بررسی روزنامه های صبح تهران؛ دوشنبه یازده اردیبهشت

تیتر و عکس صفحه اول فرهیختگان حق نشر عکس na
Image caption تیتر و عکس صفحه اول فرهیختگان

روزنامه های امروز صبح تهران در عنوان های اصلی خود سخنان رهبر جمهوری اسلامی را در مزیت تولید و مصرف مصنوعات داخلی منعکس کرده، گزارش هائی از همآوردی سه رییس قوه نوشته اند. این روزنامه ها همزمان با روز کارگر مسائل این صنف را مطرح کرده و لغو مجوز کتابفروشی ها در آستانه نمایشگاه بین المللی کتاب را به نقد کشیده اند.

دادگاه اختلاس بزرگ و دعوای سه رییس

"جدال سران سه قوه" تیتر اول شرق است، "تمام کنایه های دو رییس" تیتر جهان صنعت، "متهمان بلند پایه" تیتر اول اعتماد است و جام جم از زبان رهبر جمهوری اسلامی نوشته "با دزدان اموال عمومی برخورد می شود".

شرق در گزارش اصلی خود نوشته همایشی که قرار بود به «ارتقای سلامت نظام اداری» و راه‌های مبارزه با فساد بپردازد به فرصتی تبدیل شد که مقامات و روسای قوا حرف‌هایی که گویی بر دلشان سنگینی می‌کرد را مطرح کنند.

به نوشته این روزنامه محمود احمدی‌نژاد از فساد نماینده مجلس سخن گفت و از قوه‌قضاییه انتقاد کرد. علی لاریجانی بدون آنکه اسم فردی را ببرد از مدیری سخن گفت که می‌گوید «قانون به چند من؟» رییس قوه‌قضاییه نیز از رگه‌های پنهان فساد، اختاپوس بزرگ در فساد اداری، رستورانی که پاتوق آقایان شده، انتصابات قارچ‌گونه و با حرف و حدیث‌هایی از پرونده فساد مالی پرده برداشت و در نهایت این رییس دیوان عدالت اداری بود که ابراز امیدواری کرد: «احمدی‌نژاد حرف‌های خود را بشنود و به آن عمل کند.»

تهران امروز نوشته اجلاس «ارتقای سلامت نظام اداری و مبارزه با فساد» فرصتی شد تا سران قوا مواضع خود را در زمینه‌های مختلف از جمله فساد بانکی اخیر مطرح کنند.

به نوشته این روزنامه محمود احمدی نژاد که به نظر می رسید کاملا خود را برای این همایش آماده کرده بود طی اظهاراتی به نحوه برخورد با پرونده تخلف بانکی انتقاد کرد. او معتقد بود در این تخلف بانکی از سوی برخی دستگاه‌ها جارو جنجال صورت گرفت و به جای برخورد با مسئولی که این تخلف در بانک او اتفاق افتاد به او اجازه داده شد تا آزادانه علیه سایرین سخنرانی کند.

اعتماد نوشته شش نفر از متهمان پرونده اختلاس سه هزار میلیاردی، روز گذشته در دادگاه حاضر شدند و در مقابل اتهامات از خود دفاع کردند. اگرچه این‌بار هم نامی از متهمان به میان نیامد و رسانه‌ها با اسامی مستعاری که از چند حرف الفبا تشکیل شده بود، اخبار این دادگاه را منتشر کردند، اما سایه سنگین نام یکی از مقامات ارشد دولتی که از او با نام «الف. ر. م» یاد شد، تمام جلسه را تحت‌الشعاع خود قرار داد.

مطرح شدن نام این مقام دولتی به عنوان طرف حساب گروه آریا در کنار برخی دیگر از اظهارات متهمان که باعث شد نماینده دادستان خواستار حضور وزیر راه در دادگاه شود، جلسه روز گذشته را از سایر جلسات دادگاه فساد اقتصادی متفاوت کرده بود.

مهرداد میهن‌دوست هم درجهان صنعت نوشته نا‌گفته پیداست منظور احمدی‌نژاد از مسئولی که آزاد مانده چه کسی است، او کسی نیست جز محمد جهرمی، وزیر او در کابینه اول.

