بررسی روزنامه های صبح تهران؛ شنبه ششم آبان

به روز شده:  03:29 گرينويچ - شنبه 27 اکتبر 2012 - 06 آبان 1391

روزنامه های صبح اولین روز هفته تهران در عنوان های اصلی خود به انتخابات آمریکا اشاره کرده و در گزارش ها و مقالاتی به گمانه زنی هائی درباره نتایج این انتخابات و تاثیرش بر روابط ایران و واشنگتن پرداخته اند.

تشریح موقعیت دولت در میان اختلافاتی که در سطوح مدیران اصلی کشور ظاهر شده، و شکست برنامه های اقتصادی که مقامات دولتی هم حاضر به قبول مسئولیت آن نیستند از دیگر مطالب این روزنامه هاست.

اختلافات داخلی و پایان جریان انحرافی

انتخابات آمریکا و نظر گروگان گیرها، ضمیمه اعتماد

محمدعلی وکیلی در سرمقاله کلیک ابتکار نوشته مدتی است دامنه اختلافات مسئولان در سطح قوا آن چنان عمیق و پردامنه گردیده که کمتر کسی سعی می‌کند آن را طبیعی و در حد اختلاف سلیقه تنزل و نشان دهد، اختلافاتی که تا پیش از این می‌توانست در اتاق‌های دربسته مطرح و مورد چاره جویی واقع شود حال به بدترین شکل ممکن علنی شده. سران قوا همدیگر را به نقض قانون و بی اعتنایی به اصول قانون اساسی و دخالت در وظایف همدیگر متهم می‌کنند. هر مسئله ریز و درشتی بهانه رویارویی می‌شود و تقابل و صف آرایی را تشدید می‌کند.

به نوشته این مقاله با همه این ها دیگر مثل گذشته مردم با هیجان نمی‌پرسند که چه شده و یا چرا اینطور شده و آخرش چه می‌شود؟ این روزها دامنه این اختلافات کمتر نقل محافل و مجالس مردم است. در مقابل سیاسیون با شدت هر چه تمام تر خود درگیر اختلافات هستند. اما بی تفاوتی مردم عمدتا به این دلیل است که خود درگیر مشکلات مهمتری هستند. فشار گرانی‌ها و سختی معیشت امان از آنان گرفته، دیگر حوصله غصه‌های کلی تر را ندارند، بیم نان فردا و بهت سرعت لحظه ای قیمت‌ها و بی خیالی مسئولان دست به دست داده تا مردم نگران خود باشند.

سرمقاله ابتکار سرانجام می نویسد: اما نگاه به صحنه و آن چه این روزها در ساحت سیاست ایران در جریان است عجیب و غیرقابل هضم می‌نماید. در حالی که کشور درگیر فشارهای جهانی است و عرصه بر مردم تنگ است و می‌بایست تمام انرژی مسئولان برای پاسخگویی به نیازهای مردم بسیج باشد ولی واقعیت‌های میدان عمل خلاف آن را نشان می‌دهد.

صادق زیباکلام در مقاله ای که کلیک آرمان آن را نقل کرده، پرسیده که آیا پایان کار جریان معروف به انحرافی فرارسیده است و خود جواب داده: یک بخش از اصولگرایان، مدت‌ها بود که به خطایی که در رابطه با دولت پی برده بودند و عملا دیگر با او کاری نداشتند. بالاخره دشوار بود که رئیس‌جمهوری را که این همه روی وی سرمایه‌گذاری کرده بودند، اذعان نمایند که آن‌طور که می‌خواستیم، نشد.

انتخابات آینده در تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

به نوشته این استاد دانشگاه: اصولگرایان به جای پذیرش این واقعیت که سیاست‌های کلان اصولگرایان از تیر ۸۴ تاکنون موفقیت در حد انتظار را نداشته، سعی کردند مسائل مبتلابه را به نام «جریان انحرافی» معرفی کنند و هر سیاست، تصمیم و موضع‌گیری که برخلاف نظر آنان بود را به پای «جریان انحرافی» نوشتند.

مقاله آرمان در نهایت می افزاید: اما به تدریج و از مدت‌ها قبل این روند دیگر مثل سابق خریداری نداشت. در قریب به یک هفته‌ای که داستان تقاضای بازدید احمدی‌نژاد از زندان اوین مطرح شده، برای نخستین‌بار اصولگرایان دیگر اشاره‌ای به «جریان انحرافی» نمی‌کنند و دیگر نمی‌گویند که جریان انحرافی و حلقه نزدیک به دولت مسبب به‌وجود آمدن این مساله شده است.

