بررسی روزنامه های صبح تهران: پنجشنبه ۱۳ بهمن

ضمیمه روزنامه شرق 13 بهمن 1390 حق نشر عکس shargh
Image caption ضمیمه روزنامه شرق 13 بهمن 1390

جالب ترین نکته در روزنامه های روز پنجشبه ۱۳ بهمن شاید نبودن هیچ اثری از خبر و عکس های مراسم رسمی سالگرد بازگشت آیت الله خمینی به ایران باشد.

بیشتر روزنامه ها امروز هشدار برای اعدام های تازه را تیتر کرده اند و بازهم از دولت در زمینه تاخیر در دادن بودجه و ادامه شرایط بحرانی در بازار انتقاد کرده اند.

برخی روزنامه ها هم به ادامه مذاکره با اکبر هاشمی رفسنجانی بر سر دانشگاه آزاد توجه کرده اند.

روزنامه کیهان تیتر زده است «اخلال گران اقتصادی را اعدام می کنیم». آرمان روابط عمومی در عنوان اصلی خود نوشته «اعدام در انتظار اخلال گران اقتصادی» و تهران امروز و ابتکار هم همین هشدار اعدام را به اخلال گران در بازار ارز و سکه داده اند. مردمسالاری در عنوان اصلی خود نوشته « لایحه بودجه ۹۱ با تاخیر دو ماهه به مجلس آمد» و روزنامه شرق هم توضیح محمود احمدی نژاد در باره تاخیر در دادن بودجه را تیتر اصلی کرده که به نمایندگان مجلس گفته «دو شیفته کار کنید». روزنامه روزگار هم در عنوان اصلی خود نوشته «زمینه سازی استیضاح احمدی نژاد».

برج و باروی فروریخته

روزنامه کیهان در یادداشتی با عنوان باروهای رو به فروپاشی به قلم سعد الله زارعی پیش بینی کرده است که کل جهان غرب پوسیده تر از آن است که برای بیرون کردنش از صحنه نیازی به جنگ باشد.

یادداشت نویس کیهان می نویسد «انقلاب اسلامی ایران که این روزها در سی و سومین سالگرد آن بسر می بریم، از همان آغاز شعار براندازی نظام ظالمانه حاکم بر جهان را مطرح کرد و صد البته هدف های نزدیکتر یعنی رژیم های وابسته به این نظام استبدادی را نیز از نظر دور نداشت و طبیعی هم هست که برای رسیدن به قلعه اصلی باید قلاع نزدیکتر را درنوردید. » روزنامه کیهان سپس فهرست بیش از ده رژیم سکولار را به دست داده که به ادعای این روزنامه برج و بارو های غرب بوده اند که فرو ریخته اند.

به نوشته کیهان، « غرب امروز به همان دلایلی که وقوع انقلاب در مصر و... را منطقی می کند، دستخوش انقلاب خواهد شد و این بار انقلاب در شئون اجتماعی و سیاسی روی می دهد نه آنچنان که در دهه آخر قرن ۱۸ در فرانسه و یا دهه دوم قرن بیستم در روسیه اتفاق افتاد و تحول در حوزه سیاسی محصور و محدود ماند و دست آخر هم این دو انقلاب ۱۰ سال به درازا نکشید و تمام شد امروز هم بعید است که یک فرانسوی یا یک روس به انقلاب های مورد اشاره افتخار کند.»

سرمقاله نویس کیهان در استدلالی برای نشان دادن ناتوانی غرب می نویسد « غرب گمان می کرد گسترش ارتباطات و امکانات ارتباطی سبب سیطره بی چون و چرای غرب می شود و دیگر از فرهنگ ها و سنت های دیگران خبری نخواهد بود اما این تصور درستی نبود چرا که ابزار ارتباطی به تنهایی معجزه نمی کند بلکه مهم پیامی است که از طریق آن منتقل می شود. غرب ابزار دارد اما پیام ندارد.»

روزنامه کیهان همچنین نوشته است « این در حالی است که حریف غرب یعنی اسلام همه آنچه را که مردم در غرب و شرق به آن احتیاج دارند و فرهنگ و معنویت در رأس آنهاست، به نحو اکمل دارد و به راحتی می تواند با سوار کردن بر ابزار ارتباطی- که حالا انحصار رسانه های ارتباطی غرب هم شکسته شده است- پیام خود را منتقل کند که دارد منتقل می کند.

