ایران و عمان؛ واسطه ای برای تمام فصول

حق نشر عکس Mehr
Image caption اولین سفر رسمی دوجانبه سلطان قابوس پادشاه عمان بعد از انقلاب ایران همزمان با اعتراضات پس از انتخابات بود

مهمترین وجه رابطه دیپلماتیک ایران و عمان در سه دهه اخیر را می توان در نقشی خلاصه کرد که مسقط در این دوره به عهده داشته است: میانجیگری میان تهران و کشورهایی که با جمهوری اسلامی بر سر مسائلی اختلاف داشته اند. نقش عمان در این زمینه شاید نخستین بار در اوج روزهای جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۶پررنگ شد. هنگامی که مسقط با دعوت از نمایندگان تهران و بغداد تلاش کرد تا طرفین درگیر به شکلی محرمانه راهی برای رسیدن به توافق آتش بس بیابند. گرچه آن مذاکرات به توافقی میان ایران و عراق نیانجامید اما موضع دو طرف را برای پذیرش آتش بس در یک سال بعد آماده کرد.

در سال های پس از جنگ هشت ساله، عمان به این تلاش های میانجیگرایانه ادامه داد و از سرگیری روابط ایران با عربستان سعودی و بریتانیا حاصل همین دوران (۱۹۹۰) است. همچنین وساطت عمان در ماجرای رهایی ملوانان بریتانیایی از ایران در سال ۲۰۰۷ را باید به این فهرست افزود. آزادی سه جوان آمریکایی متهم به جاسوسی از زندان اوین در دو تابستان متوالی (سال های ۱۳۸۹ و۱۳۹۰) شاید تا این لحظه تازه ترین محصول به بارنشسته دیپلماسی میانجیگرایانه عمان در این مسیر باشد.

ایران و آمریکا که به سبب قطع رابطه دیپلماتیک، ظاهرا ناتوان از حل موضوع شده بودند توانستند با وساطت عمان راهی برای رهایی زندانیانی بیابند که پیشتر جمهوری اسلامی آنها را به هشت سال حبس محکوم کرده بود. عمان برای رسیدن به این هدف پذیرفت که وثیقه نیم میلیون دلاری هر یک از این سه جوان را به جمهوری اسلامی بپردازد که روی هم رفته یک و نیم میلیون دلار می شد.

به همان میزان که هنوز مشخص نیست مقام های عمان چگونه حاضر به پرداخت چنین هزینه ای شدند برای مساله ای که ارتباط مستقیمی با آنها نداشت - وزارت خارجه آمریکا هرگونه پرداخت پول برای آزادی زندانیان را تکذیب کرد - همچنین واضح نیست که ایران در هر یک از موارد وساطت مسقط چه نقشی داشته است؟ اینکه آیا ابتکار عمل برای ایفای نقش واسطه هربار صرفا متعلق به عمان بوده یا ایران در مسایل مختلف تلاش کرده که عمان را به ایفای چنین نقشی سوق دهد، ممکن است هیچگاه روشن نشود.

اما در ماجرای آزادی سه جوان آمریکایی، حسین نوش آبادی، سفیر ایران در عمان ابراز امیدواری کرد که نقش واسطه گری عمان به همین موضوع محدود نشود و بتواند به آزادی «ایرانیان زندانی» در آمریکا بیانجامد. سفیر ایران در این زمینه به طور مشخص از شهرزاد میرقلی خان نام برد که از سال ۲۰۰۷ تاکنون به اتهام دست داشتن در صدور غیرقانونی تجهیزات نظامی به ایران زندانی است. با این حال نباید فراموش کرد که همه دعوت های عمان از ایران برای حل مسائلی که یک طرفش تهران بوده همیشه با پاسخ مثبت جمهوری اسلامی مواجه نشده است. از جمله، تلاش عمان برای حل اختلاف ایران و امارات متحده عربی بر سر جزایر سه گانه (تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی) که هربار تهران تمایلی عملی برای حل آن نشان نداده است و یا رد درخواست مسقط برای وساطت بین تهران و واشینگتن. البته آمریکا با توجه به وجود عمان، کانال ارتباطی مورد اطمینانش توانست در ژانویه ۲۰۱۲ پیام «هشدار» جدی خود در قبال تهدیدهای ایران به بستن تنگه هرمز را به تهران برساند. سلطان قابوس، پادشاه عمان، در گفتگو با شبکه تلویزیونی فوکس آمریکا و بدون اشاره به جزییات موضوع فاش ساخت که این هشدار به دست رهبران ایران رسیده است.

