بررسی روزنامه های صبح تهران؛ دوشنبه ۲۸ شهریور

به روز شده:  02:24 گرينويچ - دوشنبه 17 سپتامبر 2012 - 27 شهریور 1391
تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

روزنامه های امروز صبح تهران در تیترهای اصلی خود سخنان فرمانده سپاه پاسداران را منعکس کرده اند که ضمن تائید حضور سپاه قدس در سوریه، در مورد پرهیز از جنگ پیش دستانه توسط ایران درباره اعتراض ها به ساخت فیلمی علیه پیامبر اسلام هم سخن گفته است.

این روزنامه ها پر است از مقالات و گزارش هائی درباره گرانی و تورم، کاهش ارزش پول ملی و تصمیم مجلس بر سئوال از وزیران و مقامات بانکی که به سد قانون برخورده است. قانونی که سئوال نمایندگان از معاونان و مشاوران رییس دولت را اجازه نمی دهد.

گام مثبت در مواضع سردار

مهران کرمی در سرمقاله کلیک جهان صنعت نوشته سخنان سردار جعفری در کنفرانس مطبوعاتی دیروز دو نکته مهم داشت؛ نخست سخن گفتن فرمانده کل سپاه پاسداران از موضع قدرت در کشاکش‌های بین‌المللی و دوم مسوولانه سخن گفتن و پرهیز از گزافه‌گویی. این دو از ویژگی‌های سیاست‌خارجی یک قدرت بزرگ و مسوول است و نشان پختگی در دیدگاه دارد که در موضع‌گیری‌های گذشته مسوولان به ویژه نظامیان کشورمان کمرنگ‌تر بوده است.

به نوشته این مقاله تاکنون شاهد مواضعی از دولتمردان و نظامیان بودیم که بعضا از منظر بین‌المللی حساسیت‌های بی‌موردی ایجاد کرده و در نتیجه هزینه‌های غیرضروری را تحمیل می‌کرد. سردار جعفری در این سخنان که البته در پاره‌ای موارد از هیات یک نظامی فراتر رفته و در جایگاه دولتمرد ظاهر شده، حضور موثر ایران در سوریه را انکار نمی‌کند و آن را ضامن ثبات منطقه می‌داند، قتل یک سفیر را در واکنش به توهین به مقدسات تایید نمی‌کند و با تاکید بر پرهیز از جنگ پیش‌دستانه سیگنالی مهم از دفاعی بودن توانمندی نظامی کشور به دنیا مخابره می‌کند.

به نظر سرمقاله جهان صنعت سخنان دیروز سردار جعفری اگرچه از زبان یک فرمانده نظامی است اما این پیام را در خود نهفته دارد که ایران در دفاع از اصول، منافع و تمامیت ارضی خود مصمم است و این آمادگی را دارد تا به عنوان یک ابرقدرت منطقه‌ای در ثبات منطقه نقش اساسی خویش را ایفا کند. امروز منطقه خاورمیانه بیش از هر زمانی به آرامش و ثبات نیاز دارد و این ثبات در گرو پذیرش نقش بی‌بدیل ایران در تعاملات منطقه‌ای از سوی قدرت‌های دیگر و مسوولانه‌تر رفتار کردن همه طرف‌های درگیر است.

کلیک کیهان در ستون طنز گفت و شنود خود نوشته: آمریکا در مقابل خشم فراگیر ملت های مسلمان علیه فیلم اهانت آمیز اخیر بدجوری دنده عقب گرفته است. اعلام کرده است که سازندگان فیلم موهن نه آمریکایی هستند و نه اسرائیلی! اعلام کرده اند که تهیه کننده فیلم «سام باسیل» نیست، بلکه «نیکولا باسیل نیکولا» است که او هم می گوید فیلمنامه متعلق به وی نبوده است!

