روشنفکران و هنجارهای جدید جنسی

به روز شده:  20:13 گرينويچ - چهارشنبه 14 مارس 2012 - 24 اسفند 1390
تقی زاده

در اوایل دهه‌ ۱۳۰۰ بود که نشریه‌ پرنفوذ "کاوه" در برلین و با سردبیری حسن تقی‌زاده، مشروطه‌خواه معروف، منتشر شد

در ده سوم قرن بیستم میلادی، نهضت مخالفت با همجنس‌گرایی در ایران شکل گرفت و بسیاری از روشنفکران مشروطه خواه به آن پیوستند. فرهنگ مدرن این دوره‌ ایران، سکس با پسران نوجوان را کمتر از سابق می‌پذیرفت، اما سبک زندگی مدرن همجنسگرایانه (Gay life style) را هم پذیرا نشده بود.

همان اوایل قرن بیستم بود که مجله پر نفوذ "کاوه" (۱۹۱۶ - ۱۹۲۱) در برلین و با سردبیری حسن تقی‌زاده، مشروطه‌خواه معروف، منتشر شد. این نشریه افکار عمومی در ایران را به مخالفت با همجنسگرایی (که در اذهان عمومی با بچه بازی یکسان بود) تشویق می‌کرد. تقی‌زاده در آن زمان بدل به مدرن‌گرایی بی‌چون و چرا شده بود. نقل قول مشهوری از او هست که "ایرانیان باید ظاهرا و باطنا و جسما و روحا فرنگی‌ماب شوند و بس"، تنها از این طریق خواهد بود که ایرانیان می‌توانند به پای غرب برسند.

اعضای هیات تحریریه‌ "کاوه" از حقوق زنان به خصوص حق بیشتر زن در ازدواج و طلاق حمایت می‌کردند. روند مدرنیزاسیون حالا به هنجارسازی عشق دگرجنسگرایانه (عشق بین زن و مرد) و ممنوعیت همه‌ کنش‌ها و تمایلات همجنسگرایانه منجر شده بود. این نشریه اعلام کرد که مردان ایرانی "در اندرونی (و حریم خصوصی) زنانشان را لعن و نفرین می‌کنند و در بیرونی (و حریم عمومی) مردان را می‌ستایند و به مردان عشق می‌ورزند."

با این تفکر تنها عشق دگرجنسگرایانه بود که مشروعیت داشت و مردانی که در دام تمایلات همجنس‌خواهانه گرفتار می‌شدند عقب‌مانده به شمار می‌رفتند. چنین مردانی "در پذیرفتن تمدن اروپایی‌های شش‌تیغ‌کرده سرسختی نشان می‌دادند." احتمالا مرد ایرانی مردان بی‌ریش اروپایی را با امرد‌ها (نوجوان‌های بی‌ریش در رابطه همجنسگرا) یکی می‌گرفت و به همین خاطر هم به آداب (دگرجنسگرایانه‌) غرب بی‌توجه بود.

مطالب نشریهٔ "کاوه" ادامه‌دهنده‌‌‌ همان گفتمانی بود که با آخوندزاده و کرمانی در قرن نوزدهم شروع شد و بعد‌ها در مجله‌ "ملا نصرالدین" و به دست جلیل محمد قلی‌زاده در اوایل قرن بیستم گسترش پیدا کرده بود.

در‌‌ همان زمان‌ها بود که ایرج میرزا ناگهان بدل به مدافع آداب مدرن جنسی شد. وی که به اشعار همجنس‌خواهانه‌اش معروف بود، شروع کرد به انتقاد سرسختانه از همجنسگرایی مردانه. ایرج میرزا به همراه دیگر چهره‌های سیاسی، به ترویج دگرجنسگرایی اجباری (Compulsory Heterosexuality) برای مردان پرداخت. او در "عارف‌نامه"، مثنوی هجوی و معروف‌اش، اعتراف می‌کند که در جوانی به پسران بی‌ریش تمایل داشته، اما وقتی مسن‌تر شده تمایلش به زنان گردیده. وی حجاب را باعث و بانی همجنسگرایی شایع در جامعه‌ ایران می‌دانست.

