روزنامه نگارانی که زلزله نگاری می کنند

به روز شده:  20:28 گرينويچ - چهارشنبه 22 اوت 2012 - 01 شهریور 1391
زلزله

گاهی وقت ها گزارش نویسی از بحران خود دچار بحران می‌شود، خصوصا در کشوری مثلا ایران که کنترل دولتی نیز بر رسانه ها حاکم است

خبرنگارانی که از زلزله و حوادث طبیعی گزارش می دهند معمولا تلاش می کنند اطلاعات دقیقی در مورد تعداد تلفات، اقلام مورد نیاز و شرایط آسیب دیدگان، نحوه رسیدگی امدادگران و زوایای مختلف بلایای طبیعی به افکار عمومی ارائه کنند.

اما گاهی وقت ها گزارش نویسی از بحران خود دچار بحران می شود، خصوصا در کشوری مثلا ایران که کنترل دولتی نیز بر رسانه ها حاکم است. به همین دلیل در برخی مواقع مخاطبان رسانه ها با اطلاعات ضد و نقیضی در مورد ویژگی های یک حادثه طبیعی در رسانه های متفاوت مواجه می شوند.

زلزله مرگبار آذربایجان شرقی در منطقه اهر و ورزقان که بر اساس گزارش خبرگزاری های داخلی بیش از ۳۰۰ کشته و ۵ هزار زخمی برجای گذاشت، نیز از این قاعده مستثنی نبود و اطلاعات متناقضی در مورد ابعاد این زلزله مرگبار در رسانه ها منتشر شد.

محسنیان راد استاد روزنامه نگاری در ایران که یادداشتی در روزنامه شرق در مورد سکوت خبری صدا و سیمای جمهوری اسلامی در روزهای نخست وقوع زلزله در آذربایجان نوشته، به تسلط نداشتن بخش‌های خبری بر مباحث "ارتباطات در بحران" اشاره کرده است.

به گفته او "ارتباطات در بحران" حوزه ای است که جایگاه ویژه در علم ارتباطات دارد و در دانشگاه‌های معتبر دنیا، این تخصص تدریس می‌شود که چگونه گزارش‌گران، عکاسان و خبرنگاران باید در مورد بلایای طبیعی اطلاع رسانی کنند.

مشکلات اعزام خبرنگاران به مناطق بحران زده

مهمترین شیوه خبررسانی در مورد حوادث طبیعی این است که خبرنگاران، عکاسان و گزارشگران در خود منطقه حضور داشته باشند. به همین دلیل اولویت اصلی رسانه ها در چنین مواقعی اعزام خبرنگار و عکاس به منطقه ای است که در آن زلزله یا دیگر حوادث طبیعی رخ می دهد.

"در سیستم ناکار آمد و بسته چیزی که در زمان وقوع بلایای طبیعی برای مسئولان ارزش ندارد جان آدمی است و آنچه اهمیت دارد، حفظ مقام به هر قیمتی هست. در نتیجه به راحتی آمار غلط به رسانه ها می‌دهند"

مسعود بهنود، روزنامه نگار

در ماجرای زلزله آذربایجان نیز همین اقدام - با کمی تاخیر - توسط تعدادی از روزنامه ها و خبرگزاری های رسمی کشور صورت گرفت. از سوی دیگر در ساعات اولیه وقوع زمین لرزه، جمعی از خبرنگاران غیر دولتی خودشان به صورت مستقل روانه آذربایجان شدند که بسیاری از خبرهایشان در رسانه های منعکس شد.

امید معماریان فارغ التحصیل کارشناسی ارشد روزنامه نگاری از دانشگاه برکلی در گفتگو با تهیه کننده این گزارش می گوید: "ماجرای زلزله آذربایجان یک بار دیگر ضعف رسانه های ایرانی و به خصوص روزنامه‌ها را در زمینه تعیین کردن یک استراتژی مشخص برای پوشش بحران‌های طبیعی نشان داد."

این روزنامه نگار ایرانی "ضعیف بودن بنیه اقتصادی" نشریات ایرانی را یکی از دلایل این ضعف نشریات وخبرگزاری های داخلی دانست که به گفته او توان ارسال یک تیم کامل از خبرنگاران را برای حضور مثلا یک ماهه در منطقه ندارند.

بسیاری از روزنامه های ایرانی به صورت رسمی معمولا تنها یک خبرنگار و یک عکاس به منطقه بحران زده اعزام می کنند.

سعید کمالی دهقان خبرنگار گاردین در گفتگوی خود با من در تشریح شیوه اعزام خبرنگار به مناطقی که حوادث طبیعی در آن رخ داده، می گوید که در جریان سانحه فوکوشیما، با وجودی که حادثه در کشوری دوردست – ژاپن – روی داده بود، "گاردین سه خبرنگار را به منطقه اعزام کرد که هر کدام از آنها مسئولیت پوشش دادن یک بخش از حادثه را به عهده داشتند".

وی می افزاید: "مثلا یکی از خبرنگاران اعزامی گاردین موظف بود در حوزه محیط زیست و آلودگی های اتمی گزارش تهیه کند و نماینده دیگر نیز باید در حوزه دیپلماتیک و موضع گیری مقامات رسمی در مورد این حادثه اطلاع رسانی می کرد. "

"ماجرای زلزله آذربایجان یک بار دیگر ضعف رسانه های ایرانی و به خصوص روزنامه‌ها را در زمینه تعیین کردن یک استراتژی مشخص برای پوشش بحران‌های طبیعی نشان داد"

امید معماریان، روزنامه نگار

کمالی دهقان تهیه یک گزارش محلی و مصاحبه با آوارگان و آسیب دیدگان را از جمله وظایف خبرنگاران گاردین در منطقه می داند و تاکید می کند که خبرنگار باید شناخت کافی را از موقعیت جغرافیایی، زبان و فرهنگ بومی منطقه بحران زده داشته باشد.

