خاطرات حسن روحانی؛ رازهای اتمی شیخ دیپلمات

Image caption کتاب خاطرات حسن روحانی در تهران و توسط مرکز تحقیقات استراتژیک وابسته به مجمع تشخیص مصلحت منتشر شده

حسن روحانی اولین دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران است که در اواخر دولت محمد خاتمی و همزمان با بالا گرفتن تنش ها بر سر برنامه اتمی ایران مسئول پرونده اتمی این کشور شد؛ او اخیرا خاطرات خود را از ۲۲ ماه مدیریت مذاکرات اتمی ایران منتشر کرده است.

این کتاب با نام امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای در ۹۹۹ صفحه خاطرات آقای روحانی را از مذاکرات پیچیده داخلی و گفت گو ها با طرف های خارجی و اسناد مربوط به آن در بر می گیرد.

برنامه اتمی ایران پس از گفت و گو های مربوط به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و آتش بس با عراق از پیچیده ترین و سرنوشت سازترین و عمیق ترین بحران های بین‎المللی ایران محسوب می شود. اهمیت خاطرات آقای روحانی در این است که موضوعات پرداخته شده در آن هنوز موضوع بحث های روز است و تصمیم هایی که مقامات و رهبران بلندپایه ایران طی آن گرفته اند و با سرنوشت ۷۵ میلیون ایرانی گره خورده، آثار و تبعاتش همچنان ادامه دارد.

از جمله مواردی که در خاطرات آقای روحانی درج شده است، شکل تصمیم گیری در ساختار سیاسی ایران درباره موضوعات سرنوشت ساز و تاریخی، نحوه جمع بندی تصمیم ها و تاثیر روحیات اشخاص متفاوت بر یک موضوع واحد است. به علاوه این خاطرات جزئیات خواندنی و مهمی از شیوه و محتوای گفت و گوهای گروه مذاکره اتمی ایران با اروپایی ها را شامل می شود که قضاوت را درباره عملکرد این گروه و تصمیم گیران اصلی ایران ممکن می کند.

کتاب آقای روحانی در دوره ای که او و گروه مذاکره کننده اتمی ایران به «وادادگی در برابر کشورهای غربی» متهم می شوند، با بالاگرفتن دامنه تحریم ها و مشکلات سیاسی و اقتصادی ناشی از رویکرد اتمی جانشینانش، نوعی پاسخ به تاریخ و حضور در برابر هیات منصفه افکار عمومی است.

یکی از بخش های ابتدایی کتاب شرح مشکلات پیش رو در ایران در گفت و گوهای ملی است. حسن روحانی به صراحت از این موضوع گلایه دارد و می نویسد که آستانه گفت و گو در سطح ملی در ایران پایین است و با این وضع «دستیابی به اجماع ملی ممکن است چند سال طول بکشد.»

او با اشاره به تجربیات ۲۲ ماهه ای که به عنوان مذاکره کننده ارشد اتمی ایران دارد می نویسد که در ایران «به گفت و گو و توافق عادت نداریم و در نتیجه چند بحث پس از چند جلسه، به دعوا و تخاصم کشیده می شود و طرف ها یکدیگر را به ساده لوحی، انفعال، مرعوب بودن و افراطی گرایی محکوم می کنند و مذاکره برچیده می شود.»

بحران جهانی و چاره جویی داخلی

پرونده اتمی ایران در جریان اجلاس نیمه اول سال۱۳۸۲ شورای حکام بعدی بین المللی پیدا کرد.

شورای حکام با اجماع همه اعضا به ایران ۵۰ روز مهلت داده بود که پروتکل الحاقی معاهده منع گسترش سلاح های اتمی را امضا کند. ایالات متحده آمریکا ایران را یکی از محورهای شرارت خوانده بود و ارتش آمریکا به همراه نیروهای ائتلاف، حکومت عراق در همسایگی ایران را ظرف مدتی کوتاه ساقط و بغداد را به کنترل خود درآورده بود.

به نوشته حسن روحانی «توطئه آمریکا علیه نظام دور از ذهن نبود.»

در این شرایط وزیران امور خارجه از بریتانیا، فرانسه و آلمان با ارسال پیامی به ایران خواستار پیوستن این کشور به پروتکل الحاقی شدند و اعلام آمادگی برای حضور در تهران کردند. در این زمان مسئولان مذاکرات اتمی، غلامرضا آقازاده رئیس سازمان انرژی اتمی ایران و علی اکبر صالحی سفیر وقت این کشور در وین (وزیر خارجه کنونی) بود.