در آن زمان میهن‌پرستی راستین مستلزم پذیرفتن مدرنیزاسیون بود، که آن هم مستلزم برگزیدن گرایش جنسی به زنان به جای پسران، توسط مردان، بود. لازمه اخلاقیات راستین کشف حجاب و دگرجنسگرایی اجباری بود.

"میهن‌پرستی راستین مستلزم پذیرفتن مدرنیزاسیون بود، که آن هم مستلزم برگزیدن گرایش جنسی نه به پسرها که به زنان بود. اخلاقیات راستین نیز هم مستلزم کشف حجاب بود و هم دگرجنسگرایی اجباری."

همزمان روشنفکران و نویسندگان دیگر نیز خواستار حذف اشعار با محتویات همجنسگرایانه از کتاب‌های درسی شدند. نام‌آورترینشان احمد کسروی (۱۸۹۰-۱۹۴۶)، تاریخ‌دان برجسته بود که در شکل‌گیری بسیاری از سیاست‌های فرهنگی و آموزشی دهه‌های دوم و سوم قرن بیستم میلادی در ایران تاثیرگذار بود. کسروی که در جوانی به کسوت روحانیت درآمده بود، تحت تاثیر انقلاب مشروطه به منتقد سرسخت نهاد روحانیت بدل گشت.

احمد کسروی بعد‌ها یکی از قضات برجسته و استاد تاریخ در دانشگاه تهران شد. در این حین، روزنامه‌نگاری هم می‌کرد؛ وی همچنین نویسنده کتاب "تاریخ مشروطه ایران" و بنیان‌گذار جنبش سیاسی با هدف سکولار ساختن جامعه ایرانی (معروف به جنبش"پاک‌دینی" و شکل گرفته در دوره حکومت پهلوی) است.

جنبش پاک‌دینی پیروان گسترده‌ای پیدا کرد. این جنبش دعوی مدرنیته‌ "عقلانی" داشت و دیدگاه‌هایی را محکوم می‌کرد که کسروی غیرعقلانیشان می‌دید؛ دیدگاه‌هایی مانند شیعه (اما نه همه‌ اسلام)، بهایی‌گری، صوفی‌گری، و داروینیسم اجتماعی. قابل پیش‌بینی بود که روحانیون به عقاید وی معترض باشند؛ در میان ایشان، آیت‌الله خمینی جوان یکی از کسانی بود که شدیدا به کسروی و پیروانش حمله می‌کرد.

کسروی هم‌چنین از شعرهایی حمایت می‌کرد که به مسائل اجتماعی می‌پرداختند. وی شعرِ "سالم" پروین اعتصامی را می‌ستود که در آثارش از سختی‌های زن بودن در دنیای منزوی و تفکیک جنسیتی شده سخن می‌گفت. کسروی شعر ملانصرالدین را نیز می‌ستود چرا که آن نیز طرف‌دار دگرجنسگرایی و مخالف با تعدد زوجات بود. اشعار عرفای بزرگ که درگیر عشق همجنسگرایانه و شراب و مخدرات بودند، با موازین کسروی جور درنمی‌آمدند. از دید کسروی، همجنسگرایی نشانه‌ عقب‌ماندگی فرهنگی بود.

"اشعار عرفای بزرگ که درگیر عشق همجنسگرایانه و شراب و مخدر است با موازین کسروی جور درنمی‌آمدند. از دید کسروی، همجنسگرایی نشانه‌ عقب‌ماندگی فرهنگی است."

کسروی می‌نویسد که شعرای صوفی "زندگی انگلی" داشتند و در نوشته‌هایشان مشوق جبرگرایی و تقدیرنگری بودند. این گونه شعر‌ها از نظر کسروی خطرناک بودند و می‌باید حذف می‌شدند. کسروی و پیروانش تا آن‌جا پیش رفتند که در چله زمستان مراسم کتاب‌سوزی راه می‌انداختند. کتاب‌هایی که غیراخلاقی و مضر تشخیص داده می‌شدند در مراسمی که یادآور عقاید نازی‌ها و شوروی در حذف ادبیات "منحط" بود به درون آتش افکنده می‌شد.