روزنامه کیهان یادداشت خود را با این نتیجه گیری به پایان رسانده است که «هانتینگتون در اواسط دهه ۱۹۹۰ در کتاب «نبرد تمدن ها» مدعی بود که: «درقرن ۲۱ میان غرب و اسلام جنگی سخت درمی گیرد که با مبارزه غرب با کمونیزم که ۷۰سال طول کشید بکلی متفاوت است. این حریف بسیار سخت جان تر و پیچیده تر است و با عمیق ترین لایه های اجتماعی و موثرترین نخبگان اجتماعی مرتبط می باشد و این جنگ ممکن است در همه قرن آینده استمرار داشته باشد» هانتینگتون البته در این که جنگی درخواهد گرفت، اشتباه می کند، جنگی نیاز نیست، غرب پوسیده تر از آن است که برای بیرون کردنش به جنگ نیاز باشد.»

دلیل یابی برای حمله به هاشمی رفسنجانی

روزنامه روزگار یادداشتی دارد از صادق زیبا کلام با عنوان احمدی نژاد، اصولگرایان تندرو و هاشمی رفسنجانی. آقای زیبا کلام در این یادداشت نوشته است « هر ناظر مسأیل ایران ظرف شش سال گذشته با این پرسش مواجه شده که علت مخالفت شدید احمدی نژاد و یارانش به همراه شماری از اصولگرایان تندرو با هاشمی رفسنجانی چیست؟ با اینکه اصولگرایان و امنای دولت احمدی نژاد به همراه شخص رٔییس جمهوری نیک ٓاگاهند که آقای هاشمی رفسنجانی کم و بیشٓ از دور دوم ریاست جمهوری اش یعنی از اوایل دهه ۱۳۷۰ دیگر قدرت و نفوذی ندارد، یعنی نزدیک به دو دهه می شود که مشارالیه نفوذ و جایگاهی را که در زمان حیات مرحوم امام از ٓان برخوردار بود از دست داده، معذلک حساسیت عجیبی نسبت به ٓاقای هاشمی رفسنجانی دارند. »

یاداشت نویس روزگار ادامه می دهد «اصولگرایانی که بعضاً از نوه‌های ایشان هم کوچکتر هستند و زمانی که ٓاقای هاشمی درخت تنومند انقلاب را ٓابیاری می کرد و در جنگ و غیره بود یا متولد نشده بودند یا طفل خردسالی بودند، هر چه که به زبانشان می آید نثار مشارالیه می کنند. معذلک و بهرغم همه اینها، اصولگرایان تندرو، احمدی نژاد و طرفدارانش از سایه هاشمی هم نگرانند. »

آقای زیبا کلام به واکنش ها در باره حمایت برخی چهره ها از هاشمی رفسنجانی اشاره کرده و نوشته است «علی مطهری اظهار می دارد که حل و فصل بحران به دست هاشمی رفسنجانی است؛ عباس عبدی می گوید او می تواند نقش کاتالیزور را در هماوردی جریانات سیاسی داشته باشد؛ و نگارنده می گوید که هاشمی رفسنجانی از همان توانایی و استعدادی در جمع کردن وضعیت سیاسی نامطلوب کشور برخوردار است که الکس فرگوسن در جمع کردن بازی تیم فوتبالش. چرا اصولگرایان تندرو و طرفداران رٔییس جمهوری این همه از این سه روایت برآشفته شده اند؟مگراین سه نفر رهبری کدام جریانات سیاسی قدرتمند در کشور را برعهده دارند؟ هر سه ٓانان را می توان در عقب یک پیکان مسافرکش جای داد. وانگهی اصل روایت و اظهارنظر سیاسی ٓانان پیرامون شخصیت سیاسی ای است که او هم قریب به دو دهه است که کاره ای نیست. سه نفری که کاره ای نیستند و مجموعه قدرت سیاسی شان به زیر صفر هم نمی رسد اظهار نظر مثبتی در مورد یک فرد چهارمی کرده اند که قدرت سیاسی او هم خیلی با صفر فاصله ندارد. معذلک تندروها واکنش نشان داده اند.»