آقای روحانی در این کتاب می نویسد که سازمان انرژی اتمی ایران از ابعاد بحران پیش روی اتمی مطلع نبود و «ضعف کارشناسی حقوقی» داشت.

به نوشته او غلامرضا آقازاده پیش از قطعنامه و ضرب الاجل ۵۰ روزه آژانس گفته بود پرونده ایران موضوع مهمی نیست و به زودی در آژانس مختومه می شود و سفیر ایران در آژانس هم پیام داده بود که خطری ایران را در شورای حکام تهدید نمی کند و احتمال صدور قطعنامه وجود ندارد.

آقای روحانی به توان محدود وزارت امور خارجه و بی اعتمادی ها میان این وزارتخانه و سازمان انرژی اتمی اشاره می کند و می گوید که شماری از معاونان وزارت خارجه کمال خرازی وزیر وقت را برای محول کردن امور به شورای عالی امنیت ملی تحت فشار گذاشته بودند.

روحانی چگونه وارد شد؟

شورای امنیت ملی ایران زاییده ذهن اکبر هاشمی رفسنجانی در نخستین روزهای پس از درگذشت آیت الله خمینی و تحول در قانون اساسی ایران است. در جریان بحث هایی که در شورای بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ انجام شد، با الگو گیری از شورای امنیت ملی آمریکا و با هدف متمرکز کردن تصمیم ها، حسن روحانی، فرمانده قرارگاه پدافند هوایی و اولین رئیس قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا برای تاسیس شورای تازه که در قانون اساسی بازنگری شده گنجانده شده بود، ماموریت گرفت.

Image caption عکس خنده جک استراو و حسن روحانی در زمان انتشار و تا ماه ها پس از آن حاشیه ساز بود

آقای روحانی می نویسد که شورا پیش از این، تصمیم صدام حسین برای حمله به کویت و سقوط اتحادجماهیر شوروی را پیش بینی کرده بود و با «مدیریت موفق» که در ماجرای حمله نیروهای ائتلاف به افغانستان و عراق در پیش گرفت، اطمینان جناح ها و گروه های داخلی را با خود داشت.

به نوشته او پس از اصرار وزارت خارجه، محمد خاتمی، رئیس جمهور ایران هم او را تشویق به دست گرفتن پرونده اتمی می کند. «غروب ۱۲ مهر ۱۳۸۲ نامه دستنویس آقای خاتمی برای شروع کار» به عنوان حکم مسئول مذاکرات اتمی به دفتر حسن روحانی رسید اما او بر اساس خاطراتش «نامه را در کشوی میز» گذاشت.

ساعاتی بعد، در دیدار او و رهبر ایران، آیت الله خامنه ای از او می‎خواهد که مسئول مذاکرات شود و «باری از روی دوش نظام بردارد.» به این ترتیب حسن روحانی از ۱۲ مهر ۱۳۸۲ کار خود را در یکی از پرچالش ترین پرونده های تاریخ معاصر ایران آغاز کرد.

هیات مذاکره کننده چگونه تعیین شد؟ بحران چگونه بالا گرفت؟

هیات مذاکره کننده اتمی ایران در دوره ریاست جمهوری ایران در دوره ۲۲ ماهه مذاکرات، منتقدان و مدافعان جدی داشت. گروه هایی در داخل آنها را به وادادگی در برابر غرب و جناح هایی آنها را توانمند ترین دیپلمات های کشور می دانستند.

«در یکی از جلسات کمیته عالی هسته ای، علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه اسبق و مشاور بین الملل رهبر ایران "راجع به فقدان مهارت های لازم دیپلماتیک در سازمان انرژی اتمی صحبت کرد و گفت آقایان دکتر محمد جواد ظریف، دکتر البرزی و مهندس ناصری توانمندترین افراد ما در موضوعات بین المللی هستند. دکتر خرازی (وزیر امور خارجه) هم گفت این سه نفر در موضوعات بین المللی بهترین افراد وزارت امور خارجه هستند.»

