فضای پادگانی دانشگاه و تحقیر استاد و دانشجو

به روز شده:  13:29 گرينويچ - دوشنبه 17 سپتامبر 2012 - 27 شهریور 1391

حکومت ایران بارها با اعتراضات دانشجویان منتقد روبرو شده و با آن برخورد کرده است

کامران دانشجو، وزیر علوم ایران در یک سخنرانی عنوان کرد که حتی اساتید بسیجی دانشگاه‌‌ها از طرح جداسازی جنسیتی دانشجویان حمایت نمی‌کنند: «یازده هزار استاد بسیجی در کشور داریم که به آن جمع [اساتید بسیجی] گفتم که در مقابل مقالات متعدد و هجمه‌های شدید ‌علیه وزارت علوم چرا هیچ مقاله‌ای ننوشتید؛ از این یازده هزار نفر اگر ۱۱۰۰ مقاله و حتی ۱۱۰ مقاله در دفاع از اقدامات ما در اسلامی کردن دانشگاه نوشته می‌شد، امروز شرایط بسیار بهتری داشتیم». وزیر علوم خطاب به کنگره مسئولان بسیج دانشجویی سراسر کشور گفت: «ما استاد سکولار نمی‌خواهیم».

کامران دانشجو از استخدام دوازده هزار عضو هیات علمی در دوره سه ساله وزارتش خبر داد و گفت که در این یکسال باقیمانده، ده هزار تن دیگر را هم استخدام خواهد کرد. وی با صراحت گفت: «استاد سکولار هنوز در دانشگاه وجود دارد اما دیگر نباید در دانشگاه باشند». هر چند اخراج اساتید و دانشجویان دگر اندیش رسما از سوی وزارت علوم پذیرفته نشده است، اما اظهارات وزیر علوم را می‌توان اعتراف به درستی اخبار اخراج دانشجویان و بازنشسته کردن برخی از اساتید دانشگاه، به دلایل عقیدتی و سیاسی در چند سال گذشته دانست.

منظور واقعی وزیر علوم از اساتید سکولار، آن دسته از استادانی است که با سیاست‌های دولت در ایجاد فضای بسته در دانشگاه‌ها همراه نیستند. بافت هیات علمی دانشگاه‌ها به سرعت در حال تغییر است. اعضای هیات علمی از طریق مصاحبه گزینش می‌شوند. به گفته رئیس مرکز جذب وزارت علوم، هفده شاخص برای صلاحیت‌های اخلاقی و اعتقادی داوطلبان پیش بینی شده است. در استخدام اعضای هیات علمی مواضع سیاسی و عقیدتی داوطلبان و نزدیکی مواضع آن‌ها به جناح افراطی اصولگرایان از شایستگی علمی آن‌ها مهم‌تر است.

اظهارات کامران دانشجو در نشست مسئولان بسیج دانشجویی، آشکارا «تند و تحریک آمیز» بود. او نه از موضع یک وزیر بلکه از جایگاه یک فعال سیاسی تندرو سخن گفت. این در شرایطی است که برخی از تشکل‌های دانشجویی اصولگرا، دولت را به اتخاذ سیاست‌های فرهنگی لیبرالی متهم می‌کنند. سخنان وزیر را می‌توان نوعی واکنش دفاعی در جهت خنثی کردن انتقادهای اصولگرایان مخالف دولت تلقی کرد. اما انتشار این سخنان در میان بدنه دانشجویان و اساتید واکنش‌های متفاوتی به دنبال خواهد داشت؛ هر چند ممکن است که این واکنش‌ها بلافاصله امکان بروز و ظهور پیدا نکند.

