ایران و ارمنستان؛ رابطه مسلمان ها و ارامنه

Image caption ایران با ارمنستان یکی از باثبات ترین روابط را در میان همسایگان دارد

ارمنستان از زمان دستیابی به استقلال، در پی فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی، رابطه متقابل تنگاتنگ و مستحکمی با همسایه جنوبی خود ایران برقرار کرده است.

ماهیت روابط ایران-ارمنستان که بازتابِ جغرافیای مشترک و منافع همگراست، با برطرف شدن بعضی چالش‌ها و مشکلات، در سال‌های اخیر عمیق‌تر شده است.

ارمنستان که به طرق متعدد، نشان داد قابل اطمینان‌ترین همسایه ایران است، آرامش در خور توجه‌ای را به دور از تنش‌ها و اصطکاک های درون منطقه دریای خزر و آسیای مرکزی برای ایران فراهم کرده است.

از یک چشم‌انداز وسیع‌تر راهبردی، رابطه ایران با ارمنستان به دلیل یک مفهوم مشترک از انزوا هدایت می‌شود. عامل دوم رویکرد ایران به ارمنستان، رویکرد فرصت است، ارمنستان همسایه‌ای تلقی می‌شود که همکاری را به جای برخورد برای ایران فراهم می‌کند.

در عمل، این مسئله در این واقعیت کاملا مشهود است که ارمنستان برای ایران مقصدی معمول برای گشت و گذار آخر هفته ایرانیان است و بیش از ۱۵۰۰ دانشجوی ایرانی در حال حاضر در دانشگاه‌های ارمنستان و نهادهای آموزشی مشغول تحصیل،هستند. همچنین حضور یک جمعیت ارمنیِ ۳۰۰ هزار نفری که از منزلت اجتماعی به سزایی در ایران برخوردارند، نشان دهنده این امر است.

و سوم اینکه رویکرد ایران نسبت به ارمنستان همچنین ریشه در عوامل ژئوپولیتک وسیع‌تری دارد، هم پیمانی با ارمنستان، وزنه تعادلِ تاکتیکی در برابر پروژه قدرت و نفوذ غرب یا آمریکا در اختیار ایران می‌گذارد. ایران طی دهه ۱۹۹۰ بیشتر بر تقابل با ترکیه به عنوان نماینده منطقه‌ای آمریکا در منطقه متمرکز بود.

هر چند اخیرا سیاست منطقه‌ای ایران با افزایش خطر حمله نظامی علیه خواست هسته‌ای ایران و با تشدید اختلاف در روابط آمریکا و ترکیه، بر گسترش روابط با ارمنستان و گرجستان با افزایش فشار بر آذربایجان تمرکز یافته است.

برای ارمنستان، ایران نیز بدیل مهمی برای مرزهای بسته، نزاع حل نشده و تنش با هر یک از همسایه‌های دیگرش است. به ویژه، ارمنستان که به عنوان دولتی محصور در خشکی که گروگانی در انزوای جغرافیایی‌اش است، به مدت زمان طولانی در منطقه‌ای زندانی بوده که برای قرن‌ها به عنوان ناحیه‌ای در خدمت رقابت و کشمکش شدید بین قدرت‌های بزرگتر بوده است.

دوره آغازین استقلال ارمنستان، ضرورت ایجاد روابط پایدار با ایران افزایش یافته است. از آنجا که آسیب‌پذیری جغرافیایی‌ ارمنستان خیلی برجسته شد، و جمهوری آذربایجان و ترکیه با یک استدلالِ «اتحاد برادری» علیه جنگ قرباغ اولیاء مرزهای خود را به روی ارمنستان بستند، ارمنستان به طور کلی با انزوایش سازگار شد و بر تنگنا‌های دو مرز باز از چهار مرز خود چیره شد. به سبب اتکای بیش از حد ارمنستان به گرجستان به عنوان راه صادرات و واردات، ایران راه تجاری جایگزینِ حیاتی و خط انرژی در اختیار ارمنستان می‌گذارد.

در همان حال، نزدیکی راهبردی ارمنستان به ایران، بیشتر به دلیل ضرورت روز است تا مسائل تاریخی.

روابط ارمنستان با ایران بر اساس نیاز به راه فرار از انسداد شرقی-غربی مرزهایش و تمایل به کاهش اتکای از پیش و بیش به روسیه به عنوان شریک قدیمی، یا حتی تنها شریک تجاری و انرژی این کشور جلو می‌رود. بنابراین، سیاست ایران در قبال ارمنستان، به دلیل انسداد و انزوا، عمدتا در حذف ارمنستان از برنامه‌های انرژی منطقه‌ای، از جمله خط لوله باکو - تفلیس جیحان و خط لوله برنامه‌ریزی شده نابوکو شکل گرفته است.

