بازخوانی یک تجربه؛ تحریم بر سر عراق چه آورد؟

تحریم ایران، پس از عراق

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption عکس‌ها از AFP و مهر

چند ماه پس از پیروزی انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷، "دانشجویان پیرو خط امام" به سفارت آمریکا در خیابان "مبارزان" (مفتح کنونی و روزولت پیشین) ریختند و دیپلمات‌های آمریکایی را به گروگان گرفتند. از آن پس تاکنون "تحریم" بیش از سه دهه است که بر ایران سایه انداخته است.

در این دوره پیش آمده که دارایی‌های ایران را مصادره کنند، در میانه جنگی خونین به آن سلاح نفروشند، مانع ورود مقاماتش به بعضی کشورها شوند، بانک‌هایش را تحت فشار بگذارند و حتی دانشجویانش را از تحصیل در رشته‌هایی خاص بازدارند.

اما با تشدید بحران هسته‌ای و ناکامی ایران و گروه ۱+۵ در مذاکراتشان، حلقه تحریم‌ها تنگ‌تر و تنگ‌تر می‌شود. کار به جایی رسیده است که اغلب کشتی‌های ایرانی با پرچمی به غیر از پرچم کشور خود راهی دریاها می‌شوند.

اتحادیه اروپا اعلام کرده است که از اول ژوئیه تحریم نفتی ایران را به اجرا خواهد گذاشت. ۲۷ کشور عضو این اتحادیه در مجموع مشتری حدود ۱۸درصد نفت تولیدی ایران هستند.

مطابق این تحریم‌ها کلیه قراردادهای نفتی اعضای اتحادیه اروپا با ایران تا اول ژوئیه پایان می‌یابد. علاوه بر این شرکت‌های اروپایی از این پس دیگر به نفتکش‌های حامل نفت ایران خدمات بیمه ارائه نمی‌دهند.

دولت آمریکا نیز گفته است که از ۲۸ ژوئن برای کشورهایی که خرید نفت خود از ایران را کاهش ندهند مجازات‌هایی در نظر می‌گیرد و دسترسی آنان به نظام بانکی و بازارهای مالی خود را محدود می‌کند.

کره جنوبی دو روز پیش از موعد اجرای تحریم‌های آمریکا اعلام کرد که خرید نفت از ایران را کاملا متوقف می‌کند. کره جنوبی چهارمین مشتری عمده نفت ایران بود و حدود ۱۰ درصد نفت این کشور را می‌خرید.

اعمال دور تازه تحریم‌ها بیش از هر چیز یادآور تحریمی است که شورای امنیت سازمان ملل متحد پس از اشغال کویت به دست عراق، علیه این کشور اعمال کرد. به موجب این تحریم‌ها محدودیتی شدید بر واردات و صادرات عراق وضع شد. تحریم‌ ضربه‌های سختی به زیربنا و ساختار اقتصادی عراق زد و آسیب‌های جبران‌ناپذیری در این کشور بر جای نهاد.

به رغم فشاری که بر جامعه عراق تحمیل شده بود، حاکمیت رژیم صدام خود به خود دچار اختلال جدی نشد و سرانجام در سال ۲۰۰۳ میلادی با حمله مستقیم نظامی آمریکا و متحدانش از میان رفت.

شرایط ایران امروز را نمی‌توان عینا مانند عراق دهه ۹۰ دانست. ایران بیش از دو برابر عراق جمعیت دارد. حجم اقتصاد ایران بیش از چهار برابر عراق است و تحریم‌های وضع‌شده علیه ایران هم به شدت تحریم‌هایی نیست که عراق با آنها دست به گریبان بود.

با این حال مرور تجربه عراق می‌تواند تصویری از آنچه ممکن است برای ایران پیش بیاید به دست بدهد.

نفت، در برابر...؟ غذا !

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption عکس‌ها از AP و AFP

اثر منفی تحریم‌ها بر اقتصاد عراق به حدی بود که سازمان ملل در سال ۱۹۹۵ میلادی با صدور قطعنامه‌ای کوشید تا راه‌هایی برای فروش نفت پیش پای عراق بگذارد.

