هر خانوار ایرانی، نوشته ایران ۱۵میلیون واحد مسکونی دارد که از این تعداد، فقط ۱۶درصد، یعنی دو میلیون و ۴۰۰ هزار آن، در اجاره ساکنان است و بقیه در ملکیت ساکنان است. گفته اند دو میلیون و ششصد هزار واحد دارد ساخته می شود یعنی برای هر خانواده مستاجر، یک واحد مسکن مهر. یک پرسش: آیا همه آنهایی که مستاجر هستند از روی ناداری و ناچاری در خانه استیجاری سکونت دارند؟

نویسنده مقاله فرض کرده با تعداد مسکن مهر که ساخته شده و در حال ساخته شدن است دیگر هیچ کس بدون خانه نباشد و تمام خانواده‌های ایرانی زیر سقفی زندگی کنند که فضای آن در مالکیت خودشان است، اما معضلات ناشی از سکونتگاه‌های با کیفیت پایین و در موقعیت نامناسب را چه می‌کنید؟ این لکه‌های جمعیتی حاشیه شهرها، توسعه و گسترش حاشیه‌نشینی است، برای مثال، قرار است یکصد تا یکصد و ۲۰هزار خانه در شهر جدید پرند در ۴۰کیلومتری تهران توسط شرکت های ترکیه ای ساخته و آماده تحویل به مردم شود. اما این ها ده‌ها مشکل دارند، مهم‌ترین معضل فعلی و آینده شهر جدید پرند، آب است. مهم‌تر از آن، در بیابان‌های کویری منطقه پرند، چگونه برای این شهر بزرگ و فاقد هر نوع هویت شهری و جمعیتی، کار و شغل درست می‌شود؟

مقاله شرق این سئوال را مطرح کرده با خرده‌فرهنگ‌های کاملا متفاوت و بیگانه از یکدیگر مردم انبوهی که در آن سرزمین گردهم می‌آیند چه می‌کنید؟ سرگرمی‌ها، تفریحات، فضای سبز، امکانات آموزشی و درمانی این جمعیت بزرگ چگونه خواهد بود؟ مثلا ۱۰ میلیون جمعیت جوان و نوجوان قرارست در این شهرها زندگی کنند، برای جامعه و دولت گرفتاری‌های زیادی خواهد داشت. این گرفتاری‌ها و معضلاتی که برای مردم ساکن در حاشیه شهرهای کوچک و بزرگ به وجود می‌آید، بیکاری و فقر، نارضایتی عمومی از نبود، ناهماهنگی فرهنگی و ناتوانی در بازپرداخت اقساط وام متعلقه است.

راهکارهایی برای پر کردن خلاء

حق نشر عکس shargh
Image caption کارتون حسن کریم زاده، شرق

پوریا عالمی در ستون کاناپه روزنامه اعتماد از قول محمود احمدی‌نژاد بسیار مبادی آداب نوشته «من یک رییس جمهور مردمی هستم.» و اضافه کرده «نیروی مردمی می‌تواند تمام خلاءها را پر کند.»

طنز نویس با این مقدمه در صدد برآمده که برای پر کردن خلاءها راهکار ارائه دهد که این بخش در روزنامه نیست تا رسیده به "نتیجه‌گیری خلاء" به این مضمون: با توجه به بررسی چهار ساختار که شش تایش را بالا بررسی کردیم نتیجه می‌گیریم در کشور خلاء وجود ندارد و همه خلاءها پر پر است. آن‌قدری که باید کم کم به فکر خالی کردن آن بیفتیم. پایان.

سردبیر اعتماد در زیر ستون کاناپه توضیحی خطاب به طنز نویس اضافه کرده است: آقای پوریا عالمی این طنز بسیار تند بود. در نتیجه قابل چاپ نبود. لطفاً از این پس طوری بنویسید که مشکلی برای روزنامه ایجاد نشود. برای اینکه خوانندگان متوجه تند بودن این طنز بشوند تنها نتیجه‌گیری آن را نگه داشته‌ام.

مطالب مرتبط