در عمل، رابطه ارمنستان با ایران همانند رابطه تجاری و بازرگانی، به دستاوردهای فرعی و جزئی منجر شد. گرچه حجم مبادلات تجاری بین دو کشور، از مبلغ اندکِ ۷۲ میلیون دلار در سال ۲۰۰۱ به حدود ۲۸۵ میلیون دلار در معاملات سال اخیر، رشد تدریجی کرده، ایران علی رغم نزدیکی به بازارها و مرز مشترک ارمنستان، یک شریک تجاری فرعی باقی مانده است.

از نظر ساختاری، سطح پایین تجاری متقابل، نشان‌دهنده ماهیت محدودِ این رابطه است. به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۱، صادرات ارمنستان به ایران ۱/۸ صدر خالص از کل صادرات این کشور و واردات ارمنستان از ایران تنها ۳/۵درصد از کل وارداتش بود.

تنها استثناء بر این بعد محدود اقتصادی و تجاری، انرژی است. به جریان انداختن پروژه تاخیر افتاده سال ۲۰۰۴ برای ساختن برنامه خط لوله گاز طبیعی بین ایران و ارمنستان، مهمترین دستاورد در بخش انرژی بود.

بعد از سال‌ها تاخیر و مذاکرات چندجانبه که به نظر به جایی نرسید، آغاز ساختن خط لوله ۱۴۱ کیلومتری نشانگر نقطه عطف مهم در روابط ارمنستان-ایران بود که برای اولین بار مشخص می‌کرد که برنامه بلندپروازانه عملا به بار نشسته است.

عملیات کنونی خط لوله گاز طبیعی ایران-ارمنستان، که از طریق ارمنستان ۴۱ کیلومتر و در خاک ایران ۱۰۰ کیلومتر کشیده می‌شود، بدون مشکل نبود.

ظرفیت واقعی خط لوله، علی رغم برنامه اولیه بلندپروازانه، بعد از فشار روسیه بر ارمنستان ظاهرا برای محدود کردن ظرفیت ارمنستان جهت صادرات مجدد و ممانعت از هر گونه رقابت واقعی با «گازپروم» شرکت نفت روسی که اکثریت سهام آندر اختیار دولت روسیه است، به طور جدی کاهش یافت.

بر اساس برنامه اولیه قرار بود این خط لوله از ایران و ارمنستان به گرجستان کشیده شود، و سپس از زیر دریای سیاه به اکراین و به اروپا برود، شبیه پروژه «گاز پروم بلو استریم». قطر خط لوله هم از اول قرار بود حدود ۱۲۰۰ میلیمتر باشد اما بعدا به ۷۰۰ میلیمتر کاهش یافت.

با این همه، این خط به عنوان منبع جایگزین برای واردات گاز، اهمیت فراوانی برای ارمنستان دارد.

طی مدت زمان۲۰ ساله، ارمنستان بین ۳۸-۳۶ میلیارد فوت مکعب گاز در سال یا معادل ۱/۱ میلیارد متر مکعب دریافت می‌کند. این خط لوله دارای ظرفیت وارداتِ بیشتر از گاز ترکمنستان است (که از گاز ایران خیلی ارزان‌تر است) در نتیجه ظرفیت بالقوه تا ۳/۲ میلیارد متر مکعب بعدها افزایش می‌یابد. ارمنستان در حال حاضر ۶/۴۶ میلیارد فوت مکعب در سال مصرف دارد.

بنابراین، این خط لوله برای خروج از مصرف انحصاری گاز روسیه از طریق گرجستان اهمیت دارد و کمک خواهد کرد که بازار گاز در ارمنستان بیشتر رقابتی شود و در نتیجه به اهداف راهبردی، امنیتِ انرژی همه جانبه برای ارمنستانِ محصور در خشکی به ارمغان آورد.

Image caption قرارداد خط لوله انتقال انرژی از ایران به ارمنتسان در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی و رابرت کوچاریان در ایروان امضا شد

ورای خط لوله گاز ایران-ارمنستان، جنبه‌های دیگر و مهم مرتبط با انرژی شامل ساختن یک نیروگاه برق هیدروالکتریک با هزینه ۱۴۰ میلیون دلار در ارمنستان است.

ارمنستان و ایران همچنین در حال مذاکره برای ساختن یک خط لوله نفت از ایران به ارمنستان هستند اگرچه شرایط جغرافیایی این ناحیه یک مانع جدی برای چنین پروژه‌ای است.

شبکه‌های برق ایران و ارمنستان هم اکنون بهم وصل شده‌اند و مبادله فصلی منظمی را ترسیم می‌کنند: از ارمنستان به ایران در تابستان، ایران به ارمنستان در زمستان، در سطح ۴۵ میلیون دلار با ۵/۱ میلیارد کیلووات ساعت.