اما فارغ از این نقش میانجیگری عمان، روابط دوجانبه تهران - مسقط بر چه پایه ای استوار است؟ و از آن مهمتر، دلایل عمان برای اختلاف مواضعش با دیگر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس بر سر تعاملی متفاوت با ایران چیست؟ به نظر می رسد مهمترین عواملی که ماهیت رابطه ایران و عمان را شکل داده اند از یک سو مرتبط با مسایل نظامی - استراتژیک و از سوی دیگر ریشه در تفاوت ها (و حتی اختلافات) عمان با دیگر کشورهای عرب داشته باشد.

استراتژی منطقه ای برای حفظ ثبات برخلاف رابطه ایران با دیگر همسایگانش که براساس تجارت و بازرگانی یا علقه های فرهنگی بنا شده، آنچه که ماهیت روابط تهران - مسقط را شکل داده، همکاری نظامی و استراتژیک منطقه ای است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption استقبال سلطان قابوس از محمد خاتمی رئیس جمهور وقت ایران در مسقط

این رابطه ای از سال های پیش از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ ایران و با کمک نظامی شاه به حکومت عمان برای مقابله با شبه نظامیان ظفار آغاز شد.

گر چه کشورهای دیگری هم در آن هنگام به یاری حکومت نوپای سلطان قابوس پرداختند اما نقش اصلی در پشتیبانی لجستیکی دادن به نیروهای نظامی عمان و حتی رویارویی مستقیم با شبه نظامیان چپگرای ظفار بر عهده نیروهای نظامی ایران بود که توانست زمام امور را در سال ۱۹۷۵ به سلطان قابوس بازگرداند. از آن هنگام تاکنون، به عقیده برخی تحلیلگران عرب، سلطان قابوس حکومتش را مدیون ایرانی هایی است که در روزهای سخت به یاری اش شتافتند. علاوه بر این، ایران دوران پهلوی (پس از آمریکا و بریتانیا) نخستین کشور منطقه بود که حکومت سلطان قابوس - در پی کودتا علیه پدرش - را در سال ۱۹۷۰ به رسمیت شناخت. یک سال بعد، سلطان قابوس بن سعید آل سعید در ردیف میهمانان ویژه جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در تخت جمشید حضور یافت.

امضای توافقنامه های مرزی ایران و عمان بر سر تنگه هرمز حاصل همین دوران است و طرفین از آن به بعد اسناد امنیتی و نظامی دیگری امضا کرده اند که از جمله به ناظران نظامی هر طرف اجازه می‌دهد تا بر مانورهای یکدیگر نظارت کنند.

دومین سفر سلطان قابوس به تهران در روزهای داغ تابستان ۱۳۸۸ بود. هنگامی که اعتراض ها به نتیجه انتخابات بحث انگیز ریاست جمهوی ایران ادامه داشت.

سلطان قابوس در این سفر علاوه بر ملاقات با آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران و محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور، قرارداد توسعه میدان گازی جزیره کیش را به ارزش هفت میلیارد دلار (و با چشم انداز توسعه تا سقف ۱۲ میلیارد دلار) با طرف ایرانی امضا کرد.

قراردادی که بر اساس آن عمان با سرمایه گذاری برای توسعه این میدان می توانست از گاز بهره مند شود اما پس از سه سال که از امضای آن اسناد می گذرد اخیرا (خرداد ۱۳۹۱) اعلام شد که این طرح توسعه به قرارگاه خاتم الانبیا واگذار شده است. تحریم های بین المللی علیه برنامه اتمی ایران ظاهرا عاملی بود که عمان را از مشارکت در پیشبرد این طرح بازداشته است. عمان به عنوان یکی از متحدان اصلی آمریکا در خاورمیانه و یکی از شش عضو شورای همکاری خلیج [فارس] در سه دهه اخیر سعی کرده که حتی در مواقع همراهی با متحدانش، مستقل از آنها به نظر برسد. با آنکه جزایر سه گانه نزدیک به تنگه هرمز، از نگاه عمان «جزایر اشغالی» و متعلق به امارات متحده عربی محسوب می شوند - به عقیده سلطان قابوس باید از راه مذاکره به اشغال آنها پایان داده شود - اما این موضعگیری همواره در بستری متفاوت با دیگر اعضای شورای همکاری مطرح شده تا از تنش در روابط ایران و عمان جلوگیری کند.

همچنین در ارتباط با پرونده اتمی ایران، نگاه رسمی عمان تا به حال بر این مبنا بوده که درباره این «تهدید» بزرگنمایی شده و مساله باید با مذاکره مستقیم تهران و واشینگتن حل شود.

