پرویز شهریاری، پیروزی علمی و شکست فرهنگی

پرویز شهریاری حق نشر عکس Isna
Image caption پرویز شهریاری در طول عمر خود هفت بار به زندانهای دوران پهلوی و جمهوری اسلامی رفت

"دغدغه من زندگی آدم‌ ها بوده و هست و هر کاری که می ‌کنم حول و حوش آن می‌ چرخد". پرویز شهریاری

پرویز شهریاری، از ۱۹ سالگی که به حزب توده پیوست تا ۲۲ اردیبهشت ماه امسال که در ۸۶ سالگی درگذشت، کمونیستی وفادار به آرمان های خود و آزادی خواهی غیرمذهبی بود اما منش، شخصیت و کارنامه اجتماعی، سیاسی و علمی او چنان بود که یک روحانی، موبد پدرام سروشپور، "هموند انجمن موبدان زرتشتی ایران"، در آئین خاک سپاری شهریاری او را با ارباب کیخسرو شاهرخ، برجسته ترین چهره جامعه زرتشتی و از شخصیت های مشروطه خواه و خوش نام تاریخ ایران، مقایسه کرد و گفت "امروز درگذشت پرویز شهریاری به همان ‌اندازه‌ تن جامعه‌ زرتشتیان ایران را لرزاند که ۷ دهه‌ پیش از میان رفتن ارباب کیخسرو شاهرخ ایرانیان را در سوگ فروبرد".

روحانی زرتشتی شهریاری را انسانی توصیف کرد که" زندگی را برپایه دانش و اندیشه بنا کرد"،" ریاضی را با زندگی پیوند داد"، "آموزگاری راستین بود که باور داشت باید در برابر دروغ ایستاد" و "به ما آموخت که چگونه زرتشتی باشیم."

شخصیت منسجم و استوار پرویز شهریاری، که در کوره فقر دوران کودکی و جوانی، کار مدام جسمی و فکری، مبارزه برای عدالت اجتماعی، ۷ بار زندان به دوران شاه و جمهوری اسلامی و پایداری بر باورهای انسانی ساخته و گداخته شده و در بستر دانش و تجربه های تلخ و زخمین شکل گرفته بود، از او انسانی ساخت که جز در چند مورد، در هر عرصه که پای نهاد کامیاب بود و در اغلب کارها که کرد و از جمله در ترجمه و تالیف متون نظری و آموزشی ریاضی، سردبیری مجله های تخصصی، آموزگاری و بنیان گذاری موسسات آموزشی و انتشاراتی، کارنامه ای پربار و موفق بر جای نهاد.

چندین نسل جامعه ایرانی با تالیف ها و ترجمه های پرویز شهریاری : حدود ۱۰۰ اثر تالیفی، بیش از ۲۰۰ ترجمه و مقاله های بسیار، ریاضیات و هندسه کلاسیک و نو را آموختند و با دستاوردهای نظری و آموزشی تازه در این عرصه ها آشنا شدند.

شاگردان سال ها معلمی او بارها از دین خود به آموزگاری سخن گفته اند که به اتکاء دانش، تسلط ،شیوه های آموزشی درست و شخصیت جذاب خود، ریاضی را به درسی شیرین و پرکشش بدل می کرد .

موسسات آموزشی چون دبیرستان پسرانه خوارزمی، مدرسۀ دخترانه مرجان و مدرسه عالی علوم اراک، که پرویز شهریاری بنا نهاد، گرچه چون همه موسسه های آموزشی بخش خصوصی بیش ترین فضای خود را در اختیار فرزندان لایه های ثروتمند و متوسط می نهادند اما به دلیل برخورداری از کادر آموزشی متخصص و شیوه های نو و علمی آموزشی، در ارتقاء کیفیت تحصیلی در ایران نقش مهمی داشتند.

