نقطه سرنوشت در برنامه هسته‌ای ایران؛ انتخاب بین جنگ و صلح

کاترین اشتون و سعید جلیلی حق نشر عکس AFP
Image caption قرار برگزاری دور تازه مذاکرات را کاترین اشتون به نمایندگی از قدرت‌های جهانی و سعید جلیلی به نمایندگی از ایران تنظیم کردند، اما همه می‌دانند که هیچ کدام از این دو، تصمیم گیرنده اصلی نیستند

پس از گذشت ماه ها از توقف مذاکرات بین ایران و کشورهای گروه موسوم به ۱+۵، قرار است دو طرف دور تازه ای از مذاکرات را در استانبول ترکیه برگزار کنند.

این مذاکرات در شرایطی از سر گرفته می شود که فضا تا اندازه ای تحت تاثیر برخی انتظارات و شرایط قرار گرفته است.

به عنوان نمونه روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز روز هفتم آوریل با استناد به گفته های شماری از مقامات دولت آمریکا و منابع دیپلماتیک که نامشان را ذکر نکرد، نوشت که آمریکا خواهان تعطیلی سایت هسته ای فردو در نزدیکی شهر قم است و از نظر آمریکا و متحدانش آن سایت در نهایت باید برچیده شود.

نیویورک تایمز تاکید کرد که اولویت نخست کنونی برای غرب خارج کردن اورانیوم ۲۰ درصد غنی شده به خارج از ایران است؛ چون این نگرانی وجود دارد که فاصله زمانی تبدیل اورانیوم ۲۰ درصدی به ماده قابل استفاده در ساخت بمب اتمی بسیار کمتر از اورانیومی است که بمیزان ٣.٥ درصد غنی شده است.

همزمان با طرح این نکته، ایهود باراک وزیر دفاع اسراییل هم در برنامه جی‌پی‌اس در شبکه سی‌ان‌ان آمریکا حاضر شد و تایید کرد که اسراییل هم اولویت مهم و نخست خود را روی خروج اورانیوم ۲۰ درصد غنی شده و توقف غنی سازی تا این درجه قرار داده است.

این موضع گیری نشان از آن داشت که آمریکا تاحدی موفق شده اسراییلی ها را به همراهی- حداقل ظاهری- و پرهیز از کوبیدن هر روزه به طبل تهدید ترغیب کند، هر چند وزیر دفاع اسرائیل یکبار دیگر تاکید کرد که تصمیمی برای حمله ظرف چند هفته گرفته نشده است، ولی قرار هم نیست که این وضع چند سال ادامه یابد.

احتمالا از همین زاویه زمانی است که نیویورک تایمز نوشت باراک اوباما معتقد است که گفتگوهای پیش رو "آخرین فرصت" برای ایران است تا برای برنامه هسته ای خود و حل بحران ایجاد شده بر سر آن به "راه حلی دیپلماتیک" دست یابد.

برخی ناظران موضع گیری های باراک اوباما را در سایه انتخابات اواخر سال میلادی جاری تحلیل می کنند.

منصور فرهنگ، استاد دانشگاه در آمریکا و نماینده سابق جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل به بی‌بی‌سی فارسی گفت: "آقای اوباما نمی خواهد از رقبای جمهوریخواهش در کارزار انتخاباتی جاری عقب به نظر برسد که به مراتب در مواضعشان به دولت نتانیاهو در اسراییل نزدیکترند".

با این حال وقتی از آقای فرهنگ پرسیدم که آیا "فرصت آخر" خواندن مذاکرات استانبول را باید تاکتیک انتخاباتی آقای اوباما تلقی کرد؟ گفت که رئیس جمهوری آمریکا واقعا خواهان حل مساله با ایران است و "خواهان جنگ نیست"، همانطور که وی با جنگ کشورش در عراق هم مخالف بود.

