درگذشت حسن نزیه؛ یک حقوق بشری ناکام

به روز شده:  10:42 گرينويچ - سه شنبه 18 سپتامبر 2012 - 28 شهریور 1391
امیر انتظام، صباغیان، نزیه، بازرگان

از راست: امیر انتظام، صباغیان، حسن نزیه و مهندس بازرگان

"قصه من قصه کسی است که چهل سال در پی آب حیات دوید و وقتی به آن رسید و جام را سرکشید دریافت که آبی مانده و بویناک است، پایان قصه این شد که چهل سال هم صرف یافتن چشمه ای دیگر کردم".

حسن نزیه، حقوقدان و سیاست پیشه ملی گرای ایرانی که روز جمعه آخر شهریور در پاریس درگذشت، سیزده سال قبل در گفتگو با یک روزنامه نگار ایرانی، با این کلمات زندگی نامه خود را مختصر کرد.

نزیه که چندماهی بعد از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ به دنیا آمد در دوران قدرت رضاشاه پهلوی بالید و بعد از سقوط وی و پایان جنگ جهانی دوم به فعالیت های سیاسی پیوست و کوشید تا با مبارزه با استبداد پهلوی دوم، به آزادی و دموکراسی – عهدی که پدرانش از دوران مشروطه با مردم بسته بودند – یاری رساند. و چنین بود که در جریان انقلاب ضد سلطنتی نقش مهم و اثرگذاری یافت که بیش از یک سال به طول انجامید.

وی با پیروزی انقلاب و سقوط نظام پادشاهی از مقامات اصلی دولت موقت شد، و به ریاست شرکت ملی نفت برگزیده شد که مهم ترین ارکان حکومت و وظیفه دار فروش نفت و تامین درآمد برای میلیون ها نفری بود که به هوای زندگی بهتر به خیابان ها ریخته و یکی از بزرگ ترین انقلاب های کلاسیک قرن بیستم را امکان پذیر کرده بودند.

حسن نزیه در این مقام، اولین نفر از هواداران سکولار انقلاب بود که با روحانیونی که برای به دست آوردن قدرت شتاب داشتند درگیر شد و بازی را به آنان باخت. جان را برداشت و گریخت و از همان زمان، سی و سه سال آوارگی و سختی و غربت او آغاز گشت. در این دوره هرگز نتوانست گروه های مختلف را به خود بخواند. بخشی از سیاسیون بدان جهت با وی یکدل نشدند که سال ها مخالفتش با نظام سلطنتی را به یاد داشتند، عده ای به خاطر یک سال تلاشش برای یافتن بدیل برای استبداد سلطنتی او را دشمن می داشتند و جمعی حسن نزیه را با همه سابقه فعالیت های حقوق بشریش، همدست و همکار جمهوری اسلامی می خواندند.

یک زندگی پر درد

نزیه در پایان جنگ از دانشگاه تهران، لیسانس رشته قضائی گرفت و به کارآموزی وکالت مشغول شد، در همین جا با حسین فاطمی آشنائی یافت، به کمک وی مقدماتی برای سفر به اروپا ایجاد کرد و بعد از فعالیت های جدی در نهضت ملی نفت و چند بار دیدار با دکتر محمد مصدق سرانجام در آخرین ماه های دولت رزم آرا به عنوان بورسیه به سوئیس رفت تا درباره بیمه های اجتماعی طرحی بریزد. از همین رو در دولت دکتر مصدق نماینده ایران در کنفرانس جهانی بیمه های اجتماعی شد.

"حسن نزیه، همزمان با محاکمه دکتر مصدق در دادگاه نظامی، لایحه دفاعیه ای برای او نوشت. این لایحه توسط حسن صدر به دکتر مصدق رسید و بخش هائی از آن مورد استناد رهبر نهضت ملی قرار گرفت."

وقتی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اتفاق افتاد، او از جمله مریدان دکتر مصدق به حساب می آمد و با جسارت و پشتکاری که داشت توانست نهضت مقاومت ملی را زیر سایه آیت الله زنجانی برپا دارد و نشریه راه مصدق ارگان این نهضت کار او بود. همزمان با محاکمه دکتر مصدق در دادگاه نظامی، لایحه دفاعیه ای برای او نوشت . این لایحه توسط حسن صدر به دکتر مصدق رسید و بخش هائی از آن مورد استناد رهبر نهضت ملی قرار گرفت.

