دانشگاه‌های ایران؛ تفکیکی فراتر از جنسیت

به روز شده:  13:28 گرينويچ - دوشنبه 17 سپتامبر 2012 - 27 شهریور 1391

طرح تفکیک جنستی را می توان به عنوان ادامه کشمکش پردامنه و پرسابقه جمهوری اسلامی با نهاد دانشگاه دانست

تبارشناسی رابطه پر افت و خیز حکومت اسلامی ایران با نهاد دانشگاه طی ۳۳ سال اخیر پرده از بسیاری جنبه ها و ویژگی های تنها حکومت اسلامی شیعه در دنیا کنار می زند. حکومتی که اگرچه با پیروزی آخرین انقلاب بزرگ و کلاسیک تاریخ متولد شد اما خیلی زود‌تر از آنچه تصورش می‌رفت، فرزندانش را خورد و اینک بسیاری از بانیان آن به جرگه نافیان آن پیوسته‌اند.

نهاد دانشگاه، طی نیم قرن اخیر، همواره یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های داخلی حاکمان تهران بوده است که اقتدار آن‌ها را مجدانه به چالش کشیده است. اگرچه برخی مطالعات تاکید می‌کنند که نسبت جمهوری اسلامی و دانشگاه را باید در مجموعه بهم پیوسته از‌‌ همان ابتدای انقلاب تا امروز بررسی کرد، گروهی دیگر اما معتقدند که ساخت و بافت کنونی نظام سیاسی مستقر در ایران، اساسا با چند دهه قبل قابل قیاس نیست و از این رو، این رابطه را باید با متغیر و مولفه‌های جدیدی سنجید.

طرح تفکیک جنسیتی که اخیرا با شدت و اصرار عجیبی از سوی جمهوری اسلامی پیگیری می‌شود، در هر دو رویکرد قابل ارزیابی است.

در رویکرد اول، طرح تفکیک جنسیتی را می‌توان به عنوان ادامه کشمکش پردامنه و پرسابقه جمهوری اسلامی با نهاد دانشگاه و "انقلاب فرهنگی" در سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۲ تاویل کرد که به تصفیه سازی‌ها، تغییر متون علمی، اخراج و مهاجرت هزاران اهل علم انجامید و در رویکرد دوم، می‌توان آن را نتیجه شرایط سیاسی چند سال اخیر کشور بویژه نقش پررنگ دانشجویان در جنبش سبز دانست.

این دو نوع تبار‌شناسی عملا ما را به دو خاستگاه متفاوت از چرایی طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه رهنمون می‌سازند.

با این وجود، از سه منظر معرفت‌شناختی، اجتماعی و سیاسی به بررسی طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه پرداخته شده است اگرچه هر کدام را می‌توان در گستره وسیع تری مجددا بازخوانی کرد.

طرح تفکیک جنسیتی و معنای نهفته در آن را البته می‌توان در مجموعه بسیار وسیع‌تری دسته‌بندی کرد که هستی‌شناسی جمهوری اسلامی و نوع نگاهش به شهروندان را مشخص می‌کند. به عنوان مثال، عدم ارائه آمار و گزارش‌های رسمی درباره موضوعات مهمی همچون موجودی حساب ذخیره ارزی و نحوه خرج کرد درآمدهای سرشار نفتی، اصرار بر ریاضت کشی اقتصادی و فواید تحمل تحریم‌ها، در کنار عدم پیگیری قضایی عادلانه پرونده‌های مهمی چون قتل‌های زنجیره‌ای، حمله به کوی دانشگاه تهران، بازداشتگاه کهریزک و بسیاری موارد دیگر همگی حاکی از آنست که در هستی‌شناسی جمهوری اسلامی، انسان چندان شایسته دانستن، زندگی در رفاه و‌گاه حتی زنده ماندن نیست.

بنابراین نباید از اجرای چنین طرح‌هایی که کاملا با منظومه هستی‌شناسی جمهوری اسلامی سازگار است، چندان شگفت زده شد.

همبستگی اجتماعی

در متون کلاسیک علوم سیاسی، همواره گفته و نوشته‌اند که حکومت کردن بر مردمان غریبه از یکدیگر به مراتب آسان‌تر است از افراد آشنا و نزدیک بهم. یکی از اهداف پیدا یا پنهان طرح تفکیک جنسیتی، «بیگانه سازی» مردم ایران از یکدیگر است.

جامعه ایران، با همه مصائب و رنج‌هایی که بدان‌ها مبتلاست، همچنان بنا به دلایل مختلف، از همبستگی اجتماعی ارزشمندی برخوردار است. به عنوان مثال، کمک‌های مردمی و اقدام‌های نوع دوستانه اخیر ایرانیان شهرهای مختلف، حتی ایرانیان خارج از کشور، در کمک به زلزله زدگان آذربایجان نشان داد که ایرانیان خود را همچنان در اندوه و مشکلات هموطنانشان سهیم می‌دانند و احساس مسئولیت می‌کنند؛ در حالیکه صدا و سیما و رییس جمهور، با کم اعتنایی به این حادثه، دردی دیگر بر رنج‌های مردم و زلزله زدگان افزودند. نمونه دیگر، کمپین اخیر "نه به حجاب اجباری" است که مشارکت وسیع و پرمعنای مردان ایرانی در آن گویای آنست که مردان این سرزمین چقدر از حقوق بدیهی زنان ایرانی درباره آزادی انتخاب پوشششان دفاع می‌کنند.