گفتم: افسر راهنمایی یک خودرو را متوقف کرد و به راننده گفت ۱۲۰ کیلومتر سرعت داشتی. راننده گفت؛ فقط ۱۰۰کیلومتر بود. پلیس گفت؛ ۱۰۰ کیلومتر هم زیاد است و یارو گفت؛ ببخشید ۸۰ کیلومتر، اما نه، فقط ۷۰ و شاید هم ۵۰ کیلومتر سرعت داشتم و افسر راهنمایی گفت؛ مواظب باش! اینجوری که داری سرعت کم می کنی ممکنه یکی از عقب بهت بزنه!

صف آرائی انتخاباتی

کلیک ابتکار در مقاله اصلی خود در بررسی شرایط کشور در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آینده نوشته بخشی از نیرو‌های سیاسی کشور که در جناح اصلاح طلب خیمه زده، دچار بلا تکلیفی در سر و یأس در بدنه شده اند. در کنار همه اینها، شخصیتهایی را که نظام و ملت عمرخویش را به پای پرورش آنان ریخته بودند؛ با ندانم کاری، حسادت و طمع ورزی به دست خودمان ویران کردیم. به طور مثال اگر هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد را عصاره ی سه نوع تفکر و سلیقه در نظام بدانیم، هوا خواهان هر یک با کمال بی رحمی کوشیدند تا دیگری را با تمام توان بکوبند و تخریب نمایند.

به نوشته این روزنامه هر سه شخصیت معایب و محاسن خویش را دارند. اولی با توسعه اقتصادی مصرف گرایی را رواج داد، دومی با سیاست توسعه سیاسی متهم به ترویج ولنگاری‌های اجتماعی شد و سومی با تاکید بر توزیع ثروت به توزیع فقر رسید، با همه اینها، اما لازم است رئیس جمهور بعدی، ویژگی‌های اعتدال و سیاست هاشمی، خردمندی و نجابت خاتمی و جنگندگی و شجاعت احمدی نژاد را در خود جمع کند و این آخرین رئیس جمهور بهتر است ترکیبی از محاسن سه رئیس جمهور قبلی باشد تا بتواند از پس چالش هاو گردنه‌های سخت پیش رو برآید.

ابتکار نوشته عده ای معتقدند این بار نیز اصولگرایان از خمره ی هفت رنگ خویش به سال انتخابات نهم در سال ۸۴ چهره ای کم تر شناخته شده نظیر احمدی نژاد بیرون خواهند آورد و باز معجزه می‌آفرینند، امّا دسته ای دیگر معتقدندکه دیگر حنای اصولگرایان نزد مردم رنگ ندارد و این بار نه هفت رنگ که هزار رنگ هم بسازند چشمان تیز ملت را خیره نخواهند کرد، و بر عکس گروهی معتقدند که این بار اصلاح طلبان هستند که به سان سال ۷۶ می‌توانند، دوم خرداد دیگری را در ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ تکرار کنند و اذهان و چشمان را به سوی خویش خیره نمایند.

ناتوانی در پرسشگری یا در نمره دادن؟

عباس عبدی در کلیک اعتماد نوشته روز گذشته چنان مشکل پیچیده و غیر‌قابل حلی در مجلس مطرح شد که گمان نمی‌رود به این زودی‌ها کسی قادر به حل آن باشد. قضیه از این قرار است که معاون اول رییس‌جمهور، مطالبی را درباره بمب ارزی و حل مشکلات سکه و ارز گفته است که حساسیت نمایندگان مجلس را برانگیخته و درصدد برآمده‌اند که وزیر اقتصاد را در این‌باره سوال‌پیچ کنند. ولی نایب‌رییس مجلس توضیح داده‌اند که این موضوع ربطی به وزیر اقتصاد ندارد و نمی‌توان از ایشان سوال کرد، و برخی عقیده‌ دارند که باید از رییس‌جمهور سوال کرد ولی نمی‌توان دم به دم رییس‌جمهور را به مجلس فراخواند، زیرا که ایشان فرد دوم مملکت است و نمی‌توان هر ماه سوالی را از وی طرح کرد.

