بررسی روزنامه‌های صبح تهران؛ سه شنبه ۲۱ شهریور

به روز شده:  01:48 گرينويچ - سه شنبه 11 سپتامبر 2012 - 21 شهریور 1391

روزنامه‌های امروز صبح تهران در عنوان‌های اصلی خود از نومیدی سینماگران در روز ملی سینما نسبت به سرنوشت هنرهفتم در ایران نوشته و در عین حال به شدت از گرانی بی‌سابقه ارزهای خارجی و کاهش ارزش پول ملی انتقاد کرده‌اند. این سئوال که مسئولیت با کیست و چرا کسی استعفا نمی‌دهد در چند مقاله تکرار شده در عین حال اقتصاددانان از وخامت اوضاع اقتصادی کشور نوشته‌اند.

روز سینما، دیگر سینما نیست اما امید هست

تیتر و عکس صفحه اول شرق

تیتر و عکس صفحه اول شرق

چراغ سینما خاموش‌شدنی نیست عنوان مقاله احمد مسجدجامعی در کلیک مغرب است که با اشاره به برخورد انقلاب با سینما نوشته، پس از شکل‌گیری خانه سینما در دهه ۷۰، امروز به عنوان «روز سینما» معین شد، از آن سال به بعد جشن سینمای ایران همزمان با این روز برگزار می‌شد. «خانه سینما»، «روز سینما»، «جشن سینما» عنوان‌های ارجمندی بود که برای دفاع صنفی از سینمای ملی شکل گرفت و نتایج آن کارنامه درخشانی به همراه داشت.

به نوشته وزیر پیشین ارشاد در دولت اصلاحات، شاید برخی بپندارند در روزهای حاشیه نشینی سینما، نیازی به «روز سینما»، «خانه سینما» و جشن سینما، نیست اما واقعیت آن است که چراغ سینمای ایران خاموش‌نشدنی است.

داوود رشیدی، هنرمند سرشناس، به نوشته شرق با اشاره به روز ملی سینما نوشته با اینکه حالا برای سینمای ایران وضعیت خوشایندی نمی‌بینم. بحث‌ها و درگیری‌های مسوولان و سینماگران، در تمام سطوح، کوچک‌ترین نتیجه مثبتی برای سینمای ایران نداشته و متاسفانه «خانه سینما» که برای همه ما یک نهاد ارزشمند صنفی بود و تنها نهاد کاملی بود که در آن ۲۹ صنف سینمایی گرد آمده بودند، بسته شد. اکنون با بسته شدن در این «خانه» همه ما آواره‌ایم و احساس پراکندگی و بی‌پشتوانگی می‌کنیم.

مغرب گفته‌های کیومرث پوراحمد، فیلمساز را هم منعکس کرده که آرزوی حذف حذف را در سر آورده و نوشته چهارشنبه‌سوری» را می‌گویند «چهارشنبه آخر» سال ولی توده مردم آن روز را به «چهارشنبه‌سوری» می‌شناسند. «سیزده بدر» را هم در تقویم «روز طبیعت» نوشته‌اند، اما مردم هنوز سیزدهمین روز فروردین را «سیزده بدر» می‌نامند. بنابراین برخی تلاش‌ها برای حذف روز ملی سینما صورت می‌گیرد هم امکان‌پذیر نیست.

این روز را سال‌ها جشن می‌گرفتیم و نمی‌شود این روز را حذف کرد. ممکن است امسال جشنی برپا نشود اما فکر نکنید که این روز حذف شده است. معتقدم هیچ واژه‌ای، هیچ کتابی، هیچ پلانی، هیچ آدمی، هیچ روزنامه‌ای و هیچ اثر هنری را پس از خلق نمی‌توان «حذف» کرد و این روز هم از بین نمی‌رود و جایگاه خود را حفظ می‌کند.

بازسازی زلزله چه شد

مریم نظری در گزارش کلیک تهران امروز نوشته: یک ماه پس از آنکه زمین در مناطقی از آذربایجان شرقی لرزید، اهالی مناطق زلزله‌زده نگران سرمای زودهنگامی هستند که کم‌کم از راه می‌رسد. گزارش سازمان هواشناسی از کاهش ۱۰ درجه‌ای دما در این استان خبر می‌دهد، برف و باران در راه است و چادرهای زلزله‌زدگان توان مقابله با زمستان را ندارد.

