بررسی روزنامه های صبح دوشنبه تهران – ۲۳ مرداد

روزنامه های امروز صبح تهران، برخلاف روز قبل همگی با تیترها و عکس هائی از زلزله آذربایجان اخبار و مقالاتی درباره این حادثه منتشر کرده اند. انتقاد از سکوت صدا و سیما و تاخیر رسانه های دولتی در باخبر کردن مردم از فاجعه دو روز قبل از جمله مطالب این روزنامه هاست.

مقالاتی درباره اختلال در سخنرانی ناطق نوری در مشهد، انتقاد از گروه های خودسر بر هم زنده جلسات در حالی که روزنامه دولت به استقبال حادثه رفته و آن را واکنش عده ای به توهین رییس سابق مجلس به رییس جمهور دانسته اند، از جمله دیگر مطالب مهم روزنامه های امروز است.

حق نشر عکس Etemad
Image caption تیتر و عکس های صفحه اول اعتماد

گزارش از خانه هائی که آوار بود

ساسان آقایی فرستاده اعتماد به منطقه، با عنوان "خانه آوار بود" نوشته وقتی در تهران خبر «زلزله در آذربایجان شرقی» شنیده شد، به جز صدا و سیما که در کمال خونسردی به پخش عادی خود ادامه می‌داد، تمامی دست‌اندرکاران خبر و رسانه، به‌فوریت دست به کار شدند تا ببینند که در آنجا دقیقا چه خبر است. جنب‌وجوشی که به یک‌باره در چند ساعت در فضای مجازی به ‌راه افتاد بیانگر میزان حساسیت عمومی و بار روانی زلزله در ایرانی است.

به نوشته این گزارشگر وقتی که بار روانی واژه «زلزله» را ساعت دو بامداد روز جمعه، در چهره هراسان نسخه‌فروش یک داروخانه شبانه‌روزی دیدم که گویا خبر از ماجرا نداشت، نیاز به وجود روایتگران مستقل از منطقه کاملا برایم اثبات شد. دلیل دیگر این سفر را وقتی یافتیم که در برخورد با مغازه‌داران بین‌راهی، کارگران پمپ‌بنزین و دیگر مسافران راه، متوجه شدیم که به‌تقریب تا صد کیلومتر مانده به تبریز، هنوز هیچ کس از رخدادی که جان صدها تن از هم‌میهنان‌مان را گرفته، خبر ندارد.

مریم نظری در تهران امروز نوشته : شنبه شب سیاه‌ترین شب زندگی «ورزقانی ها» بود. مردمی که زلزله خانه‌هایشان را ویران کرده بود، زخمی و سرما زده و داغ دیده، یا به کفن و دفن کشته‌شدگان حادثه مشغول بودند و یا تا صبح همنوای فریادهای کمکی بودند که عزیزان‌شان از زیر آوار سر می‌دادند.

به گزارش تهران امروز، در فرمانداری ورزقان نه اثری از فرماندار «پروازی» این شهر دیده می‌شود و نه سایر مسئولان دولتی. مردمی که خانه‌هایشان بر اثر زلزله به طور کامل تخریب شده جلوی فرمانداری تجمع کرده و از نحوه امداد رسانی گله مند هستند. آنها درخواست چادر، آب و غذا دارند. چند کیلومتر آن طرف‌تر اما خانه‌های ویران شده و‌ چشمان گریان مردان و ضجه‌های زنان بیداد می‌کند.

سکوت و یاد فاجعه چرنوبیل، سیاست پولکی

علی ودایع در سرمقاله مردم سالاری نوشته همیشه بعد از این رخدادها همه از لزوم بهبود زیرساخت‌های شهری و روستایی می‌گویند؛ واژگانی تکراری؛ زلزله‌های مهیب‌تر از این در دیگر کشورها تلفات به جای نمی‌گذارند و جای خالی نوسازی بافت‌های فرسوده لزوم آمادگی امدادرسانان برای مواجهه با حوادث طبیعی کلماتی هستند که بیشتر دل را می‌خراشد تا آن که انسان را به تفکر وادار کند. نه ازاین جهت که تذکرات باید اجرایی شود بلکه بی‌توجهی به هشدار‌هایی است که به قیمت جان هزاران نفر تمام می‌شود.