تیتر و عکس صفحه اول تهران امروز

تیتر و عکس صفحه اول تهران امروز

نویسنده تاکید کرده به این ترتیب معلوم شد که مساله مهم‌تر از افزایش قیمت سکه و ارز و تورم سرسام‌آور فعلی، این است که چگونه می‌توان از معاونان رییس‌جمهور سوال کرد و فعلا باید مجلس را بسیج کرد که راه‌حلی برای این مساله پیدا کند. راه‌حل‌ها هم روشن است. مجلس نمی‌تواند از معاونان رییس‌جمهور سوال کند، همان‌طور که از معاونان وزرا هم نمی‌تواند سوال کند.

نویسنده اعتماد پرسیده مگر از سوال‌های قبلی (اعم از صدها سوالی که از وزیران شده است یا سوال‌های متعددی که از رییس دولت شده)، چه خیر و نتیجه‌یی به دست آمده که اضافه شدن یک سوال به صدها سوال بی‌نتیجه قبلی، بتواند منشاء خیری برای مردم باشد و مشکلات آنها را کاهش دهد؟ مشکل اصلی مجلس در ناتوانی در به پرسش کشیدن مسوولان نیست، بلکه نا‌توانی واقعی آن در نداشتن اراده لازم برای مواجهه با پاسخ‌های غیرکارشناسانه و نا‌صحیح است. اگر چنین اراده‌یی در مجلس دیده می‌شد، هر مسوولی پیش از سخن گفتن، حواس خود را ششدانگ جمع می‌کرد تا مبادا سخنی بگوید که نتواند از عهده پاسخگویی نسبت به آن برآید.

صدای همه در آمده و مشکلات ارز

کلیک جوان در گزارشی نوشته در کمتر از یک هفته دلار از حدود ۲ هزار تومان به ۲ هزار و۷۰۰ تومان رسید. به عبارت ساده‌تر، یعنی در اثر مدیریت دولت بر این بازار از دی‌ماه سال قبل که قیمت دلار حدود هزار تومان بود، تا امروز که می‌رود به ۳ هزار تومان برسد، دارایی هر ایرانی به یک سوم کاهش یافته است. اگر شما در حساب پس‌انداز خانوادگی، دی ماه سال قبل ۳۰ میلیون تومان برای روز مبادا کنار گذاشته بودید و آن روز می‌توانستید حدود ۳۰ هزار دلار با آن قدرت خرید داشته باشید، در کمتر از هشت ماه و در حالی که همچنان در چند شیفت کار طاقت‌فرسایتان را دنبال کرده‌اید، امروز خود به خود سپرده شما به ۱۰ هزار دلار تقلیل یافته است.

روزنامه وابسته به سپاه پاسداران با تاکید بر این که این ثمره مدیریتی است که مدعی است تاکنون، نمونه‌ای برنامه‌محور‌تر از او وجود نداشته نوشته تنها دو سه روز پس از آنکه آقای احمدی‌نژاد در مقابل ۷۰ میلیون ایرانی، قسم جلاله می‌خورد که دولت‌های نهم و دهم پاک‌ترین دولت‌های تاریخ ایران بوده‌اند، معاون اول او در یک قلم مدعی می‌شود یکی از اعضای سابق همین دولت پاک در زمان حضورش در دولت حدود ۲۱ میلیارد تومان پول را به طور غیر‌قانونی از وزارتخانه خارج کرده و تا امروز عودت نداده است.

 احسان گنجی، اعتماد

کارتون احسان گنجی، اعتماد

جوان به یاد آورده احمد‌ی‌نژاد در پاسخ به سؤالات خبر‌نگاران که برای گرفتن جوابی در خصوص وضع هولناک بازار ارز، خود را به هر دری می‌زنند، از آنان می‌پرسد؛ آیا ناهار خورده‌اید؟ و هنگامی که جواب مثبت آنها را می‌شنود، می‌گوید: خوب حالا بر‌وید استراحت کنید!