علی ربیعی و علی آقامحمدی هم مسئولیت تبلیغات را بر عهده گرفتند و چند ماه بعد حسین موسویان، به همراه صادق خرازی، محمدحسین عادلی، سفرای ایران در فرانسه و بریتانیا و محمد سعیدی معاون بین الملل سازمان انرژی اتمی هم به جمع گروه مذاکره کننده پیوستند.

به نوشته حسن روحانی یک سال پیش از صدور ضرب الاجل در شورای حکام، نظر سازمان انرژی اتمی ایران این بود که تاسیسات نظنز تکمیل شود و سپس آن را به آژانس اعلام کنند. «ولی متاسفانه این رویکرد برنامه های آتی سازمان را با مشکل مواجه کرد.»

آقای روحانی به بازدید محمد البرادعی، مدیرکل وقت آژانس بین المللی انرژی اتمی از نطنز، و گزارش دلایل آلودگی به اورانیوم غنی شده در سطح پایین اشاره می کند، و می نویسد که با کشف آلودگی ۷۹ درصدی در نطنز، «مشکلات جدی برای کشور شروع شد.»

آقای روحانی می نویسد که سازمان انرژی اتمی از وجود آلودگی ها بی خبر بود و دستگاه هایی که این سازمان برای تشخیص آلودگی در اختیار داشت قدیمی بود و نمی توانست آلودگی های موجود را تشخیص دهد.

بر اساس نوشته مذاکره کننده ارشد اتمی وقت ایران، سطح آلودگی های کشف شده در حدی بود که سازمان انرژی اتمی هم از وجود آن تعجب کرده بود و این موضوع کشور را در شوک فروبرده برد. به گفته او «ناباوری» درباره این آلودگی ها تا جایی بود که برخی از «احتمال آلوده سازی عمدی» توسط بازرسان آژانس حرف می زدند و این استدلال را قوی مطرح می کردند که نزدیک بود پایه جواب رسمی ایران باشد.

به نوشته آقای روحانی با کمک کشورهایی که ایران تجهیزات غنی سازی دست دوم را از آنها خریده بود تا حدودی دلایل وجود بخشی از آلودگی های متنوع برای آژانس روشن شد، اما نکته جالب در این میان همکاری حکومت معمر قذافی رهبر وقت لیبی با آژانس بین المللی انرژی اتمی و برچیدن تاسیاست اتمی این کشور بود.

نگرانی اصلاح طلبان

به نوشته حسن روحانی، قدافی فروشنده سانتریفیوژها در بازار سیاه را به آژانس معرفی کرده بود و آژانس با دستگیری این فرد در یکی از کشورهای آسیای جنوب شرقی، به لیست خریدهای ایران رسیده بود.

پیش از این که ایران از موضوع مطلع شود، آژانس خواهان توضیح ایران درباره پرداخت سه میلیون دلار بابت یک خرید از بازار سیاه شده بود و به نوشته آقای روحانی در پی یافتن فروشنده «سانتریفیوژهای نسل دو» به ایران بود.

آقای روحانی می نویسد که سازمان انرژی اتمی ایران ابتدا گفت که نقشه ها را از اینترنت دانلود کرده است اما پس از آن بازرسان آژانس حتی محل دقیق و کشویی که این نقشه در آن قرار داشت را به مقام های ایرانی یادآوری کردند که باعث تعجب آنها شده بود.

آقای روحانی از وجود چند جاسوس در سازمان انرژی اتمی خبر می دهد و می نویسد که «از این بدتر این که وزارت اطلاعات به ما می گفت چند نفر دیگر هم هستند که نتوانستیم آنها را دستگیر کنیم.»

نویسنده در بخش موضوعات مورد اختلاف ایران با آژانس به موارد مشابه دیگری هم اشاره می کند و می نویسد که موضوع دیگری وجود داشت که به سال ها قبل و دوره ریاست رضا امراللهی، رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی باز می‌گشت. درباره موضوع «تولید آزمایشگاهی مقدار کمی یو اف ۴ (ماده آماده شده برای غنی سازی اورانیوم) آژانس می گفت این تولید آزمایشگاهی در رساله ها منتشر شده است. پس از بررسی معلوم شد دانشجویی در رساله خود به این موضوع اشاره کرده و این رساله در کتابخانه دانشگاه موجود است.»

