نزدیک شدن به ثانیه صفر حمله به ایران یا هیاهو برای امتیازگیری

حق نشر عکس AP
Image caption رهبر ایران می گوید ما هم در برابر تهدید و تحریم نفتی، تهدیدهایی داریم و هر وقتی لازم باشد، اعمال می کنیم

در حالی که فشارها بر ایران در قالب های مختلف افزایش قابل ملاحظه‌ای یافته است، مقامات ایرانی می گویند برای بدترین سناریوها آماده‌اند.

علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه ایران روز یکشنبه (۵ فوریه/۱۶ بهمن) در سخنانی گفت که کشورش در برابر تحریم های فزاینده جهانی بر سر برنامه های اتمی ایران، "بدترین سناریوها" را بررسی کرده و برای "هرگونه رویارویی احتمالی" آماده می شود.

آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، هم در نماز جمعه هفته پیش گفت "آمریکا و دیگران بدانند و می دانند که ما هم در برابر تهدید و تحریم نفتی، تهدیدهایی داریم و هر وقتی لازم باشد، اعمال می کنیم".

از دیگر سو، روزی نیست که یک یا چند مقام اسرائیلی، آمریکایی یا دیگران درباره جدی بودن احتمال یا نزدیک بودن موعد تحقق احتمال حمله به ایران توسط اسرائیل سخنی نگویند و به تیتر روزنامه ها تبدیل نشود.

منافع تهدید به جنگ با ایران

توسل به جنگ یک ابزار سیاسی است با ماهیتی نظامی که هدف تامین منافع را دنبال می کند. در تاریخ یا در رفتار فعلی بسیاری از کشورهای جهان می توان ردپای استفاده از این اهرم را مشاهده کرد.

استفاده از اهرم جنگ هم از تحلیل هزینه و سود جدایی ناپذیر است. به نظر می رسد که در حال حاضر، منطق آندسته از طرفداران توسل به اهرم نظامی آن است که اشاره صریح به اهرم نظامی علیه ایران فوایدی دارد.

یک فایده دامن زدن به بحث حمله نظامی به ایران، آن است که افکار عمومی را متوجه ایران می‌کند و به شکل‌گیری افکار عمومی جهانی در این رابطه کمک می کند. و در چنین حالتی، رفتار جمهوری اسلامی در بحث برنامه هسته ای و همچنین رفتارش با مردم و سیاست هایش در قضیه حقوق بشر و حتی مسائل سیاسی، اثر زیادی روی افکار عمومی جهانی برجای می‌گذارد.

در حال حاضر، رفتاری که جمهوری اسلامی تحت فشار فزاینده بیرونی از خود نشان می دهد، بیشتر واکنشی دفاعی است. این واکنش دفاعی تا آنجا که به نشان دادن استقامت جمهوری اسلامی ایران در مقابل تحریم‌ها و جنگ لفظی با اسرائیل یا آمریکا مربوط باشد، قابل تامل و جا افتاده است.

اما رفتار ایران در حوزه داخلی با انعکاسی که در دنیای بیرون از مرزهای ایران پیدا می کند، رفته رفته بر ایجاد جبهه افکار عمومی در مقابل ایران منجر می شود. در این رابطه نمی‌توان گفت که واکنش افکار عمومی در آمریکا و دیگر کشورها برای جلوگیری از جنگ احتمالی با ایران، از رفتار مناسب خود تهران ناشی می شود.

بیشترین عامل مخالفت افکار عمومی با جنگ علیه ایران، بیشتر در مسائل اقتصادی، تجارب جنگ در عراق و افغانستان و احتمال قویتر شدن دست رژیم ایران برای برخورد با ملت ایران ریشه دارد.

دومین منفعت احتمالی از کوبیدن به طبل تهدید نظامی علیه ایران آن است که جمهوری اسلامی ایران با مشاهده جدی‌تر شدن احتمال درگیری، از باب مذاکره و تفاهم وارد شود.

مرکز سیاستگذاری فراحزبی (Bipartisan Policy Center) که یک گروه مستقل و متشکل از مقام های سیاسی و نظامی کنونی و سابق آمریکاست در گزارشی که روز چهارشنبه (اول فوریه - ۱۲ بهمن) منتشر کرد، اعلام کرد بزرگترین بخت برای متوقف کردن تلاش ایران در جهت به دست آوردن سلاح هسته ای، نمایش عزم ایالات متحده برای کاربرد نیروی نظامی جهت متوقف کردن آن است.

