جنبش دانشجویی در اغما

به روز شده:  13:29 گرينويچ - دوشنبه 17 سپتامبر 2012 - 27 شهریور 1391

پس از روی کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد و خصوصا پس از جنبش سبز حکومت به سادگی دانشجویان را از دانشگاه اخراج می‌کند

به عنوان فردی که سالهایی از عمرش را به فعالیت دانشجویی گذرانده است، بسیار با این سوال مواجه می‌شوم که چرا دانشگاههای ایران آرامند. فضای کنونی دانشگاههای کشور بسیار با تصویری که جامعه ما از دانشگاه، دانشجو و جنبش دانشجویی در ذهن دارد متفاوت است.

تصور غالب جامعه ما از دانشگاه و جنبش دانشجویی، دانشگاههای ملتهب دهه بیست و سی، جنبشهای چریکی دهه چهل پنجاه، فوج فوج کشته‌های اوایل دهه ۶۰، جوانه زدن و قد کشیدن اوایل و اواسط دهه هفتاد، التهاب اواخر دهه هفتاد و مقاومت دهه هشتاد است. در همه این تصاویر آنچه دیده می‌شود، شور است و امید و ایثار و فداکاری و این همه آن چیزی است که امروزه در تصویر جنبش دانشجویی غایب است.

تصویر کنونی دانشگاههای ایران انسان را به یاد خراب آباد شهر بی‌تپشی می‌اندازد که در آن آوای جغدی هم نمی‌آید به گوش. اتفاقی که یک بار در دهه شصت هم تکرار شده است. چرا چنین است؟

نخستین دلیل و البته مهم‌ترین آن‌ها فزون شدن فشارهاست. پروسه دانشجو شدن در ایران پروسه‌ای به غایت دشوار و هزینه بر است که تمامی خانواده را درگیر می‌کند. حکومت به درستی این نکته را تشخیص داده است، اگر تا پیش از این حکومت به دشواری حکم دانشجویان را صادر می‌کرد، پس از روی کار آمدن دولت آقای احمدی‌نژاد و خصوصا پس از جنبش سبز حکومت به سادگی دانشجویان را از دانشگاه اخراج می‌کند.

اخراج از دانشگاه در ایران به معنای محروم شدن از سوار شدن بر آسانسور اجتماعی و در مورد اکثر پسران، دو سال سربازی رفتن است. اخراج از دانشگاه از ابداعات جمهوری اسلامی است، در زمان شاه حتی در اوج جنبش چریکی هم حکومت شاه به ندرت به این حربه متوسل می‌شد و مطابق اسناد ساواک هر وقت که ساواک برای اخراج دانشجویان مرتبط با جنبشهای چریکی فشار می‌آورد، روسای دانشگاه‌ها به مقاومت می‌پرداختند.

امروز اما بسیاری از روسای دانشگاه‌ها خود در صف مقدم اخراج دانشجویان هستند. امروزه دانشجویانی که تمایلات سیاسی اجتماعی دارند پیشاپیش می‌دانند که اگر حتی بتوانند لیسانس خود را بگیرند خبری از ادامه تحصیل در مقاطع بالا‌تر نیست. فعالیت سیاسی در شرایطی چنین پرفشار دیگر جهش در تاریکی نیست، شیرجه زدن به درون استخری پر از تمساح است.

عامل مهم دیگر در سکوت حاکم بر دانشگاه‌ها را باید در «شکست جنبش سبز» جستجو کرد. جنبش سبز امیدهای بسیاری را برانگیخت و انرژی‌های قفل شده بسیاری را آزاد کرد. «شکست جنبش سبز» موجی از ناامیدی را در فضای سیاسی ـ اجتماعی ایران به دنبال داشته است که نه تنها آن اکثریت خاموش را بار دیگر به دیار خاموشان فرستاده است بلکه آن اقلیت معترضان فعال را هم که در اسناد ساواک «عناصر ناراحت اجتماع» خوانده می‌شدند و در ادبیات مسئولان جمهوری اسلامی «عوامل فتنه» نامیده می‌شوند، به سکوت کشانیده است.

از دیگر عوامل مهم سکوت فعلی، نبود چشم انداز مشخص برای آینده است. فعالیت‌های سیاسی ـ اجتماعی عمدتا بر مبنا و در چهارچوب یک تحلیل مشخص و کلان‌تر است که شکل می‌گیرند. در شرایط فعلی، آن تحلیل کلان در فضای فکری ـ سیاسی کشور غایب است.

تا پیش از شکست جنبش سبز، گفتمان اصلاحات بر فضای سیاسی و اجتماعی کشور حاکم بود و عمل سیاسی اجتماعی را معنادار می‌کرد. اینک اما در حالی که آن سلطه گفتمانی فرو ریخته است، هنوز ساختار جدیدی بر ویرانه‌های بنای قبلی ساخته نشده است. در شرایط فقدان گفتمانی معنابخش، طبیعی است که حرکات اعتراضی با دشواری بیشتری شکل بگیرد.

دلیل چهارم، روند کلی اتمیزه شدن فضای اجتماعی ایران در سالهای اخیر است. جامعه ایران جامعه‌ای است از لحاظ اجتماعی در حال فروپاشی. از خصایص جوامعی که به سوی فروپاشی اجتماعی می‌روند یکی همین اتمیزه شدن اجتماع، شل شدن چفت و بست‌ها و چسب‌های اجتماعی و دور افتادن افراد از یکدیگر است. لازمه هر گونه فعالیت اعتراضی در فضای پلیسی ایران اعتماد بالای افراد درگیر به یکدیگر، گرد هم آمدن و فداکاری برای یکدیگر است که این روز‌ها بیش از پیش در جامعه ایران غایب است.

در ‌‌‌نهایت به نظر می‌رسد روند سکوت فعلی در دانشگاه‌ها روندی طبیعی است؛ تا زمانی که تغییری در هیچ یک از چهار عامل بالا پدید نیاید، شاهد بازگشت شور سیاسی به دانشگاه‌ها و فعال شدن جنبش دانشجویی نخواهیم بود.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.