احمدی نژاد در پایان خط؟

حق نشر عکس AP
Image caption آقای احمدی نژاد را همه دیگر می شناسند. برخی لحن او را می پسندند و برخی هم آن را در شان یک رییس جمهور نمی دانند

محمود احمدی نژاد، اولین رییس جمهوری در تاریخ جمهوری اسلامی ایران بود که (۲۴ اسفند) به مجلس رفت و در قالب سوال از سوی نمایندگان در مقام پاسخگویی قرار داده شد؛ اما عملکرد وی بگونه ای بود که بجای شفاف سازی و روشن کردن ابهامات، سوالهای بیشتری ایجاد کرد.

عملکرد آقای احمدی نژاد در مجلس دستکم از دو جنبه قابل بررسی است: شخصیتی و سیاسی. تاثیرات این حضور هم از چند جهت دیگر قابل بررسی است: اثر بر رابطه مجلس و دولت وی، اثر روی آینده سیاسی جناحی که با آقای احمدی نژاد تعریف می شود و اثرش بر روی مسائل کلانی مانند حفظ یا حذف پست ریاست جمهوری و همچنین اثرش روی عملکرد آیت الله خامنه ای در قبال پدیده ای به نام احمدی نژاد.

شخصیت و لحن پاسخگویی در مجلس

آقای احمدی نژاد را همه دیگر می شناسند. برخی لحن او را می پسندند و برخی هم آن را در شان یک رییس جمهور نمی دانند.

طرفدار هریک از این داوری ها که باشید، لحن و ادبیات آقای احمدی نژاد در مجلس، لحن همان احمدی نژاد همیشگی بود. اما آیا وی نمی دانست که با عبارت خودمانی حرف زدن و استفاده از عباراتی مثل "شاسی ماسی"، "صفا کنیم"، "جوک"، "نمره بیست"، "نامردی" و امثال آن به سادگی بهانه ای به دست منتقدانش خواهد داد؟

بعید است که تیم مشاوران آقای احمدی نژاد این نکته را به وی یادآوری نکرده باشند یا خود وی نتوانسته باشد این مساله را درک کند.

اگر این فرض را بپذیریم بنظر می رسد که استمرار استفاده از لحن و ادبیات همیشگی، این بار در مجلسی که او را به پاسخگویی کشیده بود، شاید بیشتر جنبه عمدی داشت.

جنبه عمدی ماجرا می توانست این باشد که وی به مجلسی ها نشان دهد که اقدامشان نتوانسته وی را در موضع دفاعی قرار دهد.

وی برای نشان دادن موضع تهاجمی خود، با پیش گرفتن اصل بهترین دفاع حمله است، حتی مدرک تحصیلی طراح سوالات را زیر سوال برد. با طعنه از کنار ماجرای موسوم به خانه نشینی یازده روزه گذشت و حتی با لحنی که می شد طلبکارانه توصیفش کرد گفت که مردم به او می گویند کمی به حال و روز خودش توجه کند و زیاد کار نکند.

جنبه دیگر عمد ماجرا برای اینگونه صحبت کردن وی را می توان در این نکته جستجو کرد که وی می خواست باردیگر با لحنی تحقیرآمیز به مجلس یادآوری کند که مجلس کاره ای نیست و سخن آیت الله خمینی در باب "مجلس در راس امور است"، جمله ای بوده متعلق به گذشته که به اصطلاح شان نزولش به دوران ابوالحسن بنی صدر و دعواهای سیاسی آن زمان بین جناح ها و نهادهای مختلف برمی گردد و اکنون مثل خیلی از کشورهای دارای سیستم ریاستی، این قوه مجریه و شخص رییس جمهوری است که در راس امور است.

نکته سوم این بود که آقای احمدی نژاد با علم به این مساله پاسخ می داد که سوال از وی، حتی اگر اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی باشد و برای کارنامه سیاسی وی یک نمره منفی محسوب شود، ولی اهرمی بود که فاقد پیامدهای بعدی بود؛ چرا که سوال از رییس جمهوری با رای گیری راجع به قانع شدن یا نشدن نمایندگان و کسب رای اعتماد مجدد و ادامه ماجرا در قالب های دیگر همراه نبود.

این امر شاید آقای احمدی نژاد را به این سمت برده باشد که با در پیش گرفتن رفتار و لحنی تهاجمی، به سبک خودش، مجلس را به چالش بکشد.

جنبه سیاسی عملکرد آقای احمدی نژاد

محمود احمدی نژاد شاید با لحن و ادبیات مخصوص خودش مجلس را تا حد گلایه و شکایت نمایندگان ملتهب کرد، اما آثار سیاسی این عملکرد چیست؟

در میان نکات متعددی که می توان به آنها اشاره کرد، اعتراف آقای احمدی نژاد بود به اینکه موجودی صندوق ذخیره ارزی صفر است. این اذعان می تواند بار دیگر پای بحث همیشگی دوران وی را به میان بکشد که تکلیف حدود ۳۰۰ میلیارد پول نفتی که ظرف پنج شش سال گذشته عاید کشور شده چیست.