آقای اوباما شاید نخواهد در جایگاه برنده جایزه صلح نوبل فرمان جنگ با ایران را صادر کند، ولی این امر مانع از آن نمی شود که آمریکایی ها ضلع دوم سپر دفاع موشکی خود را در منطقه خلیج فارس مستقر کنند تا خاطر کشورهای عربی و اسراییل از احتمال واکنش موشکی ایران در سناریوی برخورد نظامی کمی آسوده تر باشند.

ایران می گوید که این تدابیر راه بجایی نخواهد برد.

علی حاجی‌زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران ایران می‌گوید که هدف از ایجاد سپر دفاع موشکی در خلیج فارس ایجاد امنیت برای اسرائیل است و افزوده که در ایران "تدابیر لازم" برای مقابله این موضوع اندیشیده شده‌است.

اما همه اینها چه شرایطی برای ایران در مذاکرات استانبول ایجاد کرده است؟

محاسبه

افزایش شدید و تصاعدی تحریم ها و مشاهده برخی نتایج تحریم ها هم در ایران و هم در خارج از ایران، به هر دو طرف این امکان را داده که توانایی های خود در مذاکرات را بسنجند.

مقامات ایران و بویژه آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی همچنان از بیفایدگی تحریم ها می گویند ولی رهبر ایران از آغاز سال جدید خورشیدی موضع عدم گرایش ایران به سمت ساخت سلاح های هسته ای را مورد تاکید قرار داده و فشارهای آمریکا و غرب بر ایران بر سر این مساله را "بهانه تراشی" خوانده است.

حق نشر عکس Reuters
Image caption وزیر امور خارجه ایران می‌گوید که کشورش به دنبال یافتن راه‌حلی است که در آن دو طرف برنده باشند

آیت الله خامنه ای این دیدگاه خود را بارها مطرح کرده که آمریکا در صورت مشاهده عقب نشینی ایران از مواضعش در یک حوزه، به سراغ سایر حوزه ها مثل حقوق بشر و امثال آن خواهد رفت.

احتمالا همین دیدگاه است که باعث می شود مسئولان حکومت ایران حرکت به جلو (مانند از سرگیری غنی سازی و توسعه آن در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در مقایسه با کندی و در نهایت توقف آن در زمان محمد خاتمی) و مقاومت و عدم امتیازدهی را راه حل مساله بدانند.

پرسش اینجاست که آیا این محاسبه در نهایت موفق خواهد بود یا آنطور که برخی ناظران بیرونی، مثل الکسی پوشکوف، رئیس کمیته امور بین الملل در مجلس دومای روسیه می گویند، ایران در برخی حوزه ها در حال تکرار اشتباهات صدام حسین رهبر ساقط شده عراق است و "جدی بودن" خطر علیه خود را دست کم می گیرد؟

با این وجود تقریبا تردیدی وجود ندارد که بحران بر سر برنامه هسته ای ایران به نقطه ای استراتژیک و تعیین کننده رسیده است.

واشنگتن و احتمالا متحدانش، آنگونه که روزنامه واشنگتن پست چند روز پیش نوشت، اطمینان دارند که تصمیم ایران برای حرکت به سمت ساخت سلاح اتمی را بخاطر اشراف اطلاعاتی شان تقریبا بلافاصله متوجه خواهند شد.

اما با توجه به گزارش ها و تحلیل های منتشر شده در رسانه های غربی، این احتمال وجود دارد که تلاش گروه ۱+۵ این باشد که در مذاکرات استانبول زمینه توقف غنی سازی ۲۰ درصدی در ایران را بدست آورند و در مقابل، این امتیاز را به ایران بدهند که یک برنامه صلح آمیز هسته ای مبتنی بر غنی سازی اورانیوم (۳.۵ درصدی) تحت بازرسی آژانس داشته باشد.

اما ممکن است تا رسیدن به آن نقطه، بعضی درخواست های فوری مانند تصویب و اجرای پروتکل های الحاقی به ان‌پی‌تی و تعهد ایران به اجرای مفاد معاهده بر اساس تفسیر آژانس مطرح شود.

