ایران و قطر: رابطه‌ای متوازن در بستری متشنج

حق نشر عکس ISNA
Image caption امیر قطر و رئیس جمهور ایران دیدارهای مرتبی از پایتخت کشورهای یکدیگر دارند

بحران‌های منطقه‌ای خاورمیانه ظرف سی سال گذشته عموما دو قطب داشته که هرکدام سعی در نفوذ بیشتر و کسب دستاوردهای بیشتری در بستر منطقه نسبت به طرف مقابل داشتند.

ایران و عربستان در این بحران‌ها همواره رویاروی یکدیگر قرار گرفتند و بارزترین نمونه این رویارویی‌ها در لبنان، عراق، یمن و همچنین مسائل و مشکلات موجود در خلیج فارس به چشم خورد. قطر در تمامی این موضوعات سعی کرد با الگوبرداری از نقش سوئیس در اروپا، موضعی بی‌طرف و در عین حال نزدیک به دو طرف متخاصم اتخاذ کرده و بدین ترتیب جایگاه خود را تقویت کند.

قطر کشوری با سابقه و قدمت تاریخی نیست. در واقع پیدایش کشوری به نام قطر به سال ۱۹۱۶ و زمان استقلال آن از بحرین باز می‌گردد، هر چند از این تاریخ تا ۵۵ سال کشور قطر مستعمره بریتانیا بود تا سرانجام کشوری که اکنون به نام قطر شناخته می شود، در سال ۱۹۷۱ رسما و به شکل کامل مستقل شد.

در سال‌های ابتدایی تاسیس دولت قطر که همزمان شده بود با اوج شکوفایی اقتصادی متکی بر ثروت نفتی ایران، روابط ویژه‌ای میان دو کشور وجود نداشت.

ایران قدرتی بلامنازع در منطقه بود و در مقابل امیرنشین قطر، کشوری تازه تاسیس که برای روی پا ایستادن با تکیه بر استفاده از منابع زیر زمینی خود نیازی وافر به سیاست عدم تنش سیاسی با همسایگانش به خصوص ایران داشت.

شیخ خلیفه بن حمد آل‌ثانی امیر قطر که پس از استقلال این کشور رهبری آن را بر عهده گرفت، در دوران حکومت خود که تا سال ۱۹۹۵ به طول انجامید سعی کرد با استفاده از منابع زیر زمینی و تشکیل دولت و مجلس سر و سامانی به اوضاع کشور نوپای قطر بدهد.

در دوران او، روابط با ایران شاهنشاهی کمرنگ بوده و وی بیشتر مایل بود تا زیربنایی اقتصادی برای کشورش ایجاد کند، امری که به خوبی در آن موفق شد و نتیجه‌اش در سال ۲۰۰۸ مشخص شد به طوریکه در این سال طبق آمار صندوق بین‌المللی پول، مردم قطر بیشترین درآمد سرانه در سطح دنیا را با ۸۵ هزار دلار در سال را ثبت کردند.

در این سال‌ها قطر قدم در راهی گذاشته بود که افق آن تاثیرگذاری بر سیاست‌های منطقه‌ای و تبدیل دوحه به یکی از مهم‌ترین بازیگران منطقه بود. این مهم لاجرم مقدمه‌ای داشت که در عدم درگیری با ایران و عربستان به عنوان دو قطب سنتی و مهم خاورمیانه خلاصه می‌شد.

حق نشر عکس ISNA

قطر در سال ۱۹۹۱ و در جریان جنگ دوم خلیج فارس، از نیروهای نظامی عربستان در جنگ با عراق حمایت نظامی کرده و کاروان تانک‌هایش را به کمک نیروی زمینی عربستان فرستاد و در همین حال یک پایگاه هوایی خود را نیز در اختیار نیروهای کانادایی قرار داد. پیش از آن و در جریان جنگ هشت ساله عراق و ایران نیز قطر برای اینکه خشم ایران را برنیانگیزد، موضعی مانند دیگر کشورهای عربی اتخاذ نکرد.

حیات سیاسی جدید قطر اما از سال ۱۹۹۵ آغاز شد. در این سال شیخ حمد بن خلیفه آل‌ثانی علیه پدرش که حکومت قطر را در اختیار داشته و در آن زمان برای سفری در سوئیس بسر می‌برد، دست به کودتایی بدون خون ریزی زد که در قطر به «کودتای سفید» مشهور شد.