با این مقدمه نویسنده به بررسی سوابق روابط احمدی نژاد و محمد جهرمی پرداخته و تاکید کرده جهرمی را مغز اقتصادی دولت نهم می‌دانستند و به خاطر اجرایی شدن طرح‌هایش خیلی‌ها عمر مدیریتشان را کوتاه دیدند. جنگ رسانه‌ای جهرمی با مظاهری، رییس کل آن زمان بانک مرکزی در خصوص ارایه تسهیلات بنگاه‌های زودبازده آنقدر قدیمی نشده که کسی حمایت‌های بی‌شائبه احمدی‌نژاد از وزیرش را فراموش کند.

جهان صنعت به یادآورده که در دفاع از طرحی که برخی انحراف آن را تا ۴۸ درصد ارزیابی کردند، احمدی نژاد جملات زیادی دارد که از بین آنها همین یک نمونه کافی است: «‌برخی با فضا‌سازی، تورم در سال‌های اخیر را ناشی از توجه دولت به بنگاه‌های زود‌بازده می‌دانند و من نمی‌دانم چرا آنها با این‌کار خوب و عالمانه که در کشور به راه افتاده است، مقابله می‌کنند.» حالا طراح عالم طرح و مغز اقتصادی دولت نهم تبدیل به کسی شده که احمدی‌نژاد مستقیما او را هدف قرار می‌دهد.

دوستت دارم

حق نشر عکس na
Image caption خلیج فارس، احسان گنجی، اعتماد

پوریا عالمی در ستون کاناپه اعتماد به جلسه پر گفتگوی سران سه قوه پرداخته و نوشته: ما در ادامه حرف‌های دوست‌داشتنی آقای احمدی‌نژاد را بازگو می‌کنیم. و توی پرانتز برایتان قضیه را توضیح می‌دهیم.

آقای احمدی‌نژاد گفت: هرچند ممکن است برخی مطالب من مورد تایید کسی نباشد ولی من همه شما را دوست دارم. (البته ما نفهمیدیم این موضوع که آقای احمدی‌نژاد همه ما را دوست دارد، مورد تایید کسی هست یا نیست؟ البته در همین لحظه که وی گفت من همه شما را دوست دارم، همه، یعنی همه‌ها نه یک نفر کمتر نه یک نفر بیشتر، یکصدا و خیلی زیبا و هماهنگ در صف سرود ایستادند و گفتند ما هم دوستت داریم.)

آقای احمدی‌نژاد گفت: «من وزیر اطلاعات را دوست دارم» و بعد با خنده خطاب به حیدر مصلحی وزیر گفت: من «اطلاعات» را نیز دوست دارم. (همانطور که دیدیم در این لحظه آقای احمدی‌نژاد با ظرافت خاصی از آرایه ادبی «یادآوری» استفاده کرد.)

به نوشته طنزنویس اعتماد احمدی‌نژاد بعد از اطلاعاتی که رو کرد، گفت: مصطفی پورمحمدی هم «کیهان» است. من هم «اطلاعات» را دوست دارم و هم «کیهان» را! آقای پورمحمدی کیهان است و من کیهان را هم دوست دارم! (در این لحظه قضیه خیلی پیچیده شد. شانزده گروه دانشگاهی نشستند ببینند چی به چی شد و کی به کی است و تکه‌هایی که احمدی‌نژاد انداخت چه معنایی دارد.

روز کارگر و کارگر نمونه امسال

محمد ایزدخواه در مقاله ای در شرق به مشکلات کارگری در ایران اشاره کرده و نوشته یکی از مهم‌ترین وظایف و رسالت‌های تمام نهادهای دست‌اندرکار امور تولید این است که طرز تلقی عامیانه موجود از مفهوم کارگر را تصحیح کنند. در این صورت اولا، دیگر نیازی به آن نخواهد بود که در فرآیند تحقق خواسته‌ها و حقوق بر حق نیروی کار کشور از ابزارهای ترحم‌برانگیز استفاده شود، ثانیا، نظام تصمیم‌گیری کشور متوجه خواهد شد که کارگران نیازی به ترحم کسی ندارند و اگر حقوق حقه آنها به درستی ادا نشود این کشور و توان تولیدی آن خواهد بود که بیشترین ضرر و صدمه را خواهد دید.