پس از گزارش ایران به آژانس درباره فعالیت های اتمی این کشور به نوشته آقای روحانی «البرداعی گفت که آنچه ایران گفته همان چیزهایی است که پیشتر از طریق دیگر می‌دانستیم.» به نوشته حسن روحانی، کشورهای غربی، آمریکا و اعراب از سال ها قبل از فعالیت های اتمی ایران اطلاع داشتند.

نویسنده در جای جای کتاب از دشواری های مذاکرات و حل و فصل ذره ذره ابهامات با آژانس و گاه از دست رفتن نتایج پیش بینی شده می گوید.

آقای روحانی از دیداربا البرداعی در وین می نویسد و می گوید که «او گفت نمی دانیم با سازمان انرژی اتمی شما چه کار کنم گیج شده ام. یک زمان سازمان می‌گفت فن آوری ما بومی است، پس از کندوکاو و سئوالات زیاد گفتند ۷۰ هزار قطعه وارداتی است. در سال ۱۹۹۵ خریدیم، پس از مدتی گفتند بخشی در سال ۸۵ وارد شده، بعد گفتند که هیچ تزریقی (به سانتریفیوژها) انجام نشده. از لا‌به‌لای صحبت ها معلوم شد تزریق هم انجام شده. با این جو ایجاد شده چگونه با شما کار کنیم؟»

او به موافقت ها و مخالفت ها در داخل با غنی سازی اورانیوم می نویسد و می گوید اصلاح طلبان و بخشی از نمایندگان مجلس ششم می گفتند «سازمان انرژی اتمی می خواهد دولت را سرنگون کند . . . اصلاح طلبان تصور می کردند که سازمان انرژی اتمی به دولت وفادار نیست و می خواهد آن را به دردسر بیاندازد.»

حسن روحانی در این کتاب به خاطرات اش از توصیه مقام های دیگر کشورها برای پایان دادن به بحران بالا گرفته بین المللی اشاره می کند.

از اشارات جالب توجه که در کتاب آمده گفته های وزیر خارجه وقت چین در سفر به تهران است که در مذاکرات خصوصی به آقای روحانی گفته بود «من اگر در ایران مسئولیت داشتم می گفتم دوره ای برای پیشرفت اقتصادی و علمی خودتان مشخص کنید بعد جلوی قدرت های بزرگ بایستید.» ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه هم در مسکو به او گفته بود «ما به شما کمک می کنیم ولی در قایق شما نمی نشینیم. ما با هم همسایه هستیم ولی نمی توانیم منافع خود را به خطر بیندازیم.»

او از قول جک استراو وزیر خارجه وقت بریتانیا، خاویر سولانا، مسئول پیشین سیاست خارجی اتحادیه اروپا و سفیر وقت فرانسه در تهران جملاتی مشابه آورده است و همچنین گفته های اعضای گروه مذاکره کننده را آورده که می گفتند که اگر اروپا یک سال تعلیق می خواهد، «ما باید یک سال و نیم تعلیق کنیم تا با به وجود آوردن اعتماد، مسائل را حل و فصل کنیم.»

تشکر بازاریان از امضای پروتکل الحاقی

از نکات جالب توجه کتاب، ماجرای حضور سه وزیر اروپایی در تهران در آخرین روز مهر سال ۱۳۸۲ است که به پذیرش پروتکل الحاقی و تعلیق غنی سازی اورانیوم در ایران انجامید.

آقای روحانی از دشواری های مذاکرات با سه وزیر اروپایی، بر سر تعیین کلمه به کلمه بیانیه نهایی نشست تهران، مذاکرات به بن بست رسیده با آنها و آمادگی یوشکا فیشر وزیر خارجه وقت آلمان برای خروج از محل مذاکرات و بازگشت به کشورش می نویسد و می گوید «شکست مذاکرات علاوه بر جنبه های سیاسی خطر امنیتی هم برای ایران داشت.»

تماس تلفنی او از محل مذاکرات در کاخ سعدآباد تهران با محمد خاتمی رئیس جمهور وقت و سفارش او برای جلوگیری از شکست و رسیدن به توافق، و تماس آقای روحانی با دفتر رهبر ایران و گزارش امور از نکات جالب دیگر است.