احمدی نژاد پیش بینی ناپذیر

جواد دلیری در مقاله ای در ضمیمه کلیک اعتماد نوشته محمود احمدی‌نژاد پیش‌‌بینی‌ناپذیر‌ترین چهره سیاسی است. پیش‌بینی‌ناپذیری او تبدیل به یک سیره سیاسی شده است. این سیره، گاه طبیعی و گاه غیرطبیعی می‌نماید. او پس از شش سال از حقوق ملت گفت، هیات پیگیری و نظارت بر قانون اساسی را که خود منحل کرده بود، احیا کرد، مجلس را در راس امور ندانست، حضور در قوه قضاییه را دخالت در قوه دیگر ارزیابی نکرد. عزل وزیر خارجه حین مذاکرات، عزل وزیر کشور دربین دو انتخابات، ادغام وزارتخانه‌ها بدون لایحه مصوب و... همه و همه نشان از سیره سیاسی او دارد.

نویسنده بعد این سئوال را مطرح کرده که آیا محمود احمدی‌نژاد هم خود را یک تدارکاتچی می‌داند؟ و جواب داده شاید در رفتار و سیره سیاسی، او خود را تدارکاتچی نمی‌بیند، همچنان که از تمام اختیاراتش استفاده می‌کند اما در عمل او یک تدارکات چی هست و اینک او تنها یک کار مانده که انجام دهد؛ لوایح دو قلو سید محمد خاتمی را احیا کند. آیا او باز هم ما را غافلگیر خواهد کرد؟

به این ترتیب انگار او به راه منتقدان خود می‌رود. شاید در روش با سید محمد خاتمی متفاوت باشد اما در این هشت سال نشان داده که با زبان متفاوت گام در جای پای او گذاشته است. او حتی پا جا پای میرحسین موسوی گذاشته است. چنان که در روزگاری نه‌چندان دور در یکی از مناظره‌های تلویزیونی به رقیب انتخاباتی خود حمله کرد که در زمان نخست‌وزیری‌اش با وارد کردن بنیانگذار جمهوری اسلامی اندک اختیارات ریاست‌جمهوری وقت را نیز از او گرفته اما انگار دارد همین تجربه را تکرار می‌کند .

بوی تعفن این جنازه، تسلط چین بر بازار

حسین عبده تبریزی در سرمقاله کلیک دنیای اقتصاد نقل کرده: می گویند در محله چینی‌نشین رم در ایتالیا، هیچ چینی نمی‌میرد چرا که آن جا جنازه هر چینی مرده را به‌سرعت گم‌وگور می‌کنند تا گذرنامه و مدرک شناسایی‌اش را به چین بفرستند و با آن مدارک، چینی دیگری وارد ایتالیا شود. احوال اقتصاد ایران نیز بر همین منوال است. هر بلایی بر سرش می‌آورند، انگارآب از آب تکان نمی خورد. به خیال خود به‌سرعت جنازه را گم‌وگور می‌کنند تا آثاری از متوفی به جای نماند، غافل از آنکه بالاخره، بوی تعفن جنازه بلند می‌شود.

کارتون سعید صادقی، جام جم

این استاد دانشگاه مثال زده: اقتصاد به گونه ای مدیریت شده که مردم برای دفاع از قدرت خرید خود، به‌دنبال ارز می‌دوند. هزار یورو را در جیب بغل کت قدیمی خود جاسازی می‌کنند و یک سال که می‌گذرد، ده اسکناس صد یورویی هنوز همان هزار یورو را دارند: نه سرمایه‌گذاری شده و نه اشتغالی ایجاد شده است. از دید اقتصاد ملی، این پس‌اندازی با بازده صفر است. چگونه اقتصاد مدیریت شده که سرمایه‌گذاری‌ای با بازده صفر به گزینه اصلی سرمایه‌گذاری کشور بدل شده است؟

مثال دوم سرمقاله دنیای اقتصاد این است: آن‌گونه اقتصاد مدیریت شده که با پول نفت و تورم (که بدترین درآمد مالیاتی است) ساختمان‌هایی را در شهرهایمان خراب می کنیم که صد سال دیگر می‌توانند سرپا باشند. از دیدگاه اقتصاد ملی چنین کاری حداقل حماقت است. چگونه اقتصاد مدیریت شده که این ویرانی‌ها به‌نام توسعه شهری با افتخار رواست؟ سر به‌ نیست کردن این جنازه کار دشواری است.

