میکونوس؛ بیست سال بعد: علی فلاحیان، متهم همیشگی

به روز شده:  14:53 گرينويچ - سه شنبه 18 سپتامبر 2012 - 28 شهریور 1391
علی فلاحیان

حتی اگرعلی فلاحیان هیچ نگوید و از سیاست ورزی به عضویت در جمعیت فدائیان اسلام که استادش مجتبی نواب صفوی بنیاد گذاشت (و جان یک نخست وزیر- حسنعلی منصور- و یک روشنفکر-احمد کسروی- را گرفت) بسنده کند، باز هم اتهام کشتار و شکنجه و ترور سایه به سایه تعقیبش می کند.

البته آقای فلاحیان بدش نمی آید که هر از گاه به مناسبتی از سالهایی که در اوج قدرت بود یاد کند. روز ۱۷ شهریور ماه وقتی دولت کانادا سفارتش در تهران را بست، او در مصاحبه ای پیش بینی کرد که مثل سال ۷۶ که دولتهای غربی سفارتخانه هایشان را در تهران بستند و دوباره باز کردند، اینبار هم کانادایی ها مجبور می شوند تا کوتاه بیایند و نشان به نشانی گفته های رهبر جمهوری اسلامی داده بود که در بحران سفارتخانه ها، خونسردانه گفت: "خودشان رفته اند و خودشان بر می گردند."

ماجرا اما از این قرار بود که دادگاه عالی آلمان در پی ترور اعضای حزب دموکرات کردستان در رستوران میکونوس، رسما مقامات عالیرتبه سیاسی و امنیتی ایران را متهم کرد که آمرین ترور بوده اند، کشتاری که بیشتر به صحنه ای از فیلم پدر خوانده شبیه بود. دولت آلمان پس از اعلام حکم دادگاه، سفارتخانه اش را تعطیل کرد و سایر کشورهای اروپایی هم در همگرایی با آلمان، سفارتخانه ها راتعطیل کردند. در ادامه بحران، علی فلاحیان حتی تحت پیگرد پلیس بین الملل هم قرار گرفت و نامش به عنوان متهم ثبت شد.

با این حال شاید تغییر دولت ایران و برآمدن سید محمد خاتمی با شعار اصلاحات و آرا بیست میلیونی، دیپلمات های اروپایی را به تهران بازگرداند، علی فلاحیان هم دیگر وزیر نبود.

معمار وزارت اطلاعات

"ری شهری تا سال ۶۸ بیشتر در وزارتخانه اطلاعات نماند و پس از آن مسئول حجاج ایرانی شد که هر سال به عربستان می رفتند، اما علی فلاحیان از معاونت به وزارت رسید، با این حساب ۱۵ سال در مقر سابق ساواک در خیابان خواجه عبدالله تهران، ماندگار شد و برای معماری مهمترین نهاد امنیتی جمهوری اسلامی فرصت کافی داشت."

بد نامی ساواک نزد انقلابیونی که بسیاری از آنها از زندانیان و احیانا شکنجه شدگان دستگاه امنیتی رژیم سلطنتی بودند، کاری کرد که تا سال ۶۲ لایحه تاسیس وزارت اطلاعات به مجلس نرفت و تا قبل از آن نهادهای امنیتی برخاسته از انقلاب، وظیفه مقابله با مخالفان حکومت تازه را داشتند که مجموعا از سوی حاکمیت، "ضد انقلاب" نامیده می شدند.

تا سال ۶۲ تقریبا تمامی سازمانهای چریکی به میراث رسیده از دوران مبارزه با شاه از عرصه سیاسی و اجتماعی ایران محو شده بودند و تعداد زیادی از هوادارن سازمان مجاهدین خلق و سازمانهای چپ غیر مذهبی و روشنفکران سکولار مخالف ولایت فقیه یا زندانی شده بودند و یا اعدام.