شیخ حمد با دیدگاه سیاسی روشن و باز خود، بلافاصله بعد از قدرت گرفتن دست به اقداماتی زد تا اندک اندک به موازات ایران و عربستان در منطقه قدرت گیرد.

تاسیس شبکه خبری قدرتمند الجزیره و قراردادهای نفتی سنگین با شرکت‌های جهانی، آغاز بهره‌برداری از منابع گاز مشترک با ایران و در نهایت بهبود رابطه با اسراییل؛ از جمله اقدامات شیخ حمد بود. این دوره هفده ساله را می توان دوره اصلی حیات سیاسی قطر خواند که در آن بیشترین و نزدیک‌ترین ارتباط با ایران و عربستان برقرار شد.

ایران، قطر و بحران‌های منطقه‌ای

امیر قطر در سال ۲۰۰۰ دست به سفری به ایران زد که نخستین سفر یک مقام عالیرتبه عربی به ایران پس از انقلاب اسلامی بود. وی همچنین در سفر دوم خود در سال ۲۰۰۶ به تهران، نام خود را به عنوان نخستین رهبر عربی که پس از ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد به ایران سفر می‌کرد، ثبت کرد. این دو سفر تاثیر حائز اهمیتی در نزدیکی قطر به ایران علیرغم مخالفت دیگر همسایگان‌ عرب آن داشت.

حق نشر عکس isna
Image caption امیر قطر نام خود را به عنوان نخستین رهبر عربی که پس از ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد به ایران سفر می‌کرد، ثبت کرد

در بحرانی که لبنان در سال ۲۰۰۸ دچار آن شد، شبه‌نظامیان حزب‌الله که از طرف دولت وقت آن کشور به رهبری فواد سنیوره تحت فشار قرار گرفته بودند با حمله نظامی به بیروت، خیابان‌ها را به اشغال خود در آورده و به مدت سه روز با استفاده از توپخانه ساحلی خود، ارتفاعات لبنان و محل استقرار گروه‌های مسیحی و درزی را هدف قرار دادند.

این بحران که می‌رفت تا تبدیل به یک جنگ داخلی تمام عیار شود، از هیچ راهی قابل حل و فصل نبود بطوریکه نه گروه‌های وابسته به عربستان و نه حامیان ایران در لبنان حاضر به مذاکره و کوتاه آمدن از مواضع خود نبودند. عربستان که نقش ایران در لبنان را برسمیت نمی‌شناخت ابتدا تلاش کرد تا با اعمال فشار جهانی باعث توقف درگیری‌ها شود اما این امیر قطر بود که با سفر فوری خود به تهران و صحبت با مسئولان ایرانی موفق شد هم به نقش ایران رسمیت داده و هم وضعیت خود به عنوان یک میانجی قدرتمند را تحکیم کند.

در نهایت گروه‌های مختلف لبنانی پس از آنکه قطر رضایت ایران را جلب کرد، در دوحه گردهم آمدند تا پیمانی موسوم به پیمان دوحه را منعقد کرده و به درگیری‌های نظامی و سیاسی تا اطلاع ثانوی خاتمه بخشند.

مشابه چنین اقدامی در مشکلات و اختلافات ارضی موجود در خلیج فارس نیز به چشم می‌خورد بطوریکه قطر علیرغم فشاری که از طرف کشورهای عربی خلیج فارس به آن وارد می‌شود، مواضعی به مراتب نرم‌تر از دیگران در قبال جزایر سه گانه و نام خلیج فارس ایفا می‌کند.

در بحران هسته‌ای ایران و در شرایطی که عربستان و هم‌پیمانان منطقه‌ای آن تندترین مواضع را علیه ایران اتخاذ کرده و حتی در صدد تشکیل جبهه‌ای متحد علیه تهران هستند، امیر قطر دست به دو اقدام مخالف با رویکرد همسایگان عرب خود زد.

امیر قطر در نخستین اقدام، طی اظهاراتی تلاش ایران برای دستیابی به انرژی هسته‌ای را حق این کشور خوانده و از آن به شکل کامل حمایت کرد و سپس در دومین اقدام و در شرایطی که فضای بین‌المللی و عربی به شدت علیه ایران بود و سخن از حمله نظامی علیه ایران به میان آمده بود، در سال ۲۰۱۰ معاهده دفاعی مشترکی را با ایران امضا کرد که به موجب آن دو کشور در مواقع حساس ملزم به حمایت از یکدیگر می‌شدند.