محسن بهداد در ابتدای گزارشی در مغرب درباره حضور چینی ها در اقتصاد ایران نوشته: روزگار درازی ایرانیان به جحضور افغان ها در کنار خود در فعالیت های اقتصادی عادت داشتند این همبستگی که گاهی مسالمت آمیز هم نبود اما سالیان دراز ادامه داشت اما حالا باید لابد کم کم به حضور شرقی ها هم عادت کنیم.

به نوشته این گزارشگر اما این روزها بیش از گذشته در خیابان های ایران چینی ها به چشم می آیند نه به عنوان گردشگر، توریست و محقق بلکه در مقام سرمایه گذار و مشاور فنی و کارفرما و حتی کارگر.

گزارش مغرب حاکی است که داستان داستان لشکرکشی چینی ها به اقتصاد ایران است، نه فقط اقتصاد که حتی به سینما و حتی به ورزش . خوب یا بد، چینی ها این روزها به بخشی از اقتصاد ایران تبدیل شده اند و با اوضاع سیاسی و بین المللی ی که کشور دارد گویا بیرون رفتنی هم نیستند.

سعید لیلاز در همین صفحات نوشته بسیاری تصور می کنند حضور چینی ها در ایران صرفا به دلیل سیاسی اقتصاد ایران را تحت تاثیر قرار داده در حالی که امار و ارقام نشان می دهد مسائل اقتصادی نقش بسیار مهم و اساسی در نفوذشان به اقتصاد ایران دارد.

این اقتصاددان در مقاله مغرب و در پاسخ به کسانی که حضور چینی ها را در اقتصاد ایران به مسائل سیاسی مرتبط می دانند نوشته در حال حاضر روسیه و چین دو کشور مهمی هستند که در پرونده هسته ای به نفع ایران موضع گیری می کنند البته نه همیشه و پایدار، پس اگر ورود چین به اقتصاد ایران سیاسی است باید با روسیه هم چنین باشد و چرا با روسیه در مسائل اقتصادی این همه پیش نرفتیم. پاسخ این است که کار کردن با چینی ها راحت ترست آن ها در مسائل بانکی و مالی انعطاف پذیرتر از روس ها هستند و حتی سلیقه ایرانی ها و چینی ها به هم نزدیک ترست.

طرح شکست خورده از پیش

فرشاد مومنی از استادانی که از ابتدا با سیاست های هیجانی دولت احمدی نژاد مخالف بود در مقاله ای در کلیک آرمان نوشته بحث انحراف بنگاه‌های زودبازده موضوع جدیدی نیست؛ از همان ابتدا نشان می‌داد که لطماتی را به بخش تولیدی وارد می‌کند.

به نوشته این اقتصاددان هیجانی بودن شاید تنها یکی از مولفه‌های طرح بنگاه‌های زودبازده منابع مالی بود. چراکه سایر مولفه‌های آن نمایشی و دستوری بود و دولت خیلی توان تامین آن را نداشت و بنگاه‌ها از این ناحیه دچار کاستی‌هایی می‌شدند. نکته دیگری که در این زمینه باید درنظر داشت، این است که بنگاه‌ها از نظر مقیاس تولید، کوچک‌مقیاس هستند و برای اینکه امکان بقا در آن شرایط را داشته باشند، نیازمند برنامه، اندیشه و حمایت بیشترند.

مقاله آرمان تاکید دارد وقتی طرحی به‌صورت هیجانی اجرا شود، سیستم بانکی را نیز تحت تاثیر خود قرار می‌دهد و سبب می‌شود که این سیستم بر اساس آن طرح به افراد وام دهد که عملا این افراد توان بازپرداخت این تسهیلات را ندارند و درنتیجه سیستم بانکی با مشکل روبه‌رو می‌شود. هرچند در آن زمان نیز دولت برای پیش بردن طرح، در یک دوره پنج‌ساله پنج مدیر را به صورت پیاپی تغییر داد اما بازهم آن اهداف مدنظر محقق نشد.

کار علی کاشی، مردم سالاری

محمدحسین روانبخش در ستون طنز مردم سالاری نوشته چند وقتی است که زمزمه‌های گرانی مسکن مهر به گوش می‌رسید اما همه امیدوار بودند شتر گرانی روی مسکن مهر نخوابیده باشد ولی دریغ و افسوس که خوابید‌! حالا ببینید و بخوانید که این خبر را وزیر راه و شهر سازی چگونه داده است‌:

نیکزاد وزیر راه و شهرسازی گفت‌: ثبت نام مسکن مهر همچنان صورت می‌گیرد.