یا آنجا که وی به نحوه برخورد با حجاب اشاره کرد و حکومت را متهم به دو رویی و نفاق بر سر برخورد با آنچیزی کرد که بدحجابی خوانده می شود.

وی روی سیاست یک بام و دو هوای حکومت دست گذاشت، یعنی چشم پوشی روی وضع ظاهری به اصطلاح بدحجابانی که در تظاهرات های حکومتی مثل ۲۲ بهمن حاضر می شوند و عکسهایشان در خبرگزاری های حاکمیت مثل فارس منتشر می شود و روز بعد با آنها برخورد قهری می شود. وی آینده این رفتارها را خطرناک خواند.

ولی این حرفها آیا کمکی به آقای احمدی نژاد کرد تا بتواند مجلس را در مقام دفاعی قرار دهد؟ بنظر می رسد که جواب منفی است.

اظهارات وی در بحث حجاب در گذشته هم کمابیش مطرح شده بود. وی در زمان کارزارهای انتخاباتی گذشته هم همین حرفها را زده بود ولی نیروی انتظامی و تشکیلات امنیتی متعلق یا تفویض شده به دولت وی، همان سیاست های قهری را ادامه دادند و حرفهای آقای احمدی نژاد در حد حرف باقی ماند.

شاید مهم ترین نکته سیاسی که با حضور آقای احمدی نژاد و عملکردش خود را تا حد زیادی برجسته ساخت این سوال بود که آیا آقای احمدی نژاد در واقع از موضع یک بازنده و یک سیاستمدار به انتهای خط رسیده برخورد نکرد؟ جواب این پرسش تا حد زیادی مثبت است.

آقای احمدی نژاد به دلایل مختلف به سمت تبدیل شدن به یک رییس جمهور شکست خورده حرکت کرده و بخشی از این حرکت، اجباری بوده است چون سطح فشارها بر اطرافیان وی و پرونده های مختلف بطور بالقوه می توانند از ادامه کار یک رییس جمهوری جلوگیری کنند.

این وضع البته یادآور دوران سید محمد خاتمی است، رییس جمهوری که به لحاظ لحن و ادبیات با آقای احمدی نژاد تفاوتی فاحش داشت، اما خود او هم بخاطر فشارها و بحران های به گفته خودش هر چند روزه یکبار، به جایی رسید که لایحه افزایش اختیارات رییس جمهوری به مجلس برد و در نهایت پس گرفت و کارهایش به جایی نرسید.

در خصوص آقای احمدی نژاد البته وضعیت ظریف و در برخی نقاط پیچیده است.

طرفداران وی در مجلس بعدی در اقلیت خواهند بود. مشاوران و نزدیکانش یا مانند علی اکبر جوانفکر، مشاور رسانه ای، با حکم زندان مواجه شده اند یا مانند اسفندیار رحیم مشایی، سر دفتر رییس جمهوری، چنان تحت فشار و مساله ساز شده اند که ترجیح خود آقای احمدی نژاد این شده که آقای مشایی در ملا عام زیاد ظاهر نشود.

اینها در کنار وضعیتی که وی بخاطر انتقادهای جدی و همه جانبه جناح محافظه کار و نزدیک به رهبری دچار آن است، می تواند آقای احمدی نژاد را به سمت برخورد توام با بی توجهی و به سخره گرفتن مجلس و عدم ارائه پاسخ های جدی سوق داده باشد.

سوال اینجاست که آیا آقای احمدی نژاد متوجه شده است که در مدت باقی مانده از ریاست جمهوری اش وی به نوعی "تحمل" و از طریق اهرم های متعدد هم "مهار" می شود؟ ترکیب این دو عامل، برای یک رییس جمهوری جای زیادی برای بازی باقی نمی گذارد.

اثراث بعدی ۲۴ اسفند

حق نشر عکس Mehr
Image caption آیت الله علی خامنه ای از عملکرد خود در قبال حمایت بی چون و چرای سالهای اولیه ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد تا دوره رکود و سردی روابط وی و دفترش با رییس جمهوری و اطرافیانش چه درسی گرفته است

رابطه مجلس و دولت آقای احمدی نژاد در مسیر سراشیبی است و چشم انداز بعد از حضور وی در مجلس در ۲۴ اسفند نشان می دهد که این شیب تندتر هم خواهد شد.

برخی گفته اند که مجلسیان بعد از حضور آقای احمدی نژاد از وی رنجیده و مجلس اکنون علیه رییس جمهوری است. مجلس بعدی هم چندان به میل آقای احمدی نژاد عمل نخواهد کرد چرا که یاران و همسویان وی کم شمارند و پراکنده.