سعید جلیلی، مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران هم گفته است که با پیشنهادهای جدیدی راهی مذاکرات می شود.

علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه ایران، احتمالا در واکنش به مقاله نیویورک تایمز، گفته است که ایران با تعیین شرط قبل از مذاکره مخالف است و ابراز امیدواری کرده که شرایط "برد-برد" ایجاد شود.

این موضع گیری از سوی دیپلماتی که در گذشته نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی هسته ای بوده از آن جهت قابل توجه است که با آرامش در موضعگیری، خواسته تا هم دست مذاکره کنندگان را باز بگذارد و هم از افتادن پیشاپیش مذاکرات به حرف و حدیث های رسانه ای و فضاسازی پرهیز کند.

آقای صالحی در همین راستا گفته است: "موارد مطرح شده تنها موضوعات رسانه‌ای است و ما نمی‌توانیم مبنای قضاوت خودمان را مسائل منعکس شده در رسانه‌ها قرار دهیم."

وضعیت برد-برد

با نگاه به گذشته مذاکرات بین طرفین دشوار بتوان گفت این دور از مذاکرات حتما به وضعیت برد-برد خواهد رسید، چون احتمالا وضعیت ایده آل هر یک از دو طرف تقریبا محال است.

جمهوری اسلامی ایران بدنبال حفظ ظاهر و آبروی داخلی و خارجی خود است و درخواست های جامعه بین الملل و آمریکا و متحدانش متعدد.

نحوه حرکت ایران بگونه ای نیست که چین و روسیه بتوانند به طور کامل از سیاست های تهران حمایت کنند. این امر با در نظر گرفتن ماهیت و تنوع و گاه تعارض منافع کشورها طبیعی است، اما در نگاه عمقی می توان گفت که هم مسکو و هم پکن به نقطه ای رسیده اند که از ضرورت پرهیز از برخورد نظامی صحبت می کنند تا تکیه بر درستی مواضع ایران.

انتقاد چین و روسیه از مطرح شدن سناریوی برخورد نظامی، نوعی انتقاد ضمنی از سیاست های تهران هم هست که اجازه داده تا حیات و بقای یک کشور در یک قدمی ویرانی قرار گیرد.

از این رو تبیین وضعیت برد-برد حیاتی است.

شاشنک جاشی، پژوهشگر موسسه مطالعات سلطنتی موسوم به RUSI که به وزارت دفاع بریتانیا نزدیک است، در ابن مورد به بی‌بی‌سی فارسی می گوید: "غرب در عین حالی که بدنبال توقف غنی سازی ۲۰ درصدی و تعطیلی سایت فردو است، حاضر به پذیرش غنی سازی برای مصارف صلح آمیز توسط ایران است که نوعی مبادله امتیاز است".

اگر مبنا بر این محور باشد می توان گفت جمهوری اسلامی ایران تا حدود زیادی توانسته به وضعیت برد نزدیک شود، البته اگر تمام خواسته تهران به رسمیت شناخته شدن برنامه هسته ای صلح آمیز با حق غنی سازی اورانیوم در داخل ایران باشد.

اما در این باره پرسش هایی وجود دارد. برخی با استناد به اعلام نظرهای مقامات ایران می گویند که تعلل و مانع تراشی هایی توسط تهران صورت می گیرد که نگرانی بابت نظامی بودن برنامه هسته ای آن کشور را تشدید می کند.

به عنوان مثال فریدون عباسی دوانی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران یکشنبه شب در گفتگو با شبکه جاج جم ضمن غیر منطقی خواندن بحث تعطیلی سایت فردو گفت: "زمانی که ایران به مقدار کافی سوخت ۲۰ درصدی تولید کند" احتمال توقف غنی سازی ۲۰ درصدی وجود دارد.

چنین موضعی می تواند دو گام به پیش و یک گام به عقب تعبیر شود، اما احتمالا نمی تواند باعث اعتماد سازی در جدیت ایران برای مذاکره باشد.