انتشارات خوارزمی، که شهریاری از موسسان اصلی آن بود، به یکی از بزرگ ترین، فعال ترین و معتبرترین انتشاراتی های ایران برکشید.

شهریاری روزنامه نویسی را در نیمه اول دهه سی در حزب توده و با همکاری با روزنامه "قیام ایران" آغاز کرد، سال ها سردبیر هفته نامه "وهومن"، مجله زرتشتیان ایران، بود، مجله های " اندیشه ما" و "دانش و مردم" را سردبیری کرد، سردبیری چندین مجله تخصصی از جمله مجله معتبر "سخن علمی و فنی" و نشریاتی چون آشتی با ریاضیات و آشنایی با ریاضیات را بر عهده داشت. نشریات تخصصی که او سردبیر آن ها بود، از معتبرترین و پرخواننده ترین نشریات تخصصی در تاریخ مطبوعات ایران بودند.

شکست در ترجمه ادبی و چیستا

کارنامه ناموفق شهریاری در عرصه ادبیات و هنر اما با کارنامه موفق او در دیگر عرصه ها سنجیدنی نیست.

شهریاری که در ترجمه متون دشوار نظری و آموزشی ریاضی و علمی از زبان روسی دستی قوی داشت، رمان دو جلدی "باد و باران" اثر زاهاریا استانکو را ترجمه کرد اما مقایسه این ترجمه با متن اصلی، یا سنجش آن با برگردان فارسی رمان "پابرهنه ها"ی استانکو با ترجمه احمد شاملو، و نیز ترجمه های شهریاری از داستان های مارک تواین و ایزاک آسیموف، ناتوانی او را در عرصه ترجمه داستان نشان می دهند.

پرویز شهریاری در عرصه سردبیری تجربه های گوناگون، متنوع و موفقی را پشت سر داشت اما مجله فرهنگی، ادبی و هنری "چیستا"، که او سردبیری آن را بر عهده داشت، در سنجش با مجله های فرهنگی ، ادبی و هنری دهه شصت و هفتاد، شکستی دیگر را در کارنامه او ثبت کرد.

چیستا به دورانی منتشر شد که مجله های فرهنگی، ادبی و هنری چون آدینه، دنیای سخن و تکاپو منتشر می شدند. این مجله ها به رغم سانسور و دشواری های گوناگون، در طرح مباحث اجتماعی با نگاه انتقادی نو، مبارزه با سانسور، دفاع از کانون نویسندگان و آزادی بیان، در انتشار نقد و نظریه های ادبی و هنری نو و در چاپ آثار خلاقه و شعر و داستان معاصر ایران و جهان، کامیاب بوده و به نفوذ و تیراژی بالا دست یافتند.

اما پای بندی پرویز شهریاری به ایدئولوژی چپ سنتی، که از سنگ بناهای شخصیت استوار، محکم و انسانی او بود، در این عرصه به زیان او عمل کرد و چیستا، که بر الگوی مجله "پیام نوین" دهه چهل به سردبیری به . آذین منشتر می شد، از طرح مباحث نظری نو، انتشار شعر و داستان معاصر ایران و غرب و دفاع از آزادی بیان باز ماند و به فضائی برای انتشار ادبیات روسی، رئالیزم انتقادی و سوسیالیستی در چارچوب کلیشه ای مطلوب حزب توده و چپ سنتی بدل شد.

جهت گیری ایدئولوژیک مجله چیستا در عرصه فرهنگ به نیازهای جوانان دهه شصت و هفتاد ایران، که وارث تحولات بزرگ جهانی و تجربه های نسل های پیش از خود بودند، پاسخ نمی داد و چیستا به نشریه ای حاشیه ای تقلیل یافت.

اما نه مجله چیستا که دیگر ابعاد درخشان زندگی و کارنامه شهریاری هویت او را در تاریخ سیاسی، اجتماعی و علمی ایران ثبت می کنند.

