تهدید مخالفان تبعیدی؛ نشانه قدرت یا علامت ترس؟

عبدالکریم سروش و اردشیر امیرارجمند حق نشر عکس
Image caption عبدالکریم سروش و اردشیر امیرارجمند از منتقدان سرشناس حکومت ایران هستند که خارج از این کشور فعالیت می‌کنند

باشگاه خبرنگاران جوان (وابسته به صدا و سیمای جمهوری اسلامی) و وبسایت رجا نیوز در روزهای اخیر نشانی خانه ای در فرانسه را منتشر کردند که به گفته آنها "اردشیر امیرارجمند، سرپل منافقین و فتنه گران" در آنجا زندگی می کند.

آنها ادعا کردند که این منزل را یکی از سرویس های اطلاعاتی فرانسه برای آقای امیرارجمند تهیه کرده و ماموران این سرویس از وی محافظت می کنند.

همزمان برخی از رسانه های نزدیک به مخالفان دولت ایران از وجود تهدیدهایی علیه عبدالکریم سروش و تعدادی دیگر از فعالان فرهنگی، حقوق بشری و سیاسی خبر دادند.

اما اردشیر امیرارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی و عبدالکریم سروش، متفکر دینی، در واکنش به انتشار این گزارش ها، تهدید منتقدان و مخالفان را نشانه "ترس و استیصال" حکومت ایران خوانده اند.

هدف، ایجاد اضطراب است

حملات رسانه های حکومتی ایران به آقای امیرارجمند از زمانی شدت گرفت که وی گزارش کمیسیون اصل ۹۰ مجلس درباره رویدادهای انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ را "آستان‌ بوسی فرعون" خواند.

در گزارش مذکور تصریح شده بود که میرحسین موسوی، مهدی کروبی و گروه‌ های اصلاح‌ طلب از ۲۰ سال قبل درصدد زمینه چینی "انقلاب مخملی" در ایران بوده‌اند.

آقای امیرارجمند ادعاهای مطرح شده در آن گزارش را "دروغ و افترا" خواند و گفت که انتشار چنین گزارشی نشان دهنده "ضعف شدید" تهیه کنندگان آن است.

بعضی از منتقدان حکومت ایران می گویند که اگر آقای امیرارجمند انتقادات خود را متوجه رهبر ایران نمی کرد و او را تلویحا "فرعون" نمی خواند، رسانه های نزدیک به آیت الله خامنه ای این چنین خشمگین نمی شدند.

اما سال گذشته در همین روزها این میرحسین موسوی بود که در پیامی هشدار داده بود: "ادامه سیاست غلبه به وسیله ایجاد خوف، نهایتا در نقطه ای به ضد خود تبدیل و آنگاه آمدن روز خشم و روزهای غضب ملی اجتناب ناپذیر می شود. فرعون ها معمولا زمانی صدای ملت را می شنوند که بسیار دیر شده است".

حکومت ایران همیشه نسبت به انتقاد از رهبر جمهوری اسلامی حساس بوده است و گفته می شود که تعدادی از زندانیان سیاسی ایران در واقع به دلیل انتقاد از آیت الله خامنه ای با صدور احکام سنگین مجازات شده اند.

اردشیر امیرارجمند در واکنش به تهدیدهای اخیر علیه مخالفان حکومت در خارج از ایران به نگارنده گفت: "هدف از این تهدیدها ایجاد اضطراب و نگرانی است اما ما نگران نیستیم و این رفتارها را بیش از آنکه نشانه قدرت آنها ببینیم نشانه ترس آنها می دانیم".

وی به "طراحان چنین روش هایی" توصیه کرد که "اگر واقعا چنین قدرتی دارند، به جای آنکه برای حذف مخالفان خود به کار بگیرند، آن را صرف نگهداری از تأسیسات و دانشمندانی کنند که با انفجارها و ترورهای پیاپی از بین می روند".

'هر چه می‌آید ز پنهان‌خانه است'

عبدالکریم سروش نیز در مورد انتشار گزارش های اخیر به نگارنده گفت: "من هم از منابع موثقی در تهران شنیده ام که گویا نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی برنامه هایی را تدارک دیده اند تا به حذف فیزیکی مخالفان شان همت بگمارند و البته تصور ما این است که قصه از جای دیگری آب می خورد. 'به شهری در از شام غوغا فتاد، گرفتند پیری مبارک نهاد، بگفت ار نه سلطان اشارت کند، که را زهره باشد که غارت کند؟' و خلاصه هر چه می آید ز پنهان خانه است، 'ماهی از سر گنده گردد نی ز دُم'".