به نظر نویسنده این مقاله: مخاطره‌آمیز بودن وضعیت صندوق تامین اجتماعی که بالغ بر ۱۰‌میلیون نفر به عنوان بیمه شده و بیشتر از ۳۰‌میلیون نفر در قالب بیش از ۱۱‌میلیون خانوار تحت حمایت دارد، قانون کار و امنیت شغلی که قدیمی شده، فقدان تشکل‌های صنفی فراگیر و مستقل از جمله این مشکلات است.

در پایان مقاله شرق آمده هدفمند‌سازی یارانه‌ها دغدغه‌ کارگران است چرا که فقط در ۱۰ ماه سال گذشته بالغ بر ۱۲۰۰ واحد تولیدی بزرگ و کوچک تعطیل شده‌اند و حداقل یک‌صد‌هزار کارگر کار خود را از دست داده‌اند و همین نگرانی موجب شده است که نمایندگان مجلس جلوی اجرای شتابان فاز دوم این قانون را از سوی دولت بگیرند.

حق نشر عکس na
Image caption کار علی میرابی، جام جم

روزنامه جمهوری اسلامی در آستانه روز جهانی کارگر نوشته در آستانه روز کارگر، امسال واقعه‌ای رخ داد که به این روز جهانی رنگ و بوی خاصی بخشید. یک رفتگر شهرداری بجنورد، بعد از آنکه یک کیف مفقود شده حاوی مقادیری طلا، چک، اسناد مالکیت و کارت‌های اعتباری به ارزش یک میلیارد تومان را پیدا کرد آن را به صاحبش برگرداند.

نویسنده این مقاله با اشاره به کسانی که به اتهام اختلاس دارند محکامه می شوند نوشته اکنون این افراد را، چه کسانی که در بازداشت بسر می‌برند و درحال محاکمه هستند و چه افرادی که به هر دلیل از تعقیب و مجازات معاف شده‌اند ولی وجدان عمومی آنها را همدست دسته اول می‌داند، می‌توان در یک مقایسه بسیار پرمعنی در کنار آن رفتگر بجنوردی قرار داد و به این نتیجه رسید که چه بسا کارگران ساده و در ظاهر بی‌جایگاه که باید مدرس اخلاق و امانت‌داری بسیاری از افرادی باشند که در جایگاه‌های ظاهری مهمی قرار دارند و پست‌های بالائی را اشغال کرده‌اند.

اگر قرار است در روز کارگر از کسی تجلیل شود، باید "احمد ربانی" همان رفتگر بجنوردی مورد تجلیل قرار گیرد که نشان داد به زندگی ساده و باصفا و سالم خود قانع است و چشم طمع به مال این و آن ندارد.

شهامت مدنی

خشایار دیهیمی درمقاله ای در شرق مساله تعطیل یک بنگاه نشر را به دستور وزارت ارشاد مطرح کرده و نوشته شاید به نظر عده‌ای بیاید که در میانه این غوغا این حادثه‌ای است خرد که من دارم بزرگش می‌کنم. چنین نیست. مرگ چنین خواجه نه کاری است خرد. و این خواجه اکنون اخلاق و قانون است که نه آنکه می‌میرد بلکه به مسلخش می‌برند. این کشور از آن ماست و پاسداری از آن و حق مردمانش تکلیف یکایک ما. چرا باید اجازه دهیم عده‌ای که باید پاسدار قانون باشند با تهدید و ارعاب ما را از توسل به قانون برای احقاق حق بازدارند؟ آری، در همه جای دنیا ممکن است مامور قانونی هم در موردی تخلف کند، اما خودمان را به کوچه علی چپ نزنیم، اما آیا در کشور ما امروزه این به جای اینکه استثناء باشد، قاعده نشده است؟ در ضمن مراجع دادخواهی در کشور ما کجا هستند؟ چرا من پیدایشان نمی‌کنم؟

این مترجم و متفکر نامدار اضافه کرده برای اثبات این مدعاهایم هزاران گواه دارم، گواهان زنده و اسناد بی‌جان. در دیدارم با مدیرکل اداره کتاب (که در عین رفتار احترام‌آمیزش با من تلویحا این عذر ناموجه را هم آورد که چندان اختیاری ندارد) گفتم شما اینجا مستاجر هستید و من صاحبخانه. در سی‌و‌اندی سال گذشته وزیران و معاونان و مدیرکل‌های بسیاری آمده‌اند و رفته‌اند اما من و امثال من مانده‌ایم و همچنان کار فرهنگی‌مان را پی گرفته‌ایم. پس فرهنگ قلمرو حریم اهل فرهنگ است و پاسداری از آن هم بر عهده همین اهل فرهنگ، نه مدیرانی که می‌آیند و می‌روند.