زمانی غرب حاضر به پذیرش فعالیت حتی ۲۰ دستگاه سانتریفیوژ برای کارهای تحقیقاتی در ایران نبود، اما اکنون این احتمال وجود دارد که به پذیرش هزاران سانتریفیوژ برای غنی سازی ٣.٥ درصدی رضایت دهد.

صاحبنظرانی چون ماهان عابدین، مقیم شهر آکسفورد در بریتانیا، معتقدند که این تغییر موضع غرب بخاطر پایداری، تلاش ها و ایجاد زیرساخت ها توسط ایران بود است.

آقای عابدین در مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی خاطر نشان می کند که باید به مذاکرات با توجه به نیات و سیاستهای غرب نگاه کرد. وی مثال مذاکرات استانبول در ماه مه ٢٠١٠ را نمونه می آورد که با میانجیگری ترکیه و برزیل انجام شد و به موفقیت بزرگی هم رسید ولی غربی ها به آن نشست بی اعتنایی کردند.

از دید این کارشناس امور بین الملل، جمهوری اسلامی نمی تواند با تعطیلی سایت فردو موافق باشد، چون این کار ضربه زدن به زیرساخت های ایجاد شده است و از طرفی حکومت ایران را در موقعیت دشوار پاسخگویی به افکار عمومی هم قرار خواهد داد.

برخی ناظران و کارشناسان بویژه در غرب با در نظر گرفتن مدل مذاکره آمریکا با کره شمالی به این نکته توجه ویژه ای کرده اند که آمریکا با دادن تضمین امنیتی به ایران ممکن است بتواند تهران را به همکاری بیشتر بر سر برنامه هسته ای اش ترغیب کند. ولی تاکنون طرف ایرانی در مذاکرات بطور صریح چنین درخواستی را مطرح نکرده و گزارش ها هم دال بر بررسی این موضوع در مذاکرات سالهای گذشته نیست.

در جمع بندی کلی می توان گفت نشست استانبول در ٢٦ فروردین می تواند نقطه سرنوشت ساز سیر حرکت امور را مشخص کند.

نکته این نیست که حتما این نشست استانبول باشد که به شکست بن بست می رسد یا نشست بعدی که ایران می گوید قرار است در بغداد برگزار شود. نکته در حساسیت روی موضع ایران است تا مشخص شود که آیا حرف رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه درست است که جمهوری اسلامی ایران را به "صداقت نداشتن" متهم کرد یا اینکه حرف آیت الله خامنه ای واقعی است که ایران فقط بدنبال انرژی صلح آمیز هسته ای است.

برخی مانند مئیر داگان، رییس پیشین سرویس اطلاعاتی اسراییل، موساد، معتقدند که جمهوری اسلامی بقای خود را بر داشتن بمب اتم ترجیح می دهد.

ممکن است مردم ایران هم با این پرسش در ذهن خود مواجه شوند که آیا پذیرفتنی است که حکومت با محاسبه ای غلط، ایران را به سرنوشت عراق مبتلا کند؟

آیا این سوال ایجاد نخواهد شد که وقتی آمریکا و غرب به نقطه ای رسیدند که شعار ایرانیان مبنی بر "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" در پیام باراک اوباما به آیت الله خامنه ایی پذیرفته شد، چرا باید بگونه ای حرکت کرد که سناریوی جنگ و ویرانی تقویت شود؟

آیا این رفتار تداعی کننده بحث همیشه در مورد جنگ با عراق بین مردم و سیاستمداران ایرانی نخواهد بود که عده ای از آنها به عدم پذیرش صلح پس از فتح خرمشهر انتقاد می کنند؟

باید دید سعید جلیلی و تیم همراهش این بار با چه ماموریت و موضعی پا بر خاک استانبول می گذارند و آیت الله خامنه ای آنها را با چه توشه ایی راهی سفری چنین حساس می کند.

مطالب مرتبط