آقای سروش افزود: "من فکر نمی کنم طراحان چنین سناریوهایی کامیاب باشند، بلکه چنین طرح هایی از استیصال و سر در گمی و عجز آنها خبر می دهد".

او هم مانند آقای امیرارجمند توصیه می کند که «طراحان چنین روش هایی در تاریخ بنگرند تا دریابند که هیچ حکومتی با از میان برداشتن مخالفان خود، راه به جایی نبرده است؛ به جای تکرار تجربه های استالینی که بر رنج های مردم افزوده و مشروعیت را از رهبر مملکت ستانده و حکومت را نیز در مسیر سختی قرار داده به مردم بازگردند".

آقای سروش "رضایت مردم" را "دژ مستحکم و نفوذ ناپذیری" خواند که حکومت را از توسل به راه های دیگر بی نیاز می کند.

روزنامه کیهان چندی پیش در گزارشی از چاپ جدید کتاب "شوالیه های ناتوی فرهنگی، یک نما از کودتای مخملی" نوشت که بررسی "آرای سیاسی و معرفتی و استحاله فکری عبدالکریم سروش" نشان می دهد که "سازمان های امنیتی نظام سلطه نظیر سازمان سیا" در "یک پروژه امنیتی پیچیده"، "از مدت ها قبل با به کارگیری چتر دانشگاهی و سازماندهی روشنفکران وابسته به برخورد با ایدئولوژی های متخاصم برخاسته اند".

پیام فضلی نژاد، نویسنده این کتاب نیز در وبسایت خود خبر داده بود که محمدتقی مصباح یزدی، روحانی پرنفوذ ایرانی، پس از شنیدن گزارشی از آثار او که توسط موسسه کیهان منتشر می شود به وی گفته است: "این کار، کار بزرگی است و ان شاءالله خداوند از خزانه غیبی خود به شما مدد رساند".

عبدالکریم سروش، مرداد ماه سال جاری در نشست سفیران سبز امید که با حضور اردشیر امیرارجمند در پاریس برگزار شد، فقیهان حاکم بر جمهوری اسلامی را متهم کرده بود که «اساسا به انتخابات، به حق رای دادن، و به حق مردم در اداره امور اعتقادی ندارند و برای همین بدون عذاب وجدان، آراء شهروندان را میلیونی جابجا می کنند".

اسفندماه سال گذشته هم خبر بازداشت و شکنجه داماد عبدالکریم سروش منتشر شد. آقای سروش خود در گزارشی که ۹ ماه پس از ماجرا و چندی پس از خروج دامادش از ایران منتشر شد، نوشت: "حامد گناهی نداشت جز اینکه چند سال پیش به خاندان ما پیوسته بود و با دخترم کیمیا پیوند همسری بسته بود. جوانی آرام و سر براه، قانع و متواضع، اهل سلامت و عافیت که نه سودای سیاست داشت و نه صفرای ریاست. پیاده میرفت و زیاده نمی خواست".

به گفته آقای سروش، بازجویان از او ۲ اعتراف می خواستند: «یکی اینکه فاش بگوید همسرش هرزه و هرجایی است و لذا شایسته طلاق. دیگر اینکه پدر همسرش 'مردکی’ است به اصناف رذایل آراسته و وابستگی ها به اجانب دارد و حرام خوار و ناپاک و دشمن شریعت و طریقت و حقیقت است".

این ماجرا در میانه انتشار دو نامه از عبدالکریم سروش خطاب به رهبر جمهوری اسلامی اتفاق افتاده بود. او در نامه نخست هشدار داده بود که "جنبش سبز برای آفریدن ایرانی سبز اکنون محکم نهاد شده است. چون شجره طیبه ای که پایی در زمین و سری در آسمان دارد و به اذن خدا در ثمر بخشی است... بیهوده می کوشید با نظامی گری و انوری پروری به سبک سلطان سنجر و سلطان محمود آن را در هم بشکنید".

آقای سروش در نامه بعدی که به دعوت محمد نوری زاد نوشته شد، به رهبر ایران نوشت: "مزرع سبز جنبش را به خون سرخ جوانان آلودید و شمس و قمر آن را در بند کردید وآن دو شیر بیشه شجاعت را به زنجیر ستم بستید و آن دو چراغ راه آزادی را در تاریکخانه اسارت نشاندید... و کاری کرده اید که اینک کوچکترین اصلاح به یک انقلاب می‌‌ماند".

اما آقای سروش همچنان امیدوار است و می گوید: "ما نسل کامکاری هستیم. ما زوال استبداد دینی را جشن خواهیم گرفت. جامعه ای اخلاقی و حکومتی فرادینی طالع تابناک مردم سبز ماست".

مطالب مرتبط