از قطعیت ریاضی تا بیم و امید استبداد

پرویز شهریاری در آذرماه ۱۳۰۵ در خانواده ای زرتشتی در محله "دولت‌خانه" شهر کرمان، محله ای که برخلاف نام خود فقیرنشین بود ، متولد شد.

پدر او که دهقان روزمزد و بعد کارگر کارخانه بود، در ۴۶ سالگی، وقتی پرویز ۱۲ سال داشت، درگذشت و شهریاری "هوای خفه و پر گرد و غبار سالن ریسندگی" کارخانه را از عوامل مرگ پدر می دانست.

مادر " در خانه نخ‌ ریسی" ودر " کارگاه یک تاجر پشم و پنبه همراه با زنان دردمند پنبه‌ها را جیقو می ‌کرد" و "انگشتان مادرم همیشه خون‌آلود بود". پرویز نوجوان، که در کنار تحصیل بنائی می کرد، فقر و استثمار را در همان نخستین سال های زندگی تجربه کرد و تا پایان عمر از مبارزه با این دو دست نشست.

یکی از کتاب های نخستین سال های فعالیت فرهنگی او با عنوان "جنبش مزدک و مزدکیان"، که در سال ۱۳۲۸ منتشر شد، گرچه اثری درخور دیگر آثار او نیست، اما جهت گیری فکری او را تصویر می کند.

تعلق به اقلیت زرتشتی او را با طعم تلخ تبعیض آشنا و "همبازی بودن با کودکان زرتشتی، مسلمان و یهودی" تساهل و مدارا با دیگراندیشان را به او آموخت .

شهریاری از‌‌ سال سوم دبیرستان، در ۱۵ سالگی ، با تدریس حساب و هندسه در کلاس پنجم دبستان معلمی پیشه کرد. در سال ۱۳۲۳ پس از اتمام دوره دانشسرای مقدماتی کرمان به تهران آمد و در رشته ریاضی دانشکده علوم تحصیلات خود را تا لیسانس ادامه داد.

زندگینامه پرویز شهریاری

در سال ۱۳۲۴ در ۱۹ سالگی به حزب تودۀ پیوست. در سال ۱۳۲۸ برای اولین بار ۳ ماه زندانی شد و آموختن زبان روسی را در زندان اغاز کرد.

در بازداشت دوم در سال ۱۳۲۹ کتاب درسی ریاضی دوره اول دبیرستان را تالیف و کتاب تاریخ حساب، نوشته رنه تاتون، را ترجمه‌ کرد.

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شهریاری فراری اما در سال ۱۳۳۵ بازداشت شد تا ۱۳۳۷ در زندان ماند.

پرویز شهریاری، چون بسیای از اعضای حزب توده، پس آزادی از زندان فعالیت تشکیلاتی را رها اما دلبستگی خود را به حزب، چپ سنتی و اتحاد شوروی حفظ کرد.

پرویز شهریاری در سال ۱۳۵۴ به مدت ۴۵ روز ، فضای زندان " کمیته مشترک ضد خرابکاری" را نیز، که بیش تر به شکنجه چریک های فدائی و مجاهد اختصاص داشت، تجربه کرد.

شهریاری در سال ۱۳۶۲ و در ماجرای سرکوب حزب توده، بار دیگر در این زندان، که به دوران جمهوری اسلامی "بند سه هزار" و "زندان توحید" تغییر نام داده بود، زندانی شد و یک سال و نیم در بند ماند.

پرویز شهریاری بیش از هرچیز با ریاضیات زندگی کرد که جهان قطعیت و اطمینمان است اما استبداد با او چنان کرد که "در بیم و امید" زیست "همیشه در زندگی خودم در بیم و امید به سر می‌بردم. همیشه حتی حالا نمی‌توانم خودم را آزاد به معنای واقعی احساس کنم. احساس می‌کنم همیشه کسی یا چیزی مرا می‌ پاید."

مطالب مرتبط