سبک‌های زندگی‌نامه نویسی برای رهبر ایران

آیت الله خامنه ای حق نشر عکس AP
Image caption در خاطرات منتشر شده توسط حامیان آیت الله خامنه ای، وی کارشناسی طراز اول در امور سیاسی، نظامی، دیپلماتیک، فقهی، امنیتی و هنری معرفی می شود

روز شنبه چهاردهم مرداد، دومین اطلاعیه‌ دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای درباره‌ کتاب "شرح اسم" - زندگی نامه رهبر ایران - منتشر شد.

در اطلاعیه‌ دوم، گرچه اجازه داده شد که کتاب "شرح اسم" بعد از اصلاحات خواسته شده، منتشر شود، اما همچنان نارضایتی از متن کتاب باقی بود.

در این اطلاعیه که خطاب به "مدیرکل امور کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی" نوشته شده این نارضایتی چنین ترسیم شده است: "به اطلاع می‌رساند نظر به اهمیت اصلاح اغلاط تاریخی، صرفا اغلاط و نکات لفظی تاریخی (۲۴۰ نکته) به ناشر اطلاع داده شد و از ابلاغ نسبت به اصلاح اغلاط و نقایص محتوائی از قبیل تحلیل‌ها، برداشت‌ها، و روش استنباط از اسناد خودداری و نقد و تحلیل و بررسی این نوع اشکالات به جامعه‌ی علمی و تحقیقی کشور واگذار شد. "

پیش از آن و در اواخر اردیبهشت ماه، دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای در اطلاعیه‌ای تاکید کرده بود که کتاب "شرح اسم" به‌دلیل "وجود اغلاط مختلف تاریخی و غیر تاریخی"، موفق به دریافت مجوز نشر از این مؤسسه نگردیده است.

بالاخره اما نه مشخص شد که این کتاب بدون آن مجوز چگونه منتشر شده بود و نه اعلام گردید که چاپ اول آن کتاب چه سرنوشتی یافته است.

۲۴۰ غلط تاریخی

اهمیت ماجرا وقتی افزون‌تر می‌شود که بدانیم ناشر این کتاب "مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی" است که گرچه ظاهراً و به‌طور رسمی به وزارت اطلاعات ایران وابسته نیست، اما در انتشار کتاب‌هایش از اسنادی استفاده می‌کند که تنها در اختیار این نهاد می‌تواند باشد.

در سال‌های اخیر از جمله کتاب‌هایی که این مؤسسه منتشر کرد، تاریخچه‌ی جریان‌های مخالف حکومت، از جمله گروه‌های مجاهدین خلق، فدائیان خلق و حزب توده بود.

اکنون مشخص نیست که اگر کتاب تدوین شده توسط این موسسه، برای زندگی آیت‌الله خامنه‌ای بیش از ۲۴۰ غلط تاریخی وهمچنین موارد متعددی اغلاط و نقایص محتوایی دارد، کتاب‌هایی که درباره گروه‌های مخالف حکومت منتشر کرده، تا چه حد ممکن است ار دقت برخوردار باشد.

با اینهمه حساسیت آیت‌الله خامنه‌ای به "تصویر"ی که از وی ساخته می‌شود، چیز جدیدی نیست.

این تصویر یا در زندگینامه‌های اوست و یا در نقل خاطرات و گفت‌وگوهایی که درباره‌ی اوست ویا حتی در عکس‌هایی که از او منتشر می‌شود. همه این موارد با دقت بررسی می‌شود.

برخی خبرنگاران ایرانی می گویند که تصاویری که در جریان سفرها، دیدارها و یا سخنرانی‌های رهبر ایران قرار است منتشر شود نیز به دقت ارزیابی می‌شود.

به همین دلیل است که در این سفرها یا دیدارها عکاس‌های مستقل اجازه‌ی حضور و عکاسی پیدا نمی‌کنند.

سال گذشته نشریه‌ "امتداد" وابسته به بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس، گفتگویی منتشر کرد که گفته می‌شد با یکی از محافظان قدیمی آیت‌الله خامنه‌ای درباره‌ی ناگفته‌های زندگی وی انجام شده است.