بنا به اسناد ویکی لیکس، سلطان قابوس در سال ۲۰۰۸ در دیدار با دریادار ویلیام فالون، رئیس ستاد فرماندهی نیروهای مسلح آمریکا گفته است که ایرانی ها «احمق نیستند» و تهران می داند که «از خطوط مشخصی نباید عبور کند»؛ خطوطی مانند رویارویی مستقیم با ارتش آمریکا.

سلطان قابوس چند ماه قبل در گفت و گو با شبکه تلویزیونی فکس نیوز ابراز امیدواری کرد که پرونده اتمی ایران منجر به وقوع جنگی دیگر در منطقه نشود اما در ضمن این حق را برای اسراییل قائل شد که همه گزینه ها از جمله حمله نظامی علیه ایران را مد نظر داشته باشد.

وجوه تمایز عمان از دیگر کشورهای عرب شاید بتوان مهمترین وجه افتراق نسبی عمان از سیاست های شورای همکاری خلیج [ فارس] و دلیل حفظ نزدیکی اش با ایران را در اختلافات مسقط با ریاض دانست.

دو سال قبل موسسه پژوهشی رند (RAND) در تحقیقی پیرامون موضع عمان در قبال برنامه اتمی ایران نوشت که بخشی از مقام های کنونی و سابق عمان معتقدند عربستان سعودی در پی اهداف توسعه طلبانه منطقه ای خود، مساله اتمی ایران را بزرگ تر از واقعیت جلوه می دهد.

بنا به همین گزارش، افرادی که در مسقط با آنها مصاحبه شد به ادعای ارضی سعودی بر منطقه البریمی اشاره داشتند که در دهه ۱۹۵۰ به درگیری نظامی طرفین انجامید.

حق نشر عکس Mehr
Image caption مقام های عمانی در این سال پیام آور کشورهایی بوده اند که ایران روابط دوستانه ای با آنها ندارد

از سوی دیگر، روحانیون وهابی عربستان سعودی که در چند دهه اخیر دست بالا را در تفسیر اسلام در آن کشور داشته اند، عمانی ها را زندیق (خارج از دین) می دانند. واقعیت این است که بخش اعظم مردم عمان و از جمله خاندان سلطنتی این کشور معتقد به مذهب اباضیه هستند.

درباره ماهیت این مذهب روایات متعددی در تاریخ آمده از جمله اینکه آنها ادامه خوارج هستند که بر علی بن ابیطالب امام اول شیعیان شوریدند. اما این تعریف مورد وثوق اهل اباضیه نیست و آنها سابقه شکل گیری خود را به دورانی پیش از خلافت خلیفه چهارم می رسانند.

از جمله توافق هایی که طی چند سال اخیر میان ایران و عمان به امضا رسید می توان به ایجاد کرسی «فقه اباضی» در دانشگاه بین المللی امام خمینی اشاره کرد.

در شهر صلاله (مرکز استان ظفار) مقبره ای که گفته می شود آرامگاه عمران نبی است (طولانی ترین مقبره جهان با ۳۰ متر طول) جای دارد که هرساله پذیرای هزاران بازدیدکننده است؛این وضعیت در تعارض کامل با نظر روحانیون وهابی در عربستان سعودی است.

نگرانی مقام های عمان از نفوذ عربستان سعودی در سال ۲۰۰۸ به درگیری شماری از اهل تسنن در شهر صلاله با پلیس عمان منجر شد. در آن هنگام، مقام های عمان دستور داده بودند که مردم درباره اعلام روز عید فطر از نظر روحانیون سعودی تبعیت نکنند. اما نه تنها تفاوت های فرهنگی عمانی بلکه ساختار حکومتی این کشور هم آن را از سایر همسایگانش متمایز می کند.

برخلاف دیگر نظام های سلطنتی عرب که عموما ملک و یا شیخ نامیده می شوند رهبر عمان رسما سلطان است و در جوانی در ارتش بریتانیا خدمت کرده است.

از زمانی که در قرن ۱۸ خاندان آل سعید (اسلاف خانواده سلطنتی کنونی) توانستند قوای نادرشاه افشار را از اشغال مناطق شمالی عمان بازدارند دوران تازه ای از حیات این کشور با استقرار این خانواده آغاز شد.

عمان با توجه به موقعیت استراتژیکی که آن را در بین شبه قاره هند و قلب خاورمیانه قرار می دهد - سالها قبل از آنکه دیگر کشورهای عرب استقلال خود را با سرنگونی امپراتوری عثمانی به دست آورند- در قرن نوزدهم به قدرتی منطقه ای بدل شد.