خاطره اصلاحات با گذشت هفت سال پر درد و رنج برای دانشگاهیان، هنوز هم وزیر علوم دولت احمدی‌نژاد را آزار می‌دهد: «در هشت سال نیز پوست از دانشگاه کنده شد و هرچه که انقلاب در دانشگاه رشته بود را پنبه کردند. هشت سال قبل می‌خواستند برای آمریکا فرش قرمز پهن کنند، اما ما این روند را ادامه نمی‌دهیم و با این این‌گونه اساتید برخورد می‌کنیم. این افراد نشاط را در سوت زدن، کف زدن و ایجاد جنجال خلاصه می‌کنند. در یکی از دانشگاه‌ها میان خوابگاه پسران و دختران دیوار نبود. دستور دادم دیواری ایجاد کنند اما‌‌ همان روز عده‌ای کف زمین خوابیدند و گفتند اگر می‌خواهید دیوار بکشید باید با بولدوزر از روی ما رد شوید».

چنین سخنانی تحریف واقعیت و مبالغه آمیز و سخیف است. تنزل انگیزه دانشجویان معترض به مسایل جنسی، توهین آشکاری به دانشجویان است. این بخش از سخنان زیر علوم بسیار قابل تامل و ناشی از خودبزرگ بینی مفرط اوست: «هر زمان که صحبت از کار فرهنگی می‌شود، فریاد می‌زنند که کار فرهنگی تنها کار ایجابی است که این گفته اشتباه است و کار فرهنگی هم سلبی است و هم ایجابی که اگر این‌طور نبود، خداوند برای ما جهنم را توصیف نمی‌کرد» !

شیرزاد عبداللهی، کارشناس مسائل آموزشی

"دخالت دولت در امور دانشگاه ها هیچگاه به گستردگی امروز نبوده است. از استقلال دانشگاه و شأن استاد و دانشجو چیزی باقی نمانده است. کار به جایی رسیده که محسن قرائتی از جایگاه رییس ستاد اقامه نماز در نشست روسای دانشگاه‌های سراسر کشور خواستار راه اندازی ازدواج موقت در دانشگاه می‌شود"

وزیر علوم و جریان فکری و سیاسی که او نماینده‌اش در حوزه آموزش عالی است برای مخالفان نظری و سیاسی خود به چیزی کمتر از گشودن دروازه «جهنم» راضی نیستند! این سیاست‌های افراطی، سید محمد خاتمی را به واکنش واداشت. رییس جمهور پیشین ایران، در آستانه سال جدید و در دیدار با انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، از «اعمال شیوه‏‌های پلیسی، تحمیل فضای پادگانی بر دانشگاه، تحقیر استاد و دانشجو، به کارگیری روشهای خاص برای امتیازدادن بیجا یا محدودیت ایجادکردن‏‌ها بر تحصیلات تکمیلی» به شدت انتقاد کرد. بعد از انتخابات بحث برانگیز ۸۸، تشکل‌های منتقد با محدودیت‌های بسیار مواجه شده‌اند. تعدادی از فعالان دانشجویی با احکام سنگین در زندان به سر می‌برند و بقیه هم با اعمال تنبیهات انضباطی امکان فعالیت ندارند. تنها تشکل‌های طرفدار دولت و بسیج دانشجویی در دانشگاه‌ها آزادانه فعالیت می‌کنند.

احمدی‌نژاد در تیرماه امسال در نامه‌ای خطاب به دانشجو خواستار توقف تشکیل کلاس‌های تک جنسیتی در دانشگاه‌ها شد و این اقدام را «سطحی و غیر عالمانه» نامید! اما در عمل تفکیک جنسیتی از مهدکودک تا دانشگاه به عنوان یک سیاست رسمی از سوی وزرای آموزشی دولت پیگیری می‌شود. کار به جایی رسیده که اخیرا وزارت آموزش و پرورش با صدور بخشنامه‌ای «اختلاط نوآموزان دختر و پسر در کلاس‌های پیش‌دبستانی» را ممنوع اعلام کرد.

دخالت دولت در امور دانشگاه‌ها هیچگاه به گستردگی امروز نبوده است. از استقلال دانشگاه و شأن استاد و دانشجو چیزی باقی نمانده است. کار به جایی رسیده که محسن قرائتی از جایگاه رییس ستاد اقامه نماز در نشست روسای دانشگاه‌های سراسر کشور خواستار راه اندازی ازدواج موقت در دانشگاه می‌شود. قرائتی با دفاع از تفکیک جنسیتی دانشجویان گفت: «با این جدا سازی چندین میلیون گناه کم می‌شود».