با انتشار گسترده‌ی این متن در سایت‌های حکومتی و برخی نشریات، دفتر حفظ آثار آیت‌الله خامنه‌ای طی اطلاعیه‌ای که یازدهم شهریور ۱۳۹۰ منتشر کرد، مصاحبه‌‌ی محافظ سابق را "در موارد قابل توجهی حاوی مطالب ناقص یا نادرست درباره‌ی زندگی معظم‌له" توصیف کرد و از رسانه‌ها خواست "پیش از هرگونه مصاحبه، نقل قول شفاهی یا مکتوب، و خاطره‌ی مرتبط با حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، صحت و اعتبار آن را از طریق مراجع مسئول احراز نمایند."

نکته مهم آن بود که بخش زیادی از این گفت‌و گو، یک سال پیش از آن، روز یکشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۹، در کیهان با عنوان "متن سخنرانی یکی از محافظان مقام معظم رهبری در سال ۶۸" منتشر شده بود و اعتراض دفتر رهبری را برنینگیخت.

خاطرات خبرساز دیگر

اما متنی که ماهنامه "امتداد" منتشر کرد، اضافاتی داشت که متن روزنامه کیهان نداشت. از جمله‌ این افزوده‌ها، نقل قول‌هایی درباره خاطرات جوانی رهبر ایران و سبک زندگی وی بود.

برای نمونه در متن دوم از قول آیت‌الله خامنه‌ای آمده بود: "من وقتی به حوزه علمیه قم می‌آمدم خوشحال بودم کوچک‌ترین فرد حوزه علمیه قم هستم.خیلی کوچک بودم.وقتی حجره‌بندی کردند، با دو نفر دیگر هم‌حجره‌ای شدم.رفتم توی اتاق دیدم اِ... یکی از من کوچک‌تر است.اولش خیلی بهم برخورد؛ چون یک نفر از من کوچک‌تر بود. فکر می‌کردم کوچک‌ترینشان منم. آن کوچک‌تر آقای هاشمی بود. بعد که با هم مأنوس شدیم، دیدم نه، این هم الحمدلله از من بزرگ‌تر است. چون ریش نداشت، قیافه‌اش کوچک‌تر دیده می‌شد."

در جای دیگر می‌نویسد: "آقا توی کوه عمامه سرش است، عمامه‌ همیشگی‌اش نیست. عمامه‌ای باریک‌تر و کوچک‌تر است. بعضی‌ مواقع هم بعضی جاها ایشان لباس شخصی می‌پوشند. همیشه با آن لباس نیست."

و اینکه: "شماها شاید چندین بار صدای قرآن آقا را شنیده باشید ولی تشخیص نداده‌اید.چون بعضی موقع‌ها رادیو پخش می‌کند.هر موقع هم پخش می‌کند چون خودش هم نمی‌داند اشتباهاً می‌گوید مصطفی اسماعیل. لحن آقا، مصطفی اسماعیل است. ترتیلش را رادیو پخش می‌کند به اسم مصطفی اسماعیل."

محافظ سابق که با نام "غلام شاه‌پسندی" معرفی شده بود در متنی طولانی به نقل خاطرات خود از رهبر ایران پرداخته بود که در آن برخی سخنان غیرمنتظره نیز دیده می‌شد.

اما بخشی که با روزنامه کیهان مشترک بود و اعتراضی به آن نشده بود، اتفاقاً عجیب‌تر از این بخش جدید بود.

در این بخش ادعاهایی غلوآمیز درباره‌ی "ارادت بزرگان" به رهبر ایران منتشر شده بود.

از جمله درباره نحوه برخورد آیت‌الله جوادی آملی با رهبر ایران آمده بود: " وقتی ماشین ایستاد، آقای جوادی دویدند در را باز کردند.

رفتند که دست آقا را ببوسند، آقا نگذاشتند و سریع از آن در ماشین پیاده شدند. با آقای جوادی آملی رفتیم بالا توی خانه آقای جوادی آملی. ایشان تا دست آقا را نبوسید، ول نکرد. "

درباره برخورد آیت‌الله سیدرضا بهاءالدینی نیز نوشته بود: "آقای بهاء الدینی می‌خواستند که دست آقا را ببوسند.آقا هم نمی‌گذاشتند. آقای بهاءالدینی فرمودند: درست است که شما جوانید و زور هم دارید و قدرت در حد، ولی ما پیر شدیم، ولی این جوری‌ها هم نیست؛ من یک خواهشی ازت دارم، بگذارید من دستتان را ببوسم که فردا به مادرتان حضرت زهرا (س) بگویم دست ولی‌ام را بوسیدم."