در دولت زاهدی و علا که بعد از سقوط دولت دکتر مصدق تشکیل شد، نزیه فقط به کار وکالت و فعالیت های جنبی آن مشغول بود و به زندان نیفتاد گرچه چند باری در فرمانداری نظامی بازجوئی شد و به وی هشدار دادند. همزمان با دولت علی امینی وی از جمله کسانی بود که میدان عملی یافت. با نخست وزیر ملاقات هائی کرد و بر این باور بود که باید از تضاد امینی و دربار برای شکستن اختناق سود جست. در جبهه ملی کمتر کسی چنین اعتقادی داشت. وی همراه با مهدی بازرگان و یدالله سحابی و منصور عطائی، "نهضت ملی" را پایه ریزی کرد و چندان که نهضت آزادی چهره نمود از اعضای موسس آن بود.

از دوران دولت امینی که همزمان با دولت جان کندی در آمریکا بود چند حرکت سیاسی موثر به یادگار مانده، اول تظاهرات جبهه ملی در جلالیه و دیگری نامه ای که حسن نزیه به محمدرضا شاه پهلوی نوشت و در آن با ادب و رعایت احترام انتقاداتی وارد کرد که بازتاب گسترده ای در میان ناراضیان در کشور یافت. و همزمان با اوج گیری نام آیت الله خمینی در توده های مردم، به علت نامه نگاری های وی با نخست وزیران وقت و سخنان اعتراض آمیزش، نزیه هم در میان نخبگان، به ویژه طبقه وکلای دادگستری جلوه کرد.

سقوط دولت امینی، سفر پادشاه به آمریکا، پذیرش اصلاحات مدرن مورد نظر جان کندی و اعلام آن به عنوان مواد انقلاب شاه و ملت، مخالفت روحانیون به سرکردگی آیت الله خمینی و درگیری آنان با دولت اسدالله علم را در پی آورد و روزهای سختی برای ملی گرایان و جناح مذهبی پدید آمد. بعد از حوادث پانزده خرداد ۱۳۴۲ و تبعید آیت الله خمینی به بورسا در ترکیه، حبس خانگی آیت الله طباطبائی قمی و تهدید مراجع قم، یک دوره سخت در فعالیت های سیاسی آغاز شد که نزیه آن را با شرکت در تشکل وکیلان و یاری رساندن به زندانیان و مدافعان حقوق بشر طی کرد.

از سال ۱۳۵۵ که یک دولت دموکرات دیگر در ایالات متحده آمریکا به روی کارآمد و جیمی کارتر با شعار دیکتاتورها متحد آمریکا نیستند به کاخ سفید رفت، دکتر امینی بار دیگر با احتیاط فعالیت هائی آغاز کرد و نظام پادشاهی هم چاره را در اعلام فضای باز سیاسی دید. نزیه از جمله اولین کسانی بود که پیام سرنوشت را شنید و توانست تحرکی بین وکیلان دادگستری به وجود آورد.

انقلاب نزدیک شد

"بررسی خاطرات و اسناد مانده از هجده ماه التهاب منجر به سقوط دولت های امیرعباس هویدا، جمشید آموزگار، جعفر شریف امامی، ارتشبد ازهاری و شاپور بختیار، نشان می دهد حسن نزیه از فعال ترین چهره ها در این دوران بود و ده ها تفاهم نامه، قرار و میعاد، و متونی برای ایجاد تحولات دموکراتیک و گذر آرام از دیکتاتوری به دموکراسی به خط و امضای او برجا مانده است."

در چند جلسه ای که در بهار ۱۳۵۶ بین روزنامه نگاران فعال و نزدیک به جبهه ملی و وکیلان مبارز تشکیل شد، نزیه توانست پیام رسان دکتر امینی باشد و نوید آغاز دوران تازه ای را بدهد که به گمان سران جبهه ملی و نهضت آزادی و بخشی از روحانیون سیاسی، می توانست در صورت پرهیز گروه ها از تندروی، به اجرای قانون اساسی و ایجاد آزادی انتخابات و بیان بینجامد.