خلیج فارس

حسین سلیمی در مقاله ای در شرق نوشته خلیج فارس نماد تقابل هویتی اعراب با ایران است و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس با استفاده از بنیه مالی خود این گفتمان را در دنیا گسترش می‌دهند. تا پیش از این اصولا به غیر از ایران، حاکمیت مستحکم و باثباتی در منطقه خلیج فارس وجود نداشت. این کشاکش با ورود بیگانگان به منطقه شکل گرفت.

بنابراین امروز خلیج فارس نماد تقابل هویتی اعراب با ایران است و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس با استفاده از بنیه مالی خود این گفتمان را در دنیا گسترش می‌دهد.

داوود هرمیداس‌باوند هم در همین باره دراعتماد نوشته شکی نیست که هم و غم ایران این بوده که یک نوع همکاری منطقه‌یی بین کشورهای ساحلی خلیج فارس به وجود آید. در همین راستا پیش از انقلاب اسلامی تفاهمنامه سال ۱۹۷۱ میان ایران و امارات متحده عربی منعقد شده تا به این شکل ایران بتواند موافقت آنها را برای همکاری منطقه‌یی جلب کند.

اصغر قاسمی در مقاله ای در فرهیختگان اظهار عقیده کرده که: پان‌عربیست‌ها، به همان سرعت که در سال‌های پس از جنگ جهانی اول در کشورهای عربی رشد کردند، با ضربه‌ای که از افتضاح جنگ شش روزه با اسرائیل متحمل شدند به سرعت راه زوال را در پیش گرفتند و آرمان‌های آنها توسط ملت‌های عرب به فراموشی سپرده شد.

در پایان این مقاله آمده: چرا مساله عربیت را در تقابل با ما ایرانی‌ها که مسلمانیم و حامی همه ملت‌های مظلوم مسلمان عرب، تنزل می‌دهند؟ چه کسی از این تقابل سود می‌برد؟ دشمنان جهان اسلام یا عرب‌های مسلمان؟ شاید تحلیل جریان بیداری اسلامی نشان دهد که ملت‌های عرب درباره ایران- به‌رغم دولتمردان مدعی‌شان- چگونه فکر می‌کنند.

اختلاف فرهنگی یعنی چه؟

حق نشر عکس na
Image caption کارتون علی درخشی، شرق

محمد حسین جعفریان در جوان موضوع دیپلومات ایرانی در برزیل را مطرح کرده و نوشته: برخورد وزارت خارجه و به ویژه سفارت ما در برزیل با این ماجرا اوج هنرنمایی دیپلماسی ایران بود. سفارت ایران در این کشور طی بیانیه‌ای، این اتهام را ناشی از اختلافات فرهنگی و سوءتفاهم‌های ناشی از آن ارزیابی کرد و سخنگوی وزارت خارجه نیز در ادامه این جور‌‌چین را تکمیل کرده و ضمن رد اتهام گفته‌اند سوابق این فرد با چنین رفتاری تطبیق نمی‌کند.

نویسنده مقاله جوان تاکید کرده چرا کسی سخن گفتن را به وزارت خارجه نمی‌آموزد؟ اختلافات فرهنگی یعنی چه؟ حضور یک دیپلمات ایرانی که از سران تا آبدارچی‌اش در خارج کشور حاضر به حتی دست دادن با پیرزنان هم در محافل رسمی و غیر رسمی نمی‌شوند در یک استخر مختلط وسط یک مشت دختر سیزده- چهارده ساله گذشته از اینکه رفتار خارج از عرفی داشته یا نداشته، چه معنایی دارد؟

در ادامه این مقاله آمده: اصلا این آدم آنجا چه می‌کرده؟ سوابق این آدم با این رفتار تطبیق نمی‌کند، یعنی چه؟ همین آدم با این سوابق در چنین استخری برای استغفار و اعتکاف که نرفته. پس بروید در این سوابق تجدید نظر کنید! آن تزویری که قهرمان کارآفرین سال قبل را به سلطان رشوه اختلاس اخیر بدل می‌کند در همین چهره‌ها پنهان است.

مطالب مرتبط