غلامرضا کمالی پناه در سرمقاله ابتکار نوشته وقتی زلزله بنای زندگی رودباری‌ها را به آب داد و فاجعه آفرید، همه مردم و مسئولان گریستند وگفتند که بنای خانه‌ها بر خشت و گل نهاده بود و نتوانست در برابر غول بی شا خ و دم زلزله مقاومت کند. مدتها مسولان امر در رسانه هابه این موضوع می‌پرداختند که کاری می‌کنیم کارستان که د یگر در سایر مناطق کشور چنین ضایعه ای به وجود نیاید.

به نوشته این مقاله یک دهه پس از آن دوباره غول سیه روی و خونین چشم از بم سر برآورد تا ثابت کند چه اندازه مدیران مربوط به قول خویش وفادار بودند و اصلا این مسولان چند مرده حلاج اند. با یک تنه غول بم آنچنان فرو ریخت که جهان را عزادار کرد.

در آخر مقاله آمده: بازهم شعارهای قشنگ و حرفهای صد من یک غاز شروع شد، سمینارها،مقالات و چه وچه که چنین خواهیم کرد و چنان خواهد شد. بازغول زلزله پوزخند میزد و می‌گفت تا ببینیم. این بار آرام آرام به شمال غرب کشور رفت تا پرده‌های کسانی را بدرد که درآنان غش باشد. اکنون باز وزیر کشور در بازدید از مناطق زلزله زده گفته”ویرانی‌های این زلزله به صورت مستحکم و مقاوم بنا می‌شود” باز این از همان حرف هاست.

مهدی زارع در مقاله ای در آرمان نوشته زیر ساخت‌های کشور و به ویژه در مناطق روستایی به شدت آسیب‌پذیر هستند. مساله هم مربوط به امروزو دیروز نیست و این مشکل هیچ راه حلی جز مقاوم سازی ندارد و این اولین نکته ای است که باید به آن توجه شود. مساله دیگر،‌ توسعه انبوه سازی و میزان بالای ساخت و ساز است که در کشور اتفاق می افتد.

حق نشر عکس Sharq
Image caption تیتر و عکس های صفحه اول شرق

به نوشته این مقاله به علت سود اقتصادی که در بازار مسکن وجود دارد سرعت ساخت و ساز بسیار بالاست و متاسفانه این سرعت عمل برای ساخت و ساز و انبوه سازی، همگام و همزمان با مساله ریسک و ایمنی نیست و همین مساله موجب شده در زلزله ای که در آذربایجان شرقی رخ داد بسیاری از ساختمان های تازه احداث شده دچار آسیب شوند.

عباس عبدی در مقاله ای در اعتماد نوشته مشکل زلزله‌زدگان در ابتدای کار، پول و اعتبار نیست. شاید هنگام بازسازی این مساله مهم باشد ولی در روزهای اولیه مساله کمک‌های اولیه، غذا، آب، چادر و نیز نجات مصدومان و خاکسپاری جانباختگان و خلاصه سر و سامان دادن به اوضاع اهمیت بیشتری دارد. اینکه در نخستین روز زلزله دستور داده شود کمک‌های بلاعوض به زلزله‌زدگان دو برابر شود، نه‌تنها هیچ مشکلی را از مسائل عاجل آنان حل نمی‌کند، بلکه این نگرانی را ایجاد می‌کند که گویی همه سیاست‌ها را باید با افزایش صوری بودجه حل کرد.

این جامعه شناس با اشاره به این که این نوع قول ها به طور معمول اجرا هم نمی‌شوند و فقط زخم‌های موجود آسیب‌دیدگان را عمیق‌تر می‌کند نوشته این نگاه را می‌توان سیاست پولکی نامید که برای هر مشکلی و در هر زمینه‌یی دست به جیب می‌شوند.