ورود دولت به حوزه مسایل اجتماعی مانند پوشش و روابط فردی دانشجویان و جدا سازی جنسیتی فقط باعث اتلاف هزینه و فرصت‌های پیشرفت علمی در دانشگاه‌ها می‌شود.

در رژیم سابق، دولت وارد حوزه مناسبات اجتماعی و فردی دانشحویان نمی‌شد. رعایت حجاب یک عمل اجتماعی فردی و داوطلبانه بود، اما اکنون تبدیل به موضوعی حکومتی و پیچیده شده است. اسدالله علم وزیر دربار شاه که در اردیبهشت ۱۳۵۵ برای بازدید از دانشگاه پهلوی به شیراز سفر کرده بود در جلسه سخنرانی از دیدن تعداد زیاد دختران چادری وحشت کرد و موضوع را به اطلاع شاه رساند.

زهرا اشراقی، نوه آیت الله خمینی که در سالهای دهه ۶۰ دانشجوی دانشگاه تهران بوده نقل می‌کند که در یکی از کلاس‌های درس بین دانشخویان دختر و پسر به دستور جهاد دانشگاهی یا انجمن اسلامی دیوار کشیدند. او که به عنوان دانشجوی ترم اول در این کلاس حضور داشته، شبانگاه موضوع را با پدر بزرگ خود مطرح می‌کند. به گفته زهرا اشراقی، واکنش آیت الله برای ایشان غیر منتظره بوده است. آیت الله خمینی بلافاصله احمد آقا را با عصبانیت صدا کردند و گفتند: «احمد سریع بگو این دیوار‌ها را بردارند». دیوار‌ها شبانه برداشته شد و دیگر کسی از جدا کردن دختران و پسران دانشجو سخن نگفت. اما این پایان ماجرا نبود.

کسانی که امروز خود را پیرو بنیانگذار جمهوری اسلامی می‌دانند، چه پاسخی برای این سوال دارند که اگر جدا سازی دختران و پسران دانشجو ضروری و مطابق شرع است، چرا آیت الله خمینی در مقابل این جدا سازی واکنش تند و صریح نشان داد؟ همه شواهد حاکی از این است که آیت الله خمینی در مسایل شرعی اهل مصلحت اندیشی نبود و اگر جدا سازی جنسیتی در دانشگاه‌ها را ضروری می‌دانست، حتما دستور اجرای آن را می‌داد. به نظر می‌رسد کار دولت و وزیر علوم در جدا سازی جنسیتی دانشجویان نوعی «بدعت گذاری» است.

روز اول مهرماه امسال ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار دانشجو در ۲۲۷۶ دانشگاه و مرکز آموزش عالی سال تحصیلی جدید را آغاز می‌کنند. طبق آمارهای رسمی، حدود ۲۷ درصد دانشجویان در مقطع کاردانی، ۶۶ درصد در مقطع کار‌شناسی، ۶ درصد در مقطع کار‌شناسی ارشد، ۴۳ صدم درصد در مقطع دکترای حرفه‌ای (پزشکی، دامپزشکی، دندانپزشکی) و ۶۶ صدم درصد نیز در مقطع دکتری تخصصی (پی. اچ. دی) تحصیل می‌کنند.

اعتراض به اخراج استادان دانشگاه

دانشجویان ایرانی ۶ درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و کشور ما از نظر کمیت دانشجو وضع تحسین برانگیزی دارد. دانشگاه‌ها و موسسات آموزشی عالی وابسته به وزارت علوم ۱۱۹ واحد، دانشگاه‌ها و دانشکده‌های علوم پزشکی وابسته به وزارت بهداشت ۴۴ واحد، مراکز آموزش عالی وابسته به وزارت آموزش و پرورش ۲۷۴ واحد، موسسات آموزش عالی وابسته به سایر دستگاههای اجرایی ۲۸ واحد، دانشگاه پیام نور ۵۵۰ واحد، دانشگاه جامع علمی کاربردی ۵۸۱ واحد، دانشگاه آزاد اسلامی ۳۸۵ واحد و موسسات آموزش عالی غیردولتی غیرانتفاعی ۲۹۵ واحد از کل دانشگاه‌ها را تشکیل می‌دهند. در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو در دانشگاه‌های پیام نور و علمی – کاربردی، بدون توجه به کیفیت علمی و آموزشی دانشگاه‌ها در دستور کار دولت قرار گرفت.