۳۶ دانشگاه ایران اعلام کردند که در ۷۷ رشته تحصیلی دانشجوی دختر نمی‌پذیرند

حکومت‌های خودکامه و استبدادی همچون جمهوری اسلامی همواره به انحای مختلف می‌کوشند که همبستگی اجتماعی مردم در پایین سطح قرار گیرد و فرصت‌های بازتولید این همبستگی را محدود و محدود‌تر می‌کنند؛ مبادا که روزی علیه حکومت مستقر بسیج شود. به عنوان مثال و در بعد سیاسی، می‌توان به فقدان احزاب سیاسی، عدم اعطای مجوز راهپیمایی و حتی سرکوب نهادهای غیردولتی اشاره کرد که عملا امکان گرد آمدن چند نفر و بحث و گفتگو میانشان را از بین می‌برد.

دانشگاه در ایران کنونی، مهم‌ترین و شاید تنها نهادی است که اندک امکان مبادله فرهنگی، آشنایی با "دیگران" و "دیگربودگی" سایر افراد را فراهم می‌سازد و فعلا هیچ عرصه یا جغرافیای «حقیقی»‌ غیر از دانشگاه (با همه کمبودهای سخت افزاری و نرم افزاری آن) نمی‌توان یافت که اینهمه طیف‌های رنگارنگی از قوم، مذهب، لهجه، فرهنگ و گرایش سیاسی را در خود جای داده باشد. هم از این روست، که بسیاری از ایرانیان، ناچار این همه به فضای "مجازی" پناه برده‌اند؛ چون در دنیای حقیقی چنین امکانی فراهم نیست.

بر این مبنا، طرح تفکیک جنسیتی نیز متاخر‌ترین کوشش جمهوری اسلامی در تخریب و دستکاری این نهاد حقیقی تاثیرگذار، به قصد بیگانه سازی جوانان ایرانی، دختران و پسران، از یکدیگر است. بدین ترتیب، جوانانی که رفته رفته از پیش پا افتاده‌ترین روحیات اخلاقی و عاطفی جنس مخالفشان بی‌خبر می‌شوند، بی‌شک از مطالبات سیاسی و اجتماعی همدیگر نیز فرسنگ‌ها فاصله می‌گیرند و ایستار‌ها و هنجارهای سیاسی-اجتماعی مشترکشان، کمرنگ و کمرنگ‌تر خواهد شد. اینهمه، بهانه‌ای است برای کاهش همبستگی اجتماعی در میان نسل جوان و مهم‌تر از آن، ادامه حیات اقتدار سیاسی مستقر.

در نتیجه، طرح و پیگیری تفکیک جنسیتی اگرچه ظاهرا مربوط به "جنسیت"، اما در حقیقت فرا‌تر از آن، با تخریب همبستگی اجتماعی و علاقه‌های مشترک انسانی، واجد اهداف سیاسی-اجتماعی مشخصی از سوی حاکمیت است.

با اعلام نتایج کنکور امسال، ۳۶ دانشگاه ایران اعلام کرده‌اند که در ۷۷ رشته تحصیلی شامل مهندسی، حسابداری، آموزش، مشاوره و شیمی دانشجوی دختر نمی‌پذیرند. همچنین رشته‌های علوم انسانی شامل اقتصاد، مدیریت، روان‌شناسی، علوم کتابداری و ادبیات به میزان سی تا چهل درصد کاهش ظرفیت پذیرش زنان را خواهند داشت. از سوی دیگر، در توجیه عدم پذیرش دانشجویان دختر در رشته مهندسی معدن گفته‌اند که "به دلیل سختی کار، چندان صلاح نیست دختران در این رشته مردانه تحصیل کنند."

مسئولان جمهوری اسلامی، همچون بسیاری موارد، در غیاب مردم برای آن‌ها تصمیم گرفته‌اند و مصلحتشان را تشخیص داده‌اند. مردم از منظر جمهوری اسلامی موجودات ناآگاه و مستعد گمراه شدن هستند و از این رو، حکومت اسلامی باید تعیین کند که زنان این سرزمین در چه رشته‌هایی تحصیل و از چه رشته‌هایی صرف نظر کنند.

به نظر می‌رسد، یکی از مشکلات بنیادین ایران کنونی‌‌ همان مساله‌ای است که در فیلم "به نام پدر" ابراهیم حاتمی کیا به تصویر درآمد؛ تصمیم گرفتن برای دیگران و به جای دیگران. جایی که "حبیبه"، قهرمان فیلم، به پدرش که رزمنده جنگ بود گفت: "شما در جنگ به جاى بچه‌هایتان تصمیم گرفتید و جنگیدید".

جمهوری اسلامی اما نه تنها در دانشگاه و سیاست داخلی و خارجی بلکه در شخصی‌ترین موارد نیز بجای شهروندان‌اش تصمیم می‌گیرد و این تصمیم را به آن‌ها تحمیل می‌کند. این رفتار، چه ریشه در اقتصاد نفتی داشته باشد و چه در استبداد دیرپای تاریخی، پرده از این ضرورت کنار می‌زند که فردای آزاد و دموکراتیک ایران باید تلاش کنیم که دولت بسیار کوچک با اختیارات محدود و کاملا تعریف شده‌ای بر سر کار قرار گیرد.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.