درباره‌ی آخرین ملاقات آیت‌الله خامنه‌ای با آیت‌الله خمینی در لحظات مرگ وی آورده بود: " گوششان را نزدیک دهان امام برده بودند تا امام مطالبی را که می‌گویند، متوجه بشوند. امام برایشان صحبت می‌کردند.ما که پشت پنجره بودیم، مثل همه می‌دیدیم. چیزی که من توی ذهنم است، هر لحظه که می‌گذشت، آقای خامنه‌ای فقط سرخ‌تر می‌شد؛ یعنی صورت ایشان مثل آدمی که درجه حرارتش بیاد بالا، هی قرمز، قرمز...به حد انفجار رسید."

درباره رفتار آیت‌الله خمینی با وی نیز گفته بود: "من خودم با چشم‌های خودم، بیش‌تر از صدبار برخورد امام خمینی را با آقای خامنه‌ای دیدم. هیچ برخوردی از امام خمینی ندیدم که تمام‌قد جلوی آقای خامنه‌ای بلند نشود و به طرف ایشان حرکت نکند. برای هیچ‌کس ندیدم این کار را بکند."

این شیوه تمجید از رهبر ایران البته بی‌سابقه نیست و اعتراض دفتر آیت‌الله خامنه‌ای نیز به این نقل قول‌ها نبود.

نشریه "امتداد" یکبار هم ویژه‌نامه‌ای پرتیراژ در نوروز ۱۳۹۰منتشر کرد که در اردوهای بسیج و کاروان‌های سفر به مناطق جنگی توزیع می‌شد.

این ویژه‌نامه نیز سرشار از این نوع سخنان بود و مورد اعتراض قرار نگرفت.

برای نمونه در صفحه ۶۰ از قول ولادیمیر پوتین آورده است که: "من مسیح را در رهبری ایران دیدم."

اعتراض‌های سریع دفتر تنظیم آثار آیت‌الله خامنه‌ای به روایت‌های مختلف از زندگی او نشان می‌دهد که اگر متنی منتشر شده و اعتراضی برنیانگیزد، مورد تایید رهبر ایران است.

کدام سبک زندگی نامه نویسی؟

اما کدام سبک زندگی‌نامه‌نویسی مورد پسند آیت‌الله خامنه‌ای است؟

گرچه مجموعه کتاب‌هایی که درباره رهبر ایران، زندگی او و گفته‌هایش منتشر شده ده‌ها کتاب و نشریه است، لیکن اشاره به چند نمونه کافی است تا ادبیات به کار رفته در آن‌ها مشخص شود.

در این مجموعه‌ها معمولا تلاش می‌شود تا در چند محور، سبک زندگی رهبر ایران تصویر‌سازی شود.

اول دانش خارق‌العاده‌ای نسبت به همه موضوعات به او نسبت داده می‌شود. دوم گفته‌ می‌شود که او ساده‌زیست‌ است. و سوم ادعای مقامات عرفانی‌ بالا درباره او طرح می‌گردد.

در همه‌ این موارد داستان‌ها و خاطراتی ذکر می‌شوند.

در کتاب خاطرات سبز که در سال ۱۳۸۷ چاپ دوم آن نیز منتشر شده و از جمله کتاب‌هایی است که در پایگاه‌های بسیج توزیع می‌شود، مجموعه‌ای از این متن‌ها درباره رهبر ایران جمع‌آوری شده است.

در صفحه ۳۲ آن به نقل از علی‌محمد بشارتی وزیر سابق کشور آمده است: "روزی که مقام معظم رهبری در منزل آیت‌الله حسن‌زاده آملی حضور پیدا کردند، آیت‌الله حسن‌زاده آملی در مقابل آقا دو زانو نشسته بود و مکرر می‌گفتند: آقای من، مولای من، سرور من. آیت‌الله حسن‌زاده، اسطرلابی را آوردند و درباره‌ آن مطالبی را بیان کردند. مقام معظم رهبری نیز گاهی مطالبی می‌فرمودند و آیت‌الله حسن‌زاده قبول می کردند. ما با دلیل ناآشنایی با علم اسطرلاب متوجه نمی‌شدیم. از اینجا معلوم شد که آقا با علوم غریبه نیز آشنا هستند."

از قول مجتبی ذوالنور فرمانده تیپ امام صادق قم با اشاره به شرکت رهبر ایران در یکی از مانورها، این خاطره نقل شده است: "در حین قرائت و شرح عملیات، مقام معظم رهبری یک اشکال فنی نظامی را مطرح کردند. مسئول عملیات هرچه فکر کرد نتوانست پاسخی بدهد، همراه با احترام نظامی بلافاصله گفت:نمی‌دانم قربان."