مقاله اعتماد اضافه کرده: وقتی که ورزشکاران به المپیک می‌روند، نخستین و آخرین چیزی که دستور داده می‌شود، دو برابر شدن پول توجیبی آنهاست که گفتند اجرا هم نشد. حالا هم به جای پرداختن به مدیریت بحران و کمک‌های اضطراری، ساده‌ترین کار دستور دوبرابر شدن کمک‌هاست که صادر می‌شود و معلوم هم نیست که چرا دوبرابر شده. اگر کمک‌ها کم است، چرا از ابتدا آن را در حد معقول تعیین نکرده‌اند و اگر بس است، چرا باید دوبرابر شود؟

چوپان دروغگو رسانه های دولتی

زلزله و رسانه ملی عنوان مقاله ای است از مهدی محسنیان‌راد استاد ارتباطات درشرق که در اشاره به سکوت صدا و سیمای جمهوری اسلامی نسبت به زلزله نوشته حافظه من درباره زلزله بم نیز همین را می‌گوید.

حق نشر عکس Sharq
Image caption کارتون احسان گنجی، شرق

نویسنده با اشاره به فاجعه چرنوبیل که کشورهای اروپائی مانند سویس خبر آن را دریافت کرده و با اعلام وضعیت فوق العاده به کمک مردم و نجات آن ها شتافتند نوشته در حالی‌که اهالی اتحاد جماهیر شوروی و سایر اهالی کشورهای بلوک شرق هنوز از وقوع این حادثه بی‌اطلاع بودند. اینچنین بود که در یک نظام مسلکی مثل اتحاد جماهیر شوروی، رسانه‌های دولتی خبر حادثه تشعشع رادیواکتیو از مردم را پنهان نگه داشتند زیرا وظیفه رسانه‌ها، پاسداری از تصویر «همه چیز درست است» بود.

به نوشته مقاله شرق اما چنین عملکردی پیامدهایی دارد که مهم‌ترین آن آسیب به «اعتبار منبع» است. این اصطلاح یکی از اصطلاحات بسیار کهن دانش ارتباطات است. نمونه بسیار زیبای این اصطلاح در فرهنگ ایرانی، همان افسانه چوپان دروغگو است. در این افسانه هیچ کس راجع به تخصص چوپان در چراندن گوسفند صحبت نمی‌کند ولی بیانگر اتفاق نظر در آن است که دیگر هیچ کس به خبر‌رسانی او در باب آمدن گرگ اعتماد نمی‌کند.

در همین حال روزنامه کیهان که دیروز هیچ خبری درباره زلزله در صفحه اول خود نیاورده بود در گزارش امروز خود از استفاده ضد انقلاب از زلزله نوشته و اظهار نظر کرده که کام اوپوزیسیون جمهوری اسلامی از این زلزله شیرین شده چرا که در سایت های اینترنتی در این باره خبر رسانی کرده اند .

حمله به ناطق نوری و تقبیح آن

اعظم ویسمه در گزارشی در شرق نوشته سخنرانی‌های علی‌اکبر ناطق‌نوری در شب‌های قدر رفته‌رفته به یک سنت نانوشته تبدیل شده است. نام این روحانی ریش‌سفید جریان اصولگرا گاهی جزو سخنرانان در مرقد امام(ره) قرار گرفته و گاهی در قم؛ امسال اما او سخنران شب ۲۳ ماه مبارک رمضان در حرم امام رضا (ع) بوده است. یکی، دو سال این سنت از سوی ناطق‌نوری شد و او حاضر به سخنرانی در شب‌های قدر نشد.

به گزارش این روزنامه سخنرانی امسال ناطق‌نوری در شب قدر اما با حاشیه‌هایی روبه‌رو بوده است. گروهی از افراد حاضر در پای منبر ناطق‌نوری در پایان مراسم با شعارهای «مرگ بر ضد ولایت‌فقیه» و «مرگ بر خواص بی‌بصیرت» و همچنین پرتاب بطری‌های آب در صحن مطهر امام رضا سعی داشتند مراسم را تحت‌تاثیر قرار داده و حملاتی را علیه او داشته باشند. در پی این اتفاقات سخنرانی ناطق‌نوری که مستقیم از سیما پخش می‌شد برای مدتی قطع شد.