اقبال ایرانیان به تحصیلات عالی ناشی از کمبود فرصت‌های شغلی برای دیپلمه‌ها و گریز ازخدمت نظام وظیفه اجباری و پایین بودن هزینه فرصت تحصیلات عالی است. هم اکنون تعداد داوطلبان تحصیل در مقطع کار‌شناسی ارشد به مرز یک میلیون نفر رسیده است. به عبارتی همه فارغ التحصیلان دوره کار‌شناسی، داوطلب تحصیلات تکمیلی هستند. این افزایش تابع وضعیت بازار کار است. تعداد فارغ التصیلان بیکار به گفته وزیر کار ده برابر افراد فاقد مدرک دانشگاهی است. علاوه بر این فرصت‌های شغلی محدود، از طریق گزینش معمولا در اختیار افراد وفادار به حکومت قرار می‌گیرد. به عنوان نمونه در کتابی که اخیرا آموزش و پرورش تحت عنوان «۲۹۰ اقدام آموزش و پرورش» منتشر کرده، عنوان شده که از ۴۰ هزار داوطلب پذیرفته شده در آزمون استخدامی سال ۸۹، هیجده هزار و پانصد تن از فرزندان شهدا و جانبازان بدون در نظر گرفتن رشته و نمره آزمون استخدام شده‌اند.

در واقع حدود ۴۵ درصد پذیرفته شدگان فقط به یکی از سهمیه‌ها یعنی خانواده شهدا و جانبازان اختصاص داده شده بود. چنین روش‌های تبعیض آمیزی حتی مورد رضایت بسیاری از خانواده‌های شهدا و جانبازان هم نیست و نوعی استفاده ابزاری برای تبلیغ ارزشی بودن دولت است و آثار اجتماعی سوئی به دنبال دارد. آزمون دکتری تخصصی هم از سال گذشته به صورت متمرکز برگزار می‌شود. در آزمون امسال ۱۸۰ هزار داوطلب در آزمون دکتری شرکت کرده بودند که نسبت به سال قبل ۳۵ درصد افزایش داشت.

با افزایش ظرفیت دانشگاه‌ها، اکنون ورود به دانشگاه در دوره کاردانی و کار‌شناسی برای هر داوطلبی امکانپذیر است. در حال حاضر مضمون اصلی رقابت داوطلبان ورود به دانشگاه، قبولی در رشته‌های بر‌تر دانشگاه‌های معتبر دولتی است. رشته‌های مهندسی برق، مکانیک، کامپیو‌تر، عمران، معماری، صنایع در گروه آزمایشی ریاضی و فنی، پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی در گروه آزمایشی علوم تجربی و رشته‌های حقوق، روان‌شناسی، حسابداری در گروه آزمایشی علوم انسانی همچنان پر طرفدار‌ترین رشته‌های مورد علاقه دانشجویان هستند.

۴۵ در صد دانشجویان در رشته‌های علوم انسانی تحصیل می‌کنند که علاوه بر اینکه در بازار کار شانس بسیار کمی برای اشتغال دارند، از نظر دولت هم به دلیل غربی بودن محتوای آموزشی رشته‌های علوم انسانی مشکوک و غربزده تلقی می‌شوند!

قرار است در طول برنامه پنجم توسعه میزان پذیرش در رشته‌های علوم انسانی ۱۳ درصد کاهش یابد. کار بر روی محتوای آموزشی رشته‌های علوم انسانی در وزارت علوم و شورایعالی انقلاب فرهنگی ادامه دارد.

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.