به موجب این قطعنامه، عراق اجازه یافت تا نفت خود را در برابر دریافت غذا، دارو و سایر کالاهای ضروری به بازارهای جهانی عرضه کند.

هدف این برنامه، که از آن با عنوان "نفت در برابر غذا" یاد می‌شد، این بود که ضمن کاستن فشاری که بر زندگی روزمره مردم عادی عراق تحمیل می‌شد، مانع این شود که صدام بتواند برای طرح‌های نظامی جاه‌طلبانه خود به منابع مالی مورد نیاز دست یابد.

بخش‌هایی از ۶۵ میلیارد دلار درآمد ناشی از فروش نفت خام عراق صرف تهیه مایحتاج مردم شد، اما اجرای برنامه نفت در برابر غذا با فساد مالی نیز همراه بود.

در سال ۲۰۰۴ یک روزنامه عراقی فاش کرد که ۲۷۰ نفر، از جمله بعضی مقامات سازمان ملل و سیاستمداران در خلال این برنامه درگیر فساد مالی شده بودند.

در گزارشی عنوان شد که بنون سوان، رییس برنامه نفت در برابر غذا، ۱۵۰ هزار دلار رشوه دریافت کرده بود.

به جز او، ده‌ها مقام دیگر، به همراه شرکت‌های بزرگ بین‌المللی، از کشورهای خاورمیانه و همچنین روسیه، به همراه کمپانی‌های آمریکایی، مورد سوءظن قرار گرفتند.

حتی ادعاهایی علیه کوجو عنان، پسر کوفی عنان، دبیر کل وقت سازمان ملل متحد طرح شد.

به این ترتیب رژیم صدام موفق به کسب میلیاردها دلار شده بود. آقای عنان می‌گفت که ایالات متحده و بریتانیا عامدانه از قاچاق نفت عراق چشم می‌پوشند.

فساد به دوره اجرای برنامه نفت در برابر غذا محدود نماند و اکنون به یکی از ویژگی‌های ساختاری اقتصاد عراق بدل شده است؛ به گونه‌ای که گفته می‌شود پس از سقوط صدام و در جریان بازسازی عراق نیز میلیاردها دلار از منابع صندوق بازسازی عراق، که جایگزین برنامه نفت در برابر غذا شده بود، خارج از دایره حسابرسی قرار می‌گرفتند.

'تحریم عراق ۵۰۰هزار کودک را به کشتن داد'

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption عکس‌ها از AP و Getty

در سال ۱۹۹۶ میلادی خبرنگار شبکه سی‌بی‌اس از مادلین آلبرایت، وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده، پرسید که گفته می‌شود در اثر تحریم‌های اقتصادی در عراق "نیم میلیون کودک مرده‌اند. این حتی بیش از کودکانی است که در هیروشیما کشته شدند. به نظر شما چنین بهایی ارزشش را دارد؟"

و پاسخ آلبرایت این بود: "از نظر ما ارزشش را دارد."

به این ترتیب، با این که بعدها خانم آلبرایت تاکید کرد که منظورش نه تایید تعداد کودکان کشته‌شده، بلکه اشاره به پذیرش بهایی گزاف برای مقابله با رژیم صدام بوده است، این گزاره جا افتاد که "تحریم‌ عراق ۵۰۰ هزار کودک را به کشتن داده است."

البته نمی‌توان بر آماری که از این دوره در دست است، اتکای کامل داشت. همچنین دریافتن این که مرگ و میر کودکان در عراق در صورت عدم تحریم‌ها چه قدر بود، اگر ناممکن نباشد، بسیار دشوار است.

بنابراین تایید گزاره جنجالی "۵۰۰ هزار کودک مرده" ممکن نیست. با این حال آنچه مسلم است بیش از دو برابر شدن نرخ مرگ و میر کودکان پس از تحریم‌هاست. به ترتیبی که این مقدار از نزدیک ۶۰ نفر در هزار در سال ۱۹۹۰ میلادی به حدود ۱۳۰ نفر در هزار در سال ۱۹۹۱ میلادی می‌رسد.

