تسلط بر دانشگاه‌ها: سرکوب آشکار و پنهان

به روز شده:  11:31 گرينويچ - سه شنبه 18 سپتامبر 2012 - 28 شهریور 1391

اعتراضات دانشجویی

از زمانی که پای دانشگاه به ایران باز شده، این نهاد همواره برای حاکمیت چالش امنیتی بوده است. چه در زمان استبداد شاهنشاهی و چه در طول حاکمیت جمهوری اسلامی. می توان گفت که تاریخچه سرکوب دانشگاه‌ها ملازم با تاریخچه دانشگاه در ایران است. اما در طول این سال ها، دهه ۶۰ تاریک ترین دوران تاریخ دانشگاه در ایران بوده است.

در طول سال‌های این دهه در دانشگاه‌های ایران، همانند سایر بخش‌های جامعه، شرایط امنیتی شدید و سرکوب فوق العاده‌ای حاکم بود. تا آن جا که بخش زیادی از بازداشتی‌ها و محکومان به اعدام را دانشجویان عضو گروه‌ها و احزاب مخالف جریان حاکم تشکیل می‌دادند. این شرایط رفته رفته و با اتمام جنگ، فوت آیت الله خمینی، شکستن فضای ایدئولوژیک و اطمینان خاطر نسبی نهادهای امنیتی از سرکوب موثر مخالفان به بازتر شدن فضا انجامید.

فضای نیمه بسته دانشگاه‌ها با روی کار آمدن دولت اصلاحات و ترویج آزادی‌های فرهنگی و سیاسی به سمت رونق بیشتر فعالیتهای دانشجویی سوق یافت. گر چه بازوهای امنیتی و ابزارهای فشار حاکمیت در این مدت از دانشگاه‌ها غافل نشدند و در چندین نوبت به سرکوب‌های خونین در دانشگاه‌ها و بازداشت و شکنجه گسترده دانشجویان دست زدند.

با برآمدن دولت احمدی‌نژاد زنگ‌های خطر برای دانشگاه‌ها و جنبش دانشجویی به صدا درآمد. چرا که جریان احمدی نژاد دقیقا برآمده از متن تندروترین نیروهای سرکوبگر و اصطلاحا "گروه فشار جمهوری اسلامی" بودند.

گروهی که صابون آن بارها به تن جنبش دانشجویی خورده بود. این نیروها اگر تا پیش از روی کار آمدن دولت نهم به صورت غیررسمی و در حاشیه ساختار قدرت به سرکوب دانشجویان مشغول بودند، از آن پس رسما وارد ساختار حاکمیت شدند.

سیاست‌ها و نحوه برخورد دولت احمدی نژاد با دانشگاه‌ها در دور اول با احتیاط همراه بود، اما این احتیاط نشان از تزویر و تدبیر دولت برای حاکم کردن جو سرکوب به صورت گام به گام و کم هزینه داشت. دوره دوم این دولت و نحوه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و جنبش اعتراضی مردم پس از آن همه پرده پوشی‌ها و ظاهرسازی‌های گذشته را کنار زد و سرکوب و فشار همه جانبه به صورت عریان نمایان شد.

سرکوب گسترده پس از خرداد ۸۸

در مدت زمان پویایی جنبش سبز بیشترین فشار بر دانشجویان و جنبش دانشجویی بود: هزاران بازداشت در سراسر کشور، شکنجه در بازداشتگاه‌ها، صدها زخمی و چندین کشته، حملات پی در پی و خشونت بار به دانشگاه ها و خوابگاه ها، صدور احکام سنگین حبس و تبعید و محرومیت گسترده از تحصیل.

به این ترتیب تنها پس از دو سال از انتخابات ریاست جمهوری سال هشتاد و هشت، ۲۰۰۰ مورد ثبت شده از سرکوب دانشجویان و نقض حقوق آن ها در رسانه های گروهی و گزارش های غیر رسانه ای توسط کمیسیون حقوق بشر دفتر تحکیم وحدت جمع آوری و سال گذشته به گزارشگر ویژه حقوق بشر ارائه شد.

در حال حاضر نزدیک به ۳۰ فعال دانشجویی در زندان‌های ایران در حال سپری کردن دوران محکومیت حبس خود هستند. ضیاء الدین نبوی، مجید دری، مجید توکلی، بهاره هدایت، حسین رونقی ملکی، سیاوش حاتم، مهدی خدایی، امید کوکبی و آرش صادقی با احکام چندین سال حبس و تبعید از جمله سنگین ترین احکام را دارند. به جمع دانشجویان در بند، اخیرا شیوا نظرآهاری، نوید خانجانی، سعید آقاپور و امیرگرشاسبی نیز اضافه شده اند.

"دولت تلاش می‌کند هر چه بیشتر پای والدین دانشجویان را به دانشگاه و نظارت بر درس خواندن و فعالیت فرزندشان باز کند. اخیرا اعلام شد امکان دسترسی والدین دانشجویان به کارنامه آن‌ها فراهم شده است. وزارت علوم همچنین با بومی‌سازی دانشگاه‌ها، سعی دارد دانشجویان را بیش از پیش در خانه و نزد خانواده نگه دارد."

یکی دیگر از روش های رایج در سرکوب‌های دانشجویی، محروم کردن آن ها از ادامه تحصیل است. در آخرین موارد کمیته انضباطی وزارت علوم چند دانشجو را به عللی چون توهین به مقدسات از طریق "مشارکت در کمپین امام نقی" از دانشگاه اخراج کرده است. این اخراج‌ها البته به این مورد محدود نمی شود.