«ایشان (محمد خاتمی) گفتند نگذارید مذاکرات به شکست منجر شود، ایشان اضافه کردند هرچه تصمیم شما باشد من قبول دارم و حمایت می کنم. با دفتر مقام معظم رهبری هم تماس گرفتم تا مباحث به رهبر معظم انقلاب منتقل شود که خبری نشد، بنابراین، شرایط برای نوعی مانور از نظر تنظیم جملات و عبارات آماده شد.»

آقای روحانی در این اثنا به موضوع عکسی که در آن با جک استراو وزیر خارجه بریتانیا در حال خنده است و بسیار پربازتاب بود اشاره می کند و می گوید استراو در پایان توافق و پیش از کنفرانس خبری به او گفته بود که تونی بلر (نخست وزیر بریتانیا) در بیمارستان است و من به او گفتم لابد نمی خواهی که به این زودی ها مرخص شود که هر دو خندیدیم.

نقل قول دیگری هم نویسنده از جک استراو آورده که مربوط به واکنش او به تظاهرات دانشجویان بسیجی در برابر کاخ سعدآباد در اعتراض به پروتکل الحاقی است. روحانی می نویسد که استراو به خنده به کمال خرازی می گوید «چقدر به اینها پول داده اید که به اینجا آمدند؟»

آقای روحانی می گوید که پس از پذیرش پروتکل الحاقی، محمدرضا مهدوی کنی (رئیس کنونی مجلس خبرگان رهبری) از جانب بازاریان تهران از او تشکر کرده بود و گفته بود «پس از مدت ها بحران و رکود و جدی نگرانی، آرامش به بازار بازگشته» و نگرانی های بازاریان رفع شده است.

حسن روحانی به پایان دوره کاری خود پس از ۱۶ سال در شورای عالی امنیت ملی و ۲۲ ماه مذاکرات اتمی همزمان با روز دوازدهم آغاز به کار محمود احمدی نژاد اشاره می کند و می نویسد که پس از اولین و آخرین دیدار با آقای احمدی نژاد که خواستار تماس روحانی با البرادعی و «پرداخت تمام مخارج آژانس از سوی ایران شد» با علی لاریجانی تماس گرفته و گفته «ظاهرا باید خودتان را زودتر برای گرفتن امور آماده کنید.»

آقای روحانی در این خاطرات از شرایط کشور و فشار برای پایان تعلیق ها در پایان دولت محمد خاتمی، مخالفت با مذاکره با آمریکا و رد پیشنهاد جورج بوش برای حل و فصل اختلافات با ایران و از دست رفتن پیشنهاد همه پرسی و رفراندوم که «سران کشور با آن مخالف نبودند اما همزمان با انتخابات ریاست جمهوری مناسب نمی دانستند» روایت می کند. او با لحنی حسرت بار و افسوسناک می گوید «اساس امور در شورای عالی امنیت ملی ایران این است که نگرانی نداشته باشیم اما در این شش سال نگرانی ها کمتر نشده است.»

او در جمع بندی می گوید «اگر بخواهیم مسئول تخریب این فرایند را بشناسیم، یکی آمریکا بود، یکی ضعف و تردیدهای اروپا و دیگری هم فشارهای برخی افراد و گروه های داخلی و آخرین آن هم داستان انتخابات ایران بود.»

انتشار کتاب خاطرات حسن روحانی به نظر حاصل ترکیبی تقریر و تحریر است که همین موضوع باعث شده برخی از مباحث چندین و چندبار به شکل نالازمی تکرار شود.

با این حال انتشار این کتاب ۹۹۹ صفحه ای اقدامی بی سابقه و نادر در ایران است و خاطرات یکی از رهبران سیاسی را نه تنها در زمان حیات نویسنده بلکه در هنگامه باز بودن پرونده مورد بحث کتاب، موضوع را تشریح و به شکل کم مانندی شفاف در دسترس قرار می دهد. کاری که در اغلب کشورهای توسعه یافته و در برخی ممالک در حال توسعه مرسوم است و راه را برای تحقیق و نگارش و پژوهش های تاریخی نه برای سال های دور و تاریک شده در اذهان، که همراه با تحولات روز هموار می کند.

به نظر می رسد با تکرار مکرر انتقادها از گروه مذاکره کننده به سرپرستی آقای روحانی و کمرنگ شدن و در هم ریختن واقعیت های تاریخی در این دوره مهم ایران، حسن روحانی با نگارش این کتاب به هدف خود نزدیک شده است.

مطالب مرتبط