نگرانی‌ها و چالش‌ها

اما همانطور که غرب تحریم‌های سخت‌تری را ضد ایران اعمال می‌کند و تهدید نظامی علیه برنامه هسته‌ای ایران افزایش می‌یابد، ارمنستان تحت فشارهای فزاینده بر روابطش با ایران قرار می‌گیرد.

این اعلام خطر طی نشست دسامبر ۲۰۱۱ در ایروان آشکار بود، زمانی که سرژ سرکیسیان، رئیس جمهور ارمنستان و همتای ایرانی‌اش محمود احمدی‌نژاد، بر ضرورت یک راه‌حل دیپلماتیک برای بن‌بست هسته‌ای ایران با غرب تاکید کردند.

طرف ارمنی، در میزبانی، با وعده گسترش «روابط در سطح بالا» و تصریح تعهد نسبت به «روابط خوب» مراقب بود که آقای احمدی‌نژاد را طی این ملاقات یک روزه در ایروان راضی نگه دارد.

همچنین، طی بک بیانیه مشترک، روسای جمهور ”حق همه کشورها، از جمله ایران و ارمنستان را برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی اتمی خاطر نشان کردند اما بر اهمیت حل مسئله هسته‌ای ایران از طریق مذاکره و روش‌های دیپلماتیک تاکید کردند.

اما همانطور که تنش بین ایران و غرب عمیق می‌شود، ارمنستان به طور روزافزونی نگران توجه دوباره در مورد حمله احتمالی آمریکا یا اسرائیل به تاسیسات هسته‌ای ایران است.

بحث درباره حمله نظامی علیه ایران در ارمنستان افزایش یافته است، که پوشش رسانه‌ای روسیه به سهم خود به این مسئله دامن می‌زند، بسیاری را در ارمنستان درباره نزدیکی این کشور با ایران نگران کرده است.

در سطحی عمیق‌تر، این احساس خطر ارمنیان به ویژه با ارائه گزارشی از تحریم‌های اعمالی بر ارمنستان، محتاطانه و سنجیده شده است. برای مثال در می ۲۰۰۲ دولت آمریکا، تحریم‌هایی را علیه یک بنگاه تجاری (و یک فرد) اعمال کرد که بنا به گزارش ها درگیر معامله مناقشه‌انگیزی بود که با مسئله انتقال فن آوری ممنوعه سر و کار داشته است.

وزارت خارجه آمریکا، مدتی بعد چند فرد و شرکت ارمنی همراه با بنگاه‌هایی در مولداوی و چین را به خاطر عرضه تجهیزاتی به ایران که می‌توانست در تولید و تکثیر تسلیحات کشتار جمعی مورد استفاده قرار گیرند، تحریم کرد.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption رئیس جمهور ارمنستان در سفر رسمی به تهران

تحریم‌های بیشتر در مارس ۲۰۰۸ در پی آمد، زمانی که شرکت‌ هوایی بلو مستقر در ارمنستان مقصر شناخته شد که «آگاهانه سه فروند هواپیمای ساختِ آمریکا را با تخطی از قوانین صادراتی آمریکا» به ایران فرستاده بود و آماده می‌شد تا سه فروند هواپیمای دیگر را به ایران صادر کند که تخطی بیشتر از قوانین محسوب می‌شود.»

اگرچه این تحریم پیامی برای مسکو و ایروان بود، دولت ارمنستان نظارت صادراتی و امنیت مرزها را شدیدتر کرد، و از آن زمان در رابطه با منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای و امنیت مرزها با آمریکا تنگاتنگ همکاری کرده است.

هماهنگی با تحریم‌های سخت‌تر

برای ارمنستان، که مقدار کمی از گاز طبیعی ایران را از طریق خط لوله ساخته شده در سال ۲۰۰۹ وارد می‌کند، مواجه شدن با درخواست تحریم‌های بیشتر، به ویژه در پرتو روابط تبادل پایاپای انرژی و ۳۰۰ میلیون دلار در تجارت متقابل سالانه نیز چالش محسوب می شود.

تبادلات انرژی شامل ساختنِ سومین خط انتقال برق است که شبکه‌های برق ایران و ارمنستان را به هم متصل می‌کند و ساختن برنامه‌ریزی شده دو نیروگاه هیدروالکتریک بر رودخانه ارس که خط مرزی ایران و ارمنستان است. همچنین طرح‌های بلندپروازانه ایران برای ساختن خط راه آهن ایران به ارمنستان با هزینه ۵/۲ میلیارد دلار و ۵۴۰ کیلومتر را با مشکل مواجه می‌کند.

تحریم‌ها تدریجا سخت‌تر و وسیع‌تر شده، به بخش‌های تجاری و اقتصادی گسترش یافته، همچنین گروه‌های خاص‌تر در ایران را هدف می‌گیرد، از بانک مرکزی تا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را.