به نوشته این گزارش، سه روز پس از وقوع زلزله در آذربایجان شرقی، محمدرضا رحیمی، معاون اول رئیس‌جمهور ضمن بازدید از مناطق زلزله‌زده در جمع خبرنگاران مطرح کرد که «خانه‌های روستایی طی دوماه بازسازی می‌شود.» از آن پس با یک حساب سرانگشتی ساده روستاییان تا یک ماه دیگر منتظر تحویل گرفتن منازلی هستند که بتوانند بدون نگرانی از پس لرزه‌ها و پایین آمدن دما، شب‌ها را زیر سقف آن صبح کنند.

گزارشگر تهران امروز به یاد آورده که: استاندار آذربایجان شرقی وعده داده که تحویل منازل زلزله‌زدگان از ۲ هفته آینده آغاز می‌شود و تاکنون با وجود همه تلاش‌ها در بازسازی منازل مسکونی تنها ۲ خانه مسقف و تحویل داده شده اما با این همه محرم فروغی، فرماندار ورزقان نسبت به روند ساخت و ساز خوشبین است.

عوامل موثر در گرانی ارز و اعتقادی که از دست رفت

همه روزنامه‌های اقتصادی و عمومی در صفحات اول خود از ماجرای ارز و کاهش ارزش پول ملی نوشته‌اند. کلیک کیهان در سرمقاله خود مانند دیگر روزنامه‌ها اعتراف کرده که در چند روز اخیر با جهش ناگهانی نرخ ارز ارزش پول ملی به زیر آمده است اما این روزنامه پرسیده آیا اخیرا، مثلا طی دو، سه و یا ده روز اخیر در معادلات و چرخه اقتصادی کشور، رخداد تازه و غیرمنتظره‌ای اتفاق افتاده است؟ پاسخ منفی است. بنابراین، افزایش ناگهانی و جهشی قیمت ارز که افزایش قیمت سایر کالا و خدمات مورد نیاز مردم را نیز در پی داشته است، برای چیست؟ مهم‌ترین رخداد چند روز گذشته که همگان و حتی دشمنان تابلودار جمهوری اسلامی ایران هم از آن با عنوان تعیین کننده‌ترین رویداد در هر دو عرصه منطقه‌ای و جهانی یاد می‌کنند، برپایی موفقیت‌آمیز اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران بوده است.

کارتون علیرضا پاکدل، اعتماد

کارتون علیرضا پاکدل، اعتماد

حسین شریعتمداری در حالی دشمنان جهانی را عامل گرانی ارز معرفی می‌کند که خود می‌نویسد بی‌تردید می‌توان گفت که اخلال اخیر در بازار سکه و ارز، طبیعی نیست، چرا که اتفاق غیرمنتظره‌ای در میان نبوده است. پس ماجرا چیست؟! و چه دست‌های پنهان و آشکاری برای انتقام از مردم این مرز و بوم و تلخ کردن کام آنان بعد از پیروزی بزرگ این روزها، از آستین بیرون آمده‌اند؟! انکار نمی‌توان کرد که در این ماجرا نکات ظریف و بعضا پیچیده‌ای نیز در میان است ولی بسیاری از عوامل و علل آن برخلاف برخی از پیچیده‌نمایی‌ها، «پیچیده» نیست.

نماینده ولی فقیه در کیهان در یادداشت روز امروز خود اضافه کرده مگر فساد بانکی ۳ هزار میلیارد تومانی چگونه صورت پذیرفت؟ خاوری را چه کسانی فراری دادند؟ و چه کسانی با وجود آشکار شدن دست‌های آلوده آنان در این ماجرای پلشت، هنوز هم با پشتیبانی عجیب و غیرقابل توجیه فلان مسئول، به حضور نفوذی خود در برخی از مراکز قدرت ادامه می‌دهند و تازه برای مردم مظلوم نیز به بهانه روشنگری رجز هم می‌خوانند و یا برخی دیگر که به جای همراهی با سایر مسئولان در جهاد مبارزه با فساد، از کرسی مسئولیت برای ریاست جمهوری آینده خویش پیام انتخاباتی پخش می‌کنند و در همان حال فیگور مردم دوستی و انتقاد نیز به خود می‌گیرند.