جناحی که خود را با آقای احمدی نژاد تعریف می کرد، مانند جبهه پایداری، از دید کارشناسان اقبالی در انتخابات مجلس در روز یازدهم اسفند بدست نیاورد.

تهران با همه اهمیتی که دارد بلاتکلیف ماند و ۲۵ کرسی از ۳۰ کرسی پایتخت به دور دوم کشیده شد. اثر سخنان آقای احمدی نژاد در مجلس به احتمال قوی به نفع رقیبان جناح طرفدار وی بوده و بر دور دوم انتخابات مجلس اثر خواهد گذاشت.

اما شاید مهم ترین نکته برای تحلیلگران آن بود که آیت الله علی خامنه ای از عملکرد خود در قبال حمایت بی چون و چرای سالهای اولیه ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد تا دوره رکود و سردی روابط وی و دفترش با رییس جمهوری و اطرافیانش چه درسی گرفته است.

از نظر بسیاری، آیت الله خامنه ای با حمایت شتابزده خود از محمود احمدی نژاد نشان داد که از نظر وی بالاخره کسی در راس قوه مجریه است که تنها مطیع منویات رهبری خواهد بود و به گفته خود آیت الله خامنه ای به لحاظ فکری و عملکردی به دیدگاه های رهبری نزدیک تر است.

اما اکنون آن همه حمایت های همه جانبه با این مساله که رییس جمهور محبوب و بشدت مورد حمایت دیروز، امروز اولین رییس جمهوری است که پایش برای پاسخ به سوالات به مجلس کشیده شد، سوال برانگیز شده و این سوالات در نوشتارهای ناظران درون و بیرون از ایران، عملکرد و تصمیم گیری های آیت الله خامنه ای را مورد سوال قرار داده است.

در اصل وقتی آقای احمدی نژاد در مقابل تریبون مجلس ایستاد، آیت الله خامنه ای هم بگونه ای در این حضور شریک بود.

شراکت آیت الله خامنه ای دو گونه بود: نخست آنکه چون در ایران امروز تقریبا مسایل مهم سیاسی همه به رهبری ختم می شوند، سوال از آقای احمدی نژاد هم احتمالا حاوی این پیام بود که رهبری مخالفتی با آن ندارد. در گذشته برخی از قول یا به نیابت از رهبری از نارضایتی آیت الله خامنه ای از بحث سوال از احمدی نژاد در مجلس گفته بودند.

گونه دیگر حضور آیت الله خامنه ای در ۲۴ اسفند در نزد دیدگان مردم ایران بود چرا که رییس جمهوری در مقام پاسخگویی قرار می گرفت که در گذشته به کلیه حمایت های رهبری مفتخر بود و حتی نحوه استقبال رهبری از انتخابات ریاست جمهوری جنجالی اخیر که یک روز پس از رای گیری صورت گرفت و از پیروزی محمود احمدی نژاد حمایت کرد هم سوالات زیادی ایجاد کرده بود.

شاید یک اثر مهم نشست ۲۴ اسفند در مجلس آن باشد که رهبری و طرفداران ایده حذف پست ریاست جمهوری در نگاه خود مصمم تر شوند. احتمال دارد که این اقدام در آینده اشتباه بودنش اثبات شود ولی سیاستمداران معمولا برای امروز و فردای فوری برنامه ریزی می کنند تا رقیبان و مخالفان را کنار بزنند.

اینکار را خود آقای احمدی نژاد هم کرد. مثلا وی بسرعت هیات نظارت بر قانون اساسی که در دوران رییس جمهوری قبلی تاسیس شده بود را منحل کرد و به گفته خودش بعدا به این برداشت رسید که وجود چنین هیاتی لازم است.

از این رو، آیت الله خامنه ای می تواند امروز پست ریاست جمهوری را حذف کند و در آینده آن را احیا کند و به بحث های احتمالی مانند دموکراسی و اصل انتخاب شخص اول اجرایی مملکت هم توجهی نشود.

در مجموع، می توان چنین گفت که رفتار و مواضع آقای احمدی نژاد در نشست مجلس از یک سو می تواند چنین تعبیر شود که آقای احمدی نژاد نشان داد که به انتهای خط عمر سیاسی موثر خود رسیده و با عملکرد خود نشان داد که این مساله را پذیرفته است. در غیر اینصورت، وی قاعدتا باید تلاش می کرد تا مجلس را قانع و رفتاری دیگر در پیش گیرد.

بعید است که مجلس ایران در موقعیتی باشد که بخواهد سطح کار را از این هم فراتر ببرد و کار را به استیضاح رییس جمهوری برساند چرا که این اقدام بی تاثیر روی وجهه و نام آیت الله خامنه ای نخواهد بود.