بررسی روزنامه های صبح تهران:شنبه ۱۵ بهمن

حق نشر عکس BBC World Service

همه روزنامه های امروز یک یادداشت و یا عنوان بزرگ خود را به سخنان آیت الله علی خامنه ای در نماز جمعه دیروز اخنتصاص داده اند و یک صدا در تحسین و اهمیت این سخنان مطلب نوشته اند. ماجرای دیدار استقلال و پرسپولیس در اغلب روزنامه ها مورد توجه بوده است و روزنامه های نزدیک به اصلاح طلبان هم به انتقاد حسن روحانی از یک برنامه صدا و سیما توجه کرده اند.

روزنامه کیهان این جمله آیت الله خامنه ای را عنوان اصلی خود کرده که « پشت هر گروه و کشوری که با اسراییل بجنگد ایستاده ایم». روزنامه شرق تیتر زده است «هشدار رهبری به آمریکا» و روزنامه روزگار هم در عنوان اول خود نوشته « موضع ایران مقابل تهدید و تحریم». روزنامه جهان صنعت تیتر زده است « بازار مسکن در آستانه جهشی دیگر» و دنیای اقتصاد در عنوان اول نوشته « سناریوهای صنعتی فاز دوم یارانه ها». روزنامه آرمان روابط عمومی در تیتر اول خود نوشته است « سفر زمینی به سوریه ممنوع شد».

کیهان و محبوبیت بشار اسد

روزنامه کیهان در یادداشتی به قلم احد کریم خانی و با نام «هزینه مقاومت» به بررسی شرایط سوریه و موضع ایران در این کشور پرداخته است.

روزنامه کیهان نوشته است « سوریه عملا در جبهه مقاومت گام نهاده و ضمن هم پیمانی با جمهوری اسلامی ایران، به حمایت از گروه های مقاومت لبنان و فلسطین برخاسته است و البته فشارها و هزینه هایی را نیز از سوی غرب و حتی کشورهای سازشکار عربی متحمل شده است. بر این اساس، ثبات و اقتدار رژیم سوریه برای ادامه روند پایداری در جبهه مقاومت امری مهم است و تضعیف حکومت اسد می تواند مواضع اساسی سوریه را در برابر اشغالگری رژیم صهیونیستی تضعیف کند.»

روزنامه کیهان در باره موضع ایران در تحولات سوریه می نویسد « حمایت جمهوری اسلامی از دمشق حاکی از نگاه راهبردی و حفظ سوریه در جبهه مقاومت است. این در حالی است که سوریه از دیرباز سر پل ارتباطی ایران در حمایت از جنبش های اسلامی ضدصهیونیستی و آمریکایی بوده و از دست دادن و یا تضعیف این حلقه، برای اهداف و آرمان های انقلابی ایران خسارت بار خواهد بود.

یادداشت نویس کیهان سپس در جهت نشان دادن محبوبیت بشار اسد رییس جمهوری سوریه استدلال کرده و نوشته است « سوریه ضمن آن که همچون دیگر کشورهای عربی از مشکلات زیرساختی مربوط به انسداد سیاسی و معضلات اقتصادی به دور نیست و گاه و بی گاه شاهد موجی کوتاه از اعتراض ها است، اما از سال ها پیش گام های مهمی برای رهایی از این مشکلات برداشته و توفیقات زیادی کسب کرده است. این دست آوردها موجب ثبات سیاسی و اقتصادی سوریه و نیز محبوبیت نسبی بشار اسد نزد افکار عمومی داخلی و خارجی شده است.»

نکته قابل تأمل در این بین آن است که ناآرامی های این کشور برخلاف ناآرامی های تونس، مصر، بحرین و هیچگاه یک طرفه نبوده و پس از چند روز از آغاز ناامنی های خیابانی، مردم دمشق و حلب در حمایت از بشار اسد در راهپیمایی های متعدد میلیونی شرکت کرده و بر ضد آشوبگران راهپیمایی کردند. بنابراین آن چه در لیبی گذشت و قذافی را به خاک سیاه گور سپرد، اراده مردم بود نه خواست ناتو؛ چرا که اگر تصمیم «ناتو» موثر بود امروز افغانستان وضعیت دیگری داشت.