نیکزاد وزیر راه و شهرسازی در ادامه گفت‌: تاکنون تصمیمی‌برای افزایش قیمت مسکن مهر گرفته نشده است.

نیکزاد وزیر راه و شهرسازی در ادامه ترگفت‌: از معاونین خود درخواست کرده ایم تا با روسای انبوه‌سازان صحبت کنند و پس ار بررسی‌های لازم، یک افزایش قیمت منطقی به مسکن مهر بدهیم.

نویسنده مردم سالاری افزوده به این ترتیب‌، کمتر کسی ممکن است برود و در این طرح ثبت نام کند چرا که « تاکنون تصمیمی برای افزایش قیمت مسکن مهر گرفته نشده است» حرفی است که گفتن و نگفتنش فرقی ندارد چون تصمیم تازه مطمئنا گرفته خواهد شد‌، اما وزیر این دو تا را گفته تا کمی از زهر سخن آخرش گرفته شود‌، ... اما دریغ و افسوس که زهرش را کمی تا قسمتی بیشتر کرده است!

تقصیر من نیست

ابراهیم نکو در سرمقاله کلیک تهران امروز نوشته در شرایطی که اجماعی همگانی بر سر ضرورت ریشه‌یابی دلایل گرانی و نیز کشف راه‌هایی برای حل این مشکل به وجود آمده و به خواسته‌ای همگانی تبدیل شده است، کم و بیش اخباری از مناقشات و اتهام‌زنی‌های برخی مقامات دولتی به دیگر قوا و حتی علیه یکدیگر دیده می‌شود که تداوم چنین اتهام‌زنی‌هایی می‌تواند راه را برای مهار گرانی و کاهش تورم ناهموارتر کند. جدیدترین نمونه از این رفتار ناصواب، اتهام‌زنی‌های وزیر صنعت و همچنین مقامات بورس کالا به یکدیگر است که هر یک دیگری را عامل گرانی معرفی کرده‌اند.

به نوشته این نماینده مجلس در چنین رفتارهای غلطی ما شاهد اتهام‌زنی‌ها و فرافکنی‌های مسئولین اقتصادی دولت به یکدیگر هستیم که هر یک به جای ایفای نقش برای آرام کردن فضا، خواسته یا ناخواسته، دانسته یا نادانسته به ملتهب‌تر شدن فضا و آشفته شدن ذهن مردم دامن می‌زنند.

کارتون روز؛ کار کیوان زرگری، مغرب

در نهایت مقاله تهران امروز آمده زمانی که دو نهاد اساسی کشور نظیر وزارت‌خانه صنعت‌ومعدن و بورس کالا به این سادگی اتهام مقصر گرانی به یکدیگر می‌زنند خود به خود ذهن مردم به‌هم می‌ریزد و احساس می‌کنند مسئولین به جای برطرف کردن مشکلات اقتصادی آنها به فکر دعواهای درون‌سازمانی و مجادلات نیمه‌شخصی آلوده به بی‌مسئولیتی خود هستند. پیش از این هم از این دست رفتارها رخ داده بود و مسئولین سعی می‌کردند نهادها و افراد دیگری را عوامل گرانی معرفی کنند تا بتوانند کم‌کاری‌های خود را بپوشانند.

منعکس نکنید

کلیک ابتکار در ستون تیترهای پنهان خود نوشته:

- رئیس هیأت مدیره اتحادیه دامداران کشور: قیمت لبنیات باید آزاد شود[ از قید هر تعلقی]

- یک مسئول: خبرنگاران بدون بزرگنمایی مسائل و اخبار را منعکس کنند [ راهش اینه که منعکس نکنید]

- توصیه باهنر به احمدی نژاد: درگیری غیر ضروری نداشته باش! [ ولی اگه ضرورتشو احساس کردی با مشت برو جلو]

- احتمال توقف بررسی طرح اصلاح قانون انتخابات در مجلس [ کلا حال می‌کنیم اول مطرح کنیم بعد هم محض شوخی و خنده متوقف کنیم، لغو کنیم، پس بگیریم ]

- محمدرضا عارف: اصلاح طلبان از چه چیز باید توبه کنند؟ [ فعلا توبه کنن تا موضوعش مشخص بشه ]

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.