دانش آموزان و افسران بسیاری از اقدامات کسروی حمایت می‌کردند. در تهران گروهی از دانش آموزان تشکیل شد که هدفش "مبارزه با خطر شعرا" بود. با این‌همه بیشترین نخبگان فرهنگی با این عمل کسروی مخالف بودند.

در سال ۱۳۱۳ "انجمن ادب" از کسروی دعوت کرد تا به بیان دیدگاه‌هایش بپردازد. اگرچه بیشتر اعضای این انجمن کماکان با عقاید کسروی مخالف بودند، اما سرانجام در نشستی موافقت کردند که محدودیت‌هایی در انتشار اشعار جدید اعمال کنند. از آن زمان به بعد، شاعران فقط می‌توانستند در رابطه با شش موضوع خاص شعر بسرایند و قرار شد از قالب غزل (که مختص عشق همجنسگرایانه بود) استفاده نکنند.

کسروی بعد‌ها متن سخنرانی‌هایش را در مجله‌ "پیمان" منتشر ساخت. او شعرای کلاسیک فارسی نظیر خیام و مولوی و سعدی و حافظ را محکوم کرد و خواستار آن شد که آثار این شعرا از کتب درسی حذف شود.

پس از انتشار این مقاله، محمدعلی فروغی (نخست‌وزیر وقت از ۱۳۱۲ تا ۱۳۱۴) که طرف‌دار سعدی بود دستور داد نشریه‌ کسروی سانسور شود.

وزارت فرهنگ در‌‌ همان زمان نسخه‌ جدیدی از گلستان سعدی را منتشر کرد. محمد علی فروغی هم بر آن مقدمه‌ای نوشت و به‌ویژه برداشت سعدی از عشق را ستود.

فروغی و کسروی با هم ملاقات کردند و در‌‌ همان ملاقات بود که کسروی نخست‌وزیر را تشویق کرد که برخی از شعرهای همجنسگرایانهٔ سعدی را از کتب درسی حذف کند. فروغی نیز از روی اکراه دستور داد در همه‌ مدارس کشور فصل ۵ گلستان که در باب "عشق و جوانی" است (و عمدتا به عشق همجنسگرایانه می‌پردازد) تدریس نشود.

کسروی هنوز معترض بود و می‌دانست که دانش‌آموزان حال بیش از پیش مشتاق خواهند بود که این بخش را بخوانند. چندی بعد کسروی از فروغی خواست که از انتشار شعرهای همجنسگرایانه در روزنامه‌ها نیز جلوگیری به عمل آورد. نخست‌وزیر این ‌بار نیز به کسروی بی‌محلی کرد و مناقشه‌شان ادامه پیدا کرد. در ‌‌نهایت این محمود جم (که بعد از فروغی از ۱۳۱۴ تا ۱۳۱۸ عهده‌دار نخست‌وزیری شد) بود به خواسته‌ کسروی تن در داد.

مخالفت کسروی با شعر کلاسیک فارسی تا آن‌جا پیش رفت که وی را در میان روشنفکران و دانشگاهیان ایران منزوی ساخت. در اواخر سال ۱۳۱۰ آنگاه که او را به رتبه استادی در دانشگاه تهران ارتقا ندادند، از شغل تدریس در دانشگاه استفعا داد.

ادبیات کلاسیک و هنجارسازی دگرجنسگرایی

بعد از سال ۱۳۲۰ بود که جنبش ایدئولوژیک و سکولار کسروی (جنبش پاک‌دینی) حامیان فراوانی پیدا کرد. طرف‌داران این جنبش، سازمانی را بنا نهادند و نشریه‌ پرخواننده‌ "پرچم" را منتشر ساختند.

این سازمان به اصول پیشرویی معتقد بود، از اصلاحات ارضی حمایت می‌کرد و خواستار حقوق بیشتری برای زنان بود (از جمله، کشف حجاب و طلاق) اما از نظر کسروی آموزش زنان می‌بایست محدود به اقتصاد خانه باشد.کسروی هم‌چنان با همه‌ باورهای دینی و ایدئولوژیک "غیرعقلانی" مانند شیعه‌گری و صوفی‌گری مخالف بود و خود را وقف اصلاح اجتماعی ساخته بود.