مواجهه مقامات رسمی با بلایای طبیعی

در پی وقوع حوادث طبیعی، معمولا واکنش نهادها و مقام های رسمی کشورها زیر ذربه بین افکار عمومی قرار می گیرد.

مسعود بهنود روزنامه نگار باسابقه با اشاره به تجربه خود در زمینه پوشش اخبار مربوط به زلزله "گلی داغ خراسان" می گوید: "یکی از وظایف مهم روزنامه نگارانی که از زلزله گزارش می دهند رصد کردن مواضع مسئولان و پاسخگو نگه داشتن آنان است."

وی می گوید که روز پس از آن زلزله به اتفاق خبرنگارانی از کیهان و اطلاعات و به همراه با هویدا نخست وزیر وقت و برخی دیگر از مقامات دولتی راهی منطقه زلزله زده شده و می افزاید: "مهرداد پهلبد شوهر خواهر شاه و وزیر فرهنگ و ارشاد وقت به دلیل غیبت پنج روزه حضور مدیرعامل سازمان شیر خورشید سابق و هلال احمر فعلی شخصا در منطقه زلزله زده حاضر شده بود."

مسعود بهنود می افزاید که مدیرعامل شیر و خورشید وقتی بعد از پنج روز تاخیر در منطقه حاضر شد و متوجه ناراحتی و عصبانیت شاه از نابسامانی منطقه شد، در مقابل چشمان خبرنگاران به آماری که بهداری از میزان کشته شدگان ارائه داده بود هزار نفر را اضافه کرد تا نشان دهد که اطلاعات او دقیق تر است.

"[پس از زلرله بم] من و خیلی از خبرنگارهای دیگر علاوه بر ابزار کارمان، در کوله هایمان آب و بیسکوییت داشتیم که بشود یک کمک کوچک مثلا به یک بچه تشنه کرد"

آسیه امینی، روزنامه نگار

به عقیده این روزنامه نگار ایرانی، تجربه نشان داده که "سیستم ناکار آمد و بسته چیزی که در زمان وقوع بلایای طبیعی برای مسولان ارزش ندارد جان آدمی است و آنچه اهمیت دارد، حفظ مقام به هر قیمتی هست. در نتیجه به راحتی آمار غلط به رسانه ها می دهند".

در مورد زلزله آذربایجان نیز آمار متفاوتی در مورد شمار کشته ها و همچنین اطلاعات متفاوتی در مورد نحوه امداد رسانی به آوارگان از سوی مقامات رسمی عنوان شده است. برخی نمایندگان مجلس در مصاحبه با رسانه های مختلف به این تفاوت های آماری اعتراض کرده و گفته اند که میزان خسارات وارد شده در این زلزله فراتر از میزانی است که برخی مقام های دولتی ارائه می کنند.

تفکیک بین مسئولیت شهروندی و روزنامه نگاری

گزارش هایی که از روزنامه نگاران حاضر در مناطق زلزله زده منتشر می شود در برخی موارد نشان می دهد که آنها تحت تاثیر فاجعه های انسانی قرار گرفته و در کنار کار خبری، اقدام به کمک رسانی به آسیب دیدگان نیز می کنند.

آسیه امینی روزنامه نگار ایرانی که سال ۱۳۸۲ از نزدیک در منطقه زلزله زده بم حضور یافته بود به من می گوید: "من اولین شب بعد از زلزله آنجا بودم، شدت فاجعه آنقدر زیاد بود که نجات مردم از زیر آوار شاید دغدغه اول بود و در آن شرایط نمی شد به تفکیک‌هایی از این دست فکر کرد. "

"[بعد از زلزله فوکوشیما] گاردین سه خبرنگار را به منطقه اعزام کرد که هر کدام از آنها مسئولیت پوشش دادن یک بخش از حادثه را به عهده داشتند"

سعید کمالی دهقان، روزنامه نگار

خانم امینی معتقد است وقتی خبرنگار از نزدیک فاجعه های انسانی را می بیند نمی تواند علاوه بر کار خبری، چشم بر کمک های انسانی ببندد: "ما وارد شهر مردگان شده بودیم. همه خیابان‌ها و کنار همه خانه ها ردیف ردیف مرده های شهر را کنار هم چیده بودند و من و خیلی از خبرنگارهای دیگر علاوه بر ابزار کارمان، در کوله هایمان آب و بیسکوییت داشتیم که بشود یک کمک کوچک مثلا به یک بچه تشنه کرد."

کامبیز فروهر خبرنگار بلومبرگ تفکیک کار روزنامه نگاری و کمک شخصی به آسیب دیدگان بلایای طبیعی را دشوار می داند.

وی می گوید: "در گزارش هایی که رسانه های آمریکایی از فاجعه بزرگ فوکوشیما منتشر کرده اند به راحتی می توان دید این باور عمومی در منطق رسانه ای وجود دارد که وظیفه مشخص خبرنگاران تهیه گزارش در مورد حوادث طبیعی و وضعیت مردم در سانحه است."

وی می افزاید: "معمولا کلمات گزارشگران می تواند فراتر و بیشتر از کمک های شخصی شان اثر گذار باشد."

در این زمینه بیشتر بخوانید

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.