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود به شدت به این اعمال تاخته و نوشته تا به کی باید باور کرد که عده‌ای از افراد تابلودار و شناخته شده که در دسته‌های چند ده نفری در این گوشه و آن گوشه کشور تجمع می‌کنند، شیشه می‌شکنند، به بیوت علما و رجال سیاسی حمله می‌کنند، تابلوی سینماها را پایین می‌کشند، فحاشی می‌کنند، مردم را از ورود به برخی اماکن باز می‌دارند، گردهمایی‌های دارای مجوز را به هم می‌زنند، شعار می‌دهند و حتی کتک می‌زنند و... خودسر هستند!

به نوشته این روزنامه البته پدیده "افراد خودسر" و حرکت‌های به اصطلاح "خودجوش" موضوع جدیدی نیست و این افراد که خود را عین اسلام و خط ولایت می‌دانند سال هاست که با جولان دادن در عرصه سیاسی و اجتماعی کشور با برداشت‌های خاص و متحجرانه خود از اسلام و انقلاب حتی نزدیک‌ترین یاران انقلاب و امام(ره) را نیز بی‌نصیب از فحاشی، حمله فیزیکی و حرمت شکنی نگذاشته‌اند.

سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی به این سئوال ختم می شود که: آیا مصونیت این خوارج عصر جدید که حتی به توصیه‌های رهبر مبنی بر اعتدال و دوری از خشونت هم وقعی نمی‌نهند، تا کی ادامه خواهد یافت و پلیس تا کی نقش تماشاچی را در بلبشوهای آنان خواهد داشت؟!

عماد افروغ در مقاله ای در آرمان نوشته جای خوشحالی دارد که ناطق‌نوری سر موضع قاطع خویش دربرابر بی‌احترامی‌ها ایستاده و از مواضع خود نسبت به رفتارهای غیراخلاقی برخی افراد شناخته‌شده کوتاه نیامد. قرار نیست که برخی با بهانه‌هایی واهی بتوانند دست به توهین و تخریب دیگران بزنند و افراد مورد ظلم واقع‌شده، با دستاویزهایی همچون مصلحت، از ابراز گلایه و انتقاد بازداشته شوند.

به نوشته این استاد دانشگاه: باید در برابر بی‌اخلاقی‌ها ایستاد و سکوت را به کناری نهاد؛ چراکه با سرپوشانی اهانت نسبت به افراد، کار به جایی می‌رسد که عده‌ای اقدام به رفتار بی‌اخلاقی می‌کنند و هم روی به تخریب دیگران نسبت به انتقاد می‌آورند تا شرایطی پیش نیاید که براساس آن، ‌مجبور به عذرخواهی و یا عدول از مواضع خلاف اخلاقشان شوند.

انسجام، شرط موفقیت اقتصادی

مهران کرمی در سرمقاله جهان صنعت با دو نقل قول متضاد از رییس بانک مرکزی درباره نرخ ارز مرجع نوشته معمولا در دنیا روسای بانک‌های مرکزی کم‌حرف‌ترین مقامات عالی‌رتبه هر کشور هستند، این را در مورد رییس بانک مرکزی آمریکا می‌گویند که روزنامه‌نگاران از پک زدن او به سیگار می‌فهمیدند که اقتصاد کشورشان خوب است یا نه.

نویسنده سپس اشاره کرده در حال حاضر تلاطمات بازار ارز بیش از آنکه ناشی از واقعیات اقتصادی باشد متاثر از شرایط سیاسی و جو روانی است و اغلب تحلیلگران بازار یکی از عوامل آن را موضع‌گیری‌های متفاوت مقامات اقتصادی عنوان می‌کنند، این مساله باعث سردرگمی مردم عادی می‌شود که در شرایط حساس برای تنظیم زندگی خود به سمت روش‌های سنتی حفظ توانایی مالی و قدرت خرید از جمله ذخیره طلا و ارز می‌روند و البته سود آن به جیب کسانی سرازیر می‌شود که در فضا‌های فقدان شفافیت عمل می‌کنند و از رانت‌های موجود بهره می‌برند.