در سال ۱۹۹۹ میلادی یونیسف در گزارشی وضعیت کودکان عراق را "تاسف‌بار" توصیف کرد و گفت که مرگ و میر نوزادان جهش یافته است.

دو دهه پس از اعمال تحریم‌ها علیه عراق، یعنی در سال ۲۰۱۰ میلادی، تونی بلر، نخست وزیر پیشین بریتانیا که در کمیته تحقیق جنگ عراق حاضر شده بود، برای توجیه جنگ گفت که حمله به عراق به مرگ و میر بالای کودکان و نوزادان پایان داده است.

به این ترتیب تحریم عراق و تبعات آن به مبنایی بدل شدند که جنگ علیه این کشور توجیه شود.

'سقوط سطح زندگی به حداقل‌های لازم برای بقا'

حق نشر عکس BBC World Service

تحریم‌ها اثر منفی شدیدی بر تولید، اشتغال و تاسیسات زیربنایی عراق گذاشت.

پس از جنگ خلیج فارس تنها ۲ نیروگاه از ۲۰ نیروگاه عراق، برق تولید می‌کردند. فقط نیمی از تصفیه‌خانه‌های آب کار می‌کردند و مطابق گزارشی که یونیسف در سال ۱۹۹۳ میلادی تهیه کرد، ۳۵ درصد آب مصرفی مردم عراق آلوده بود.

تولید نفت عراق در سال ۱۹۹۱ میلادی و پس از اعمال تحریم‌ها به طور ناگهانی به حدود یک هفتم سال قبل تنزل پیدا کرد و این برای کشوری مثل عراق که شدیدا به درآمد نفت متکی بود، آثاری فاجعه‌بار داشت.

در سال ۱۹۸۹ میلادی بیش از ۶۰ درصد درآمد ملی عراق از بخش نفت حاصل شده بود و به این ترتیب با تحریم نفت عراق، اقتصاد این کشور متحمل ضربه‌ای مرگبار شد.

در اثر تحریم و افت تولید نفت، درآمد سرانه عراقی‌ها نیز از ۹۸۱ دلار در سال ۱۹۹۱ میلادی به ۳۳۵ دلار سقوط کرد. یعنی مردم ظرف یک سال ناگهان نزدیک به دو سوم درآمد خود را از دست دادند.

در سال ۱۹۹۷ میلادی کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سازمان ملل در گزارشی پیرامون اعمال تحریم علیه عراق نوشت: "سطح زندگی بخش بزرگی از مردم عراق به حداقل‌های لازم برای بقا فروکاسته شده است."

و البته بسیاری حتی قادر به تامین همین حداقل‌ها نیز نبودند و جان باختند.

ویرانی بهداشت و آموزش

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption عکس‌ها از AP

تاثیر انزوای بین‌المللی عراق بر وضعیت بهداشت، تغذیه و آموزش عراق بسیار وخیم بود.

آمار مرگ و میر مادران از ۵۰ نفر در هر صد هزار نفر در سال ۱۹۸۹ میلادی تا سال ۱۹۹۷ میلادی به ۱۱۷ نفر در صد هزار نفر رسید.

بیماری‌های واگیردار و مشخصا بیماری‌هایی که از طریق آب آلوده منتقل می‌شوند و مالاریا شیوع یافتند. مطابق گزارش یکی از دستگاه‌های زیرمجموعه سازمان ملل متحد، بسیاری از بیمارستان‌ها و درمانگاه‌های عراق به دلیل کمبود آب، برق و وسایل ارتباطی، از ارائه خدمات به بیماران بازمانده بودند.

مراکز بهداشتی و درمانی عراق در این دوره عمدتا بدون نوسازی و نگهداری‌های لازم رها شده بودند.

نظام آموزشی عراق نیز از عواقب تحریم‌ها در امان نماند.

کودکان برای کار و تامین مخارج خانواده ناچار به ترک مدرسه می‌شدند و میزان ترک تحصیل در مقطع ابتدایی از حدود ۹۵ هزار نفر در سال ۱۹۹۰ میلادی (آغاز تحریم‌ها) به حدود ۱۳۲ هزار نفر در سال ۱۹۹۹ میلادی رسیده بود.