در بخشی از اسناد محرمانه آمریکا که در بحران ویکی‌لیکس فاش شد، آمده است که «قطر با هشت هزار نفر نیروی نظامی قدرت مقابله با ایران و عربستان را به هیچ وجه ندارد و به همین دلیل دست به امضای معاهده دفاعی با ایران زده و در عین حال سعی دارد با در اختیار قرار دادن پایگاه‌های خود به آمریکا، دوستی واشنگتن را نیز جلب کند.»

در این سند، سفیر آمریکا در قطر به دولت خود توصیه کرده که در قبال قطر سیاستی باز را اتخاذ کند و دوستی با این کشور را از دست ندهد.

قطر، شبکه الجزیره و ناآرامی‌های ایران

شبکه خبری الجزیره که در سال ۱۹۹۵ به ابتکار امیر قطر ایجاد شد، به درستی هدف خود را تاثیر بر ملت‌های عرب زبان انتخاب کرد تا پس از فقط پنج سال به مهم‌ترین شبکه خبری عربی تبدیل شود.

این شبکه خبری که مهم‌ترین اهرم قطر برای تثبیت جایگاه بین‌المللی‌اش است، در تحقق اهداف تعیین شده خود موفق شد تا تمام شبکه‌های خبری که قبل و بعد از آن تاسیس شدند را پشت سر گذاشته و تبدیل به یگانه رسانه مورد علاقه ملت‌های عرب از شاخ آفریقا تا جنوب خاورمیانه شود.

حق نشر عکس AFP
Image caption قطر روابط نزدیکی با غرب از جمله با آمریکا دارد

جمهوری اسلامی با تمام حساسیتی که نسبت به فعالیت شبکه‌های خبری خارجی در خاک خود دارد، به جز یک بار، تنش خاص و قابل توجهی را با شبکه الجزیره نداشت. در مقابل این شبکه نیز سعی دارد دست به هیچ اقدامی برای تحریک ایران نزند.

همین سیاست باعث شد تا در جریان تظاهرات مردمی گسترده در تهران و دیگر شهرهای ایران که در سال ۲۰۰۹ و در اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دهم برگزار شد؛ شبکه الجزیره برخلاف همتای سعودی خود «شبکه العربیه» روی اخبار ایران و بازتاب تظاهرات مردمی متمرکز نشده و از کنار آن به سادگی عبور کند.

در شرایطی که شبکه العربیه بخش قابل توجهی از برنامه‌های شبانه‌روزی خود را به بازتاب اخبار ایران اختصاص داد، الجزیره با پیروی از سیاست‌های حکومت قطر تلاش کرد تا صرفا نقش اطلاع‌رسانی اندکی را در این زمینه ایفا کرده و از مانور روی موضوع پرهیز کند.

شیعیان قطر و صدور انقلاب ایران

پس از انقلاب اسلامی در ایران، یکی از مهم‌ترین وجوه اختلاف ایران با همسایگان عربش در نظریه «صدور انقلاب» تجلی یافت، بطوریکه بسیاری از کارشناسان یکی از مهم‌ترین عوامل دخیل در حمله نظامی عراق به ایران را مقابله با همین سیاست تهران عنوان کردند. همراهی تقریبا تمام کشورهای عربی منطقه با عراق در جنگش علیه ایران نیز حکایت از نگرانی این کشورها از نفوذ ایران و سیاست صدور انقلاب بود. قطر اما در این بین، بیشترین تلاش را به خرج داد تا شیعیان مقیم این کشور از حقوق شهروندی طبیعی برخوردار شده و بستری برای گرایش آنها به سمت ایران فراهم نشود.

حق نشر عکس BBC World Service

ظرف سی سال گذشته کشورهایی مثل کویت، بحرین، امارات و عربستان؛ شیعیان را تبدیل به شهروندان درجه دو کرده‌اند و به همین علت هر از چندگاهی خبری در مورد کشف جاسوس‌های ایرانی در کویت و امارات یا شورش شیعیان علیه حکومت مرکزی در بحرین منتشر می‌شود تا به نگرانی این کشورها از نفوذ ایران در میان شیعیان افزوده شود؛ اما قطر در تمام این سال‌ها از چنین تنش‌هایی

بوده و در نتیجه توانسته از بروز هرگونه تنش در خاک خود و گسترش نفوذ ایران با بهره‌گیری از اهرم شیعیان جلوگیری کند.

