استاد دانشگاه بیرمنگام: احمدی‌نژاد و یارانش در انتخابات در حالت تدافعی اند

اسکات لوکاس، استاد دانشگاه بیرمنگام بریتانیا و تحلیلگر امور سیاسی ایران حق نشر عکس no credit
Image caption اسکات لوکاس، استاد دانشگاه بیرمنگام بریتانیا و تحلیلگر امور سیاسی ایران

آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران برای ترغیب رای دهندگان به شرکت در انتخابات مجلس نهم گفته است که رای آنها تهدیدهای خارجی را فرو می نشاند.

او امروز هنگام انداختن رای خود گفت: "این روزها اشتولوم علیه ملت ایران زیاد است. در خیلی از جاها شکست خورده اند و سیلی خورده اند، دلشان می خواهد با هیاهویی خودشان را از تک و تا نیندازند."

در گفتگویی با اسکات لوکاس، استاد دانشگاه بیرمنگام بریتانیا و تحلیلگر امور سیاسی ایران، به بررسی این انتخابات از منظر یک ناظر غربی پرداختیم.

آیت الله خامنه ای می گوید که حضور گسترده مردم در این انتخابات سیلی محکمی به دهان دشمنان ایران خواهد بود. رهبران غرب چه نگاهی به این رای گیری دارند؟

مطمئن نیستم رهبران غرب به طور کامل درک کنند که در این انتخابات ملی چه می گذرد، زیرا از آن موارد رویارویی آیت الله خامنه ای با محمود احمدی نژاد یا تقابل آیت الله خامنه ای با اصلاح طلبان یا جنبش سبز نیست. بلکه یک نبرد پیچیده قدرت میان جناحهای مختلف اصولگرایان و محافظه کاران ایران است.

این نبرد بر سر سیاست خارجی یا رقابت ایران با غرب بر سر پرونده اتمی نیست. بیشتر درباره مسائل داخلی ایران است، اقتصاد، مسئولیت پذیری سیاسی و حتی می توانم بگویم موضوعاتی مانند دستگاه قضایی و حقوق قانونی مردم. از همین رو، غرب بیشتر نظاره گر این انتخابات است.

وقتی می شنویم که گفته می شود این رهبر ایران است که قدرت مطلق را دارد، یا روحانیون در این انتخابات پیروز می شوند، یا رقابت میان روحانیون و اصولگرایان است. این نوعی ساده نگری بدون درک کامل تحولات داخلی ایران است.

به جناحهای مختلف اصولگرایان که در این انتخابات رقابت می کنند، اشاره کردید. آرایش آنها و نتیجه احتمالی رقابت شان را چطور می بینید؟

فکر نمی کنم نتیجه بارزی از این رای گیری بدست بیاید، یعنی یک جناح یا حزب به تنهایی بر مجلس مسلط نخواهد شد. همانطور که می دانید در ایران لیست نامزدها صرفا فهرستی از افراد است که کنار هم گذاشته شده اند. یعنی با آنچه مثلا احزاب جمهوریخواه و دموکرات در آمریکا یا محافظه کار و کارگر در بریتانیا ارائه می دهند، تفاوت دارد.

من عقیده دارم رهبر ایران به دنبال مجلسی ضعیف است، برای همین به نفع اوست که تکثری از نامزدها از طیفهای مختلف به مجلس راه یابند. حال می خواهد طرفدار احمدی نژاد باشد یا مرتبط با علی لاریجانی، رئیس کنونی مجلس، ولی مثلا نباید افرادی صریح اللهجه مانند علی مطهری باشند.

فکر می کنم محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، و حلقه یارانش، با وجود گزارشهای قبلی مبنی بر این که از این انتخابات پارلمانی برای تقویت قدرت سیاسی خود بهره می گیرند، بسیار در موضع تدافعی قرار دارند. بنابراین بلوک احمدی نژاد نمی تواند اکثریت پارلمانی را به دست بیاورد.

حق نشر عکس MEHR

اما باید یادآوری کنم که تازه روزهای اول است. چندین هفته طول می کشد تا نتایج این انتخابات روشن شود. اما اولین نتیجه قابل توجه در خصوص مجلس جدید و رابطه اش با رهبر ایران، انتخاب رئیس مجلس است.

آیا علی لاریجانی که می خواهد همین روال چند سال اخیر را ادامه دهد، رئیس می ماند یا شخص جدیدی جانشین او می شود؟ مثلا آقای حداد عادل، رئیس پیشین مجلس که ممکن است رهبر ایران در این روزهای بحران سیاسی به خاطر اطمینان بیشتری که به او دارد.