استقلال عمان در تصمیم گیری و تفاوتش با دیگر اعضای شورای همکاری خلیج [فارس]، در برنامه های نوسازی و توسعه شهری عمان نیز متجلی است.

در مسقط برخلاف دیگر پایتخت های اعضای شورای همکاری [فارس]، اثری از آسمانخراش های عظیم نیست و در عوض بافت معماری سنتی شهر نوسازی و حفظ شده است.

از دیگر جنبه های استقلال عمل سیاسی سلطان قابوس رهبر عمان می توان به تعامل او با اسراییل اشاره کرد. موضوعی که مقام های جمهوی اسلامی با توجه به نوع رابطه ای که با عمان دارند تلاش می کنند بی توجه از کنار آن بگذرند.

سلطان قابوس نه تنها در سال ۱۹۷۹ از امضای پیمان صلح کمپ دیوید بین اسراییل و مصر پشتیبانی کرد بلکه به عنوان تنها کشور حاشیه خلیج فارس تاکنون میزبان دو نخست وزیر اسراییل (اسحق رابین در سال ۱۹۹۴ و شیمون پرز در سال ۱۹۹۶) در مسقط بوده است.

چشم انداز تداوم رابطه ایران و عمان

فارغ از همه فاکتورهای ملی و منطقه ای، موضوعی که چشم انداز رابطه تهران و مسقط را مبهم می سازد این است که سلطان قابوس، حاکم بلامنازع عمان در چهار دهه اخیر، برخلاف دیگر نظام های پادشاهی عرب، جانشینی برای خود تعیین نکرده است.

سلطان قابوس، ۷۲ ساله، که ظاهرا همه این سال ها نقش اصلی را در تنظیم روابط خارجی کشورش از جمله با ایران داشته است نه تنها فاقد برادری برای جانشینی است بلکه از تنها ازدواج کوتاه مدتش در میانه دهه ۱۹۷۰ هم فرزندی ندارد.

شایعاتی در جامعه عمان است مبنی بر اینکه سلطان قابوس نام جانشینش را در نامه ای نوشته که پس از مرگش منتشر خواهد شد. از سوی دیگر گفته می شود که او کار انتخاب جانشین خود را به شورایی سلطنتی سپرده که پس از او در این باره تصمیم خواهد گرفت.

گمانه زنی درباره جانشین سلطان قابوس یا چشم انداز آتی در روابط تهران و مسقط هنگامی دشوارتر می شود که بدانیم در همه سال های اخیر که رابطه نسبتا گرمی میان دو کشور برقرار بوده، جناحی در دربار عمان همصدا با برخی از دیگر کشورهای عرب بر لزوم حمله آمریکا به جمهوری اسلامی پافشاری می کرده، و این جناح از سوی سلطان قابوس به خویشتنداری دعوت می شده است.

بنا به اسناد ویکی لیکس، سپهبد علی بن ماجد المعمری، یار نظامی دیرین سلطان قابوس و رئیس دفتر او تا یکسال قبل، در ملاقاتی که در سال ۲۰۰۸ با دریاسالار ویلیام گارتنی فرمانده نیروی دریایی آمریکا داشته از هرگونه اقدام نظامی علیه برنامه اتمی ایران پشتیبانی کرده و تهدیدهای ایران برای بستن تنگه هرمز را «توخالی» دانسته است.

بر اساس اسناد ویکی لیکس در تضاد با مواضع آشتی جویانه وزارت خارجه عمان در آن هنگام، سپهبد المعمری همچنین به فرمانده نظامی آمریکایی گفته است که ایران اهداف توسعه طلبانه در منطقه دارد و از تاکتیک هایی فریبکارانه استفاده می کند تا برنامه اتمی اش را به سرانجام برساند.

یک سال قبل، در واکنش به اعتراضات چند روزه در عمان، همزمان با آغاز تظاهرات در برخی کشورهای عربی، سلطان قابوس با برکناری دو چهره در کابینه اش توانست به نا آرامی های اجتماعی خاتمه دهد. یکی از دو فرد برکنار شده سپهبد المعمری بود که از آن هنگام تاکنون کمتر اثری از او در رسانه های عمان است.

مشخص نیست که آیا برکناری المعمری در سال گذشته مصلحتی یا موقتی بوده و او بار دیگر به حلقه قدرت وارد می شود یا خیر؟ از آن مهمتر این که معلوم نیست وزن چهره هایی نظیر او در آینده دربار عمان و تصمیم گیری درباره ایران چه اندازه خواهد بود.

این نوشته بخشی از مجموعه ای است که سایت فارسی بی‌بی‌سی در آن روابط ایران با کشورهای همسایه و همجوارش را بررسی می کند.

مطالب مرتبط