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود نوشته اگر قیمت دلار را در برابر ریال همان اختلاف قدرت خرید ریال و دلار در کشورهای مورد استفاده بدانیم، به روشنی متوجه می‌شویم که قیمت دلار طی حداقل ده سال اخیر به صورت مصنوعی پائین نگه داشته شده است. یعنی قدرت خرید یا همان ارزش پول ملی ما به طور مستمر در برابر دلار کاهش یافته است. با این حال، دلار طی این سال‌ها تقریباً در محدوده قیمتی هزار تومان باقی مانده بود. این اتفاق یعنی فشرده‌تر کردن فنر قیمت، حال که عوامل دیگری مانند برخی محدودیت‌ها در جابجایی ارز یا... در بازار تأثیرگزار شده اند، در واقع ضامن این فنر آزاد شده و شاهد جهش قیمتی دلار در برابر ریال هستیم.

به نوشته این مقاله یکی از عواملی که در ایجاد شرایط فعلی به شدت تأثیرگزار است، رشد بی‌رویه نقدینگی طی سال‌های اخیر است. در مقام تمثیل اهمیت نقدینگی در نوسانات بازار ارز حکم هیزم آتش را دارد و سایر عوامل مانند جو روانی، محدودیت‌های جابجایی، سوء مدیریت و... بنزینی هستند که روی این آتش ریخته می‌شوند و باعث بالا رفتن شعله‌ها می‌گردند.

به نظر روزنامه جمهوری اسلامی در این شرایط به نظر می‌رسد دلسوزان نظام و مسئولان و کارشناسان باید هرچه سریع‌تر دولت را نسبت به عواقب ادامه وضعیت فعلی هوشیار کنند و با هم افزایی و همفکری روند نوسانات را به سمت تعادل و ثبات پیش ببرند. گرچه راه‌حل‌ها و راه چاره‌ها تقریباً روشن است و تنها به تصمیم دولت برای اصلاح سیاستها نیاز داریم و متأسفانه به نظر می‌رسد عزمی برای اقدام وجود ندارد.

تضادها، چالش ها و راه حل های اقتصاد ایران

حسین راغفر در مقاله ای در شرق نوشته این روزها بسیاری از مدیران اقتصاد عملکرد خود را ستایش می‌کنند و آن را بهترین عملکرد می‌دانند. حتی رییس‌جمهوری نیز این‌گونه سخن می‌گوید و دولت خود را بهترین دولت در زمینه رسیدن به مقصد توسعه می‌داند. البته نیکو آن است که بگذاریم عملکردها خود سخن بگویند. البته تا اینجای کار به نظر می‌رسد همه مدیران دولتی سعی دارند به طور مشخص در زمینه «عدالت» خود را بهترین معرفی کنند ولی بدون تعارف باید گفت که در این زمینه طی سال‌های گذشته فقط آرایش یا تزیین اقتصادی داشته‌ایم.

نویسنده توضیح داده در سه دهه اخیر، اگر شاخصی هم بهبود داشته، الزاما نتیجه عملکرد دولت‌ها نبوده و این بهبود را باید متاثر از شرایط جهانی و داخلی بدانیم. در سال‌های پس از ۱۳۸۴ نیز یک تغییر رادیکال در سیاست‌های اقتصادی- اجتماعی کشور به‌وجود آمد. به طور کلی می‌توان گفت یکی از دلایل عقب‌افتادگی اقتصاد ایران از توسعه، نبود راهبرد و استراتژی روشن و مشخص برای توسعه و برقراری عدالت اجتماعی بوده است که این فقدان راهبرد به اتخاذ سیاست‌های نفی شده در جوامع بین‌المللی و عملکرد سلیقه‌ای دولت‌ها منجر شده است. این مساله در حال حاضر بیشتر به چشم می‌خورد.

مقاله شرق تاکید کرده در جامعه‌ای که واردات حرف اول را می‌زند خیلی نمی‌توان مدعی عدالت و رفع فاصله طبقاتی بود. واقعیت آن است که مدیران اقتصادی ابتدا باید این تضادها را رفع کنند و بعد ادعاهای بزرگ را مطرح سازند تا شاید اقتصاد ایران از گرفتار بودن در دامنه بزرگی از تضادها، رهانیده شود.