آقای زیبا کلام این طور نتیجه گیری کرده است که واقعیت این است که علت مخالفت با هاشمی رفسنجانی ناکامی های عمیق و گسترده اصولگرایان در اداره مملکت ظرف شش سال گذشته است.»

آقای زیبا کلام می نویسد « مقایسه میان وضعیت اداره مملکت در دوران هاشمی رفسنجانی باوضعیتی که کشور ظرف شش سال گذشته در اقتصاد، در عرصه بین المللی، در فساد، در گرانی، در بیکاری، در مهاجرت فارغ التحصیلان دانشگاههای برجسته کشور به غرب و در هر جنبه دیگر اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داشته بالاترین دلیل مخالفت با هاشمی رفسنجانی است.»

نادیده گرفتن مراسم ۱۲ بهمن

امروز یک حادثه گمشده در روزنامه های کشور خبر و عکس های مراسم رسمی ۱۲ بهمن یعنی سی و سومین سال روز ورود آیت الله خمینی به ایران در زمان انقلاب است. بازسازی ورود آیت الله خمینی از طریق ساختن یک ماکت مقوایی از او دیر‍وز انجام شد و یک ماکت مقوایی از بنیانگزار جمهوری اسلامی توسط سربازان از هواپیما پیاده شد که امروز در روزنامه های تهران اثری از این ابتکار دیده نمی شود.

تنها روزنامه آرمان روابط عمومی در خبری نوشته است: «به همت نیروی هوایی ارتش،هم زمان با۱۲ بهمن ماه لحظه ورود امام خمینی به میهن بازسازی شد.» بنا بر خبر روزنامه آرمان لحظه ورود آیت الله خمینی و پیاده شــدن او از هواپیمای بویینــگ ۷۴۷ ایرفرانــس، در محل آشــیانه در فرودگاه مهرآباد بازسازی شــده است.

یک شعار مثل بقیه شعار ها

روزنامه مردمسالاری یاداشتی دارد با عنوان «ادعای بودجه عملیاتی از شعا ر تا واقعیت » از محسن نریمان که عضو کمیسیون عمران مجلس است.

«بودجه کل کشور در سال ۹۱ با حدود ۲ ماه تاخیر از جانب دولت به مجلس ارائه شد. روز قبل از ارائه بودجه معاون پارلمانی رییس جمهور از تدوین بودجه سال ۹۱ به صورت عملیاتی خبر داد به نوشته این روزنامه بودجه عملیاتی تعریف علمی و مشخصی دارد. این نوع بودجه بندی سال هاست در کشورهای دیگر دنیا انجام می شود و مزایای بسیاری نیز دارد، اما تجربه کاری نمایندگان مجلس هشتم از اجرایی شدن قوانین و مصوبات بودجه همگی حکایت از بی قانونی دولت دارد.»

روزنامه مردمسالاری می نویسد « امروز نمایندگان مجلس بیش از اینکه به دنبال نوع بودجه تدوین شده باشند به دنبال تمکین دولت از قوانین و مقررات هستند. ابتدا دولت باید خود را اصلاح کند و روحیه قانون گریزی را در خود از بین ببرد. تجریه قانون گریزی دولت نمایندگان مجلس را به جایی رسانده است که حساسیتی نسبت به نوع بودجه نشان نمی دهند چرا که تا حدی از قانون گریزی دولت به ستوه آمده اند که امید و انگیزه خود را برای تدوین قانون از دست داده اند.

نوسنده در پایان نتیجه گیری کرده است که «با این تجربه و پیش زمینه ای که از دولت فعلی داریم و کارنامه ای که این دولت در قانون گریزی از خود برابر دیدگان مجلس ثبت کرده است، به نظر می آید بودجه عملیاتی به مفهوم واقعی تنها یک شعار در ادامه دیگر شعارهای این دولت باشد. به نظر نگارنده دولت بیش تر در پی ارائه بودجه ای است که در آن دست مجلس در دخالت امور کوتاه باشد.»

