اختلافات حقوقی ایران و همسایگانش در خلیج فارس و دریای عمان

حق نشر عکس SCIENCE PHOTO LIBRARY
Image caption به غیر از مسأله فلات قاره، ایران اختلاف‌نظرهایی با همسایگانش بر سر تنگه هرمز هم دارد

اولین مسأله در روابط ایران و همسایگان آبی اش در خلیج فارس نام این بخش از آب‌هاست.

گرچه دولت ایران موفق شده به دو قطعنامه سازمان ملل دست یابد که رسما این بخش از آب‌های جنوب ایران را «خلیج فارس» نامیده اما در عمل کشورهای عربی خلیج فارس نام این پهنه آبی را با عنوان خلیج فارس نپذیرفته اند.

در عین حال،شرایط دولت ایران در حال حاضر بسیار متفاوت از آن سال‌هاست، و جمهوری اسلامی ایران چنان در عرصه بین‌المللی منزوی و بی‌اعتبار شده که علی‌رغم تمام مدارک و اسناد موجود، کسی نمی‌تواند به نفع ایران رأی دهد.

ایران در خلیج فارس چند مسأله محسوس دیگر با همسایگانش دارد: حدود سرزمین‌های آبی، به ویژه فلات قاره، جزایر، گذرگاه تنگه بین‌المللی هرمز، و جزایر مصنوعی.

مطابق قانون بین‌المللی دریا، مرزهای بیرونی فلات قاره می‌تواند چندین مایل از کشور ساحلی دورتر باشد، اما موقعیت ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس متفاوت از وضعیت کشورهای همجواری است که اقیانوس یا دریای باز دارند.

کل بستر خلیج فارس همان فلات قاره است و نظر به منابع غنی‌اش باید به شکل محتاطانه‌ای تعیین محدوده شود. بعضی بر این اعتقادند که مناطقی مثل خلیج فارس و دریای شمال فلات قاره ندارند و مسائل‌شان باید تحت مقوله‌ای جدا از مسأله بستر آب‌های کم‌عمق گنجانده شوند.

تعیین محدوده خلیج فارس میان کشورهای ساحلی هرگز وظیفه آسانی نبوده است. به همین دلیل، حتی حالا هم بعضی قسمت‌ها مثل فلات قاره ایران‌-عراق و ایران-کویت (و نتیجتا دیگر سرزمین‌های دریایی) تعریف‌محدوده نشده‌اند. جزایر کوچک و بزرگ زیاد و نیز فرازهای دریایی زیادی در کل خلیج فارس هستند که به مشکل تعریف محدوده افزوده‌اند. عمده این فرازهای آبی، و حتی جزایر، طی تاریخ اهمیتی نداشته و متروکه و بی‌مدعا رها شده‌اند.

بعضی از آن‌ها فقط از آن رو در نقشه‌های جغرافیایی قدیم گنجانده شده بوده‌اند که لازمه جهت‌یابی دریایی و امنیت کشتی‌رانی بوده است. بعضی‌شان در قدیم فقط به عنوان پایگاهی برای ماهی‌گیری استفاده می‌شده‌اند. اما اکتشاف و اهمیت منابع نفت و گاز باعث تغییر وضعیت شده است. هر وجب از خلیج فارس به مکانی ارزشمند بدل شده است.

مدعاهای بسیاری بروز کرده‌اند و کوچک‌ترین حضور اندک جمعیتی برای اثبات این مدعاها اهمیت یافته است. در واقع، با توجه به ماهیت مناقشه‌های منطقه‌ای در حوزه خلیج فارس، بسیاری از این جدل‌ها مابین شرکت‌های نفت و گازی شروع می‌شود که در پی اکتشاف و بهره‌گیری از منابع هستند و توسط دولت‌ها حمایت و ترغیب شده‌اند.

با توجه به اینکه مطابق کنوانسیون ژنو در ۱۹۵۸ و نیز قوانین سازمان ملل در رابطه با حقوق دریایی، جزایر و حتی فرازهای دریایی (یعنی بیرون‌مانده آب در هنگام جزر) دارای حقوق اقلیمی مشخص هستند، اهمیت جزایر و فرازهای دریایی به شدت افزایش یافته است.