به عنوان مثال، کنگره آمریکا همین مسیر تحریمی را دنبال می‌کند، کمیته بانکی سنا اخیرا بسته‌ تازه‌ای از تحریم‌های پیشنهادی تصویب کرده که هدفش سپاه پاسداران و شرکت‌های در گیر در سرمایه‌گذاری‌های مشترک انرژی و استخراج اورانیوم با تهران است. همچنین شرکت‌ها و افرادی را که سلاح در اختیار ایران می‌گذارند که علیه شهروندان ایرانی قابل استفاده است، مجازات می‌کند.

اما روند تحریم‌های سخت‌تر که هدفش خدمات بانکی و مالی ایران است، با تحمیل درخواست‌های تازه برای شفافیت و دقت بیشتر در عملکرد بانک‌های جاری در ارمنستان، چالش‌های جدی‌تری را برای ارمنستان ایجاد می‌کند. همچنین تحریم‌ها، مشکلات جدی‌تر و تازه‌ای را برای پروژه‌های متقابل برنامه‌ریزی شده و معوق در بخش انرژی پیش می‌کشد، به طوری که باعث پاگیر شدن آن بخش می‌شود که ریشه در منافع مشترک اقتصادی و راهبردی بین ایران و ارمنستان دارد.

روشن است که طراحان مشی سیاسی در ارمنستان باید بدانند که به ویژه در رابطه با ایران حواسشان جمع باشد، تعدیلات احتمالی بلند مدت در سیاست‌های ارمنستان را در صورت وقوع مواجهه نظامی در نظر بگیرند.

اما در چارچوب این نزاع جاری، آمریکا عملا انتظارات حداقلی و شاید حتی فشار کمتر اهرم را لحاظ می‌کند. آمریکا بر اساس این شناخت که انسداد و انزوای منطقه‌ای ارمنستان نیازمند روابط پایدار و مثبت با ایران است، صرفا بر سازگاری ارمنستان با تحریم‌ها علیه ایران تاکید می‌کند و محدود شدن مقیاس و دامنه پیوندهایش با ایران را می‌پذیرد. این محدودیت‌ها عمدتا بر ممانعت‌هایی بر هر گونه رابطه نظامی، و علی رغم پروژه خط لوله گاز، بر هرگونه رابطه همکاری در حوزه هسته‌ای متمرکز است.

با نگاه به پیش رو، انتظارات آمریکا و غرب از سیاست ارمنستان در آینده ممکن است تغییر ‌کند، همین طور که مسئله کشمکش ایران و آمریکا ادامه می‌یابد، از ارمنستان انتظار می‌رود که به تحرکات آمریکا برای مهار ایران وفادار بماند. به عنوان مثال، ارمنستان در مورد تلاش‌های تازه برای فشار بر ایران، ممکن است ملزم شود که به تحریم‌های احتمالی چندجانبه تعریف شده توسط غرب اما با سرکردگی آمریکا بپیوندد. و در این حالت، که به نظر می‌آید سرپرستی تحریم‌ها به عهده سازمان ملل خواهد بود ارمنستان، قدرت مقاومت در برابر فشارهای غرب را نخواهد داشت.

هرچند با وقوع مواجهه نظامی، دورنمای ارمنستان به نحوی تغییر می‌کند. عجیب آنکه، برنامه‌ریزی راهبردی جاری آمریکا برای عملیات نظامی احتمالی علیه ایران،به ارمنستان به عنوان «پل» احتمالی حمله به ایران نگریسته می شود.

حق نشر عکس BBC Azeri
Image caption وزاری امور خارجه ایران و آمریکا به فاصله اندکی در ماه های اخیر از ایروان پایتخت ارمنستان دیدار کرده اند

بالاخص، برنامه‌ریزان آمریکایی، از چشم‌انداز راهبردی، در مورد عمل نظامی به دو دلیل، نقشی منحصر به فرد برای ارمنستان قائل هستند. اول اینکه نقش یگانه ارمنستان هم به عنوان طرف صحبتِ احتمالی در مرحله اولیه و هم به عنوان پلی به ایران در دوره پس از جنگ، گزینه سودمند برای منافع آمریکا است.

دوم اینکه با توجه به وضعیت رابطه ارمنستان و جمهوری آذربایجان، باعث می‌شود که در چنین سناریوی نظامی، به ارمنستان نقش ویژه‌ای داده شود. نه تنها این نکته به طور ویژه در خدمت منافع آمریکا است، بلکه موجب ثبات در منطقه می‌ شود.

در حالی که توجه به پیچیدگی موقعیت ارمنستان مهم است، همچنین روشن است که توسعه ارمنستان، در گرو مسئله ایران است.

این نوشته بخشی از مجموعه ای است که سایت فارسی بی بی سی در آن روابط ایران با کشورهای همسایه و همجوارش را بررسی می کند.