موفقیت رژیم انقلابی البته مدیونِ نهادهای اطلاعاتی و عملیاتی بود که از همان ابتدای انقلاب شکل گرفته و تکامل پیدا کرده بود، از اداره اطلاعات سپاه پاسداران گرفته تا اطلاعاتِ دادستانی و البته کمیته های انقلاب اسلامی که علی فلاحیان فرماندهی اش را بر عهده داشت.

وزارت اطلاعات عاقبت تاسیس شد بی اینکه ارزیابی کاملی از فعالیت نهادهای پیشین امنیتی صورت گیرد. نمایندگان مجلس خوش بین بودند که شرط اجتهاد و اینکه وزیر اطلاعات از روحانیان آشنا به فقه و اصول باشد و لابد اهل تقوی، از تشکیل دوباره نهادی مانند ساواک جلوگیری می کند.

اتفاقا وزارت اطلاعات در همان بدو تاسیس دو مجتهد داشت. حجت الاسلام محمد محمدی ری شهری وزیر شد و حجت الاسلام علی فلاحیان معاونتِ وزارت را بر عهده گرفت.

ری شهری تا سال ۶۸ بیشتر در وزارتخانه نماند و پس از آن مسئول حجاج ایرانی شد که هر سال به عربستان می رفتند، اما علی فلاحیان از معاونت به وزارت رسید، با این حساب ۱۵ سال در مقر سابق ساواک در خیابان خواجه عبدالله تهران، ماندگار شد و برای معماری مهمترین نهاد امنیتی جمهوری اسلامی فرصت کافی داشت.

مجتهدین علیه مرجع تقلید

منتظری و خمینی

آیت الله منتظری، قائم مقام رهبری یکبار در نامه ای بی پروا به آیت الله خمینی نوشت: "من نمی گویم شما از شاه بدترید ولی وزارت اطلاعات شما از ساواک بدتر است."

آیت الله منتظری، قائم مقام رهبری از قضا بزرگترین منتقد وزارت اطلاعاتی بود که مدیرانش دو مجتهد بودند. او یکبار در نامه ای بی پروا به آیت الله خمینی نوشت: "من نمی گویم شما از شاه بدترید ولی وزارت اطلاعات شما از ساواک بدتر است."

محاکمه و اعدام مهدی هاشمی از نزدیکان آیت الله منتظری با کوشش و پیگیری مستمر وزارت اطلاعات صورت گرفت، سالها بعد و پس از سخنرانی آبان ماه سال ۷۶ که آیت الله منتظری ،آقای خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی را فاقد شرایط مرجعیت تقلید دانست، وزارت اطلاعات، نمایشگاهی با عنوان پیچکِ انحراف ترتیب داد و فهرستی از اتهامات مهدی هاشمی را برای عموم به نمایش گذاشت. مهدی هاشمی بنا بر آنچه وزارت اطلاعات اعلام می کرد، متهم به قتل، تهیه انباری از سلاح و اغفال قائم مقام وقت رهبری شده بود و این در حالی بود که دادگاه روحانیت که در آن محاکمه و به مرگ محکوم شد، وکیل نمی پذیرفت و غیر علنی بود.

اعدام های مجاهدین خلقِ زندانی در تابستانِ سال ۶۷ که با پرونده سازی وزارت اطلاعات و حضور نماینده وزارت در جلساتِ سریع محاکمه صورت می گرفت، آیت الله منتظری را به گونه ای تمام قد رودر روی وزارت اطلاعات و مجتهدینش قرار داد.

علی فلاحیان در برنامه تلویزیونی "دیروز ، امروز، فردا" اعتراض آقای منتظری به اعدام های سال ۶۷ را علت اصلی عزل آیت الله از قائم مقامی رهبری معرفی کرد و مدعی شد که او و دوستان اطلاعاتی اش تمام سعی شان را کردند تا چنین اتفاقی نیفتد، اما آیت الله منتظری در خاطراتش چنین چیزی را به یاد نداشت و معتقد بود که وزارت اطلاعات سالها برای عزلش ،برنامه ریزی کرده بود.