گفتید که آقای احمدی نژاد و یارانش در حالت تدافعی هستند. گزارشهایی بود که نامزدهای مورد حمایت آنها از بیم رد صلاحیت تنها در چند روز آخر تبلیغات وارد کارزار خواهند شد، اما عملا چنین نشد. چرا؟

فکر می کنم این ایده که محمود احمدی نژاد و اسفندیار رحیم مشائی، مشاور نزدیکش، به یکباره در چند روز آخر تبلیغات با فهرستی از نامزدها ظاهر می‌شوند، توانایی وزارت اطلاعات و شورای نگهبان برای نظارت بر تحولات و نامزدها را دست کم می گیرد.

برای همین شاهد ظهور و خیزش ناگهانی نامزدهای طرفدار آقای احمدی نژاد برای تصاحب آرا نبودیم. تحرکاتی صورت گرفت که بسرعت رنگ باخت. حتی همین جبهه پایداری به رهبری آیت الله مصباح یزدی هر چند بعضی از اعضای آن حامی آقای احمدی نژاد هستند، صرفا یک گروه طرفدار او نیستند.

محمود احمدی نژاد آن پایگاه سیاسی را ندارد که بتواند رودررو با آیت الله خامنه ای و حامیانش رقابت کند، زیرا رهبر ایران از تمام منابع خود بهره می گیرد تا اطمینان یابد مجلس دلخواهش تشکیل می شود.

همانطور که می دانید اصلاح طلبان و اعضای جنبش اعتراضی ایران تصمیم گرفتند در این انتخابات شرکت نکنند یا آن را تحریم کنند. این استراتژی آنها را چطور ارزیابی می کنید؟ برای آنها مفید است یا مضر؟

فکر می کنم استراتژی جالبی است که خیلی از اصلاح طلبان خواهان عدم مشارکت در این رای گیری و خانه نشینی شدند.

اصلاح طلبان هیچ بختی نداشتند که بتوانند در این انتخابات به نوعی از قدرت سیاسی دست یابند. آنها در یک دهه گذشته تحت فشار بوده اند، ولی به خصوص از سال ۲۰۰۹ (پس از انتخابات ریاست جمهوری) بیشتر تحت فشار بوده و مرعوب و اذیت شده اند.

برای همین آنها با خود فکر کردند که اگر هیچ بختی نداریم که در انتخابات آزاد و منصفانه شرکت کنیم، کنار می ایستیم و امیدواریم به واسطه حضور کمرنگ رای دهندگان، پیامی به حاکمیت بدهیم.

اگر مشخص شود که حضور رای دهندگان در روز جمعه پایین بوده، مثلا اگر به مرز ۵۰ درصد نرسد، چه برسد به ۶۰ درصدی که رژیم ادعا می کند، یا مثلا اگر شاهد پیامهایی مانند سخنان امروز اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور پیشین ایران باشیم که رای داد ولی تلویحا گفت که ممکن است تقلب صورت بگیرد، اینها به مشروعیت حکومت ایران لطمه خواهد زد. در واقع همان پیام معترضان انتخابات ریاست جمهوری تکرار می شود، یعنی نه فقط می پرسند "رای من کجاست؟" بلکه "دولت مسئولیت پذیر من کجاست؟"

در حال حاضر تخمین نمی زنم که چند درصد ایرانیان چنین نگاهی به مشروعیت حکومتشان دارند، اما احتمال می دهم که حداقل اقلیت قابل ملاحظه ای باشد. در نتیجه هر چند شاید شاهد اعتراض خیابانی نباشیم، ولی آینده سیاسی ایران را به زیر سوال می برد.

در حالی که ناظران سیاسی به این بحث مشروعیت بها می دهند، آیا فکر می کنید حکومت ایران که قدرت مطلق را دارد، واقعا نگران به خطر افتادن مشروعیت خود در این انتخابات هست؟

اگر مشروعیت صرفا مساله اقتدار حکومت برای سرکوب مخالفان بود، شاید برایش مهم نبود. اما مشروعیت به این محدود نمی شود. اگر وضعیتی باشد که مردم فکر کنند مشکل بزرگ اقتصادی دارند که شرح حال امروز ایران است، اگر مردم بدانند که در صورت مشکل داشتن با مقامهای محلی یا اعتراض به فساد یا سوء مدیریت، جایی برای شکایت ندارند، آن وقت مشروعیت به معضلی بسیار بزرگ بدل می شود.

مفهومش این نیست که مانند سال ۲۰۰۹ صدها هزار نفر به خیابانها می ریزند، ولی موج اعتراضها و انزجار گسترش می یابد. این که این انزجار به کجا منجر می شود، آیا به صورت جدال رودررو با حکومت درمی آید یا خیر، پرسشی دراز مدت است.

ولی بله، در این انتخابات، مشروعیت برای حکومت یک مساله است. صرفا نمی تواند اقتدارش را از طریق شبه نظامیان بسیج یا دستگاه قضایی به مردم تحمیل کند. باید اثبات کند که کفایت حکومت بر مردم را دارد. این همان چیزی است که قانون اساسی ایران اظهار می کند و جمهوری اسلامی دمش را می زند.