سازمان ملل در پایان دهه ۹۰ میلادی در گزارشی هشدار داد که نرخ بی‌سوادی میان زنان و بزرگسالان عراق به سطحی که در اوایل دهه ۸۰ میلادی بود، رسیده است.

سیستم آموزشی عراق با مشکلات در هم تنیده‌ای دست به گریبان بود؛ از تامین ساختمان و کتاب گرفته تا به کار گرفتن معلم‌های مورد نیاز، همه و همه برای عراق دشوار بود.

اثر منفی این مشکلات بر آموزش دختران تقریبا دو برابر ضربه‌ای بود که به آموزش پسران وارد شد.

آسیب‌هایی که زنان عراقی از این وضعیت متحمل شدند، محدود به پایین آمدن سطح آموزش نبود؛ موقعیت‌های کسب درآمد برای زنان به مراتب کمتر از مردان بود و این ترتیب زنان مجرد و یا سرپرست خانوار با مشکلات معیشتی شدیدی روبرو بودند.

وضعیت انزوای بین‌المللی و نیمه‌جنگی خشونت و درگیری‌های خانوادگی را نیز بالا برده بود که زنان مستقیما قربانی آن بودند.

چه بر سر ایران می‌آید؟

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption عکس‌ها از AP و فارس

اگر کشوری بخواهد بیش از اظهارنظرهای تند و جنگ‌های لفظی بر کشوری دیگر فشار آورد و در عین حال نخواهد هزینه‌های سنگین انسانی، مالی و حیثیتی آغاز یک جنگ را بپذیرد، چه راهی جز "تحریم" باقی می‌‍ماند؟

گذشته از نقدهایی که به ناعادلانه بودن تحریم‌ها یا معیارهای دوگانه کشورهای تحریم‌کننده وارد می‌شود، تردیدهای جدی در این زمینه وجود دارد که تحریم‌ها بتوانند به اهداف تعیین‌شده‌شان برسند.

رژیم صدام نزدیک به یک دهه سخت‌ترین نوع تحریم‌ها را از سر گذراند، اما توانست قدرت مرکزی را حفظ کند و تغییر عمده‌ای در سیاست‌هایش ندهد. تا سرانجام در سال ۲۰۰۳ میلادی ائتلافی به رهبری ایالات متحده به این کشور حمله کرد و به عمر این رژیم پایان داد.

نمی‌توان گفت که اگر تحریمی در کار نبود امروز عراق چه شکل و شمایلی داشت، به ویژه که وقوع جنگی تمام عیار در سال ۲۰۰۳ میلادی مشکلات انبوه این کشور را پیچیده‌تر هم کرد. اما ضرباتی که انزوای بین‌المللی این کشور به ساختار اقتصادی-اجتماعی و تاسیسات زیربنایی‌اش زد به قدری سنگین بودند که عراق هنوز از آثار آنها رهایی نیافته‌ است.

نهادهای بین‌الملی چون شورای امنیت سازمان ملل متحد و یا کشورهایی نظیر آمریکا هنگام اعمال تحریم‌ها بر آنها صفت "هوشمند" را نیز اضافه می‌کنند، اما به نظر می‌رسد "هوش" تحریم‌ها هنوز به جایی نرسیده که بتواند با اعمال فشار مستقیم به طرف مقابل، آن را به تغییر سیاست‌هایش وادار کند و زندگی روزمره مردم عادی را به دشواری نیندازد.

در حالی که هنوز تا سخت‌ترین مرحله‌های ممکن تحریم علیه ایران راه زیادی باقی است، آثار منفی آن در حال نمایان شدن است.

گرانی مواد خوراکی در هفته‌های اخیر و بالا رفتن دوباره نرخ ارز آشکارترین نمونه‌های آثار تحریم‌ها هستند. علاوه بر این چرخ‌های صنعت و تولید ایران نیز به مرور زیر این فشار در حال از کار افتادن است.

بعید است نهادهای بین‌المللی و قدرت‌های غربی به خاطر رنج مردم ایران مسیری را که آغاز کرده‌اند تغییر دهند، اما آیا جمهوری اسلامی برای مقابله با این فشارها حاضر است از برنامه هسته‌ای خود دست بکشد؟