خلیج فارس و جزایر سه‌گانه: گفتمانی دوگانه و شمشیری دو لبه

خلیج فارس حق نشر عکس SCIENCE PHOTO LIBRARY
Image caption اختلافات ایران و امارات بر سر جزایر سه‌گانه در خلیج فارس در هفته‌های اخیر تشدید شده است

ماجرا از سفر محمود احمدی نژاد به ابوموسی و اعتراض امارات متحده عربی به این سفر دوباره بالا گرفت. پیامدهای اعتراض امارات چنان در ایران گسترده و همه جانبه بود که به یک حساسیت همیشگی نسبت به مالکیت جزایر سه گانه ابعاد تازه و وسیع تری داد.

جامعه ایران شاهد تداخل دو گفتمان بود: تداخل گفتمان های ملی و مذهبی. برای کسانی که جهان بینی خود را بر اساس این دو گفتمان شکل داده اند هیجانات مربوط به خلیج فارس و جزایر سه گانه اش همگرایی کم سابقه ای را ایجاد کرد.

ناسیونالیسم باستان گرایی که از هر چه رنگ و بوی اسلامی دارد بیزار است و قشر روحانی شیعه را در ادبیات خود لقب "تازی پرست" می داد خود را با شعری از غلامحسین محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر رهبری، مواجه دید که در تب نام خلیج فارس و جزایر سه گانه رگه های از عرب ستیزی را به نمایش گذاشت. این شعر در میان موضعگیری های مقامات ایرانی بویژه از دو جهت جالب توجه هم بود: هم به جهت مخالفت های سیاسی ای که اخیرا از طرف روحانیون سنتی نزدیک به حکومت نسبت به ناسیونایسم باستانگرایانه نهفته در "مکتب ایرانی" مشاهده می شد هم به این جهت که آیت الله علی خامنه ای هرگز تن به گفتمان ملی و ضدعرب نداده بود و همیشه آنجا که به بحث خلیج فارس و جزایر سه گانه مطرح می شد، ترجیح می داد با در اولویت قرار دادن مقوله وحدت اسلامی، همه کشورهای عرب و مسلمان منطقه را به کنار گذاشتن اختلاف ها برای مقابله یکپارچه با قدرت های غربی فرابخواند.

آیت الله خامنه ای هم در گذشته از دامن زدن به هیجانات ناسیونالیستی پرهیز کرده و طرفداران خود را نیز از این کار بر حذر هم داشته است، او که بارها با نمادهای ناب ملی، ولی غیر اسلامی مخالفت کرده است، این بار اجازه داده که هم رئیس دفترش و هم سازمان صدا و سیما و دیگر دستگاه های تبلیغاتی و روابط عمومی کشور بر تنور هیجانات ناسیونالیستی بدمند.

از نظر آن قشر از ایرانیان که خود را از هیجانات اخیر مربوط به جزایر سه گانه دور نگه داشته اند، این تناقض را باید اینگونه توضیح داد که هدف حکومت منحرف کردن توجه افکار عمومی از مشکلات دیگری است که با آن دست به گریبان هستند. چنین نظریه ای فرض را بر این گرفته که حکومت توانسته در ظرف مدت کوتاهی که از سفر استانی آقای احمدی نژاد به ابوموسی می گذرد، هوشمندانه و ماهرانه شدت و حدت واکنش ایرانیان را مدیریت کند. البته موضع اولیه وزارت امور خارجه ایران بعد از اعتراض امارات به سفر استانی آقای احمدی نژاد، نسبت به واکنش های بعدی مقامات و رسانه های حکومتی بسیار ملایم بود و این مسئله نشان می دهد که این واکنش ها برای حکومت هم قابل پیش بینی نبوده است.

سودی که حکومت در پر و بال دادن گاه و بیگاه به ناسیونالیسم ایرانی می بیند لزوما به انحراف افکار عمومی مربوط نمی شود و می تواند به سادگی سودی باشد که از به نمایش گذاشتن اجماع همگانی بر سر یک موضوع ملی و امنیتی می برد. همانگونه که حمایت مردمی از فعالیت های هسته ای ایران طبعا هم باعث خشنودی حکومت است و هم به حکومت انگیزه می دهد که برای مدتی کوتاه احساسات ناسیونالیستی مردم را تحریک کند.

اما فضا دادن گزینشی به ناسیونالیسم ایرانی می تواند به سان شمشیری دو لبه، هم به نفع حکومت باشد هم به ضررش. این کار در زمان ترغیب مردم به رای دادن در روز انتخابات و یا حمایت از برنامه های هسته ای کاربرد خود را برای حکومت ایران ثابت کرده است؛ یا در مورد جزایر سه گانه این فایده را داشته است که از بیزاری طبقه متوسط و ملی گرای ایرانی از حکومت بکاهد و این در واکنش های ایرانیان در فضاهای مجازی مشهود بود.

اما در عین حال ضرر این حرکت برای نظام دو جنبه دارد: یکی در بین همان قشر متوسط و ملی گرایی است که ناسیونالیسم مقطعی حکومت را نه تنها "فرصت طلبانه" می بیند بلکه معتقد است که حکومت در زمینه دفاع از منافع ملی ایران کوتاهی می کند. این دیدگاهی است که اشاره به ناخشوندی ایرانیان از رژیم حقوقی دریای خزر در سر خط ادبیات آن قرار دارد. خطر این دیدگاه برای حکومت آن است که دیگر نمی تواند قشر متوسط و ملی گرا را با ایستادگی اش در مقابل قدرتهای غربی قانع و جذب کند.

ضرر دوم هم آنجاست که قشر دیگری از ایرانیان به دلیل نزدیک شدن گفتمان های ملی و مذهبی، از هر دو گفتمان فاصله بگیرند و در بحث حساسیت بر سر خلیج فارس و جزایر سه گانه دغدغه هایی چون فقر و محرومیت در ابوموسی را پیش بکشند و حتی گاه تا آنجا پیش بروند که بگویند: شاید اصلا بهتر است این جزایر متعلق به امارات باشد تا فایده ای هم به ساکنان این جزیره برسد.

اگر میزان جمعیت های هر دو قشر بخش بزرگی از جامعه را در بربگیرد برای حکومت جای بررسی های جدی آسیب شناسانه را باز خواهد کرد. تا پیش از شکل گیری جمهوری اسلامی برای اکثریت ایرانیان تضادی بین ایرانیت و اسلامیت وجود نداشت و سازگاری این دو محرز به نظر می رسید. اما گذشت ۳۴ سال از عمر جمهوری اسلامی نشان داده که حکومت در این بازی عشق و نفرت با ناسیونالیسم ایرانی توانسته است استفاده های لازم را ببرد. اما شرایط کنونی ایران در جامعه بین المللی و تاثیر گذاری مستقیم این بازی بر مقوله ای حساس مثل تمامیت ارضی می تواند آن را به بازی ای خطرناکی تبدیل کند.

مطالب مرتبط