محمدعلی فروغی

کسروی در ملاقات با فروغی نخست‌وزیر او را تشویق کرد که برخی از شعرهای همجنسگرایانه‌ سعدی را از کتب درسی حذف کند

اعضای مجلس و روشنفکران جامعه مخالفت کسروی را با عشق همجنسگرایانه در اشعار عرفانی نمی‌پسندیدند و مراسم کتاب‌سوزی جنبش پاک‌دینی را قبول نداشتند. همین مسئله هم باعث شد "جنجالی عظیم" در سراسر کشور ایجاد شود: "از کلاس‌های درس گرفته تا راهروهای مجلس، از دفا‌تر روزنامه‌ها تا حلقه‌های ادبی، دانش‌جویان و استادان، سیاسیون و روزنامه‌نگار‌ها همگی در این بحث ملی درگیر بودند. هر دو طرف این بحث دوآتشه بودند، اما آتش مخالفان کسروی تیز‌تر بود. یکی از روزنامه‌های تهران، "آزاد"، به‌خاطر حملهٔ بی‌امان کسروی به شعرا خواستار محاکمهٔ وی شد." (جزایری، ۱۹۸۱، ص ۳۱۵)

منتقدان کسروی می‌گفتند وی تمثیلات و استعارات موجود در اشعار فارسی را نادیده می‌گیرد، "مراد از کلماتی مانند "عشق" و "عاشق" و "معشوق" و "می‌" و "می‌فروش" و "مست" و "گدا" و "شاهدباز" و "ساقی" و "میخانه" و غیره معانی ظاهریشان نیست بل [رساننده‌] مفاهیم روحانی و والایی هستند." (جزایری ۱۹۸۱، ص ۳۱۹).

کسروی اما مخالف بود: "از زمینهٔ شعر پیداست که مراد شاعر‌‌ همان معانی اصلی و واقعی است و استعاره به موضوع خارجی نیست. (جزایری ۱۹۸۱، ص ۳۱۹). دیگران معتقد بودند که شعرایی که از همجنسگرایی سخن می‌راندند "خود شخصا همجنسگرا نبوده‌اند."

کسروی در مقام یک قاضی جواب می‌دهد "انسانی که عقل سلیمی داشته باشد به جرم یا عملی غیراخلاقی‌ای که نکرده اعتراف نمی‌کند." (جزایری ۱۹۸۱، ص ۳۲۰).

اصول جنبش پاک‌دینی هم روشنفکران مترقی و هم مخالفان محافظه‌کار کسروی را خمشگین کرده بود چرا که او با شیعه‌گری در افتاده بود از سکولاریسم حمایت می‌کرد. کسروی به اتهام توهین به مقدسات و قرآن‌سوزی تحت پیگرد بود، اتهاماتی که کسروی شدیدا رد می‌کرد. وی بار‌ها تهدید به مرگ شد و از پلیس خواستار حفاظت جانی شد و اداره پلیس هم درخواستش را اجابت کرد.

در اسفند ۱۳۲۴ و در میانه‌ محاکمه‌اش در کاخ دادگستری تهران بود که مجتبی میرلوحی (معروف به نواب صفوی) طلبه‌ ایرانی و بنیان‌گذار فدائیان اسلام کسروی را ترور کرد. نواب صفوی مدعی بود که از جانب روحانیون بلندمرتبه فتوای این کار را داشته است.

کسروی به چند دلیل با عشق و تمایلات همجنسگرایانه‌ در شعر کلاسیک فارسی مخالفت می‌کرد. وی انتظار داشت نسل جوان به مطالعه‌ علوم غربی بپردازند تا ملت ایران را از نو بسازند، و از این نظر شعر صوفیانه را انحرافی خطرناک می‌دید. او به تا آنجا پیش رفت که احیای شعر فارسی را دسیسه‌ شرق‌شناسان انگلیسی و آلمانی می‌دانست تا جوانان ملت را از میراث انقلابی مشروطه منحرف سازند و به بیعاری و امور غیراخلاقی مشغول شوند. وی در مقام وکالت و قضاوت پرونده‌های زیادی را درباره‌ تجاوز و مزاحمت رسیدگی کرده و نگران آسیب‌های اخلاقی و روان‌شناختی‌ای بود که در روابط لواط (بچه بازی) بر پسران جوان وارد می‌آید. وی طرفدار مجازات مرگ برای مردانی بود که کودکان را آزار جنسی می‌دادند.