مطابق ماده ۱۵ سند مناطق دریایی جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس و دریای عمان (۱۹۹۳)، فلات قاره ایران ورای سرزمین آبی‌اش به ترتیب زیر است: «مقررات ماده ۱۴ باید تغییرات لازم ایجادشده را بر حقوق و قانونگذاری مستقل جمهوری اسلامی درمورد فلات قاره‌اش، که مشتمل بر بستر دریا و خاک زیرش در محوطه‌های دریایی فراسوی سرزمین دریایی‌اش است، درسرتاسر امتداد طبیعی سرزمین خاکی‌اش اعمال کند.»

همچنین، از بابت تعریف‌محدوده، ماده ۱۹ همان قانون (برای متن کامل قانون ایران مراجعه کنید به پیوست)، محدوده فلات قاره کشور ایران بایست خطی باشد که در همه نقاط به یک فاصله از نزدیک‌ترین نقطه مارجع دو کشور باشد، مگر اینکه در توافق‌نامه‌های دوجانبه غیر از این ذکر شده باشد.

ایران توافق‌نامه تعریف محدوده با عربستان سعودی را در اکتبر ۱۹۶۸ امضا کرده است. تنها مشکلی که باعث تعویق تعریف محدوده فلات قاره مابین این دو کشور شد موقعیت جزایر عربی و فارسی بود، و وقتی هر دو طرف موافقت کردند که جزایر فارسی‌زبان را به ایران و جزایر عرب‌زبان به عربستان سعودی داده شود باقی‌اش دیگر مشکلی نداشت.

ایران موافقت‌نامه تعریف‌محدوده با قطر را در ۱۹۶۹، با بحرین در سال ۱۹۷۱ و با عمان در سال ۱۹۷۴ امضا کرد.ایران اختلاف‌نظرهایی با عراق دارد که مانع از تعریف محدوده با این کشور شده است. در واقع، عراقی‌ها در جمع‌بندی موافقت‌نامه تعریف محدوده میان ایران و کویت هم مانع‌تراشی کردند.

به غیر از مسأله فلات قاره، ایران اختلاف‌نظرهایی با همسایگانش بر سر تنگه هرمز هم دارد.

تنگه هرمز گذرگاه دریایی باریکی است که خلیج فارس و دریای عمان را به هم وصل می‌کند. این تنها گذرگاه دریایی صادرات نفت از کشورهای حوزه خلیج فارس است. ایران معتقد است که در صورت به خطر افتادن امنیتش می‌تواند تنگه را ببندد، ولی کشورهای دیگر چنین حقی برای ایران قائل نیستند.

لازم به ذکر است که هر اقدامی از سوی ایران برای متوقف کردن جریان نفت از کشورهای حوزه خلیج فارس، از طریق مسدود کردن تنگه هرمز، حمله به خطوط دریایی، تلاش برای انفجار لوله‌های نفتی یا تسهیلات تولید و تصفیه نفت در دیگر کشورهای منطقه (مثل آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان در حوزه دریای خزر، یا عربستان سعودی، کویت، عراق، قطر، امارات متحده عربی، عمان و بحرین در حوزه خلیج فارس) درحکم تجاوز جدی به قوانین و حقوق بین‌المللی کشورهای مذکور است. در عمل چنین اقدامی به اعلام جنگ به این کشورهاست.

در عین حال، چنین اقدامی در حکم چالشی جدی برای منافع کشورهای مهم واردکننده نفت است.

خلیج فارس به خاطر نفت، امنیت انرژی، و اهمیت ژئوپولتیکش شهرت دارد. اما، کشورهای ثروتمند حوزه خلیج فارس، به ویژه کشورهای کوچکتر منطقه، توجه جهانی را به نکته دیگری هم جلب می‌کنند: جزایر مصنوعی. این مسأله فزاینده‌ای در منطقه است، و با توجه به شمار گسترده پروژه‌های کشورهای ساحلی برای استقرار جزایر مصنوعی، در آینده مهم‌تر هم می‌شود.جزایر مصنوعی یکی پس از دیگری در خلیج فارس ظاهر می‌شوند. بعضی کشورهای حوزه خلیج فارس برنامه دارند که سرزمین‌هایشان را از طریق احداث تکه‌زمین‌های جزایر مصنوعی توسعه بدهند.