کم نیستند تحلیلگرانی که معتقدند جمهوری اسلامی ایران حاضر به مذاکره و مصالحه نیست مگر آنکه فشار وارده لایه اصلی حاکمیت را نگران بقای سیستم کند. برخی برای این نظریه، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل برای پایان جنگ عراق علیه ایران را نمونه ای می دانند که بعد از ورود محدود آمریکا و برخورد نظامی با نیروی دریایی ایران، حمله به سکوهای نفتی و در نهایت حمله به هواپیمای مسافربری ایران بر فراز خلیج فارس اتفاق افتاد.

نمونه دیگری که می توان برای این رویکرد در نظر گرفت دوران حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی است که پس از حمله به افغانستان در سال ۲۰۰۱ شکل قهری سیاست خارجی آمریکا در دوران پس از حملات یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ را نشان می داد.

در آن مقطع به اعتقاد منتقدان دولت سید محمد خاتمی، رئیس جمهوری دوران اصلاح طلب که وجهه ای تنش زدا و اهل گفتگو و دیالوگ از خود بنمایش گذاشته بود، ایران بیشترین سطح از مذاکره و مصالحه پذیری را از خود نشان داد. سیاستی که در دوران رئیس جمهوری بعدی، محمود احمدی نژاد، تقریبا بطور کامل پس گرفته شد و به مقطع قطع کامل مذاکرات ظرف یکسال گذشته رسید.

سومین منفعت کوبیدن به طبل تهدید نظامی ایران، می تواند در قانع کردن کشورهای دیگر به همراهی با فشارهای تحریمی و سیاست منزوی ساختن جمهوری اسلامی دیده شود.

ایراد تاکید زیاد روی احتمال جنگ

حق نشر عکس AP
Image caption باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا می گوید که اقدامات اسرائیل و آمریکا باید در هماهنگی کامل با یکدیگر باشد

دیپلمات های آمریکایی و غربی در مذاکره با کشورهایی که همراهی شان با سیاست های آمریکا و غرب برای تشدید تحریم ها علیه ایران ضروری است، احتمالا روی این نکته در مذاکراتشان تاکید می کنند که اگر این همکاری و همراهی ها صورت نگیرد، احتمال وقوع جنگی دیگر در نتیجه حمله احتمالی اسرائیل به ایران بیشتر است پس کشورهای جهان بهتر است چنان سطح فشار را بالا ببرند تا تحریم ها به حالتی "فلج کننده" برسند تا از این طریق، از وقوع جنگ جلوگیری شود.

اما بنظر می رسد که اکنون آمریکا خود احساس می کند که تاکید روی حمله اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران می رود تا به جای مفید بودن، به عاملی تخریبی تبدیل شود.

در حالی که لئون پانه‌تا‌ وزیر دفاع آمریکا چند روز پیش اعلام کرد که اسرائیل به احتمال قوی ظرف چند ماه آینده به ایران حمله خواهد کرد، باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا می گوید که اقدامات اسرائیل و آمریکا باید در هماهنگی کامل با یکدیگر باشد.

روز پنجشنبه، دوم فوریه (۱۳ بهمن)، روزنامه واشنگتن‌پست در مقاله‌ای نوشت که آقای پانه‌تا از زیاد بودن احتمال حمله اسرائیل به ایران در بهار آینده خبر داده است.

نقطه نظری که رسانه ها از سخنان آقای اوباما تیتر کرده اند آن است که مقامات اسرائیلی تصمیمی برای حمله به ایران ندارند. در گفتگوی تلویزیونی با رئیس جمهوری آمریکا، خبرنگار شبکه ان بی سی آمریکا که با آقای اوباما گفتگو می کرد به طور مشخص از او پرسید که آیا اسرائیل برنامه ای برای حمله به ایران دارد یا نه. جواب آقای اوباما این بود:

"فکر نمی کنم که اسرائیل هنوز تصمیم گرفته باشد که چه باید بکند."

اما سخنانی که بنیامین نتانیاهو نخست وزیر راستگرای اسرائیل مطرح کرده گویای وجه تخریبی موضعگیریهای متعدد مقامات سابق و کنونی اسرائیل درمورد حمله به ایران است.

وی این قبیل اظهار نظرها را "وراجی" در مورد احتمال حمله به سایتهای هسته ای ایران توصیف کرده است.