این باور در بهار سال ۱۳۵۷ در سر علی امینی، عبدالله انتظام، غلامحسین صدیقی، مهدی بازرگان، یدالله سحابی، کریم سنجابی، داریوش فروهر، شاپور بختیار، آیت الله زنجانی، محمدتقی فلسفی و چند تن دیگر بود، و درگذر زمان با حوادثی که رخ داد در میان امیران ارتش و آیات قم هم هوادارانی یافت. ابتدا تنها دکتر امینی پیام رسان این گروه به پادشاه و معتمدانش بود اما کم کم صدای هواداران احیای قانون اساسی مشروطه در داخل سلول های حکومت انعکاس یافت.

پائیز آن سال روزنامه نگاران مشغول بررسی اعتصابی بودند که قرار بود به دلیل ادامه سانسور و اختناق برپا شود و جهان آماده را به کمک آزادی خواهان ایرانی بکشاند که وکیلان دادگستری بند را گسستند و در انتخابات پانزدهمین دوره کانون خود هدایت الله متین دفتری نوه دکتر مصدق را با بیشترین آرا برگزیدند و رای دوم به حسن نزیه داده شد. برگزیدگان این دوره در انتخابات هیات رئیسه، حسن نزیه را به ریاست کانون انتخاب کردند.

بررسی خاطرات و اسناد مانده از هجده ماه التهاب منجر به سقوط دولت های امیرعباس هویدا، جمشید آموزگار، جعفر شریف امامی، ارتشبد ازهاری و شاپور بختیار، نشان می دهد حسن نزیه از فعال ترین چهره ها در این دوران بود و ده ها تفاهم نامه، قرار و میعاد، و متونی برای ایجاد تحولات دموکراتیک و گذر آرام از دیکتاتوری به دموکراسی به خط و امضای او برجا مانده است.

بر اساس گفته های نزیه وقتی در آستانه انقلاب علی امینی به وی خبر می دهد شاه عازم ترک ایران است و در صدد تشکیل شورای سلطنت، و موافقت دارد که دو سوم اعضای این شورا از ملیون باشند، نزیه آنرا مناسب تشخیص داده و پیغام شاه را به آیت الله طالقانی رساند، و از او خواست تا راسا در این مورد تصمیمی بگیرد و آیت الله خمینی را در عمل انجام شده قرار دهد، ولی آیت الله طالقانی این پیشنهاد را نپذیرفت و از نزیه ‌خواست به فرانسه برود و آیت الله خمینی را در جریان قرار دهد.

زمانی که نزیه در پاریس بود گروهی از ملی ها و بازاریان در تهران و پاریس سعی می کردند شاپور بختیار – نفر دوم پیشین جبهه ملی - را راضی کنند تا با آیت الله خمینی تفاهم کند. نزیه ایجاد مقدمات کار را به عهده گرفت و موفق شد. در پاریس نامه ای در دست داشت که شاپور بختیار در آن تاکید کرده بود "به عنوان یک ایرانی مایل است به حضور آیت الله برسد". اولین خبرهائی که داد امیدبخش بود و بختیار آماده سفر به پاریس شد اما بزودی خبرگزاری ها از زبان آیت الله خمینی اعلام داشتند بختیار را تا از نخست وزیری استعفا ندهد نمی پذیرد و او باید رژیم را غیرقانونی اعلام کند.

آیت الله می شنید

"در دیدار پانزده دی ۱۳۵۷ دو ساعتی حسن نزیه گفت و آیت الله خمینی شنید. موضوع گفتگو شورای سلطنت بود و نحوه انتقال قدرت، آیت الله به تاکید می گفت: "روحانیون نباید وارد دولت و قدرت شوند.""

نزیه در نوفل لوشاتو، برای نخستین بار دریافت باد چنان که وی و دیگر رجال قانونگرا می پندارند بر بیدق آزادی های مصرح در قانون اساسی مشروطه نمی وزد، او که همه عمر با روحانیون آشنا و دمخور بود در این تجربه تازه دریافت که نسلی دیگر از روحانیون برای قدرت کمر همت بسته اند و "کراواتی ها را رقیب خود می دانند." از نگاه وی آیت الله خمینی اما چنین نبود. در دیدار پانزده دی ۱۳۵۷ دو ساعتی گفت و آیت الله شنید. موضوع گفتگو شورای سلطنت بود و نحوه انتقال قدرت، آیت الله به تاکید می گفت "روحانیون نباید وارد دولت و قدرت شوند."