این شرایط سابقه دارد

الیاس حضرتی در سرمقاله کلیک اعتماد نوشته کشور در ۳۴ سال گذشته به شکل مرتب مشکلات شدیدی را در صحنه‌های اقتصادی، نظامی و سیاسی دیده و بار آن را به دوش کشیده است. زمانی جنگ هوایی در شهرها، موشک‌باران‌ها و زدن کشتی‌های نفتکش ایران و پالایشگاه‌ها و چاه‌های نفتی و همه اینها سبب شد تا قیمت نفت به ۶ دلار برسد. در چنان شرایطی دولت به نخست‌وزیری آقای موسوی همراه با رییس‌جمهوری وقت، نمایندگان مجلس، در کنار مجموعه دست‌اندرکاران، همه همدل و همزبان با وجود اختلاف‌نظرهای کارشناسی، به تدبیر امور می‌پرداختند.

به نظر مدیر اعتماد آنچه این روزها شاهد هستیم، بارها تجربه شده. حتی با وجود زمزمه‌هایی که درباره اقدام نظامی وجود دارد، کشور هنوز وارد درگیری خاصی نشده‌. امروز بزرگ‌ترین درآمد ارزی از آن این دولت است با رقم خیره‌کننده سالیانه ۱۵۰ میلیارد دلار و بزرگ‌ترین مصارف ارزی کشور هم از آن دستگاه‌های دولتی است. ۷ تا ۱۰ درصد همین درآمد و هزینه، امکان تجمیع و مدیریت شدن برای پاسخگویی به تمام نیازهای غیردولتی را دارد و این کار نه‌تنها غیرممکن نیست که آسان است و ممکن.

این مقاله سپس اضافه می‌کند صحبت‌های لحظه‌ای و نابجای رییس دولت، مسوولان وزارت اقتصاد، ‌روسای کمیسیون اقتصاد مجلس، ‌مدیران اقتصادی و... اگر حساب‌شده نباشد، می‌تواند تبدیل به اصلی‌ترین عامل ایجاد بحران در بازار و نابسامان شدن اوضاع شود و خسارت‌های جبران‌ناپذیری را برای اقتصاد کشور در پی داشته است، به شکلی که مردم محروم و بیچاره را بیش از هر قشر دیگری تحت تاثیر قرار دهد.

روزنامه کلیک جمهوری اسلامی در سرمقاله خود نوشته: اینکه مردم از زبان مسئولان دروغ بشنوند، به مردم وعده داده شود ولی از عمل به وعده‌ها خبری نباشد، عده‌ای از ساده زیستی سخن بگویند ولی خود در زندگی‌های اشرافی غوطه‌ور باشند، از عدالت سخن گفته شود ولی ضعفا محاکمه و مجازات شوند و دانه درشت‌های فاسد و پرونده‌دار نه تنها محاکمه نشوند بلکه بر مسندهای بالای حکومتی تکیه بزنند و به ریش مردم بخندند و اینکه مجریان قانون به قانون عمل نکنند، نتیجه‌ای غیر از بی‌اعتنا شدن مردم نسبت به دین و احکام دینی و اخلاق و ارزش‌ها ندارد.

به نوشته این روزنامه اصولگرا درست است که تخلف این و آن نباید موجب سست شدن ایمان دیگران شود، ولی این اولاً مربوط به افرادی است که دارای ایمانی قوی هستند و ثانیاً تخلف مسئولان دولتی را با افراد عادی نباید یکسان دانست. اعتقادات توده مردم با یک عمل صالح مسئولان تقویت می‌شود و با یک عمل خلاف مسئولان از بین می‌رود.