مشتِ آهنین

هاشمی رفسنجانی

هاشمی رفسنجانی از همان آغاز دوران ریاست جمهوری اش، پس از درگذشت آیت الله خمینی به علی فلاحیان اعتماد کرد و تا پایان دو دوره از این اعتماد نکاست

اکبر هاشمی رفسنجانی از همان آغاز دوران ریاست جمهوری اش، پس از درگذشت آیت الله خمینی به علی فلاحیان اعتماد کرد و تا پایان دو دوره از این اعتماد نکاست.

در تمام این هشت سال، علی فلاحیان نه استیضاح شد و نه مورد سوال مجلس قرار گرفت. علی فلاحیان دو پُستِ معاونت امنیت داخلی و برون مرزی وزارت اطلاعات را به ترتیب بر عهده سعید امامی و مصطفی پورمحمدی نهاد که سعید امامی بنابر آنچه منابع رسمی جمهوری اسلامی اعلام کردند در زندان خودکشی کرد و پورمحمدی حالا رئیس بازرسی کل کشور است.

آنچه از دوران فلاحیان می دانیم، منحصرا اطلاعاتی است که روزنامه نگاران اصلاح طلب پس از قتل های زنجیره ای پاییز سال ۷۷ و در دوران کوتاه آزادی نسبی مطبوعات برملا کردند.

وقتی داریوش و پروانه فروهر- رهبر حزب ملت ایران و همسرش- به ضربات چاقو کشته شدند و محمد مختاری و محمد پوینده -اعضای کانون نویسندگان- خفه شدند، علی فلاحیان وزیر نبود و قربانعلی دُری نجف آبادی بر جایش نشسته بود، اما همچنان معاونت ها بر همان قرارِ دوران فلاحیان باقی بود و مسئول قتل ها آنچنان که وزارت اطلاعاتِ دولت اصلاحات اعلام کرد، سعید امامی بود.

گفته شده که آیت الله منتظری در همان آغاز کار به آقای خاتمی هشدار داده بود که وزارت اطلاعات به صورت ریشه ای نیازمند تغییر است و "دری نجف آبادی، فقط ماشین امضاست."

تازه پس از قتل های زنجیره ای بود که روزنامه نگاران اصلاح طلب، نام روشنفکرانی را می بردند که پیشتر مرگشان طبیعی اعلام شده بود. مشهورترین این نامها، سعیدی سیرجانی نویسنده بنام بود که گویا با شکنجه های روانی و جسمی به قتل رسیده بود. شهروندان عادی نیز در این میان، بی نصیب نبودند و گفته اند "فاطمه قائم مقامی"، مهماندار هواپیما نیز در که شمار کشته شدگان است و بنابر شایعات مدتی معشوقه وزیر اطلاعات بوده است.

تهدید و ربایش روشنفکران، آنچنان که بر سر فرج سرکوهی سردبیر ماهنامه آدینه رفت (که ماموران امنیتی از فرودگاه مهر آباد ربودنش)، قتل روشنفکران و فعالیت شاخه برون مرزی که نتایجی مثل قتل شاپور بختیار -آخرین نخست وزیر رژیم سلطنتی- فریدون فرخزاد -شاعر و خواننده- و چشمگیر ترین آن، کشتار اعضای حزب دموکرات کردستان در رستوران میکونوس به همراه داشت، نشان می داد که وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی با اجتهادِ علی فلاحیان، قصد دارد تا یکبار برای همیشه تمامی مخالفان و منتقدان جمهوری اسلامی را با مشتی آهنین، نابود کند.

اول قدرت، بعد خدا

"شاید هیچ کدام از گفته هایش مانند این جمله، فلسفه زندگی وزیر اطلاعات همیشه متهم را بیان نمی کند: "جهان معادله قدرت است و انسان باید با قدرت، برخورد کند و اتکا به خدا هم داشته باشد.""