در محرومیت دانشجویان از تحصیل، سازمان سنجش نیز همه ساله به توصیه نهادهای امنیتی تعداد زیادی از دانشجویان را از تحصیل در مقاطع بالاتر محروم می‌کند. امسال نیز همچون ۵ سال گذشته صدها داوطلب کنکور کارشناسی ارشد از ادامه تحصیل محروم شدند. این داوطلبان با اعلام نقص در پرونده به سازمان سنجش فراخوانده می‌شوند و در آن جا درخواست نهادهای امنیتی مبنی بر جلوگیری از تحصیل آن ها ابلاغ می‌شود و در اغلب موارد در آن جا توسط کارشناسان وزارت اطلاعات مورد سوال و جواب هم قرار می‌گیرند.

دبیرستانی کردن دانشگاه‌ها، سرکوب پنهان

علاوه بر اشکال رایج و عریان سرکوب در دانشگاه‌ها، سرکوب به شکل پنهان نیز در دانشگاه‌ها به طور فزاینده ای حاکم شده است. در طول سالیان مختلف حاکمیت دریافته است که تنها با زندان و محرومیت از تحصیل نمی تواند آن طور که باید جو دانشگاه‌ها را تحت کنترل درآورد. لذا از زمان روی کار آمدن دولت احمدی نژاد روش‌های جدید و متنوعی برای از نفس انداختن جو پویای دانشگاه‌ها به اجرا گذاشته شد.

تمام این تلاش ها بر آن است که بلوغ حاکم بر فضای دانشگاه که زاینده بسیاری از تحرکات و فعالیت های جمعی فرهنگی، هنری، ورزشی و سیاسی است را بزداید و آن را تبدیل به محیطی دبیرستانی کند. برای این منظور اول از همه تلاش می شود تا مطالعه و تحقیق پویا جای خود را به انجام تکالیف و تلاش کسب نمره لازم در امتحانات متعدد بدهد. اگر تا قبل از این دانشجویان تنها موظف بودند در هر ترم حداکثر دو مرتبه در امتحانات سراسری دانشگاه شرکت کنند سیاست های اخیر دولت و روسای دانشگاه‌ها امتحانات سراسری را به چندین نوبت در هر ترم افزایش داده است.

دولت تلاش می‌کند هر چه بیشتر پای والدین دانشجویان را به دانشگاه و نظارت بر درس خواندن و فعالیت فرزندشان باز کند. اخیرا اعلام شد امکان دسترسی والدین دانشجویان به کارنامه آن‌ها فراهم شده است. وزارت علوم همچنین با بومی‌سازی دانشگاه‌ها، سعی دارد دانشجویان را بیش از پیش در خانه و نزد خانواده نگه دارد.

خوابگاه‌های دانشجویی که همواره محل شکوفایی فعالیت‌های دانشجویی بوده است نیز با ترفندهای مختلف از تحرک افتاده است. دانشجویان مقطع کارشناسی که معمولا فعال‌تر هستند به خوابگاه‌های پراکنده در سطح شهر فرستاده شده‌اند و خوابگاه‌های متمرکز به دانشجویان مقاطع بالاتر سپرده شده است.

خوابگاه‌ها بیش از گذشته از حالت خودگردانی توسط دانشجویان خارج شده و توسط مدیریت دانشگاه‌ها اداره می شود و به بهانه‌های جزئی دانشجویان غیربومی که چاره ای جز سکونت در خوابگاه‌ها ندارند از خوابگاه اخراج می شوند.

مدیریت دانشگاه‌ها تا آن جا که توانسته فضاهای عمومی دانشگاه که همواره محلی برای تجمع همه روزه دانشجویان و بحث و گفتگو بین آن‌ها بود از میان برده و تغییر کاربری داده است. معدود نهادهای فوق برنامه ای که دستخوش تعطیلی نشده اند با سیاست های نظارتی شدید تنها به دکوری تزئینی تبدیل شده‌اند که دیگر شوری برنمی‌انگیزند. اردوهای دانشجویی به شدت محدود شده اند و تحت کنترل دانشگاه و بسیج قرار دارند.

شوراهای صنفی کارکردهای خود را از دست داده‌اند. در یکی از موارد اخیر در دانشگاه امیرکبیر که شاهد اعتراض شورای صنفی به مرگ یک دانشجو در اثر سوء مدیریت مسلم در خوابگاه‌ها بودیم، در نهایت حاصل اعتراض به حق شورای صنفی این شد که با پا در میانی‌های بسیار دانشگاه از برخورد انضباطی با فعالان صنفی صرف نظر کرد. کلیه نهادها و انجمن‌های رسمی سیاسی که منتقد حاکمیت بوده‌اند به طور کامل از دانشگاه‌ها جمع شده‌اند و جای خود را به فعالیت‌های غیررسمی در گوشه و کنار دانشگاه ها داده اند.

بر تمام این موارد اگر تفکیک جنسیتی، اعمال سیاست‌های سخت‌گیرانه در ارتباط با نحوه پوشش و آرایش دانشجویان، قطع ارتباط نسل‌های مختلف دانشجویی با یکدیگر و همچنین دفن کشته شدگان جنگ و اجرای مراسم های مختلف مذهبی و اشغال دانشگاه‌ها توسط نیروهای غیردانشجو وابسته به حاکمیت را هم اضافه کنیم پازل تلاش اقتدارگرایان برای احاطه و سلطه همه جانبه اقتدارگرایان بر دانشگاه‌ها تکمیل می شود.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.