بسیاری از حامیان حقوق زنان با پروژهٔ کسروی همدلی داشتند، زیرا وی خواستار ترویج عشق دگرجنسگرایانه، تک‌همسری و مسئولیت متقابل در ازدواج بود. کسروی معتقد بود که شعرای بزرگ ایرانی در عشقشان به پسر‌ها هیچ مسولیتی احساس نمی‌کردند.

"شصت سال طول کشید تا برخی مدافعان حقوق زنان، عشق همجنسگرایانه را بپذیرند و آن را یکی از اشکال مشروع عشق بدانند که در تضاد با پروژه‌ رهایی زنان نیست. "

برای نمونه، سعدی دنبال پسری می‌افتد و از وی می‌خواهد که عشقش را قبول کند و "با وی معاشقه کند" و بعد وقتی پسر موقتا سعدی را ترک می‌کرد و می‌رفت، سعدی لابه می‌کرد تا پسر برگردد. اما همین‌که پسر "ریش درمی‌آورد" شاعر بی‌آنکه به آینده‌ پسر توجه و نگرانی داشته باشد، دست از وی می‌کشید.

کسروی این رفتار را ظالمانه و "نکوهیده" می‌دانست. وی این رفتار را با رفتار مردی مقایسه می‌کرد که دختری را شکار می‌کند و به وی قول می‌دهد که پس از ایجاد رابطه جنس با وی ازدواج خواهد کرد اما بعد از آنکه به کامش رسید، دختر را طرد می‌کند و می‌گوید "چه‌طور با چنین دختری ازدواج کنم؟ من به زن آبرومند احتیاج دارم."

در این دوره‌ تاریخی، نه کسروی و نه فمینیست‌ها بین آزار و تجاوز به پسر‌ها و روابط متقابل همجنسگرایانه بین دو مرد بالغ تمایزی نمی‌گذاشتند. به عبارتی از نظر آنان همجنسگرایی مترادف بود با بچه بازی و تجاوز به پسربچه‌ها. کسروی آن باور قدیمی را تکرار می‌کرد که مفعول (در رابطه جنسی) مردی است معیوب و منحط، و برای این داوری خویش نیز ادله‌ علمی و مدرن می‌آورد:

"گرایش جنسی یک مرد (یک مرد درست) جز به زن نتواند بود. آنان که به پسران می‌گرایند و خودداری نتوانسته پی آنان می‌روند،‌‌ همان مردان نادرستی می‌باشند که می‌باید گفت: به سرشت آنان ذرات مادینه درآمیخته. از این‌جاست که مردان آن‌چنانی بسیار پست و بی‌ارج باشند. زیرا نه مرد باشند و نه زن، از داراک‌های ستودهٔ هر دو جنس بی‌بهره باشند." (کسروی، "در پیرامون ادبیات"، ص ۱۳۲).

یکی از منتقدان فمینیست و معروف کسروی، دکتر فاطمه سیاح، که استاد ادبیات تطبیقی دانشگاه تهران و رهبر حزب زنان بود و با حمله‌ کسروی بر کل رمان‌های غربی و "غیرتاریخی" و "غیراخلاقی" خواندن آن‌ها مخالف بود، با نظرِ کسروی موافق بود که دولت باید ادبیات تحریک‌کننده و ناشایست را سانسور کند و از ترجمهٔ آن‌ها به فارسی جلوگیری کند. (بهفر، ۲۰۰۰، ص ۶۳).

شصت سال طول کشید تا برخی مدافعان حقوق زنان، عشق همجنسگرایانه را بپذیرند و آن را یکی از اشکال مشروع عشق بدانند که در تضاد با پروژه‌ رهایی زنان نیست.

بخشی از کتاب "سیاست های جنسی در ایران مدرن" نوشته ژانت آفاری

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.