محمد میرمطهری در مقاله ای در شرق یادآوری کرده کاهش و افزایش ارزش پول یک کشور به دنبال یک سابقه‌ای به وقوع می‌پیوندد و البته این مساله کاملا اقتصادی است. زمانی که بانک مرکزی باید برخی از مسایل اقتصادی را در اولویت قرار ‌دهد و این مهم محقق نمی‌شود، اولویت‌ها روی هم انباشته خواهند شد و به مرور زمان در قالب کاهش ارزش پول ملی سر باز می‌کنند. عمدتا شرایط غیرعادی و نااطمینانی نسبت به بازگشت به شرایط طبیعی، عرضه و تقاضا را دچار مشکل می‌کند.

به نظر این استاد دانشگاه این شرایط تنها شامل حال ایران نمی‌شود بلکه در تمام کشورهای جهان نااطمینانی اقتصادی می‌تواند منجر به برهم خوردن تعادل میان بازار عرضه و تقاضا شود. ارزش پول ملی هر کشوری به میزان ذخایر و توانایی صادرات آن کشور بستگی دارد. زمانی که کشوری از میزان صادرات مناسبی برخوردار باشد می‌تواند از اقتصادی با پشتوانه قوی ارزی که منجر به رشد اقتصادی و افزایش قدرت پول ملی می‌شود مطمئن باشد اما بر اساس یک قاعده کلی اگر بنا بر مشکلاتی میزان ذخایر ارزی کم و میزان صادرات دچار مشکل شود این امر، روی ارزش پول کشور قطعا تاثیرگذار خواهد بود.

نویسنده مقاله شرق معتقد است مسوولان تاکید دارند ایران از ذخایر ارزی مناسبی برخوردار است و وقتی متصدیان صندوق توسعه ملی از موجودی ۳۰ تا ۴۰‌ میلیارد دلاری صندوق خبر می‌دهند یک حساب سرانگشتی نشان می‌دهد که وقتی ۲۰درصد درآمد کشور در حدود رقم مذکور است، بنابراین ذخایر ارزی ایران بیش از صد‌میلیارد دلار خواهد بود. در چنین شرایطی که ذخایر ارزی کشور در شرایط بسیار خوبی قرار گرفته و تحریم نفتی هم به صورت صددرصد اعمال نمی‌شود و بسیاری از کشورها همچنان راغب به خرید نفت ایران هستند این نکته حکایت از آن دارد که کاهش ارزی پول ملی ایران در این روزها، بیشتر نشأت‌گرفته از مسایل اقتصادی بوده و باید برای آن راه‌حل اقتصادی پیدا کرد.

به نوشته مقاله شرق در ماه‌های گذشته رییس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد همواره سعی داشته اند تا توپ را به سمت دیگری پاس دهند و از بار تعهد خود سر باز زنند. وقتی از وزیر اقتصاد و دارایی پرسیده می‌شود که چرا پول به بازار عرضه نمی‌شود، ایشان تاکید می‌کنند باید این سوال را از بانک مرکزی پرسید. اینجاست که باید به فکر اسم جدیدی برای وزارت اقتصاد و دارایی بود اما اینکه در مواردی غیراقتصادی کشور بر لزوم ورود به بازار ارز برای ایجاد آرامش تاکید می‌کنند، چندان قابل تحلیل به نظر نمی‌رسد. زیرا برای قضاوت در این‌باره، نخست باید دید آنان بر پایه چه استدلالی بر این ورود اصرار دارند و چون معمولا اشاره شفافی به علت این اعلام موضع‌ها، نمی‌شود، ارزیابی این مساله از تخصص بنده و دیگر کارشناسان اقتصادی خارج می شود.

گدایان تهران

مریم نظری در گزارشی در کلیک تهران امروز نوشته: اگرچه داستان متکدیانی که در گوشه و کنار شهر، با لباس‌های رنگ‌و‌رو رفته و صورتی غمگین، دستشان را به‌سوی شهروندان دراز می‌کنند تا اسکناسی را صاحب شوند، دیگر به داستانی تکراری بدل شده است؛ اما بدون‌شک همه آنها را با یک چوب نمی‌زنید اگر بدانید که تنها در تهران ۱۵ درصد از متکدیان، روزگاری نه‌چندان دور، شغلی آبرومند داشته‌اند؛ شغلی که شاید از درآمد آن خرج خانواده بیرون می‌آمد اما برخوردار نشدن از بیمه سبب شد که پس از گذشت سال‌ها، در زندگی این افراد نه از مستمری بازنشستگی خبری باشد و نه از پشتیبانی نهادهای حمایتگر.