به نوشته این مقاله اقتصاد ایران در شرایط حساسی است که مهم‌تر از همه می‌طلبد مسوولان کشور مسوولانه‌تر عمل کنند و دست‌کم در جلسات کابینه و نهاد‌های تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری دیدگاه‌های خود را هماهنگ کنند تا نتیجه اختلاف‌نظر‌ها و نوسانات تصمیم‌گیری‌هایشان دامن جامعه و کشور را نگیرد. این انتظار زیادی نیست و شرط لازم مدیریت اقتصاد مقاومتی است که نظام می‌خواهد به اجرا بگذارد.

بعد از المپیک چه می‌شود؟

علی دادپی در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته برای بسیاری از ورزشکاران شرکت‌کننده در المپیک، مستقل از ملیت آنها، روزهای بعد از بازی‌ها روزهای بازگشت به زندگی روزمره و چالش‌های آن خواهد بود. تنها معدودی از آنها که ستاره رسانه‌ای شده‌اند، می‌توانند با اطمینان به توانایی مالی خود با آینده مواجه شوند. بسیاری باید به شغل‌های عادی و ورزشگاه‌هایشان برگردند. حتی ورزشکاران آمریکایی که نمایندگان بزرگ‌ترین اقتصاد دنیا هستند از طرف کمیته المپیک این کشور برای اخذ هر مدال طلا تنها ۲۵ هزار دلار پاداش می‌گیرند.

حق نشر عکس Jam Jam
Image caption کارتون علیرضا پاکدل، جام جم

نویسنده یادآوری کرده درآمد واقعی ورزشکاران و مدال‌آوران بازی‌های المپیک در اکثر کشورهای جهان نه از طریق جوایز و نه از طریق کمک‌های دولتی، بلکه از طریق فعالیت‌های بازرگانی و شرکت در کارهای تبلیغاتی تامین می‌شود.

سرمقاله دنیای اقتصاد تاکید کرده در این شکی نیست، چیزهایی هستند که آنها را نمی‌توان با پول اندازه گرفت؛ از آن جمله عزت نفس و حرمت انسان‌ها. ورزشکاران ایرانی هم از این قاعده مستثنی نیستند، به ویژه کسانی که با حضور در رقابت‌های المپیک نماینده کشور ما بودند. اما مسوولان نباید با بخشنامه‌های متناقض مانع از درآمدزایی و فعالیت بازرگانی این افراد بشوند.و اصولا وقت آن است مجلس با تصویب قانونی به مداخلات دولتی در فعالیت‌های اقتصادی ورزشکاران ایرانی خاتمه دهد

نوبت پیاز رسید

محمدحسین روانبخش در مردم سالاری نوشته: اقتصاد این روزها مثل بیمار مرگ مغزی شده که با دستگاه نگهش داشته اند و هر روز یک جایش عیب می‌کند ؛ یعنی هنوز داستان مرغ تمام نشده، پیاز گران می‌شود، آن هم به نحوی که صدای صداو سیما را هم درآورده ؛به طوری که جام جم آنلاین دیروز به اطلاع مردم رساند که «در حالی که پس از مدت‌ها تناقض‌گویی، ماجرای قیمت مرغ تازه فروکش‌ کرده، به نظر می‌رسد این بار پیاز و سیب‌زمینی است که اسیر بی‌تدبیری‌های مسئولان شده و همزمان هم به مردم و هم به کشاورزان آسیب می‌رساند».

به نوشته این مقاله البته این داستان، داستان جدیدی نیست، دولت از این شاهکارها زیاد دارد و این داستانها، داستانی است که بر هر سر بازاری هست ولی از برادران مسئول جام‌جم بعید بود که بگذارند این خبر توسط رسانه‌‌شان منتشر شود، رسانه‌ای که حتی نمی‌تواندخبر زلزله را به درستی پوشش دهد!

طنزنویس مردم سالاری در نهایت نوشته بهرحال، حالا نوبت سیب زمینی و پیاز است و قیمت پیاز دارد مثل مرغ بالا می‌پرد و... دولتمردان محترم، چند ماه دیگر یادشان می‌افتد که باید آن را کنترل کنند!

کارتون روز

حق نشر عکس Etemad
Image caption کار جمال رحمتی، اعتماد

مطالب مرتبط