روزنامه کیهان همچنین می نویسد « در واقع آن چه در کشورهایی مانند مصر و تونس رخ داد و منجر به تغییر رژیم های حاکم شد، محصول مشارکت اکثریت واقعی مردم در یک فرآیند اعتراض دسته جمعی و پیگیر بود در حالی که در تحولات سوریه به هیچ وجه اکثریت مردم دخالت ندارند بلکه اقلیتی از اپوزیسیون مسلح و دارای رویکرد کاملا خشن و با پیوندهای افشا شده با بیگانگان، به صحنه آمده اند. »

حق نشر عکس BBC World Service

تحلیل گر رونامه کیهان در آخر می نویسد «‌در سوریه یک اکثریت خاموش وجود دارد که به عقیده عموم تحلیل گران از جمله نظرسنجی موسسه «پیو» و دانشگاه «میریلند» در نوامبر .۲۰۱۱ میلادی همچنان به اسد علاقه دارند و خواهان کنار رفتن او نیستند. تحلیل گران عقیده دارند مهم ترین دلیل این که تحولات سوریه محصول فعالیت یک اقلیت است این است که نظام اسد تاکنون پابرجا مانده و الا تردیدی نیست که اگر اکثریت مردم یک کشور تصمیم به براندازی نظام حاکم بر آن بگیرند، مانند آن چه در مصر و تونس اتفاق افتاده، سقوط رژیم حتمی است. بدون شک شرایط کنونی سوریه سبب خواهد شد که این کشور بیش از پیش قدرت یابد و ضمن پشت سر نهادن بحران بتواند خود را همچنان به عنوان یکی از نیروهای مهم منطقه مطرح سازد. بنابراین زمینه حل و فصل ماجرا در داخل این کشور تا حد زیادی وجود دارد همان طور که بشار اسد نیز وعده آن را داده است، اگرچه باید اذعان کرد که اصلاحات کار یک روز نیست و بسترسازی مناسب می خواهد.»

ماکت کاغذی آیت الله خمینی

باور قلبی پا بر جایی اندیشه سیاسی امام خمینی عنوان یادداشتی است که میرزا بابا مطهری نژاد در روزنامه مردمسالاری نوشته است.

سرمقاله نویس مردمسالاری می نویسد « آنکه در اتاق مدرسه رفاه ماکت امام را می گذارد و خود و حواریونش در اطراف آن می نشینند و ورود امام را به مدرسه رفاه نمادسازی می کند «امام نشناس» است.»

آقای مطهری نژاد همچنین ادامه داده است که « هر رویداد و طرز تلقی که بخواهد دانسته با ندانسته تکرار کند یا قبول کند یا القا نماید که امام ویاران شناخته شده همراهش اعم از آنان که در قید حیات اند یا به دیار باقی شتافته اند و جز ماکتی از آن امام و یارانش چیزی باقی نمانده است، زنگ خطری جدی برای انقلاب است و قدرت انسجام و سربازگیری انقلاب در ایران و جهان موکول به احراز و تحقق همین نکته است..»

آقای مطهری نژاد در پایان یادداشت خود می نویسد « برای آنان که احتمالا رویداد سبب ساز این نوشته را نشنیده یا نخوانده اند ذکر کنم که به بهانه نمادسازی ورود امام و استقرارشان در مدرسه رفاه، اطاق محل استقرار امام را با ماکتی کاغذی از امام آراستند و عده ای از مسندداران امروز آموزش و پرورش بر گرداگرد این ماکت زانوزدند، گویا امام بر آنان وارد شدند و چنین صحنه ای را خواسته یا ناخواسته به معرف نماد تفکر امام القا کردند و هیچ نشان و نمادی از یاران آن روز امام در صحنه بر جای نگذاشتند

بودجه نامعلوم

روزنامه دنیای اقتصاد در یادداشتی به قلم مهران دبیر سپهری و با عنوان آیا بودجه ۹۱ انقباضی است؟ می نویسد « بر اساس نمای ظاهری بودجه، برخی خبرگزاری‌‌ها اعلام کردند که بودجه سال ۱۳۹۱ انقباضی نوشته شده؛ زیرا بودجه عمومی ‌با کاهش قابل ملاحظه‌ای نسبت به سال قبل مواجه شده که در نوع خود بی‌سابقه است.»