وقتی حسن نزیه از پاریس برگشت در کیف دستی وی چند نمونه پیش نویس قانون اساسی بود، در نگاهش امید بود و سخن علی امینی در گوشش صدا می کرد. دکتر امینی، مرد پخته و دنیادیده وقتی در قانع کردن آیت الله خمینی برای نرمش و پذیرش قانون اساسی مشروطیت ناکام ماند، به نزیه گفته بود "کارتان خیلی سخت است، آخوندها سیصد سال بود که دنبال این روزها می گشتند، حالا خیلی نزدیک شده اند به قدرت. شاید بشود با کمک خمینی و شریعتمداری و طالقانی خطر تندروهایشان را کم کرد."

قافله انقلاب سوار بر پرواز اختصاصی ارفرانس به تهران رسید. نزیه از همان گوشه فرودگاه، مذاکرات را با طالقانی و دیگران پیش می برد. چند روز بعد مهندس بازرگان به نخست وزیری موقت منصوب شد و حکمش همان بود که نزیه می دانست و ده روز بعد چیزی از نظام پادشاهی نماند. نزیه و نزدیکان مهندس بازرگان این را پیروزی بزرگی دیدند که آیت الله برخلاف نظر برخی از هم کسوت هایش نه خود مقام ریاست را پذیرفت و نه قدرت را به کسی از آن ها داد.

گفتگوهای مقدماتی برای اداره کشور پیش از ۲۲ بهمن آغاز شده بود چنان که فرماندهان ارتش شاه از لحظه خروج فرمانده شان از کشور مذاکره با انقلابیون را آغاز کرده بودند، در این گفتگو ها نزیه عملا مانند نفر دوم [بعد از مهندس بازرگان] عمل می کرد. روز سی ام بهمن که اعلام شد وی به ریاست شرکت ملی نفت منصوب شد و ماموریتش این است که هر چه زودتر آثار اعتصاب و توقف صادرات را پاک کند و قراردادهای "طاغوتی" را ملغی سازد و مهم تر از همه پول به خزانه خالی برساند. چند هفته دیگر باید دو ماه حقوق شب عید کارکنان دولت داده می شد و مهم تر از همه وعده هائی برای برق و آب و تعلیمات و بهداشت مجانی داده شده بود.

جلسات هیات دولت موقت که اول در مدرسه رفاه و بعد در قم برپا می شد شادمانه و با لبخند بود. آیت الله مشکل گشا بود و جلو پای دولت را پاک می کرد و گره ها را می گشود. اما غول انقلاب رام شدنی نبود. هر انتصابی با اعتصاب و گروگان گیری و تحصن همراه بود، هر مدیری با گروه های مسلح روبرو می شد که پرونده می ساختند. مرزهای غرب و جنوب هم ناآرامی گرفته بود. با این همه دو هفته مانده به عید، حسن نزیه اعلام داشت که صادرات نفت آغاز شد. جشنی برپا گشت. عید به خوشی گذشت اما بهار نه. ترور ها شروع شده بود و درگیری و وحشت از جنگ داخلی در ترکمن صحرا، خرمشهر و شهرهای کردستان.

حمله آیت الله بهشتی به حسن نزیه و کانون وکلا

آیت الله بهشتی

دکتر بهشتی خواستار محاکمه حسن نزیه به خاطر توهین به اسلام شد و گفت "اقلا بگذارید ما بمیریم و بعد بیائید و خود را متولی انقلاب معرفی کنید."

در چنین فضائی مدیرعامل شرکت نفت به تهران آمد و در هفته اول خرداد در سمینار وکلای دادگستری سخن به تندی گفت، معمول شده بود گلایه از روحانیون و کمیته ها، منتها به زبان نرم مهندس بازرگان با مطایبه و هزل. اما نزیه سخن پوشیده نمی دانست . آن جا فریاد زد"بعضی تصور می کنند تمام مسائل سیاسی، اقتصادی و قضائی را می توان در قالب اسلامی بسازیم. آیات عظام هم می دانند که این کار در شرایط حاضر نه مقدور است نه ممکن و نه مفید."

