'نباید در مذاکرات هسته ای با ایران عجله کرد'

حق نشر عکس r
Image caption معاون سابق وزارت امور خارجه آمریکا می گوید مذاکرات فعلی هدف مهمی را دنبال می کنند، ادامه تعامل تا زمانی که حل و فصل صلح آمیز قضیه ممکن شود

مذاکرات میان ایران و شش کشور قدرتمند جهان هفته گذشته به وقت اضافی کشیده شد اما به نتیجه ای نرسید.

در پایان دو روز گفتگو، طرفین پذیرفتند که "اختلافات جدی هنوز وجود دارد" و تنها به توافق رسیدند که ماه آینده در مسکو دیدار و مذاکره کنند.

البته نباید از این وضعیت در تعجب بود چون با توجه به چالش‌های جدی سوق الجیشی و تاریخی موجود که سه دهه، یا حتی بیشتر، قدمت دارند، انتظار می رود که نتیجه فوری نرسیدن به تفاهم باشد تا رسیدن.

اما مساله زمان - و اینکه زمان به نفع کدام یک از طرفین است - بر انتظارات ما از این مذاکرات تاثیر خواهد گذاشت.

بسیاری بر این باورند که بازی آخرین مراحل خود را طی می کند و عقربه های ساعت به سمت و سوی درگیری در چند هفته یا ماه آینده در حرکتند.

سانتریفوژهای ایران همچنان در حال چرخش هستند و آخرین گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی از کشف نشانه هایی از اورانیوم غنی شده تا بیش از بیست در صد حکایت دارد. تحریمهای جدیدی هم در راه هستند.

بدین ترتیب شاید تصور شود که مذاکرات مسکو نقطه عطفی خواهد بود که حرکت دیپلماتیک را به سمت حرکت نظامی سوق دهد.

اما واقعیت لزوما این گونه نخواهد بود. مذاکرات بغداد نشان داد که یک جریان دیپلماتیک جدی وجود دارد و هر چند هر دو طرف الان موضع حداکثری دارند، زمینه هایی برای تفاهم نهایی وجود دارد؛ یعنی یک برنامه محدود هسته ای در ایران که تحت نظارت شدید بین المللی قرار داشته باشد.

رسیدن به این نقطه وقت خواهد برد، اما چیزی که طرفین الان دارند وقت است.

هر چند ایران به مرحله ای نزدیک می شود که بتواند سلاح هسته ای بسازد، دستگاه های اطلاعاتی غرب به این باور نرسیده اند که ایران چنین تصمیمی را گرفته باشد.

با اینکه جای نگرانی هست، اما هنوز سال‌ها وقت برای رسیدن به راه حل دیپلماتیک وجود دارد.

گزینه نظامی باید به عنوان یک اهرم فشار وجود داشته باشد اما استفاده از زور عواقب منفی خواهد داشت. ممکن است که حمله نظامی علیه ایران برنامه هسته ای آن کشور را عقب بیندازد، اما سبب همان چیزی خواهد شد که غرب از آن نگران است، یعنی ایرانی مسلح به سلاح هسته ای.

از سوی دیگر، اسرائیل همچنان تهدید به حمله نظامی می کند، اما دستگاه سیاسی و امنیتی آن کشور به یک جمع بندی مشترک نرسیده است و خیلی ها در آن کشور با توجه به شرایط منطقه ای خواستار احتیاط هستند.

تحریم‌ها، هزینه برنامه اتمی ایران را افزایش داده و میزان تولید نفت و مشتریان نفتی آن هر دو رو به کاهش هستند، با این حال ایران همچنان نشان داده است که حاضر است این هزینه ها را تحمل کند.

هنوز مشخص نیست که آیا تحریم‌ها آن قدر موثر خواهند بود که ایران به این نتیجه برسد که هزینه های برنامه هسته ای بیشتر از نفع استراتژیک آن خواهد بود یا نه.

این محاسبه سود و زیان، صرفا در مورد برنامه هسته ای ایران نیست، بلکه در باره جایگاه ایران در خاور میانه و رابطه اش با غرب، بخصوص با آمریکا، هم وجود دارد.

ایران خواسته که دامنه گفتگو ها را افزایش دهد تا موارد فوق را هم شامل شود، اما گروه ۱+۵ فعلا این درخواست را نپذیرفته است.

عجیب این که دولت آقای اوباما در سال ۲۰۰۹ خود همین پیشنهاد را به ایران داده بود و از ایران خواسته بود که "مشت گره کرده" خود را باز کند تا گفتگو بر اساس احترام و منافع متقابل پیش برود.

ناآرامی‌های پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران سبب شد که دو طرف نتوانند به شیوه معناداری تعامل کنند.

شرایطی که آمریکا سه سال پیش خواستارش بود، الان در حال به وجود آمدن است، اما پرزیدنت اوباما انعطاف سیاسی که سه سال پیش و در آغاز دوره ریاست جمهوری خود داشت را امروز دیگر ندارد.

البته ایران هم به لحاظ سیاسی انعطاف پذیر نیست، اما شرایط با گذر زمان تغییر می کنند.

اگر آقای اوباما در انتخابات آمریکا را برنده شود، می تواند با انعطاف بیشتری به سراغ این موضوع بیاید - هرچند برنده شدن میت رامنی می تواند جریان را به طور کلی به سمت و سوی دیگری ببرد.

در همین حال، انتخابات سال آینده در ایران هم به آیت الله علی خامنه ای اجازه خواهد داد که مشکلات سیاسی به وجود آمده با رییس جمهور فعلی آن کشور، محمود احمدی نژاد، را برطرف کند و کسی را جایگزین او کند که برای غرب توان معامله با او وجود داشته باشد.

بدین ترتیب، بنا به دلایل مختلف و عمدتا سیاسی، مذاکرات امسال موفق نخواهند بود. در سال آینده، ۲۰۱۳، هر دو طرف در شرایط بهتری خواهند بود که برای رسیدن به نتیجه داد و ستد کنند.

گذشت زمان بیشتر به نفع هر دو طرف خواهد بود. مذاکرات فعلی هدف مهمی را دنبال می کنند، ادامه تعامل تا زمانی که حل و فصل صلح آمیز قضیه ممکن شود.

هیچ دلیلی برای شتاب گرفتن به سوی شکست وجود ندارد. این همان چیزی است که در ماجرای عراق اتفاق افتاد.

مطالب مرتبط