آینده بازار ارز

حق نشر عکس shargh
Image caption کارتون کیوان زرگری از روزنامه شرق

روزنامه دنیای اقتصاد در یادداشتی با عنوان «بازار ارز و ضرورت عدم تکرار تجربیات تلخ گذشته» به قلم زهرا کاویانی می نویسد «از انتهای هفته گذشته اعلام شد که ارز تک نرخی شده و به هر میزان در اختیار متقاضیان قرار می‌گیرد.»

خانم کاویانی همچنین می نویسد « تک نرخی به معنای آنکه سیاستگذار تعیین می‌کند که مسافر به چه میزان متقاضی ارز است و مسافتی که طی می‌کند چه میزان ارز احتیاج دارد. مازاد ارزی که مسافر احتیاج دارد باید از بازاری که در آن فروشندگانش به حکم قانون، قاچاقچی ارز توصیف می‌شوند تهیه شود. در خصوص سایر نیازها نیز به همین صورت است، دانشجویان باید ثبت نام کنند و اولویت‌بندی شوند تا ارز دریافت کنند، تا زمانی که نوبت شان بشود هم باید مجددا به بازاری مراجعه کنند که سیاستگذار آن را غیرقانونی می‌داند. »

روزنامه دنیای اقتصاد در پایان نوشته است « از همین حالا می‌توان آینده بازار ارز را تصور کرد که با افزایش تقاضا برای واردات با ارز ارزان‌قیمت، صحبت از سهمیه‌بندی ارزی می‌شود. کارگروهی باید تشکیل شود تا تشخیص دهد کدام وارد‌کنندگان، واردکنندگان واقعی هستند و کدامیک خیر! در مرحله بعد نوبت به تشخیص نیازهای واقعی مردم خواهد رسید و احتمالا کارگروهی دیگر به بررسی کالاهایی می‌پردازند که واقعا واردات آنها ضرورت دارد یا خیر. بعد از آن هم نوبت سهمیه‌بندی‌ها است که هر یک از بخش‌های اقتصادی سهمیه ارزی دریافت می‌کنند. در این میان نیز بازار آزاد با منطق عرضه و تقاضا به فعالیت خواهد پرداخت. »

سال ها بگذرد تا نوربخشی بیاید

روزنامه ابتکار در یادداشتی به قلم سید امیر سیاح با عنوان «بدترین واکنش به التهابات ارز» به نوشته ابتکار « ورود پلیس به بازار ارز، ظاهراً به درخواست بانک مرکزی و با هدف مبارزه با دلالان بازار ارز صورت گرفته‌است.»

آقای سیاح نوشته است « هرچند در هفته‌های اخیر از بانک مرکزی و تیم اقتصادی دولت آنقدر رفتارهای عجیب و غیرقابل توجیه مشاهده شده که دیگر هیچ تصمیم آنها، تعجبی برنمی‌انگیزد اما باید پرسید: آیا مسئولان اقتصادی کشور تصور می‌کنند با استفاده از پلیس می‌توان نرخ ارز را مهار کرد یا بازار آزاد ارز را از بین برد؟!

این دیگر از بدیهیات است که وقتی تقاضا و عرضه وجود دارد، ناامن کردن محیط معامله، صرفاً «هزینه مبادله» را افزایش می‌دهد و منجر به افزایش حاشیه سود فروشنده و نهایتاً افزایش نرخ خواهد شد.»

یادداشت نویس ابتکار سپس می نویسد «برای بیرون کردن تقاضای اضافی و هیجانی از بازار، استفاده از ماموران ناجا و دستگیری دلالان بدترین راه است چرا که اولاً در بازار التهاب ایجاد می‌کند و به خریداران علامت می‌دهد که دولت ارز کافی ندارد که به چماق متوسل شده و در نتیجه هیجان خرید را در بازار تشدید می‌کند و ثانیاً «هزینه مبادله» و مالاً نرخ ارز را بالا‌تر می‌برد. تصمیم بانک مرکزی برای تعیین نرخ ثابت تومانی برای دلار و سرکوب بازار آزاد، پرتاب اقتصاد ایران به میانه دهه هفتاد است. باید سال‌ها بگذرد تا نوربخشی پیدا شود تا دوباره ارز را تک نرخی کند. پس لازم است تا دیر نشده، نظام ارزی کشور مجدداً، به شکل شناور مدیریت شده و تک نرخی بازگردد.»

مطالب مرتبط