به نوشته این روزنامه یک مقام شهرداری تهران گفته تا همین چند سال پیش این افراد که حالا به متکدی تغییرنام داده‌اند، نان بازوی خود را می‌خوردند و هرروز صبح در حالی که روزی خود را از خدا طلب می‌کردند، خانه را ترک می‌کردند. اما در، همیشه روی یک پاشنه نمی‌چرخد. پیری و ناتوانی از راه رسید و آنها دیگر توان کار کردن نداشتند. شاید هم بر اثر سانحه ای از کار افتاده شده‌اند و دیگر چاره‌ای برایشان نمانده جز اینکه کنار خیابان بنشینند و گدایی کنند.

در ادامه گزارش تهران امروز آمده: مرد کنار یکی از میادین تره‌بار شهرداری در خیابان رسالت نشسته و دست‌بردار نیست. هر عابری که از کنارش می‌گذرد او شروع می‌کند به دعا کردن:"هر چی از خدا میخوای بهت بده! از کار افتاده ام! کمک کن!" یک شلوار وصله زده به پا دارد و یک پیراهن چهارخانه چرک به تن. اسماعیل ۷۳ ساله است و ۴ دختر در خانه دارد. دلش می‌خواهد دخترانش ازدواج کنند و زودتر بروند سر خانه و زندگی‌شان، اما همین که از این آرزویش می‌گوید آه می‌کشد و ادامه می‌دهد:"کی دختر یه گدا رو می‌گیره؟"

مثل هلو

کارتون حسن کریم زاده، شرق

کارتون حسن کریم زاده، شرق

پوریا عالمی، امروز ستون کاناپه کلیک اعتماد را با جملاتی پی در پی آغاز کرده است:

ماشاءالله قدیمی‌ها در زمینه بالابردن جمعیت بهتر کار می‌کردند، دلار یک کاغذپاره بیش نیست، اینقدر قطعنامه صادر کنید تا قطعنامه‌دان‌تان پاره شود، خانم‌ها بیماری‌های خاصی دارند که به شوهرانشون هم نمی‌گن. وقتی که یک خانم بشه وزیر بهداشت، می‌تونه مشکل خانم‌ها را حل کنه. کارمندان جزو بیت‌المال هستند. هیچکس در تاریخ این مملکت مثل من از خودش نگذشت در راه کشور. دولت من پاک‌ترین دولت تاریخ این کشور بود. کوروش از ذخایر زیرزمینی ایران است.

در ادامه این ستون از قول منصور ارضی آمده: گفتم هر کی رحیم مشایی را بکشه، پولش رو من می‌دم. بهترین دلیل علاقه احمدی‌نژاد به مشایی، خدمتی است که وی در طول شبانه‌روز به او می‌کند.

مهدی کوچک زاده نماینده هوادار دولت هم گفته درباره علاقه احمدی‌نژاد به مشایی باید بگویم این علاقه همچون مادری است که پسرش دلداده دختری شده که هیچ سنخیتی با هم ندارند و مادر مستاصل شده که دختر چه جادو و جنبلی کرده. در حالی که جادویی در کار نیست و محبت و اطاعت باعث دلدادگی است.

نویسنده ستون کاناپه این ها را مشتی از خروار جملاتی دانسته که در دهه گذشته از تریبون‌های رسمی به زبان آمده. و در عین حال تاکید کرده ۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی را به اصحاب دولت که در این سال‌ها تلاش عجیبی کردند ادبیات کوچه را احیا کنند و باعث غنای شادی مردم و آزرم اهل ادب شدند، تبریک و تسلیت عرض می‌کنیم.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.