در این هنگام آیت الله مرتضی مطهری، رئیس شورای انقلاب و یکی از امیدهای کسانی مانند نزیه ترور شد، چند روز بعد عای اکبر هاشمی رفسنجانی مشاور جوان رهبر انقلاب هم به خاک افتاد گرچه ترور ناکام ماند. در این موقعیت حزب جمهوری اسلامی برپا گشت و اولین شماره روزنامه اش هم منتشر شد "تا روحانیون نگذارند مشروطه تکرار شود و به حجره ها برنگردند"، در این حال بود که نزیه به عنوان مهم ترین دشمن قدرت گیری روحانیون هدف حملات قرار گرفت. ابتدا انتقادهائی آرام بود و بعد پاسخگوئی به عهده دکتر بهشتی افتاد که عملا شورای انقلاب را به عهده گرفته و بزرگ ترین رقیب دولت به حساب می آمد.

دکتر بهشتی به قهر و تندی خواستار محاکمه نزیه به خاطر توهین به اسلام شد و گفت "اقلا بگذارید ما بمیریم و بعد بیائید و خود را متولی انقلاب معرفی کنید."

ماه های جدال گرم

پنج ماه گرم تهران، تمام مدت صرف رد و بدل شدن سخنان بین نزیه و دکتر بهشتی بود گرچه گاه گاه بنیان گذاران حزب جمهوری اسلامی هم نشان می دادند که در کدام جبهه اند. در سوی مقابل این مهندس بازرگان بود که چند بار تکرار کرد که پشت نزیه ایستاده است.

جنگ لفظی تندی در جلسات سخنرانی ها علیه دولت و مدیرعامل شرکت نفت می گذشت و روحانیون هر جمع را به تظاهرات و شعار علیه حسن نزیه می خواندند، این که همزبانانش در تبریز تظاهراتی به نفع وی برپا داشتند رهبران حزب جمهوری اسلامی را بیشتر به خشم واداشت چرا که این تظاهرات را حزب خلق مسلمان – که از پیروان آیت الله سید کاظم شریعتمداری تشکیل شده بود – سامان داد.

"در آخرین روزهای تابستان رهبر جمهوری اسلامی داماد خود آیت الله اشراقی را به سمت نماینده تعیین کرد تا مسائل شرکت نفت و اختلافات موجود بین روحانیون – عموما عضو حزب جمهوری اسلامی – و حسن نزیه را داوری کند. اولین حضور نماینده آیت الله خود مسئله تازه ای ساخت و آن هم حجاب در محیط های اداری بود. مساله حجاب اجباری هم بر مسائل دیگر افزون شد."

آیت الله خمینی نگران تند شدن اختلافات و خصومت ها، چندباری طرفین را به سکوت و کار برای خدا و مردم فراخواند اما بعدها معلوم شد این نوک کوه یخی بود که سال های بعد باید ده ها تن را به چالش می کشید و راه را برای قدرت گرفتن روحانیون هموار می کرد. اما هیچ عاملی نمی توانست حسن نزیه را از خط مقدم جبهه بیرون اندازد. شش ماه از پیروزی انقلاب نگذشته رسانه های خارجی و تحلیلگران با اشاره به اختلافات داخلی جبهه مذهبی و جنگ هائی که در جاهای مختلف برپا شده بود سقوط نزدیک حکومت را گمانه زنی می کردند.

در آخرین روزهای تابستان رهبر جمهوری اسلامی داماد خود آیت الله اشراقی را به سمت نماینده تعیین کرد تا مسائل شرکت نفت و اختلافات موجود بین روحانیون – عموما عضو حزب جمهوری اسلامی – و حسن نزیه را داوری کند. اولین حضور نماینده آیت الله، خود مسئله تازه ای ساخت و آن هم حجاب در محیط های اداری بود. مساله حجاب اجباری هم بر مسائل دیگر افزون شد.