خبرگزاری فرانسه به نقل از روزنامه معاریو، چاپ اسرائیل، گزارش داده که آقای نتانیاهو این هشدار را به شماری از مقامات نظامی و وزرای دولت اسرائیل داده است که به عقیده او بیش از حد آزادانه در مورد احتمال حمله اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران صحبت می کنند.

بر اساس این گزارش آقای نتانیاهو به مقامات اسرائیلی گفته که " چنین صحبتهایی به شدت زیانبار است و علاوه بر قرار دادن اسرائیل در خط مقدم ماجرا، به تحریمها هم ضربه می زند."

نگاه به جلو

حق نشر عکس AFP
Image caption مقامات اسرائیلی و آمریکایی با در پیش گرفتن یک سیاست خاص در آستانه یک همسویی مهم قرار گرفته اند

در چنین شرایطی، می توان چنین نتیجه گرفت که آمریکا و متحدانش تا حدود زیادی روی نتیجه بخش بودن تحریم ها امیدوارند. سطح تحریم ها بسرعت افزایش یافته و مشابهت زیادی با تاریخچه استفاده تدریجی از تحریم ها ندارد.

سفری که یک هیات آژانس بین المللی انرژی اتمی سازمان ملل چند روز پیش به ایران داشتند احتمالا حاوی نکاتی بوده که سخنان تازه آقای اوباما را باعث شده است.

بعید بتوان از مقامات ایرانی حرفی در تایید احتمال موفقیت تحریم ها شنید. اما واقعیت آن است که تلاطم شدید بازار و در پیش بودن انتخابات پارلمانی و نگرانی هایی که مقامات ایران از بروز تنش و التهاب در جامعه در سایه این انتخابات دارند را نباید نادیده گرفت.

در نتیجه، افزایش سطح تحریم ها و قرار گرفتن رژیم جمهوری اسلامی ایران در آستانه از دست دادن بخشی مهم از درآمدهای نفتی از یک سو، و نگرانی نسبت به آینده نزدیک و افزایش خطر حمله اسرائیل از سوی دیگر، فضایی ایجاد کرده که اکنون تهران از خود علائمی برای آمادگی جهت گفتگو و مذاکره نشان داده است.

مذاکره‌ای که در آن جدیت مورد نظر غرب در آن ملموس باشد و به اصطلاح خریدن وقت توسط تهران تلقی نشود.

از این رو می توان نتیجه گرفت که مقامات اسرائیلی و آمریکایی با در پیش گرفتن یک سیاست خاص در آستانه یک همسویی مهم قرار گرفته اند.

در این راستا، اسرائیل از تهدیدهای علنی خود علیه جمهوری اسلامی می کاهد و این فضا ایجاد می شود که به تحریم ها فرصت اثرگذاری داده شده و از التهاب آفرینی جلوگیری شود.

در این سیاست، اگر ایران بر طبل تهدیدات علیه اسرائیل و کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای مبادرت کند، در اصل به انزوای سیاسی خود کمک کرده است.

منطق این سیاست برای آمریکایی ها آن است که آقای باراک اوباما که خود را برای انتخابات دوره دوم ریاست جمهوری آمریکا مهیا کرده است، در شرایطی قرار می گیرد که ابتکار عمل را بدست دارد و از سر واکنش به شرایط، دست به اقدامات متقابل نمی زند و منافع آمریکا را از طریق حفظ بازی در دستان آمریکا تامین می کند.

یک نکته مهم آن است که آمریکا و اسرائیل و شماری محدود از متحدان دیگر، در واقع با ایجاد یک مجموعه مشترک از کل اطلاعاتی که از پیشرفت برنامه هسته ای ایران و داده های پشت پرده در اختیار دارند، قاعدتا به این نتیجه رسیده اند که می توان چند ماهی را صرف اعمال شدیدتر تحریم ها کرد چون علائم اثرگذاری تحریم ها برای آمریکا و متحدانش اثبات شده یا در حال اثبات است.

اما نقطه حساس این سیاست آنجاست که در عمل به اسرائیل این امکان را می دهد تا با یک سکوت محدود، در عمل ایالات متحده آمریکا را در موقعیت همراهی و حتی همکاری با سیاست اسرائیل قرار می دهد، حتی اگر این سیاست آن باشد که ظرف چند ماه آینده تصمیم به حمله نظامی به ایران بگیرد.

مطالب مرتبط