سرمقاله نویس روزنامه دنیای اقتصاد سپس می نویسد « شنیده‌‌ها حاکی از آن است که برخی درآمد و هزینه‌ها هنوز در بودجه سال ۹۱ منظور نشده و درواقع لایحه بودجه هنوز ناقص است. بنابراین تا تکمیل بودجه نمی‌توان درباره انقباضی یا انبساطی بودن آن اظهارنظر قطعی کرد.» به نوشته دنیای اقتصاد « با توجه به این که میزان قابل توجهی از تعداد کارکنان دولت کاسته شده است بنابراین رشد بودجه هزینه‌ای و عمرانی حکایت از انقباض ندارد. همین‌طور رییس‌جمهور خبر از افزایش بودجه برخی دستگاه‌ها علاوه بر افزایش متعارف هزینه‌ای این دستگاه‌‌‌ها داد. از طرف دیگر با توجه به خصوصی‌سازی‌‌های صورت گرفته، رشد ۷/۱۱ درصدی بودجه شرکت‌های دولتی قابل توجه است. »

سرمقاله نویس دنیای اقتصاد در پایان نتیجه گیری کرده است که « تا زمانی که لایحه بودجه به قانون تبدیل نشود نمی‌توان اظهار نظر قطعی درباره آن کرد؛ به ویژه به این دلیل که معمولا نمایندگان محترم نیز تغییراتی در بودجه‌‌های سالانه اعمال می‌کنند. اما بهترین روش برای آنکه از رشد کلی بودجه‌‌های سالانه مطلع شد آگاهی از رشد درآمدهای آن است که آن هم وابسته به میزان مالیات و میزان تولید و قیمت نفت در بودجه است که ارقام دقیق آن هنوز معلوم نیست.»

درس های دیدار استقلال و پرسپولیس

روزنامه روزگار یادداشتی دارد از هوشنگ نصیرزاده با عنوان آفات غرور: درس هایی از داربی ۷۴. در این یادداشت آمده است: ،

محسن ترکی داور مغرور فوتبال ایران، در بازی تراکتور- استقالل در تبریز با یک تصمیم اشتباه فضای فوتبال را برهم زد. ٓانهایی که از نزدیک ترکی را می شناسند می دانند که او چقدر مغرور است و هیچ انتقادی را برنمیتابد و حتی با کمک داور همیشگی اش حسن کامرانی فر به مشکل خورده بود و کارشان به قهر هم کشیده بود که خوشبختانه به تازگی ٓاشتیشان داده اند و حاال هم کارشناسان فنی فوتبال غرور استقاللیها را باعث شکست میدادند. همه اینها نشان میدهد که جایی که غرور وارد شود، نیرویی ماورایی

وارد کار میشود.

به نوشته این مفسر ورزشی ، استقلال می توانست بازنده نباشد. همانطور که پرسپولیس هم به قول علی کریمی پیروزی را در خواب هم نمیدید اما این جذابیت و جهانشمولی فوتبال است که باعث میشود این ورزش با همه ورزشهای جهان فرق داشته باشد. بیخود نیست که میگویند فوتبال عین زندگی است. جنگ دارد، صلح و ٓاشتی دارد، قاضی دارد و در

ان امید و ناامیدی موج میزند. غرورش هم لطمات جبران ناپذیری میزند.

روزنامه شرق یادداشتی دارد از امیر حاج رضایی مفسر فوتبال با عنوان «‌ داربی». آقای حاج رضایی در این یادداشت می نویسید « زمانی که استقلال در آستانه دیدار با سه تیم فولاد، تراکتور و پرسپولیس قرار داشت و با توجه به رنگ قرمز پیراهن هر سه حریف از منظر ژورنالیست‌ها، سه‌گانه یا «تریلوژی» این تیم فرا رسید، در همین دوران بود که مصاحبه‌های تخریبی کادر فنی باشگاه آغاز شد. آنها از ادبیات ناشایستی استفاده کردند که نشانه‌ای بود از غروری بی‌جا و استوار بر اندیشه‌هایی که با ذات و ماهیت فوتبال، به هیچ‌وجه هم‌خوانی نداشت. تحقیر حریف سنتی و پرآوازه خود که در شرایط بسیار بدی قرار داشت، جایگزین تفاسیر فنی و تاکتیکی شد و در این هنگام احترام به حریفان بازنده به نسیان و فراموشی سپرده شد و البته آقای «کی‌روش» هم از این نگاه آبی‌ها بی‌نصیب نماند.»

آقای حاج رضایی در پایان می نویسد « اما فوتبال معلم بزرگی است و در راستای رسالت خود طی ۱۰دقیقه درسی به استقلال داد که در تاریخ رقابت‌های دو تیم ماندگار خواهد ماند. این‌بار جشن پیروزی پنج‌گانه استقلال به مرثیه‌ای تبدیل شد که رویاهای این تیم را به کابوس تبدیل کرد که در پیش چشم میلیون‌ها بیننده رخ داد، اما باورش بسیار دشوار می‌نمود. اما تقابل رویا با واقعیت، سرخوشی کودکانه با درایت، پایانی را رقم زد که به باخت دراماتیک استقلال منجر شد. »

مطالب مرتبط