به گفته ذوالنور آقای خامنه ای دو اشکال دیگر هم مطرح کرد و فرمانده عملیات همین حرف را زده است.

وی می افزاید: "سردار صفوی که از اطلاعات بالای نظامی مقام معظم رهبری به وجد آمده بود در آن لحظه با صدای بلند تکبیر گفت و تمامی فرماندهان ارتش و سپاه در حالیکه تکبیر می‌گفتند بر لبهایشان لبخند و از چشمهایشان اشک شوق می‌بارید."

در صفحه ۳۷ نیز خاطره‌ای از سطح دانش رهبر ایران درباره نواهای محلی ذکر شده است: "یکی از شاعران عرض کرد اگر اجازه بفرمایید من شعری به زبان محلی دشت‌آزادگان بخوانم. معظم‌له فرمودند: بفرمایید [...] بعد از تمام شدن شعر، آیت‌الله خامنه‌ای به آن شخص گفتند این شعر شما به سبک شادگان بود، نه به زبان محلی دشت آزادگان. کسی که شعر را خوانده بود گفت حق با شماست."

و در صفحه ۳۸، از قول محمدرضا مهدوی کنی آمده است: "در یکی از ملاقات‌های نسبتا خصوصی بود و از هر چیز صحبت می‌شد، نام هفت هشت نفر از علما برده شد، نام هر عالمی را که اعضای جلسه می‌بردند، ایشان تاریخ ولادت و رحلتشان را می‌گفتند."

در صفحه ۵۴ نیز گفته شده که بی‌نظیر بوتو وقتی با رهبر ایران دیدار کرده تحت تاثیر وی گریه کرده و گفته "یک خواهش دارم.

روز قیامت مرا شفاعت کنید. آقا بلافاصله فرمودن شفاعت مخصوص محمد و آل محمد است."

این کتاب مملو از این داستان‌هاست.

حسن صدری مازندرانی کتابی دیگر از خاطرات مختلف درباره آیت‌الله خامنه‌ای جمع کرده و عنوان آن را "گل‌های باغ خاطره" نامیده است.

او کتابی نیز با عنوان "حکایت‌نامه‌ی سلاله‌ی زهرا (س): زندگینامه‌ی مقام معظم رهبری" منتشر کرده و از جمله متخصصان "رهبرشناسی" در ایران است.

در صفحه ۵۲ کتاب او از قول محمد نیازی رئیس سابق سازمان قضایی نیروهای مسلح آمده است: "در همان شبی که حادثه کوی دانشگاه تهران به وقوع پیوست، من نماز مغرب و عشاء را پشت سر آقا خواندم. نماز که تمام شد، برای گزارش کارها ، خدمت ایشان رسیدم. معظم‌له فرمودند من احساس می کنم که امشب دارد اتفاقی رخ می‌دهد[...] بعد متوجه شدیم که حادثه کوی دانشگاه بوجود آمده است. ظاهرا ایشان جزئیات را نمی‌دانستند، لیکن اصل موضوع گویا به ایشان الهام شده بود."

شاید ذکر همین نمونه‌ها نشان دهد که چه فضایی بر ترسیم تصویر رهبر ایران در تبلیغات حکومت غلبه یافته است.

"مقرب ترین بنده خدا"

این تصویر است که در میان هواداران وی و همچنین نیروهای نوجوان و جوان بسیج تبلیغ می‌شود.

اکنون بهتر می‌توان پی‌برد که چرا علی‌اکبر رشاد ، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و مسئول دفتر نشر رهبر در مراسم رونمایی از کتاب شرح اسم گفته است که آیت‌الله خامنه‌ای "بعد از حضرت حجت مقرب‌ترین بنده خدا به بارگاهش" است و "نام این کتاب شرح اسم است؛ شرحی از یکی از اسماء الهی یعنی مقام معظم رهبری که یکی از اولیای الهی هستند."

و عجیب نیست که محمد سعیدی "تولیت آستان مقدس حضرت معصومه" و امام جمعه موقت قم از قول خواهر ناتنی رهبر ایران به نقل از قابله‌ای که در زمان بدنیا آمدن آیت‌الله خامنه‌ای حضور داشته، گفته بود: "این آقا یعنی مقام معظم رهبری، وقتی که می خواست از بدن مادر خارج بشه گفت یا علی".

هرچند این توصیف، ظاهرا به حدی مبالغه آمیز بود که با انتقادات برخی نزدیکان آیت الله خامنه ای هم مواجه شد.