مطابق قانون بین‌المللی دریا (به عنوان بخشی از قانون عمومی بین‌المللی)، سرزمین دریایی (یا دریای ساحلی) کشورهای پیرامون خلیج فارس (یعنی ایران، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت، قطر، بحرین و عمان) ۱۲ مایل دریایی است، و بیرون از آن منطقه مشترکی با همین عرض است و ماباقی‌ هم منطقه ویژه تجاری محسوب می‌شود.

در عین حال، وضعیت جغرافیایی بستر دریا در خلیج فارس به گونه‌ای است که کل منطقه زیر آب‌های خلیج فارسْ بخشی از فلات قاره است، و هیچ منطقه‌ای در خلیج فارس نیست که بیرون از گستره حقوقی یا جغرافیایی فلات قاره باشد.

سازه‌ها و جزایر مصنوعی همگی ساخته انسان، از همه سو محاط به آب، و بالاتر از آب در هنگام جذر هستند، و در حالت عادی فعالیت‌شان در آب باید ساکن باشند و مکان جغرافیایی مشخصی داشته باشند. مطابق قانون دریا، به طور عام، و کنوانسیون ۱۹۸۲ سازمان ملل درباره قوانین دریا، به طور خاص، جزایر مصنوعی دلالت و ایجاب قانونی اندکی دارند، به ویژه در ارتباط با مساحی از مناطق دریایی. این بدان‌معناست: کشور ساحلی نمی‌تواند به همان قوانینی استناد کند که در تعیین بنادر دائمی موجود در محدو ده خط‌الرأس و مساحت مناطق دریایی به کار گرفته می‌شود.

حق نشر عکس Reuters
Image caption ایران در ماه های اخیر چند مانور نظامی در تنگه هرمز برگزار کرده است

مقامات ایرانی دل‌نگرانی‌هایی درمورد استفاده از سازه‌های جزایر مصنوعی توسط امارات متحد عربی در منطقه خلیج فارس بروز داده‌اند. یکی از کارشناسان ارشد ایرانی محیط زیست گفته است که خلیج فارس دریایی نیمه‌محصور است و حساسیت‌های زیست‌محیطی زیادی دارد، او تأکید کرده که وجود اکوسیستم‌هایی نظیر جنگل‌های هرا به اهمیت زیست‌محیطی این ناحیه افزوده است.

دیگر مسأله مابین ایران و امارات متحده عربی قضیه جزایر تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی در خلیج فارس است. جزایر تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی در نزدیکی تنگه هرمز خلیج فارس در جنوب ایران واقع شده‌اند. تنب بزرگ ۲۲ مایل از خشکی ایران فاصله دارد و تنب کوچک ۱۷ مایل. هیچ کدام‌شان قابلیت زیست ندارند و هرگز سکنه‌ای نداشته‌اند.

جزایر تنب کوچک و بزرگ ابوموسی از دیرباز به ایران تعلق داشته‌اند. در قرن نوزدهم، این جزایر بخشی از «منطقه لنگه» بودند که خودش بخش تحت اداره ولایت فارس ایران بوده است. حاکمیت ایران بر این جزایر در بسیاری از کتاب‌ها، اسناد تاریخی، تقویم های نجومی، روزنگاشت‌های دریایی، نقشه‌های جغرافیایی (که سه جزیره موردنظر را با همان رنگ خشکی ایران نشان می‌دهند)، اسناد رسمی، گزارش‌های اجرایی، یادداشت‌های رسمی مقامات بریتانیایی در هند و غیره ثبت شده است.

امارات متحده عربی توافق میان ایران و انگلیس در سال ۱۹۷۱ را که به استقلال بحرین و همچنین ایجاد امارات متحده عربی انجامید قبول ندارد.در حال حاضر، احتمال دارد در اطراف این سه جزیره منابع نفت و گاز وجود داشته باشد، همچنین مکان‌ استراتژیک شان می‌تواند هر آن به کشمکشی بالفعل بدل شود.این نکته که ایران برای بخش اعظم واردات (و دور زدن تحریم‌های بین‌المللی) به امارات وابسته است مانع از این شده که دو طرف درگیر شوند ولی مسأله سه جزیره کماکان بحث‌برانگیز است.

این نوشته بخشی از مجموعه ای است که سایت فارسی بی بی سی در آن روابط ایران با کشورهای همسایه و همجوارش را بررسی می کند.