درست هفت ماه بعد از انتصاب حسن نزیه حقوقدان به سمت مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، شایعه برکناری وی در شهر پیچید. چنین می نمود که روحانیون و اعضای شورای انقلاب موفق شده و دست راست مهندس بازرگان را قطع کرده بودند چرا که دو روز بعد نزیه از حضور در شرکت نفت سرباز زد و اعلامیه دادستانی انقلاب وی را احضار کرد. دیگر تا روزی که وی از صحنه خارج شد چیزی نمانده بود.

گروه روحانیونی که بلافاصله پشت سر آیت الله خمینی نظام تازه را رهبری می کردند، یعنی منتظری، بهشتی، هاشمی رفسنجانی، خامنه ای، مفتح، باهنر، موسوی اردبیلی، ربانی املشی، هاشمی نژاد که توسط نیروهای جوان مذهبی پشتیبانی می شدند در اولین مقابله جدی با یک "کراواتی" به پیروزی رسیدند. آیت الله شریعتمداری و آیت الله طالقانی و آیت الله زنجانی از جمله کسانی بودند که در غیاب آیت الله مطهری از نزیه حمایت می کردند اما قدرت جای دیگر بود.

هیچ نشانه ای وجود ندارد که حکایت کند صادق قطب زاده، ابراهیم یزدی، عباس امیرانتظام، ابوالحسن بنی صدر، کاظم سامی، دریافته بودند که بعد از حسن نزیه نوبت حذف به آنان می رسد. و سندی نیست که حکایت از آن کند که جز مهندس بازرگان دیگرانی در شرایط پائیز ۱۳۵۸ از نزیه حمایت کرده باشند.

کمتر از یک ماه بعد با اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویانی مشهور به پیروخط امام، مهندس بازرگان از نخست وزیری استعفا داد و شورای انقلاب اداره کشور را به عهده گرفت. چیزی نمانده بود که عباس امیرانتظام هم از سفارت ایران در سوئد فراخوانده شود، مگر نه او هم مانند نزیه با تشکیل مجلس خبرگان مخالف بود.

"هیچ نشانه ای وجود ندارد که حکایت کند صادق قطب زاده، ابراهیم یزدی، عباس امیرانتظام، ابوالحسن بنی صدر، کاظم سامی، دریافته بودند که بعد از حسن نزیه نوبت حذف به آنان می رسد. و سندی نیست که حکایت از آن کند که جز مهندس بازرگان دیگرانی در شرایط پائیز ۱۳۵۸ از نزیه حمایت کرده باشند."

حسن نزیه که خود را از تنگنائی که بیم جان در آن بود نجات داد و از مرزهای خاکی از کشور گریخت. هنگامی به پاریس وارد شد که شاپور بختیار آخرین نخست وزیر دوران پادشاهی تازه در آن شهر ظاهر شده بود، همان شهری که دو سال بعد ابوالحسن بنی صدر، اولین رئیس جمهور اسلامی همراه با مسعود رجوی، فرمانده سازمان مجاهدین خلق هم بدان رسید.

تبعید و آوارگی

حسن نزیه که هفته پیش در نود و یک سالگی بعد از مدتی ابتلا به آلزایمر در پاریس درگذشت، تا پیش از آن که سمت ناپایدار دولتی را از همفکر خود مهندس بازرگان بپذیرد یک حقوقدان و فعال حقوق بشر بود اما هفت ماه نشستن بر لیموزین مدیرعاملی شرکت نفت، به او چهره و عنوان یک دولتمرد را داد و از همین رو در دوران طولانی تبعید و آوارگی میدانی نیافت.

در شهری که وی در آن درگذشت آخرین رئیس دولت پادشاهی ماند و جان داد، آخرین فرماندار نظامی ارتش شاهنشاهی، ارتشبد غلامعلی اویسی ترور شد، تنها نوه رضاشاه که یک نظامی حرفه ای بود نیز در همان جا تیر خورد.

پاریس تنها شهری نبود که مخالفان تاسیس حکومت اسلامی در آن گرد آمدند، بعد از حسن نزیه در دیگر شهرهای اروپا هم، هزار هزار کسانی گرد آمدند که در یک چیز مشترک بودند و آن ایستادگی در مقابل قدرت روحانیون شیعه بود که حضورشان در قدرت کشور صاحب نفت و بانفوذی چون ایران، جغرافیای سیاسی منطقه را دگرگون کرد.

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.