سال تلخ، چرا کسی استعفا نمی‌دهد

کلیک ابتکار هم در سرمقاله خود به همین موضوع پرداخته و نوشته در این یک سال تلخ ارزش پول ملی کشور روز به روز به طرز دردآور و بی‌سابقه‌ای پایین آمد، اما در این مدت نه سکان‌دار بانک مرکزی از حرف‌های تکراری و نسخه‌های بی‌اثرش پایین آمد و نه رئیس‌جمهور به عنوان مافوق او در راس دولت، او را از این کرسی و برج عاجی که در آن نشسته است، پایین آورد.

این روزنامه اضافه کرده این روزها حال و روز اقتصاد کشور به تبع بی سر و سامانی بازار ارز و تحریک پذیری بی‌سابقه آن بیش از هر زمان دیگری ناخوش است. به طور طبیعی سیاست‌ها و اقدامات رئیس کل بانک مرکزی باید خنکایی باشد بر تب بی‌سابقه این بازار بیمار. اما در این مدت اقدامات آقای رئیس کل نه تنها کمترین تاثیری بر حال این بیمار و بیماری نداشته است بلکه گاهی آن را تشدید هم کرده است.

در چنین احوالی عرف حکومت‌داری در جوامع توسعه یافته این است که مدیر ناتوان و با شهامت تقصیرها را خود به گردن بگیرد و برای باز شدن راه آزمون راهکارهای دیگر از مسند خود استعفا دهد. اما تجربه نشان داده است که چنین عرفی به جامعه و فرهنگ بسته مدیران ما هنوز راه نیافته است چنان محمود احمدی‌نژاد، معلوم نیست چگونه با وجود بلایی که این روزها اقتصاد و پول ملی کشور با آن دست به گریبان است سکوت کرده است و در حالیکه یک جابجایی و برکناری ساده می‌تواند بخشی از تب بازار را فروکش کند، یک تنه از مردان اقتصادی خود دفاع کرده و بدون اقدام موثری فقط توپ تقصیر را به زمین دیگرانِ مجهولی می‌اندازد.

کارتون آروین، شرق

کارتون آروین، شرق

حمید تهرانی در سرمقاله کلیک جهان صنعت نوشته اگر هیچ دولتی در کشور وجود نداشت، وضعیت بازار ارز چگونه بود؟ به زحمت می‌توان استدلال کرد که در نبود یک دولت آشفتگی بازار از اینکه هست فراتر می‌رفت و نابسامانی عمیق‌‌تر و پیچیده‌تر می‌شد.

به نوشته این مقاله، جهش‌های ناگهانی بازار ارز مجددا نیروهای امنیتی را به خیابان‌ها آورد و در یک اقدام که علت آن روشن نیست دیروز برخی دلالان ارز دستگیر شدند. ساده کردن صورت مساله ظاهرا توجه تصمیم‌سازان حکومتی را به سوی چند دلال در خیابان‌های تهران جلب کرده است. در این صورت باید انتظار داشت که با دستگیری دلالان یادشده وضعیت بازار سامان یابد و قیمت‌ها مهار شود اما به سختی می‌توان باور داشت که سناریوی بالا عملیاتی و نتیجه‌بخش شود.

پرسش اصلی در این میان آن است که آیا واقعا اوضاع اقتصادی کشور در همین حد نابسامان و آسیب‌پذیر است؟ اگر دولت تصمیم یا اراده به همراهی با وضع موجود نگرفته، واقعا چه اقدام عملی در جهت مهار اوضاع انجام داده و اگر حقیقتا از مدیریت شرایط ناتوان است چرا به ناتوانی خویش اذعان نمی‌کند. به هر حال اکنون مسوولیت قوه مجریه است که صراحت به خرج دهد و آشکارا بگوید که آیا روند فعلی را می‌پسندد، اگر می‌پسندد مولفه‌های استقبال از این روند چیست؟ اگر نمی‌پسندد آیا می‌تواند این روند را مهار کند، در این صورت چرا تا به حال مهار نشده و اگر نمی‌تواند مهار کند چرا صادقانه به ناتوانی خویش اذعان نکرده است.