در همه هشت سال دوران اصلاحات، علی فلاحیان در برابر تمامی اتهامات سنگینش در قتل و نقض حقوق شهروندی،سکوتی عمیق کرد. نامزدی اش در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۰ در حالی که کسی امیدی به پیروزی اش نداشت را هم شاید بتوان در شمار ترفندهای روانی گذاشت که در وزارت خانه آموخته بود.

آقای فلاحیان که تا پیش از تبلیغات گسترده ریاست جمهوری کمتر در تلویزیون حکومتی ظاهر می شد، می توانست این کم کاری را جبران کند و به جای پاسخ به اتهامات درباره برنامه هایش برای اداره کشور داد سخن دهد. برنده انتخابات سید محمد خاتمی بود. تلاش علی فلاحیان برای نمایندگی مجلس نیز به سنگ خورد و در راهیابی به پارلمان ناکام ماند، اما همچنان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ماند و همچنین عضو مجلس خبرگان تا نقشی احتمالی در تعیین رهبری آینده نظام داشته باشد.

ریاست جمهوری احمدی نژاد هر چند برای فلاحیان بازگشت به قدرت تلقی نمی شد، اما از فشار اتهامات کاست. در دولت احمدی نژاد، تیم همکاران اطلاعاتی اش به صدارت رسیدند، مصطفی پور محمدی وزیر کشور شد و محسنی اژه ای وزیر اطلاعات، هر چند احمدی نژاد روی خوشی به تیم سابق فلاحیان نشان نداد و هر دو را عزل کرد.

اوضاع علی فلاحیان به بدی دوران اصلاحات نیست، اما او باز هم سعی می کند تا سیاست سکوت و احتیاط را ادامه دهد. ناخرسندی اش از دولت را گاهی در مصاحبه با خبرگزاری فارس نشان می دهد. معتقد است، جریان انحرافی دولت که معمولا در یک نفر یعنی اسفندیار رحیم مشایی –رئیس دفتر احمدی نژاد- خلاصه می شود با ارواح خبیثه ارتباط دارد و آدمی است که یکی دو روزه بر سر کار آمده است.

"فلاحیان معتقد است که باید اتحاد جماهیری از کشورهای اسلامی بر پا کرد و روابط با غرب را تا پایین ترین درجه تنزل داد و در ضمن از فرصت استفاده کرد و با احتساب اینکه شاهزاداگان سعودی همگی در سن کهولت هستند، عربستان را "تنبیه" کرد."

صراحتا می گوید، نباید درباره ثروت مسئولان نظام حرفی زد و همین که به صورت خصوصی به ثروتمندان مسئول گوشزدی شود، کافی است. با این حساب کاملا با سیاست "افشا کن، رسوا کنِ" احمدی نژاد مخالفت است.

آقای فلاحیان در تمام این احوال، آیت الله خامنه ای را می ستاید و معتقد است، ولایت فقیه شانی بالاتر از قانون اساسی دارد. در چندین مصاحبه که با خبرگزاری فارس کرده، سعی اش بر این بوده تا دکترینی برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ارائه دهد.

معتقد است که باید اتحاد جماهیری از کشورهای اسلامی بر پا کرد و روابط با غرب را تا پایین ترین درجه تنزل داد و در ضمن از فرصت استفاده کرد و با احتساب اینکه شاهزاداگان سعودی همگی در سن کهولت هستند، عربستان را "تنبیه" کرد.

درباره انتخابات در ایران هم به این حکم قاطع اکتفا می کند که اصلاحات تمام شد و اصلاح طلبان حق شرکت در انتخابات را ندارند. با این حال شاید هیچ کدام از گفته هایش مانند این جمله، فلسفه زندگی وزیر اطلاعات همیشه متهم را بیان نمی کند: "جهان معادله قدرت است و انسان باید با قدرت، برخورد کند و اتکا به خدا هم داشته باشد."

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.