ایران، قطر و پارس جنوبی

حوزه نفت و گاز پارس بین ایران و قطر یکی از مهم‌ترین بسترهایی‌ست که می‌توانست تبدیل به اختلافی عمیق میان دو کشور شود. ایران که دومین ذخیره بزرگ گاز جهان پس از روسیه را در اختیار دارد، در بهره‌برداری از منابع گاز پارس جنوبی از قطر به شکل قابل توجهی عقب افتاد.

تحریم‌های اعمال شده علیه ایران باعث شد تا قطر که روابط بسیار ممتازی با جامعه بین‌المللی داشت بتواند بر سرعت برداشت گاز از این منطقه بیافزاید. در سال ۲۰۰۵ و همزمان با افتتاح مرحله چهارم استخراج گاز از حوزه پارس، ایران اعلام کرد که در پایان این مرحله موفق خواهد شد استخراج سهم گاز خود را به سطح قطر برساند تا دو کشور در این زمینه برابر شوند، اما عملا این اتفاق رخ نداد.

ایران در استفاده از ذخایر گاز طبیعی حوزه پارس، ده سال از قطر عقب بود و در توجیه این تاخیر وزیر نفت وقت ایران در سال ۲۰۰۵ گفت: «از آنجایی که قطر کشور کوچکی‌ است، هدفش از استخراج استفاده داخلی نیست، اما ایران با سیاستی که اتخاذ کرده به سرعت به سطح تولید قطر رسیده و تلاش دارد ضمن استفاده از گاز برای مصرف داخلی، مقدار قابل توجهی از آن را نیز به حوضچه‌های نفتی انتقال دهد که نیمی از عمر مفید ‌آنها سپری شده است.»

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ایران در بهره‌برداری از منابع گاز پارس جنوبی از قطر به شکل قابل توجهی عقب افتاده است

قطر اما از تحریم بین‌المللی ایران استفاده کرده و با امضای قراردادی با آمریکا موافقت کرد که بیشتر تولید گاز خود را برای ۲۵ سال در اختیار آمریکا قرار دهد. همین امر باعث شد تا به موازات کندروی ایران در ساخت تاسیسات پارس جنوبی،‌ قطر تاسیسات خود را گسترش داده و سطح تولید گاز خود را از ده میلیون تن در سال ۲۰۰۵ به ۷۰ میلیون تن در سال ۲۰۱۲ برساند.

بدین ترتیب عملا استفاده و بهره‌برداری از این حوزه مشترک گاز بین ایران و قطر در اختیار دوحه قرار گرفته و ایران به نظاره‌گری صرف تبدیل شده که باید هر از چند گاه به دنبال پیمانکاران جدیدی باشد که تاسیسات پارس جنوبی را بنا کرده و توسعه دهند.

علیرغم این اختلاف قابل توجه، اما رابطه ایران و قطر هیچگاه تحت تاثیر قرار نگرفت تا این برداشت ایجاد شود که این روابط دیگر شکل متوازن و هم‌سطح چند سال گذشته را نداشته و این روزها به خاطر نفوذ شبکه الجزیره، نقش بین‌المللی قطر و همچنین منابع گاز مشترک میان دو کشور، این ایران است که سطح پایین‌تری را در رابطه داشته و نیازمند حفظ دوستی با دولت قطر به عنوان یگانه هم‌پیمان سیاسی‌اش در خلیج فارس دارد. هم‌پیمانی که جایگاه بین‌المللی‌اش آن اندازه تقویت شده که موفق شد میزبانی جام جهانی فوتبال در سال ۲۰۲۲ را نیز در اختیار گیرد.

قطر امیدوار است تا ایران از راهیابی به این مسابقات باز ماند تا بدین ترتیب درگیر تنش‌های سیاسی در استفاده از نام خلیج فارس در این مسابقات نشده و بین چکش کشورهای عربی و سندان ایران قرار نگیرد.

این نوشته بخشی از مجموعه ای است که سایت فارسی بی بی سی در آن روابط ایران با کشورهای همسایه و همجوارش را بررسی می کند.

مطالب مرتبط