تبعات نوسان قیمت دلار

دکتر جمشید عدالتیان شهریاری در مقاله‌ای در کلیک آرمان نوشته، دلار روز گذشته به طور غیررسمی به بیش از ۲۵۵۰ تومان هم رسید. اگر اشتباه نکرده باشم، دو سال قبل مسئولان اجرایی کشور دلار را کاغذپاره‌ای بی‌ارزش نامیدند اما همین کاغذپاره بی‌ارزش امروز مشکل‌ساز شده است. وقتی دلار به این قیمت می‌رسد نه می‌توان جنسی فروخت و نه جنسی خرید. چون نه کسی قدرت خرید دارد و نه جنس فروخته شده را می‌توان دوباره خرید، بنابراین همه چیز متوقف می‌شود.

نویسنده یادآوری کرده با افزایش بهای ارزهای خارجی بسیاری از صادرکنندگان معتقد بودند افزایش نرخ ارز می‌تواند با ایجاد ارزش‌افزوده بیشتر، مشکل صادرات را حل کند و به آن روند افزایشی بدهد اما می‌بینیم که با افزایش قیمت دلار، به دلیل ایجاد مشکل برای تولیدکنندگان، میزان صادرات نیز کاهش یافته است. پس می‌بینیم که مشکل، مربوط به نرخ ارز نیست.

به نوشته مقاله آرمان، تنها نتیجه افزایش نرخ سود بانکی، افزایش مشکلات فعالیت‌های تولیدی بود و هیچ تاثیری در جمع‌آوری نقدینگی سرگردان جامعه نداشت. در این شرایط دولت به جای اینکه به بنگاه‌های کوچک که بیشترین سهم اشتغال را برعهده دارند، کمک کند، هزار میلیارد تومان برای کمک به خودروسازان اختصاص داد در حالی که این مبلغ می‌توانست بیش از ۱۰هزار بنگاه کوچک و متوسط را نجات دهد.

عذر می‌خواهم عذر من رو هم می‌خواهید؟

پوریا عالمی با نقل سخن معاون نیروی انتظامی که گفته بود تمامی نیروهای پلیس باید در فرآیندی سه ساله به تناسب جسمی برسند. به همین دلیل نیروهای پلیس اگر نتوانند طی ۳ سال وزن خود را کاهش دهند و به تناسب اندام برسند، عذر آنها را می‌خواهیم نوشته: به نظر ما اگر نیروهای راهنمایی و رانندگی جای اینکه توی ماشین پلیس بنشینند و از توی بلندگو به راننده‌ها بگویند: «پراید مشکی. . . با توام. . . آره. . . مدارکت رو بردار بیار اینجا ببینم. . . بدو ببینم. . . لفتش نده. . . » خودشان پیاده شوند و بدوند و لفتش ندهند و مثل همه جای دنیا بروند سمت راننده متخلف و او را توجیه یا توبیخ و جریمه کنند روزی یک کیلو از وزن پرسنل زحمت‌ده (زحمتکش سابق) راهنمایی و رانندگی کم می‌شود.

پیشنهاد دیگر نویسنده ستون کاناپه این است: نیروی انتظامی جای اینکه پنجشنبه‌شب‌ها وسط خیابان‌ها و دور میدان‌ها ایست کند و بازرسی کند، یا وسط جاده چالوس و جاده هراز توی صندوق عقب‌ها را با دقت بررسی کند، دنبال دو تا دزد و جانی که دو تا کوچه بالاتر مشغول دزدی یا قتل هستند بدود، نه خودش چاق می‌شود نه آمار بزه می‌رود بالا.

در بخش فوریت‌های پلیس آمده: الو ۱۱۰. جناب سروان قربون دست‌تون این پلیسی که برای ما فرستادید لای آسانسور گیر کرده. دو نفر رو بفرستید درش بیارند. یا: الو؟ ۱۱۰؟ همین الان یه پلیس چاق سر چهارراه دیدم. زنگ زدم گزارش بدم... جواب: - آرامش خودتون رو حفظ کنید... نترسید... خب حالا بگید ببینم... به نظرتون چندکیلو اضافه وزن داره؟

کارتون روز

کارتون محسن ظریفیان، جام جم

کارتون محسن ظریفیان، جام جم

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.